TGViewer
Channel Public Channel
تغییر و تحول سازمانی

تغییر و تحول سازمانی

@transformation_m

✅بستری برای آموزش مباحث مدیریت تغییر و تحول سازمانی، کوچینگ، توسعه سازمانی و بهبود سیستم ها و فرآیندهای سازمانی

⭕برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۱۹۰۶۵۲۱۶۲ پیامک بدهید
👈تماس با ادمین:
@managementpd
Subscribers
4.67K
Photos
767
Videos
172
Links
314
Recent Posts 20 shown
Post #2032 41

Forwarded from مدرسه کسب وکار

💢گفته  زیر به "الدریج کلیور" Eldridge Cleaver نسبت داده می شود:

‼️" اگر جزیی از راه حل نیستی، پس جزیی از مشکل هستی"

مخاطب این گفته  افرادی هستند که در تصمیمات و تغییرات کمترین  واکنش را از خودنشان میدهند. افرادی که اصطلاحا تماشاچی اند . تمایلی به مشارکت نداشته و بیشتر سعی میکنند تا نتیجه کار را ببینند و سپس در مورد آن موضوع نظر بدهند.

✍کانال مدیریت منابع انسانی

@business_school2022
Post #2031 57
❇️ چطور کلام قدرتمند و اثرگذاری داشته باشیم ؟


چهارشنبه قراره یک وبینار آموزشی رایگان برای مدیران برگزار بشه


توی این وبینار یاد میگیریم :

🔶️ چطور کلام قدرتمندی داشته باشیم ؟
🔶️ چطور دیگران رو متقاعد کنیم ؟
🔶️ چطور آدم کاریزماتیک و اثرگذاری باشیم ؟


برای ثبت نام رایگان توی این وبینار عدد ( ۳ ) رو به آیدی زیر ارسال کنید 👇

@behrad_jadid
@behrad_jadid
Post #2030 88
💢مدیریت عملکرد؛ قبل از نمره دادن، کاری بکن!

🔴 فرض کنید امروز فهمیده‌اید یکی از کارکنانتان شش ماه است عملکرد ضعیفی دارد. سؤال این نیست که چرا او ضعیف کار کرده؛ سؤال سخت‌تر این است: چرا شما شش ماه زودتر کاری نکردید؟
اگر اولین بار است که کارمند از ضعف عملکردش می‌شنود، اگر اهدافش از ابتدا روشن نبوده، اگر هیچ بازخوردی در طول مسیر نگرفته و اگر موانع کارش بررسی نشده است، بخشی از مسئله دیگر به عملکرد او مربوط نیست؛ به نحوه مدیریت عملکرد مربوط است.

🔹 مدیریت عملکرد قرار نیست یک فرم سالانه باشد که در پایان سال پر شود و یک عدد کنار نام هر کارمند قرار بگیرد. مدیریت عملکرد یعنی از ابتدای مسیر تا پایان آن، آگاهانه روی بهتر شدن عملکرد افراد کار کنیم.

🎯 نقطه شروع، روشن سازی انتظارات است. کارمند باید بداند دقیقاً چه نتیجه‌ای باید ایجاد کند، موفقیت چگونه سنجیده می‌شود، در چه بازه‌ای باید به نتیجه برسد و چه رفتارها و استانداردهایی برای انجام کار اهمیت دارد.
مثلاً «مشتری‌مدار باش» هدف خوبی نیست. اما «زمان پاسخ‌گویی به درخواست مشتری را کاهش بده و رضایت مشتری را در سطح مشخصی حفظ کن» بسیار قابل مدیریت‌تر است.

📌 قدم بعدی، توافق بر سر هدف است؛ نه صرفاً اعلام هدف از بالا. مدیر و کارمند باید درباره نتیجه مورد انتظار، شاخص‌های سنجش، منابع مورد نیاز و موانع احتمالی گفت‌وگو کنند. هدفی که فرد نه آن را فهمیده و نه درباره امکان تحققش گفت‌وگویی شده است، از همان ابتدا پایه محکمی ندارد.

