TGViewer
Channel Public Channel
وردة حمراء🥀

وردة حمراء🥀

@vardeahmar

و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Subscribers
1.51K
Photos
390
Videos
27
Links
28

Showing posts older than #1869 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #1868 1.39K
شب تاریک و بی‌صدا و بلند است. قبل از آنکه بیاید و خیمه زند تو چراغت را روشن کن با اذکار شامگاهی.
بی‌نور به دلِ تاریکی زدن خطاست...
Post #1867 1.78K
پروردگار مهربانم...
ای خداوندی که نگفته مرا می‌شنوی
قلبم با ترس‌های بی‌امانش امانتت
آسودگیی که از حب بی‌بدیل تو سرچشمه بگیرد را همچون نوری روشن بر دالان‌های تاریکش بپاشان.
چنان توکلی به من ببخش که به غیر تو رو نکنم که به دیگری پناه بردن، خود ویرانیست.
قدم‌های سستم را قوت ببخش و عمل‌های کوچکم را نیتی بزرگ بپوشان و اخلاص را زینتش کن تا شاید در قاموس اجابت، پذیرفته شوند.
دنیا با آن نگاه و دعوت فریبایش را در دلم عزیز نکن که رهایی از این باتلاق رنگین بزرگ برای من کوچک سخت است، مرا رسم رهگذری بیاموز.
یاربی
به من ازجانب خود نور بصیرتی ببخش تا در این تاریکی‌ها گم نشوم و کجیِ بیراهه‌ها را ببینم، قبل از آنکه من را به وادی سرگشتگی بکشانند و طعم تلخ سقوط را بچشم.
ای پروردگار هادی
هر آنچه من را به سوی تو رهنمود میکند نزدیک کن و چون آمدم من را به خودم باز نگردان که آنجا مقصد خوشبختیست.
آمین...

🖊ورده
#مناجات‌
Post #1866 1.38K
آرامش را مهمان قلبت کن با قرآن🤍
Post #1865 1.38K
و او در تاریکی دل شب، کنار سجاده‌ی پهن شده‌ی گوشه‌ی اتاق، که رگه‌ی نورِ کم‌جان کوچه از شیشه‌ی مات پنجره بر آن می‌تابید می‌نشست.
دستانش را که لرز و سردی در آن رسوخ کرده‌بود بالا می‌برد.
قفل سکوت ناگفته‌هایش شکسته و بدون ترس و قضاوت اشک‌هایش بر آن بالین امن می‌چکید.
او هر شب بیصدا به دیدار می‌آمد.
چه خوشبخت بود اویی که سجاده‌اش از آسمان می‌درخشید‌ وقتی که همه‌جا را تاریکی گرفته بود.
او گمنام زمین و محبوب آسمان بود؛ همان خوشبختی واقعی...

ورده
Post #1863 1.31K
خانه‌ها، جعبه‌ی اسرارند.
Post #1860 1.49K
و همین کافیست پیامبر در شأن تو فرمود:
«اگر بنا بود کسی جز خدا را خلیل خود سازم، بی‌تردید، ابوبکر را برمی‌گزیدم.»
Post #1858 1.59K
هم‌نشینی با افراد مسن شیرینِ سخن که سردوگرم روزگار، چشیده‌اند برایم بسیار لذت‌بخش است.
مادربزرگ‌هایم گره بقچه تجربیات خود را به وقتش کاربلدانه وا میکنند و منی که مشتاق شنیدنم.
چند روز پیش که دور هم جمع بودیم و حرف از اوضاع نامناسب زندگی یکی از زنهای فامیل به میان آمد، نکات قابل تاملی را ذکر کردند.
مادربزرگ پدریم زنی آرام و باوقار است.
او میگفت: یکی‌‌به‌دو کردن با مرد حرمتها را میشکند. مقایسه‌کردنش با دیگران و طعنه‌زدن سبب می‌شود زخم‌زمانش نیشت بزند. زنِ وراج مرد را خسته می‌کند و متانت، زن را در نگاه مرد بزرگ می‌کند.
من همیشه از بچگی تاثیر این سکوت‌های بجا را در زندگی او دیده‌ام.

مادربزرگ مادریم اما اینگونه نصیحت میکند که زن باید خوش‌خُلق باشد و در نهایت محبت و عشق با همسرش تا کند که روتلخی مرد را دور میکند.
در خدمت‌کردن مطیع باشد و قبل آمدن مردش خانه را آب‌وجارو کند و زیر غذایش را خاموش کرده‌باشد و با چای تازه‌دم به پیشوازش برود.
می‌گوید زن زورِ اضافه میزند هر چه باشد مرد در خانه قدرتمند‌تر است کاری نکن خوردت کند که بر این کار تواناست. این قدرت را نباید سبب کام تلخی خانه‌‌ات کنی به آن پروبال بده و خودت در جوار آن آسوده باش و خانمی کن.

این حرفها همیشه شایسته‌ی یادآوریست خصوصاً برای نسل بی‌صبرِ فراموشکار امروز.

