TGViewer
Channel Public Channel
وردة حمراء🥀

وردة حمراء🥀

@vardeahmar

و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Subscribers
1.51K
Photos
390
Videos
27
Links
28

Showing posts older than #2075 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #2074 1.64K
کی گفته تنبیه بده اصلا تنبیه گُله
همین من یه جوری چک خوردم دردش تا مغز استخوانم رفته. 
بعد اون مگر ملک‌الموت رو ببینم یادم بره که حاشا و عدا و خلا گاهی اسم بعد خودشونو منصوب میکنن و چرا.
۰۴/۰۷/۲۰
Post #2072 1.66K
به یاد دارم بچه که بودم پشت‌بام خانه‌یمان با همسایه‌ها همگی بهم وصل بود و در حیاط هر کدام نردبانی چوبی برای رفت و آمد.
همین سبب صمیمیت دو چندان ما شده بود که گاه و بی‌گاه بهم سر می‌زدیم.
نتیجه‌ی این رفت و آمد‌های زیاد خصوصا برای ما بچه‌ها به حدی رسیده بود که چشم بسته و بدون دست گرفتن مثل پله از آنها بالا پایین میرفتیم حتی گاهی مسابقه می‌دادیم.
یادم هست آن سال رمضان با تابستان گره خورده بود، گرم و طولانی.
برای اینکه کوچه را دور نزنم برای رفتن به بازی از پشتِ‌بام و خانه‌ی همسایه‌ی پشتیمان برای رفع تنبلیم مایه گذاشتم.
قدیم در تمام خانه‌ها حالت مطبغ مانند کوچکی دقیق چسپیده به حمام در حیاط وجود داشت که آنجا آشپزی میکردن.
همانطور که داشتم از حیاط‌شان رد میشدم زن همسایه‌مان را در مطبخ دیدم که در حال خوردن بود که دقیق ندیدم چه بود.
همین که من را دید برخلاف همیشه ماتش برد و هول شده دست روی دهانش گذاشت. سرخ و سفیدی عجیبی در چهره‌اش پدیدار شد که من کامل متوجه‌اش شدم.
شاید آن حالت او نتیجه‌ی فهمیدنش از نگاه من بود از پرسشی که همان لحظه از ذهنم رد شده بود، که چرا هاجر‌خانم روزه نیست!!!
بعدها دانستم که بی‌شک عذری داشته ولی آن چهره‌ی او در مقابل خجالتی که از من کشید همیشه گوشه‌ی ذهن کودکانه‌ام ماند.

و منی که هنوز هم گاهی آن صحنه را به یاد می‌آورم و دلم برای چهره‌ی سرخ وسفید شده‌ از شرم و بزرگی زنان مومنی تنگ میشود، که بابت عذر شرعیشان هم از نگاه‌ کودکی شرمنده میشدن.

#خاطرات
Post #2071 1.21K
وردة حمراء🥀 آن تلاش تو برای قوی‌ماندن و نباختن برای پنهان‌کردن بغض درونت برای آن پهنه‌ی لبخندی که غم‌هایت را پشتش پنهان میکنی تیمار و تحمل درد‌هایی که کسی را از آن خبری نیست آن اشک سوزناکی که جلوی کسی نریختی و آن درد دلی که کسی را شریکش نکردی همان تمنایی که مخفیانه و…
مفهوم این گشایش خیلی فراتر از چیزیست که شاید بیشترمان گمان می‌کنیم.
گشایش یا که اجابت، همیشه به معنی باز شدن تمام آن گره‌کور زندگی‌مان نیست. مثلا ممکن کسی فکر کند رفع درد و مریضی بعد از خواندن یا‌شافی‌هایش فقط گشایش است یا ادای فلان بدهی و قرضش فقط نشان اجابت است.
برای یکی ازدواجی موفق، آن یکی تولد بچه‌ای که سالهاست چشم به‌راه است و مثال‌های زیاد دیگر....