🔍 سپس نوبت پایش می‌رسد. پایش یعنی مدیر منتظر پایان سال نمی‌ماند. در فواصل مشخص می‌پرسد:
▪️ چه چیزی طبق برنامه پیش می‌رود؟
▪️ کجا از هدف عقب افتاده‌ایم؟
▪️ علت چیست؟
▪️ چه مانعی باید برطرف شود؟
▪️ من به‌عنوان مدیر چه کمکی می‌توانم بکنم؟

💬 اینجاست که بازخورد از یک توصیه کلی به یک ابزار مدیریتی تبدیل می‌شود. به جای اینکه بگوییم «باید مسئولیت‌پذیرتر باشی»، باید رفتار مشخص را مطرح کنیم: «در دو مورد اخیر، گزارش تأخیر را پس از موعد اعلام کردی؛ دفعه بعد انتظار دارم به محض مشاهده خطر تأخیر، موضوع را اطلاع بدهی.»
این نوع بازخورد، قابل فهم و قابل اقدام است.

⚠️ نکته مهم دیگر این است که هر عملکرد ضعیفی را نباید فوراً به «بی‌انگیزگی» یا «کم‌کاری» نسبت داد. قبل از قضاوت، چهار سؤال ساده بپرسید:
• آیا فرد می‌داند چه باید بکند؟
• آیا توانایی انجام آن را دارد؟
• آیا ابزار و منابع لازم را در اختیار دارد؟
• آیا مانعی در محیط کار وجود دارد؟
اگر پاسخ یکی از این سؤال‌ها منفی باشد، صرفاً تذکر دادن احتمالاً مسئله را حل نمی‌کند.

🌱 مدیریت عملکرد همچنین باید به توسعه فرد متصل باشد. اگر مشخص شد فرد برای عملکرد بهتر به مهارت جدیدی نیاز دارد، برنامه باید از «باید بهتر شوی» به «چه چیزی را، چگونه و تا چه زمانی یاد می‌گیریم؟» تغییر کند.

🤝 در این میان، نقش مدیر از «قاضی عملکرد» به معمار عملکرد تغییر می‌کند. مدیر باید هدف را روشن کند، موانع را بردارد، بازخورد بدهد، منابع فراهم کند و وقتی لازم است، مسیر را اصلاح کند.

🔄 بنابراین، یک چرخه ساده و اجرایی برای مدیریت عملکرد می‌تواند چنین باشد:
هدف روشن -> توافق -> اقدام -> پایش -> بازخورد -> اصلاح -> یادگیری -> ارزیابی
و نکته مهم این است که ارزیابی آخرین حلقه نیست؛ ورودی چرخه بعدی است.

🚀 اگر می‌خواهید مدیریت عملکرد را از روی کاغذ به محیط واقعی کار بیاورید، از فردا فقط پنج کار انجام دهید:

🔹 برای هر نفر، چند انتظار کلیدی و قابل سنجش را روشن کنید.
🔹 در طول دوره، به‌جای یک گفت‌وگوی سنگین سالانه، گفت‌وگوهای کوتاه و منظم درباره عملکرد داشته باشید.
🔹 هر بازخورد را به یک رفتار یا نتیجه مشخص وصل کنید، نه به قضاوت درباره شخصیت فرد.
🔹 وقتی عملکرد افت کرد، قبل از سرزنش، علت را پیدا کنید: هدف، توانایی، منابع، انگیزه یا موانع محیطی؟
🔹 هر گفت‌وگوی عملکرد را با یک اقدام مشخص تمام کنید: چه کاری، توسط چه کسی و تا چه زمانی؟

✨ و شاید مهم‌ترین سؤال مدیر این نباشد که «به این کارمند چه نمره‌ای بدهم؟» بلکه این باشد: «اگر قرار است این فرد سه ماه دیگر بهتر از امروز عمل کند، من از همین امروز چه کاری باید انجام دهم؟»
مدیریت عملکرد از فرم ارزیابی شروع نمی‌شود؛ از لحظه‌ای شروع می‌شود که مدیر تصمیم می‌گیرد عملکرد را قبل از قضاوت، مدیریت کند.

