TGViewer
خاکستری. خاکستری. @writesomybe · 15 subscribers
Post #16 162
نور، نور، نور.
روز‌ها و ساعت‌ها از نور مینویسم زیرا نور، این نور لعنتی را در زندگی‌ام گم‌ کرده‌ام.
هربار که طنابی از امید را بر دستم میگیرم تا راه را ادامه دهم، متوجه میشم سر دیگر آن طناب بر دور گردن لعنتی خود من است.
اما انتظار داشتم که تو روشنی حقیقی من باشی، نوری که متعلق به من است، متعلق به تاریکی نحض درون من است.
اما خیر، گویی انعکاسی روشن از ماه در مردابی پر از لجن دیدم و دست بر آن کشیده‌ام.
تاریکی. تاریکی. تاریکی محض.
چرا فقط نتوانستی در آسمان سیاهِ پوچِ خالی و سوت و کور من مثل یک ماه، مثل یک ماه لعنتی روشنی‌ت را به من هدیه دهی‌، همانطور که من تمام تک ستاره‌های کوچک، تمام تکه‌های کوچک از نور درونم را به تو هدیه دادم؟
تاریکی..تاریکی‌‌..تاریکی..
More from @writesomybe
  1. Oct 5, 2026i hate this one
  2. Oct 5, 2026به هنگام کشیدنِ طرح بر بوم، دستانش می‌لرزید. قدمی به عقب نهاد و به تصویر مقابلش خیره ماند،…
  3. Sep 24, 2026واژه‌ی شکستن همواره بارِ منفی و ناخوشایندی به همراه دارد. این در حالی‌ست که شکستن، گاه سبب…
  4. Sep 20, 2026خاموشی، خفقان، سکوت و بعد روشنایی.. تجربه‌ای که در پی غرق شدنی کوتاه داشتم. کم سن بودم، و…
  5. Sep 18, 2026احساس پوچی‌ای تمام نفس‌هایم را در بر گرفته است. احساسی که پس از هربار نوشتن، هر‌بار خواندن…
  6. Sep 11, 2026‍ روان‌کاو را وظیفه آن باشد که در ناخودآگاه بنده دست ببرد و من را کشف کند و در این کشف خوی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →