پریشب زندگینامهی امامنووی را بررسی میکردم جدا از ایمان و یقین و زهد و تقوای ناب این علماء، آنچه همیشه در زندگانیشان بسیار پررنگ است، تلاش و صبر برای کسب علم، آن هم بااهتمام کامل بهوقت و زمانی که داشتهاند.
حتی بعضی از علماء تراشیدن قلم خود برای نوشتن را ابطال وقت بر میشمردند.
حال ما چگونه است؟ که در هزار توی دنیا سرگشتهایم و به هر چیزی مشغولیم به جز نفس خود که مشغول چیست!
غیراینست که این مشغولیتها بها دارد، بهایی بهارزش از کفدادن زمان، آن زمانی که باید صرف تعالیِ خود شود.
و این اهمال کاری ما مقطعی نیست بلکه اثراتش ابدیست ؛چراکه تمامِ ما دارد صرف منزلگهی فانی میشود که هر نفَس، ما را قدمی از آن دور میکند و نزدیک به سرای باقی و این یعنی افلاس تام.
این در حالیست که آن بزرگ مردان وقتشان را جرعهجرعه همچون اکسیری حیاتی نوشیدند و نه تنها خود را ساختند چبسا نسخهی این زیستن مومنانه را نیز برای ما بهارث گذاشتند و این یعنی خود به توان تو، همان تویی که از او میآموزی.
فکرش را بکن آدمی تا چه حد گنجایش دارد که عمرش تا حدی درست بگذراند که بتواند در درست طیکردن وقت اطرافیان و حتی آیندگان نقش ایفا کند و این همان کاریست علماء کردهاند و میراثشان مزین کردهی اوقات ماست.
دورشدن از هدف گمراهیست. فراموش نکنیم هدف خلقت ما عبادت است و حال قوامدهندهی این عبادت، بهرهگیری صحیح از زمان است.
بدانیم بقدری مهم است، بهقولی که شاید تراشیدن قلمی ابطال وقت باشد.
#یادآوری
Post #2042
1.3K