TGViewer
خاکستری. خاکستری. @writesomybe · 15 subscribers
Post #49 42
گاهاً دستی دور گلویم پیچیده میشود و با تمام توان من را به جدایی روحِ از خدا خواسته‌ام از این بدنِ خسته نزدیک میکند، دستی که آرزو میکردم کاش متعلق به هرکسی بود به جز " احساسِ گناه ".
احساسی که چون بنده، یا برده‌ای خوب برای خدایان و مدعیان روحم نبودم، نه.
احساسی که مدام فریاد میزند، بلند تر، بلند تر، بلند تر و بلند تر، میشود.
به طوری که مغزم فضایی‌ کافی برای لغزیدن، و انعکاس صدای فریادش ندارد.
به طوری که صدایش لرزه بر تمام اجزای بدنم می‌اندازد. رگ‌هایم را همانند تار گیتاری که به‌خاطر این که هرگز نتوانستم داشته باشمش او را حس میکنم، میلرزاند.
دستانم را میلرزاند، دقیقا مانند زمانی که از شدت لرزش دستانم هربار طرحی از شکل گناه را روی بومی بزرگ خراب میکردم.
جهان را بر سرم میچرخاند، دقیقا مانند سرگیجه‌هایی که پس از احساس گناه برای حس تلخیِ روی لبا‌نم دارم.
اما مشکل آن‌جایی امتداد پیدا کرده‌است که زندگی ساخته شده از دیوار‌های پوچ و پر از گناه هست. پر از حس تقصیر. تقصیر. تقصیر. و تقصیر. مقصرِ پر از خالی بودن قلب، مغز و زندگی‌ام کیست به جز انعکاس خودم در چشم ناامید دیگران؟
مقصر این احساسات خودم هستم. مقصر حس کردنِ احساسات، خودم هستم. خودی که کاش خودم نبود. و در آخر، این تراشه‌های مغزی بیهوده نوشته‌ای از حس گناه بود.
More from @writesomybe
  1. Oct 5, 2026i hate this one
  2. Oct 5, 2026به هنگام کشیدنِ طرح بر بوم، دستانش می‌لرزید. قدمی به عقب نهاد و به تصویر مقابلش خیره ماند،…
  3. Sep 24, 2026واژه‌ی شکستن همواره بارِ منفی و ناخوشایندی به همراه دارد. این در حالی‌ست که شکستن، گاه سبب…
  4. Sep 20, 2026خاموشی، خفقان، سکوت و بعد روشنایی.. تجربه‌ای که در پی غرق شدنی کوتاه داشتم. کم سن بودم، و…
  5. Sep 18, 2026احساس پوچی‌ای تمام نفس‌هایم را در بر گرفته است. احساسی که پس از هربار نوشتن، هر‌بار خواندن…
  6. Sep 11, 2026‍ روان‌کاو را وظیفه آن باشد که در ناخودآگاه بنده دست ببرد و من را کشف کند و در این کشف خوی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →