شب که آید با آن تاریکی اغواگرش
ماه با سکوت دلبرانهاش به زمین چشم میدوزد
و نسیمی که خنکی را برای جان تبدارش میآورد
او به رسم هر شب، پشت پنجره به دیدار میآمد
شب برای او وطن بود
اویی که خسته از غربت روز آمده بود...
🖊ورده
Post #1838
1.58K