TGViewer
Channel Public Channel
وردة حمراء🥀

وردة حمراء🥀

@vardeahmar

و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Subscribers
1.51K
Photos
390
Videos
27
Links
28

Showing posts older than #2047 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #2046 1.17K
بینش Qawqa'a02.pdf
قسمت دوم را هم خواندیم.

هر قسمتی را که خواندم برای ساعتها درگیری ذهنی تصاحبم میکند.
ناخودآگاه دعای عافیت بر زبانم جاری میشود و هزاران سوال و چرا برای درندگی‌های پنهان آدمی که اگر مهار نشود....
و شکر و شکر و شکر برای نعمت عذاب و جهنمی که سزایی درخور برای شیطان صفتان است...
و جوابی پرنیشخند و دندان‌شکن برای متفکرانی که عذاب‌دادن را لایق خداوند مهربان نمیدانند...
Post #2044 1.16K
ومیض| نورِ لطیف آدمِ بی‌امید مرده است حتی اگر نفس بکشد.
اصلا باور به ناامیدی مومن ندارم...
مادامی که ایمان دارد هر چیزی از فیلتر اراده‌ی پروردگارش رد می‌شود؛ باید از پس هر اندوهش هزاران امید بروید....
Post #2043 1.17K
میگفت چگونه والدین خوبی باشیم؟
لازمه‌ی والد خوب بودن، ابتدا همسری لایق بودن است.
Post #2042 1.3K
پریشب زندگی‌نامه‌ی امام‌نووی را بررسی میکردم جدا از ایمان و یقین و زهد و تقوای ناب این علماء، آنچه همیشه در زندگانیشان بسیار پررنگ است، تلاش و صبر برای کسب علم، آن هم بااهتمام کامل به‌وقت و زمانی که داشته‌اند.
حتی بعضی از علماء تراشیدن قلم خود برای نوشتن را ابطال وقت بر می‌شمردند.

حال ما چگونه است؟ که در هزار توی دنیا سرگشته‌ایم و به هر چیزی مشغولیم به جز نفس خود که مشغول چیست!
غیراینست که این مشغولیت‌ها بها دارد، بهایی به‌ارزش از کف‌دادن زمان، آن زمانی که باید صرف‌ تعالیِ خود شود.
و این اهمال کاری ما مقطعی نیست بلکه اثراتش ابدیست ؛چراکه تمامِ ما دارد صرف منزلگهی فانی میشود که هر نفَس، ما را قدمی از آن دور میکند و نزدیک به سرای باقی و این یعنی افلاس تام.

این در حالیست که آن بزرگ مردان وقتشان را جرعه‌جرعه همچون اکسیری حیاتی نوشیدند و نه تنها خود را ساختند چبسا نسخه‌ی این زیستن مومنانه را نیز برای ما به‌ارث گذاشتند و این یعنی خود به توان تو، همان تویی که از او می‌آموزی.

فکرش را بکن آدمی تا چه حد گنجایش دارد که عمرش تا حدی درست بگذراند که بتواند در درست طی‌کردن وقت اطرافیان و حتی آیندگان نقش ایفا کند و این همان کاریست علماء کرده‌اند و میراثشان مزین کرده‌ی اوقات ماست.
دور‌شدن از هدف گمراهیست. فراموش نکنیم هدف خلقت ما عبادت است و حال قوام‌دهنده‌ی این عبادت، بهره‌گیری صحیح از زمان است.
بدانیم بقدری مهم است، به‌قولی که شاید تراشیدن قلمی ابطال وقت باشد.

#یادآوری
Post #2041 1.01K
{ وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ }
Post #2038 1.21K
وردة حمراء🥀 ورده دخترکم🥀 نمیدانم تو را دختر تابستان بنامم یا که پاییز! آمدنت با مرزِ میان این دو رقم خورده است درنگی که در قلبِ سوزان آفتابِ تابستان کردی یا که تعجیلی در باد های سرد و خنکِ غروب خزان، کدام یک نشان توست. از آن روز تا به الانت را آنی از دیده می گذرانم…
امروز در تقویم سالروز تولدم است.
روزی که مادربزرگ، همیشه دم غروب با نشان دادن آخرین تقلای نوازش خورشید بر تن دیوار کاهلگی حیاط، دقیق لحظه‌ی پیچیدن اولین صدای گریه‌ام را در خانه نشانه کرده‌است.
همیشه و هرسال این روز ساکت‌ترینم و بیشتر در کوچه‌ی خاطرات و دشت‌های پرگل رویا پرسه میزنم.
می‌نویسم در دفتر گلدار سیاهم آرزوها و درسهایی برای فردا (اگر باشم!).

روزهای عمر بی معطلی ورق میخورند. دفتری با صفحات متفاوت با روشنی و سیاهی‌های درهم گره خورده با اشک و شادی‌های پی‌در‌پی.
اما آنچه در این گذران عمر مهم است نشان است، چه از خود جا بگذاری؛ نشانی که حک میشود، ماندنی و جاودانه تا خود ابد.
ذاتا تلاش برای کاشت دانه‌های نیکِ ابدی، سخت است، ناکامی‌های زیادی دارد، از آفت اول و علف‌های هرز آخر، گریزی نیست، اما آن تقلای رشد به حدی زیباست برای به ثمر نشستن، که این گذر را سهل‌تر میکند و شوقش را ماندنی‌تر.
نمی‌دانم چند صباحی از این امانت زندگی برایم باقی مانده، اما از صاحب این امانت تمنای توفیقی را دارم که هر تلاشم را سبب زایش خیری ماندگار کند و این درخت عمر، روزی ثمری از جنس ابدیت بهشت بدهد. آمین.