✍کانال مدیریت منابع انسانی

@transformation_m
  • ❤ 1
Post #2029 216
💢 در قرن بیست و یکم مهم ترین منبع سازمانها، منابع مالی، فیزیکی، فناوری، زمین و سایر دارایی ها نیستند بلکه این منابع انسانی یک سازمان هستند که موجب ایجاد تفاوت های منحصر به فرد در سازمان ها و خلق مزیت رقابتی می شوند
برای یادگیری و بهبود مهارت های انسانی به کانال ذیل مراجعه کنید 👇👇👇

@organizationalbehavior
@organizationalbehavior
@organizationalbehavior
Post #2028 132

Forwarded from تحول کسب ‌کار با هوش مصنوعی / دکتر فرحناز مینایی پور‌

🚨 اگر مدیر یا صاحب کسب‌وکار هستید، این وبینار را از دست ندهید!

«کسب‌وکارتان را با هوش مصنوعی بیمه کنید» 🤖

رقبای شما ممکن است همین امروز در حال استفاده از هوش مصنوعی برای فروش بیشتر، تصمیم‌گیری بهتر و رشد سریع‌تر باشند.

شما چطور؟

در این وبینار رایگان یاد می‌گیرید چگونه AI را از یک ابزار تولید محتوا به دستیار واقعی کسب‌وکارتان تبدیل کنید.

👥 ویژه مدیران، مشاوران و صاحبان کسب‌وکار
👩‍🏫 مدرس: دکتر فرحناز مینایی‌پور
📅 شنبه ۱۸ مهر | ⏰ ساعت ۱۹
💻 آنلاین | 🎁 رایگان

برای ثبت نام ( قندشکن را خاموش نمایید)از طریق لینک زیر اقدام کنید:

🔗 https://survey.porsline.ir/s/1WB0qBjM


⚠️ ظرفیت محدود است؛ اگر نمی‌خواهید از موج هوش مصنوعی عقب بمانید، همین حالا ثبت‌نام کنید
Post #2027 282
💢ظرفیت رهبری؛ یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های انسانی برای تحول سازمانی

تحول سازمانی معمولاً با تدوین یک استراتژی جدید، طراحی یک چشم‌انداز بلندپروازانه یا سرمایه‌گذاری روی فناوری آغاز می‌شود؛ اما در بسیاری از موارد، یک سؤال اساسی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد:

آیا سازمان، ظرفیت رهبری لازم برای ساختن آینده‌ای را که برای خود ترسیم کرده است، در اختیار دارد؟

بر اساس دیدگاه مطرح‌شده توسط Dave Ulrich و Oleg Konovalov، داشتن یک چشم‌انداز جذاب و حتی یک استراتژی قدرتمند، به‌تنهایی تضمین‌کننده تحول نیست. این رهبران هستند که باید استراتژی را به تصمیم، رفتار و در نهایت به نتیجه تبدیل کنند.

از این منظر، مفهوم Leadership Capacity یا «ظرفیت رهبری» اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ ظرفیتی که فراتر از توانمندی یک مدیر یا چند مدیر ارشد است و به توانایی جمعی سازمان برای هدایت تغییر، اجرای استراتژی و خلق ارزش برای ذی‌نفعان اشاره دارد.

زمانی که جاه‌طلبی سازمان برای آینده از ظرفیت رهبری آن بیشتر باشد، شکافی شکل می‌گیرد که می‌توان آن را Leadership Capacity Gap نامید. این شکاف ممکن است خود را در قالب کندی اجرای استراتژی، بازگشت مداوم به الگوهای قدیمی، مقاومت در برابر تغییر و فاصله میان آنچه مدیران می‌گویند و آنچه در عمل انجام می‌دهند، نشان دهد.

