جادهای که روزی مرا در تاریکیاش رها ساخت، همچنان تاریک است.
جاده ای که روزی دست در دست خودش هم قدم آن بودیم برای رسیدن به کُنجی از آرامش، اکنون سرد و بی رنگ است، و جاده هیچ گونه نوری را به چشم نمیبیند.
حرف من بی شک درست بود، تکهی خورشیدی که متعلق به من بود دگر هیچگاه برای من نخواهد شد..
Post #39
113
خاکستری. در انتهای این مسیر هیچگاه نوری به روشنی تو نخواهم دید