#روزنوشت
Post #1857 1.3K
و می‌گفت: دیدن حال درخت توت حیاط برایم تداعی بهشتِ بعد دنیاست.
دیروز سرما و سختی با یخ‌زده‌گی شاخه‌هایش
و امروز، شکوفه‌پوش است و نسیم بر پروبالش دست می‌کشد.
همان آسودگیِ بعد رنج.

#بهشت
ورده
Post #1856 1.47K
سبز ماندن در بین ویرانی ریشه میخواهد.
Post #1854 1.57K
وردة حمراء🥀 Photo
هر چند وقت باری پدر نزدیک غروب پیشنهاد می‌دهد با هم به قبرستان روستا برویم و من همیشه به گرمی استقبال میکنم.
به محض رسیدن سکوتی عجیب بر لبانم دوخته‌ می‌شود آنجا برایم چیزی شبیه خلأ است که من انگار از خودم دور میشوم.
پدر شمرده شمرده برایم حرف می‌زند.
قبرها را معرفی میکند خصوصا قدیمی‌ها را.
دیروز گفت: ورده دشت و‌ کوه‌های اطراف را ببین این مردانی که امروز بی‌صدا و بی‌خبر شده‌اند وجب به وجب این اطراف را برای دنیا پیموده‌اند و امروز هیچ خبری از این حوالی ندارد چه پر رمز و راز است مرگ و بی جواب فقط به پدر گوش میدهم.

با برادرزاده‌ی کوچکم کنار قبر پدر‌بزرگ نشستیم و با دقت به دعاهای من گوش میداد. آنجا که گفتم یارب زیر این قبر گلستانی از باغ‌های بهشت باشد گفت: خوشبحال پدر بزرگ نگاه اینجا چه سرسبز است.
حرفش شبیه پتکی بر وجودم فرود آمد...
عزیزِ عمه کاش بدانی سرسبزی زمینِ دنیا و سرسبزی آخرت چقدر فرق دارند. در اینجا تو بذر خوشی و شادی می‌کاری و تازه بعد از مرگ چشمت به سرزمینت می‌افتد. و خوشبحال آنی که قبل رفتن بذرهایش را کاشته و الان در سایه‌ساری امن، میان آن همه سرسبزی قدم میزند.

#روزنوشت
Post #1853 1.15K
{ وَيُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا بِمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ }
Post #1852 1.23K
در سلام اولین روزهای بهار
و دیدن رخ تازه‌ترین شکوفه گیلاس
به پیشواز پرستو‌های مهاجر می‌آیم
آمدنم یکی شد
باجاری‌شدنِ آخرین دانه‌ی برف
برصورت سبزه‌ی نو‌رسیده
آنجا همان نقطه تلاقی مرگ و حیات است
کمی بعد
باران هم برای بدرقه دوست قدیمیش می‌آید
و
من و آفتاب به تماشای این بوم زندگی نشسته‌ایم...

🖊ورده
Post #1846 1.56K
مگر می‌شود با چیزی غیر ایمان سختی‌ها را دوام آورد...
هرگز...
Post #1843 1.96K
زیبایی🤍
Post #1842 1.4K
امروز همه از خستگی‌ و دست شوم ناامیدی‌ها بر دامان آرزوهایشان حرف زدند. تاجایی که گاهی از ترسِ خیالیِ دوری و سختی، به مقصد نرسیده، باز می‌گردند.
دوستِ من به قدمی که به‌سوی خدا برداشته‌ای دلت روشن باشد و با مداومت و سعی و تلاشی که چاشنی اخلاص و اراده آن را زیباتر کرده سایه‌ی سیاه غفلت و ناامیدی را از روی نیتت بردار.
نگران فرداها نباش کافیست تو نایستی و ادامه دهی حتی با پاهای خسته و وسوسه‌های ناامیدکننده.
دلت را آرام بدار که او یاریگر است و یاری او برای در مسیران نزدیک است.
شک نکن راه روشن‌تر می‌شود کافیست مراقب آن شوق شیرین قلبت باشی.
مسیر که پیداست قدم‌بردار
امروزت را پیش ببر نگران فردا نباش به قول آن دوست: «خودِ راه گویدت چگونه رفتن».

#روزنوشت
Post #1841 1.26K
کاش میشد بوی باران رو هم به اشتراک گذاشت.
بوی باران از دیوار کاه‌گِلی خانه پدربزرگ...
Post #1839 1.76K
و استغفار چاره‌ی آن دلهره‌های آنیست
که همچون مهمانی ناخواسته بر قلبت وارد میشود.🤍
Post #1838 1.58K
شب که آید با آن تاریکی اغواگرش
ماه با سکوت دلبرانه‌اش به زمین چشم می‌دوزد
و نسیمی که خنکی را برای جان تب‌دارش می‌آورد
او به رسم هر شب، پشت پنجره به دیدار می‌آمد
شب برای او وطن بود
اویی که خسته از غربت روز آمده بود...

🖊ورده
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →