چند سال پیش دوست پژوهندهام احسان آسایش نسخۀ خطی دیوان تازی سرایندهای از یادرفته به نام تاجالدین طَرقی را به من معرفی کرد. در آن ایّام مجال مطالعۀ دقیق کتاب فراهم نیامد. دیوان تاجالدین طرقی، به شمارۀ ۱۲۴۷ در کتابخانۀ فاضل احمد (کوپریلی) محفوظ است و کتابت آن را «عبدالله بن ابی ابراهیم الفتح بن علی البنداری» در صفر سال ۶۶۵ق به پایان بُرده است. کاتبی به نام محمود بن حسن کاشانی نیز اوراقی از دیوان تاجالدین را در زمان حیات شاعر کتابت کرده است (کتابخانۀ ملی پاریس، دستنویس عرب ۳۹۶۴، ۱۱۴پ تا ۱۲۹پ).
عبدالله بنداری طبق مشخصاتی که به دست داده، بایستی فرزند فتح بن علی بنداری باشد که شاهنامۀ فردوسی را در ۶۲۰-۶۲۱ قمری به زبان عربی برگردانده است. بنداریِ کاتب، سرایندۀ کتاب را نیک میشناخته و از او، هم در آغاز و هم در پایان نسخه، با عنوان «الامام البارع افضل الزمان ملک الافاضل تاجالدین مجدالاسلام عیسی بن محفوظ الطرقی قدّس الله روحه و نوّر ضریحه» یاد کرده است.
فتح بنداری پدر کاتب، در ذکر پادشاهی قباد، از تاجالدین محفوظ بن الطیّب الطرقی به عنوان شیخ خود یاد میکند و از قول او میآورد که نسبش به دهقانی از اردستان میرسد که قباد دختر او را به زنی گرفته بود. طرقی بدین نسبت میبالید (رک. الشاهنامه، مقدمه، ۹۷). به نوشتۀ یاقوت، طَرْق از توابع نطنز است و شماری از اهل روایت و درایت از آنجا برآمدهاند (معجم البلدان، ۳: ۵۳۱).
ابن شعار موصلی (د. ۶۵۴ق) که بعد از بنداری، نزدیکترین فرد به دوران حیات تاجالدین طرقی بوده، در شرح حال او اطلاعات دست اولی عرضه داشته است: « ابوالفضل عیسی بن محفوظ بن طیّب اصفهانی طرقی، نحوی و ادیب بود از ناحیۀ اصفهان. نحو را از مفید کاشانی و رفیع لنبانی آموخت. در ادبیات استادی زبردست بود و تصانیفی دارد که از جملۀ آنها شرح یمینی است. با همۀ تبحرش در ادبیت و عربیت، سبک مغز بود و کارهای سخیف میکرد. در دهم محرم سال ۶۱۵ به سن ۶۳ سالگی در اصفهان درگذشت» (قلائد الجمان، ۵: ۲۷۶).
زکریا قزوینی (د. ۶۸۲ق) در ذکر طرق، از تاجالدین طرقی نام میبرد و میگوید که فصاحت او در شعر عرب، موجب شگفتی خلیفه الناصر لدین الله شده و گفته بود که گمان نمیبردم فردی از عجم کلامش بدین پایه برسد و او را خلعتی نیکو هدیه داد. قزوینی در دنبالۀ این سخن، دو حکایت از رفتارهای عجیب او نقل میکند (آثار البلاد، ۴۰۸-۴۰۹).
ابن فوطی از احوال تاجالدین طرقی با اطلاع بوده و به احتمال زیاد شرح حال این شاعر در بخش مفقودۀ مجمع الآداب جای داشته است. در نسخۀ موجود، وی دو جا از او یاد کرده: یک بار ذیل شرح حال عضدالدین محمد قاضی اصفهان و گوید که تاجالدین عیسی طرقی ستایشگر او بود (۱: ۴۱۷) و بار دیگر، ذیل شرح حال مجدالدین بن اعرج اصفهانی و از قول او چهار بیت شعر از تاجالدین عیسی بن محفوظ طرقی آورده است (۴: ۴۹۲).
از تاجالدین طرقی، سه نامۀ فارسی در مجموعۀ المختارات موجود است (ص ۸۴-۸۷). در یکی از نامهها از ممدوح خود خواسته که کارگزاریِ «دو پاره دیه که تعلّق به خاص دیوان اعلی دارد» بدو ارزانی فرماید (ص ۸۷). در نامۀ دیگر، گزارشی از وضع خود داده و از مخاطب نامه، یاری طلبیده است: «حالت این دعاگویان به غایت اختلال پذیرفته تا به حدّی که جملۀ خدم و حواشی گسیل کرده و از چهارپای هیچ نماند، والاّ لباسی که پردۀ نام و ننگ خویش ساخته و در زیر آن هزار شماتت دشمن و دلسوزی دوست تعبیه گشته» (ص ۸۵).
دیوان تاجالدین طرقی، مفصل است و اشعار او همگی در مدح بزرگان زمانه: از ملوک و وزرا و صدور و امرا و قضات و دیگران. در بین اشعار او، مدایح آل خجند و آل صاعد جایگاه ویژهای دارد. این مدایح، برای شناخت صاحبمنصبان ایران و اصفهان در آن دوره، منبعی مفید است. وی چکامهای در مدح شیخ تاجالدین محمود اشنوی دارد (دستنویس فاضل احمد، ۹۶ر) و شعری در ستایش کمالالدین شاعر (همان، ۷۶ر) که به احتمال زیاد منظورش کمالالدین زیاد اصفهانی است. از تاجالدین شعری به زبان فارسی باقی نمانده و ملمّعاتی هم که داشته، به طور کامل در دیوان او به ثبت نرسیده و طبق تصریح کاتب، بخشهای فارسی آن حذف شده است. ما در میان اشعار تاجالدین یک ملمّع یافتیم که سه مصراع آن به تازی است و مصراع چهارم به پارسی. این تنها شعر فارسی اوست که کاتب، تیغ حذف بر آن نرانده است (همان، ۶۶پ):
یا مَن لمَداه فی المَعالی مُعْجِز
لازِلت مُؤملاً نراهُ یُنْجِز
اَشتاقک و الحدیثُ فیهِ اَوْجِز
آورده چو آمده نباشد هرگز
مصراع چهارم رباعی، حالت مثلی دارد و شبیه آن را از قول شیخ ابوسعید ابوالخیر نقل کردهاند:
آن را که بیامده است زیبا آمد
دانی که بیامده چو آورده نبو
(اسرار التوحید، ۱: ۳۰۱؛ نیز رک. نامههای عین القضات، ۱: ۳۴۵)
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4