این نگاه ظاهر بینی انسان عجیب است، انگار فقط چیزی را دست‌آورد می‌داند که قابل دید و لمس باشد.
رفع همانی که بر او سنگین است یا آمدن آنی که او تمنایش را دارد. او همین را رمز گشایش و اجابت و نزدیکی و محبوبیت میداند.
بگذار کمی در معناها عمیق شویم و از دید سطی به نسبت دنیا و احوالتش بگذریم.
مومن می‌باید در بند اما و اگر باشد! او باید بیاموزد میدان ایمان، مثل معامله‌ی دنیا نیست؛ دادن و گرفتنی آنی و دیدنی.
مهم‌ترین غنمیت مومن در این معرکه‌ی دنیا قلبی مطمئن است. قلبی که از دایره‌ی آن حال سجن المومن دنیا بیرون است.
گشایش او همان لحظات دعاست، همان اشک‌های بی‌ریای تاریکی که بعد قلبش را آرام میکند. همان روح غنی و بزرگ منشش که او را از دیگران بی‌نیاز میکند، حتی از درددلی کوچک.
این‌ها به خودی خود همه گشایش‌اند برای تجلی و رشد روحی تو و آزادی از بند باورهای غلط انسانی.
توفیق بعضی گفتن‌ها خودش گشایش است، بله گاهی خود نزدیکی همین جمله هاست:
يا بلال: أقم الصلاة، أرحنا بها.
تلاش برای راحتی قلب، در آشوب،
خود گشایش نیست؟!
Post #2070 1.09K
بی درد و بی غـم است، چـیدن رسیده را
خـامیم و درد مـا، از کـال چـیدن اسـت
Post #2069 1.3K
مهمان امروزمون در کلاس
و شما شاهد نمایش سیکس پک و تبحر ویژه ایشان در توجه‌طلبی برای دختران‌مان هستید...
Post #2068 1.45K
آن تلاش تو برای قوی‌ماندن و نباختن
برای پنهان‌کردن بغض درونت
برای آن پهنه‌ی لبخندی که غم‌هایت را پشتش پنهان میکنی
تیمار و تحمل درد‌هایی که کسی را از آن خبری نیست
آن اشک سوزناکی که جلوی کسی نریختی
و آن درد دلی که کسی را شریکش نکردی
همان تمنایی که مخفیانه و با تضرع، در دل شب فقط آرزو کردی...
همه و همه نشان از بزرگی و بندگی توست
پس به خودت ببال و امیدوارانه در انتظار رضایت و گشایش باش، شاید دیر ولی حتما...
Post #2066 1.46K
هر آدمی باید چنان با خود به صلح درونی و آسودگی برسد که نه از خلوت و تنهایی بگریزد نه بترسد.
Post #2065 1.41K
دست خودش را گرفته بود.
خیره شده به مقصد، راه می‌رفت و گاهی می‌دوید.
با آنکه رویایی بود اما
دور بود، خستگی داشت و تنهایی شاید هم بسیار پررنج و کشنده.
اما آن ساحل امن، آن خنکی بی‌آزار، آن آسودگی بعد از گذشتن از دریایی طوفانی و فرار از شهری پردود را باید با جانش می‌خرید، باید با جانش می‌خرید....
رفتن مهم‌تر از همه چیز بود؛ حتی از جان خودش حتی از ترس نرسیدن.

#خودنصیحتی
Post #2062 1.89K
هۆنین بونیادنانی کەسایەتی منداڵ
عزیزان کرد زبان❗️
حتما تاکید میکنم از نکات تربیتی تیم تخصصی هونین برای تربیت فرزندانتون استفاده بکنید.
فوق العاده ضروری، جالب و کاربردی‌اند و صد البته زیر نظر مجربان این عرصه.
Post #2061 1.59K
می‌گفت: هرجنگنده‌ای همیشه در اوج نیست
فراز و نشیبش بسیار، اما فراموش نمیکند که در میدان جنگ است و همین مهم است برای رسیدن به پیروزی...

