همانطور که با دستان لرزان و کمجانش پتوی قرمز را روی خود میکشد، آرام زیر لب سخن میگوید:
یاالله...
این دال بر قدرت توست که تا دیروز گرما طاقتمان را کور کرده بود و حالا در امتدادش سرما در استخوانهایم رسوخ میکند. تمام دگرگونی احوال در قدرت توست، ضعف و پیریِ الانم را به آسودگی بهشت ختم کن.
چه زیباست!
هر چیزی که در اطرافت بگذرد را دلیلی بر حضور او بدانی و بهانهای برای درددل و دعا و تمنا؛ حتی کشیدن پتو، بر بدن یخکردهات از سرما.
#مادربزرگ
Post #2047
1.29K