#تولد
۱۴۰۴/۶/۳۱
Post #2036 1.02K
هدایت رمضانی نمیرویم....
و زیر این تصاویر، جمله‌ای کوتاه اما بلندتر از هر خطابه: 
«نمی‌رویم...» 
نه فقط یک کلمه، بلکه سوگند نسلی‌ست که ریشه در خاک دارد، حتی اگر خاکش سوخته باشد.
Post #2034 1.15K
چه زیبا گفتی؛ رنج تنهایی آن است با آنکه در شهری شلوغی، اما در کاروان اندک محبوبانش، بی‌نام و نشانی...
Post #2033 1.22K
وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا...


واعف عنا/ یعنی تقصیرات و لغزش‌های‌مان را که میان ما و تو وجود دارد و از آنها آگاهی.

واغفرلنا/ یعنی آنچه که میان ما و میان بندگانت وجود دارد؛ پس آنان را از بدی و اعمال زشت ما مطلع نکن.

وارحمنا/ یعنی در آینده؛ پس به توفیق خویش، ما را در گناهی دیگر مینداز.

بنابراین گفته‌اند: گناهکار به سه امر نیاز دارد؛ اینکه الله از آنچه میان بنده و او تعالی قرار دارد درگذرد، گناهش را از بندگان پوشانده و آشکار نکند و امر سوم اینکه از او محافظت کند تا در گناهی دیگر نیفتد.

و مای فرورفته در باتلاق گناه چقدر باید با حضور قلب و نهایت تمنا دست نیاز بالا برده و این دعاهای قرآنی را اینگونه عمیق بخوانیم و بخواهیم.

برگرفته از تفسیر سعدی

#باقرآن
Post #2032 1.01K
وردة حمراء🥀 آیا این اتفاقیست که هر بار دلم بگیرد و صدایت کنم موذنی که صدایش الله‌اکبر را در قلب و جانم زنده میکند اذان می‌گوید؟ نه، میدانم دلداریی از جانب توست... الحمدلله 🤍
و باز منی که مومن‌تر شدم ‌به‌ این نشانه
و تویی که شنوا و آگاه‌ترینی به من...
Post #2031 1.05K
و در آن هیاهوی مخوفِ تاریک درونش،
اذان روشنی‌بخش و نجات بود.

الحمدلله....
Post #2030 1.3K
انگار هر کاری هم بکنی سرنوشت بعضی شوق‌ها فقط عدم است.
Post #2029 1.3K
بابونه‌ی در بند..‌.
Post #2028 1.27K
و عطر پاییز از پشت پنجره به مشام می‌رسد🍂
Post #2026 1.25K
وردة حمراء🥀 Photo
دیروز عصر برای خرید جایز‌ه‌ی تابستانی شاگردان مسجد به کتاب فروشی محبوبم رفتم.
بعد از دیدن چند کتاب، این پیرمرد نورانی را دیدم که با دقت تمام چشم به کتابی دوخته‌اند.


کتاب انتخابی‌ام را از من گرفتند و منی که دلم غنچ می‌رفت برای این سیما، این عمق نگاه و حب و عشق به کتابی که در ایشان موج می‌زد.
فرصت را غنیمت شمرده، کمی نزدیک‌تر شدم و گفتم ماموستا جان توصیه‌ای دارید برای من جوان؟!
نگاهم کرد و با بیانی شیرین و قاطع و صد البته حکیمانه فرمودند: مبادا فکر کنی در گرفتن و عملت به این دین، به تو ظلمی شده و سریع آیه ( المؤمنين و المومنات‌.... ) را تلاوت کرد.
صمیمانه‌تر ادامه داد، الگوها را بشناس؛ همان زنان فاضله‌ی قرآنی، و توجه کن به اخلاق مادرمان عایشه در حیا و ذکاوتش و دوری کن از آنچه که از زنان این دوران میبینی...
حرف ایشان که تمام شد، متوجه بغضی شدم که در چشمانم نشسته بود.
درس و پند ایشان مرا از بسیاری از کتابهای اینجا بی‌نیاز کرد؛ تاثیر انسانهای امت‌گونه از هزاران خط کتاب برای دل عمیق‌تر است.
#روزنوشت
Post #2023 1.29K
دعا همانی که به گفته‌ی نور چشم‌مان سلاح مومن است؛ خصوصا در این معرکه‌ی غربت، لازم و ضرور‌تر.
حال امت را ببین و نگاهی بر اطرافت بچرخان از لنگی کار و درونهای مشوش هم که نگویم...
اگر اینطور است چقدر ما نیازمند دعایم و چقدر باید لحظات اجابت را بیشتر قدر بدانیم.
عصر جمعه هم از آن دقائق است قلبت را به این ضیافت بخوان که چشم و زبان هم حاضرند.

#دعا
Post #2022 1.28K
چاره نیست، شب‌های تاریک چاه باید بگذرد
تا عزیزشدن راه بسیار است...
Post #2021 1.37K
با آنکه گاهی می‌لغزی، دلت از شدت ضیق و تنگی بی‌قرار میشود.
ناامیدی هجوم آورده و از ضعف خود شاکی می‌شوی. اما ته قلبت نوریست که کماکان روشن است و تو را باز به این راه پیوند میدهد.
بله، گره ایمان به این راحتی باز نمی‌شود و این تا ابدِ خدا جای خوشحالی و شکر است.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →