و ناگهان، شب زیباییاش را از دست داد.
شب از تمام جهات زیبا بود، در تاریکیاش میدرخشید، تا زمانی که جهان رنگش را از دست داد، شامگاه با تمام شیرینی، طعمش را ز دست داد.
ستارگان همان نقطه و ماه پر تجمل تر از همیشه بود، اما نشد کز سنگینی بار غم که بر سرم هموار بود سر بالا بگیرم تا روشنی چهرهی مردهام را نوازش کند.
و سپس، گیتی ز پیش چشمِ من، خاموش و بینگار شد.
Post #48
65