✍ #په‌پوول
Post #2059 1.58K
تاجی زێڕین 📢 کانال رسمی «تاجی زیرین»
ما برای این تربیت ایمانی نیازمند مربی هستیم و شکی نیست مهم‌ترین مربی هر خانه مادر است.
این توان خفته در وجود مادران این امت هست کافیست دوباره بپا شود، جان بگیرد و حماسه بیافریند.
مادرانی که خود چنان به اقتدار و سطح از آگاهی و ایمان برسند، بجای اینکه برده‌ی تفکرات غرب و در دام فریبای لذت و‌زیبایی گرفتار شوند، گوهر وجودی خود را بیابند و آن را در درون فرزندانشان هم جلا دهند.
آنجاست که جهان رنگی دگر به خود میگیرد، شاید رنگی شبیه روشنی نور، که هر تاریکی را در خود محو کند و ببلعد.
البته شاید نه، حتما.
Post #2058 1.32K
وردة حمراء🥀 یک عدد خوردنی🤍🩶
بی‌شک مهم‌ترین کاری که این امت برای احیای دوباره‌ی دین باید انجام دهد تربیت است؛ تربیتی بر مرجعیت وحی.
حال که شدت سیلاب شهوات و شبهات هر روز بیشتر از دیروز بر این دیار هجوم می‌آورد تنها سد آن تربیت و پرورش نسلی ایمانیست.
نسلی که دور از هواپرستی و تن‌پروری است که دوباره معنای اخلاق و هم‌نوع دوستی و ادب و حیا را با تلاش و پشتکار احیاء کرده و بر فطرت بشری خود بماند.
و اما افسوس که جوامع مسلمان امروز با تبعیت و پیروی از بیگانگان نااهل، آنچه از تربیت یادگرفته تنها خوراندن و پوشاندن است آن هم با روش نادرست که سایر جانداران هم به نحو احسن در حال انجام‌ آنند...

و نتیجه‌ی آن: هر آنچه عیان است چه حاجت به بیان است...
Post #2057 1.72K
یک عدد خوردنی🤍🩶
Post #2056 1.14K
گاهی نمی‌دانی تو زیادی شکننده شده‌ای
یا دیگران خیلی آزار دهنده...
Post #2053 1.26K
کوچه‌های رو به خلیج فارس...
Post #2052 1.14K
الله‌اکبر را که گفتی دستانت را بالا ببر و هر آنچه که تو را در این ملاقات مشغول میکند، پشت گوش بینداز.
بینیدیش به عمق این ذکر؛ الله‌اکبر...
تمام بزرگی‌ها برای ذاتیست که اکنون توفیق حضورش را یافته‌ای، پس هجمه‌ی افکار و هر آنچه که قلبت را محزون و مشغول میکند دور بریز.
او توانا به زدودن و دورکردن‌ ابرهای طوفانی و سیاه و تاباندن نور و روشنی بر هر نقطه کور و تاریک زندگی‌ توست.
بخواه... محکم‌تر، مصمم‌تر و امیدوارانه‌تر...
و در پس آن تمنا و حضور و دیدار، نگذار دستِ غفلت، باز یاد و حواس تو را به پشت‌ درهای‌ بسته‌ی هزارتویِ ذهنت بکشاند.
بیا و بمان که کلید‌ها همین جاست...

#یادآوری
Post #2049 1.18K
ما به عنوان یک امت باید جمع باشیم در اعتقاد، حرکت و آرمان.
کمال بهشت و سعادت به این است؛ همه آنجا باشیم.
Post #2047 1.29K
همانطور که با دستان لرزان و کم‌‌جانش پتوی قرمز را روی خود میکشد، آرام زیر لب سخن میگوید:
یاالله...
این دال بر قدرت توست که تا دیروز گرما طاقت‌مان را کور کرده بود و حالا در امتدادش سرما در استخوان‌هایم رسوخ میکند‌. تمام دگرگونی احوال در قدرت توست، ضعف و پیریِ الانم را به آسودگی بهشت ختم کن.

چه زیباست!
هر چیزی که در اطرافت بگذرد را دلیلی بر حضور او بدانی و بهانه‌ای برای درد‌دل و دعا و تمنا؛ حتی کشیدن پتو، بر بدن یخ‌کرده‌ات از سرما.

#مادربزرگ
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →