مفهوم این گشایش خیلی فراتر از چیزیست که شاید بیشترمان گمان میکنیم.
گشایش یا که اجابت، همیشه به معنی باز شدن تمام آن گرهکور زندگیمان نیست. مثلا ممکن کسی فکر کند رفع درد و مریضی بعد از خواندن یاشافیهایش فقط گشایش است یا ادای فلان بدهی و قرضش فقط نشان اجابت است.
برای یکی ازدواجی موفق، آن یکی تولد بچهای که سالهاست چشم بهراه است و مثالهای زیاد دیگر....
این نگاه ظاهر بینی انسان عجیب است، انگار فقط چیزی را دستآورد میداند که قابل دید و لمس باشد.
رفع همانی که بر او سنگین است یا آمدن آنی که او تمنایش را دارد. او همین را رمز گشایش و اجابت و نزدیکی و محبوبیت میداند.
بگذار کمی در معناها عمیق شویم و از دید سطی به نسبت دنیا و احوالتش بگذریم.
مومن میباید در بند اما و اگر باشد! او باید بیاموزد میدان ایمان، مثل معاملهی دنیا نیست؛ دادن و گرفتنی آنی و دیدنی.
مهمترین غنمیت مومن در این معرکهی دنیا قلبی مطمئن است. قلبی که از دایرهی آن حال سجن المومن دنیا بیرون است.
گشایش او همان لحظات دعاست، همان اشکهای بیریای تاریکی که بعد قلبش را آرام میکند. همان روح غنی و بزرگ منشش که او را از دیگران بینیاز میکند، حتی از درددلی کوچک.
اینها به خودی خود همه گشایشاند برای تجلی و رشد روحی تو و آزادی از بند باورهای غلط انسانی.
توفیق بعضی گفتنها خودش گشایش است، بله گاهی خود نزدیکی همین جمله هاست:
يا بلال: أقم الصلاة، أرحنا بها.
تلاش برای راحتی قلب، در آشوب،
خود گشایش نیست؟!
Post #2071
1.21K
وردة حمراء🥀 آن تلاش تو برای قویماندن و نباختن برای پنهانکردن بغض درونت برای آن پهنهی لبخندی که غمهایت را پشتش پنهان میکنی تیمار و تحمل دردهایی که کسی را از آن خبری نیست آن اشک سوزناکی که جلوی کسی نریختی و آن درد دلی که کسی را شریکش نکردی همان تمنایی که مخفیانه و…