TGViewer
خاکستری. خاکستری. @writesomybe · 15 subscribers
Post #13 78
گاه تاریکی چنان تورا در آغوش میکشد گویی چشمانت هرگز نور را به خود ندیده.
در جهانی که روز ثابت نمیماند و به تلخی و کدورت تاریکی پس از روشنایی خودنمایی میکند، چشمان تارِ من یک قطره نور در دور دست ها، درخشان و زیبا میدید.
شاید تاریکی به آرامی از پا درم می‌آورد، اما من لنگان لنگان به سوی او قدم نهادم و هر چه نزدیک تر میشدم سردی و خاموشی از بین میرفت.
سردیِ شب، سردیِ غم و سردیِ تیرگی.
اکنون در روبروی تکه‌ای از خورشید ایستادم، تکه ای که ممکن بود هر آدمک دیگری به آن دست یابد و آن را از من بدزدد.
اکنون خورشید کوچک من، تنها امید و گرمابخش من است و هرگاه با آن جرعتِ پوچ به درون تاریکی قام‌هایی لرزان برمیدارم، دوباره به خانه‌ی امن خودم برمیگردم.
تصمیم میگیرم نور چشمانم را ذره ای از خودم دور نکنم تا در تاریکی سرد بی رحم گمراه نشوم.
زیرا به دنبال چه هستم؟ به راستی تمام وجودم در نور نهادینه است.
More from @writesomybe
  1. Oct 5, 2026i hate this one
  2. Oct 5, 2026به هنگام کشیدنِ طرح بر بوم، دستانش می‌لرزید. قدمی به عقب نهاد و به تصویر مقابلش خیره ماند،…
  3. Sep 24, 2026واژه‌ی شکستن همواره بارِ منفی و ناخوشایندی به همراه دارد. این در حالی‌ست که شکستن، گاه سبب…
  4. Sep 20, 2026خاموشی، خفقان، سکوت و بعد روشنایی.. تجربه‌ای که در پی غرق شدنی کوتاه داشتم. کم سن بودم، و…
  5. Sep 18, 2026احساس پوچی‌ای تمام نفس‌هایم را در بر گرفته است. احساسی که پس از هربار نوشتن، هر‌بار خواندن…
  6. Sep 11, 2026‍ روان‌کاو را وظیفه آن باشد که در ناخودآگاه بنده دست ببرد و من را کشف کند و در این کشف خوی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →