امروز همه از خستگی و دست شوم ناامیدیها بر دامان آرزوهایشان حرف زدند. تاجایی که گاهی از ترسِ خیالیِ دوری و سختی، به مقصد نرسیده، باز میگردند.
دوستِ من به قدمی که بهسوی خدا برداشتهای دلت روشن باشد و با مداومت و سعی و تلاشی که چاشنی اخلاص و اراده آن را زیباتر کرده سایهی سیاه غفلت و ناامیدی را از روی نیتت بردار.
نگران فرداها نباش کافیست تو نایستی و ادامه دهی حتی با پاهای خسته و وسوسههای ناامیدکننده.
دلت را آرام بدار که او یاریگر است و یاری او برای در مسیران نزدیک است.
شک نکن راه روشنتر میشود کافیست مراقب آن شوق شیرین قلبت باشی.
مسیر که پیداست قدمبردار
امروزت را پیش ببر نگران فردا نباش به قول آن دوست: «خودِ راه گویدت چگونه رفتن».
#روزنوشت
Post #1842
1.4K