در چنین شرایطی، توسعه رهبری نباید صرفاً با برگزاری دوره‌های آموزشی یا برنامه‌های Leadership Development دنبال شود.

نقطه شروع باید آینده سازمان باشد.

ابتدا باید مشخص شود سازمان قصد دارد چه آینده‌ای را خلق کند و برای تحقق آن آینده، چه نوع رهبری و چه شایستگی‌هایی موردنیاز است. سپس ظرفیت موجود رهبران ارزیابی شود و فاصله میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب، به‌عنوان یک Leadership Capacity Gap شناسایی گردد.

در این نگاه، نقش منابع انسانی نیز از یک مجری برنامه‌های آموزشی فراتر می‌رود. HR باید در کنار کسب‌وکار، به طراحی و ساخت ظرفیت رهبری موردنیاز آینده کمک کند؛ از شناسایی استعدادهای رهبری و توسعه آنها گرفته تا ارتقا، جابه‌جایی، جذب استعدادهای جدید و حتی استفاده هوشمندانه از فناوری و هوش مصنوعی.

برای پر کردن این شکاف، سازمان می‌تواند از ترکیبی از رویکردهای Buy, Build, Boost, Borrow, Bot & Bounce استفاده کند؛ یعنی جذب ظرفیت موردنیاز از بازار، ساخت آن در داخل سازمان، ارتقای رهبران مستعد، استفاده از ظرفیت‌های بیرونی، بهره‌گیری از فناوری و در نهایت، جایگزینی رهبرانی که با نیازهای آینده سازمان هم‌راستا نیستند.

نکته کلیدی این رویکرد آن است که هدف نهایی، ساختن چند «رهبر قهرمان» نیست؛ بلکه ایجاد یک قابلیت رهبری پایدار در سراسر سازمان است.

ظرفیت رهبری زمانی به یک مزیت سازمانی تبدیل می‌شود که:

قابل آموزش باشد؛
قابل انتقال باشد؛
قابل اندازه‌گیری باشد؛
و در مقیاس سازمان قابل توسعه باشد.

در نهایت، شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که هر سازمان در مسیر تحول باید از خود بپرسد این باشد:

اگر سازمان قرار است فردا به جایی برسد که امروز آرزوی آن را دارد، آیا رهبران امروز ظرفیت ساختن آن آینده را دارند؟

پاسخ به همین سؤال می‌تواند نقطه آغاز طراحی یک معماری جدید برای رهبری، استعداد و تحول سازمانی باشد.

✍منبع:
Dave Ulrich & Oleg Konovalov
Leadership Capacity: A Critical Element of Human Capability for Transformation

@transformation_m
Post #2026 270
💢همراهان گرامی

🆗 با توجه به اهمیت توسعه فردی و یادگیری مهارت های شغلی و مالی در شرایط اقتصادی سخت کنونی، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.

🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی و اقتصادی شما  در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.

👇👇👇👇👇👇👇👇

📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai

💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy

💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior

✅مهارت های مدیریت
@management_skill

🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm

⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique

❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple

🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022

🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd

💲 هوش مالی
@fqskill

✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy

🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy

📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022

💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi

🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy

🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m

🆗  مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event
Post #2025 245
آیا سازمان شما هم نفس‌هایش به شماره افتاده است؟
آیا گاهی در میان انبوه چالش‌های روزمره، احساس می‌کنید سازمان در مسیر “بقا” مانده، اما از “رشد” بازمانده است؟

✅این دوره یک بوت‌کمپ آموزشی نیست؛ این یک سفر تحول است.مدرسه کسب‌وکار آریانا با افتخار برگزار می‌کند: بوت ‌کمپ رُشد؛ نخستین بوت‌کمپ تخصصی با محوریت “سلامت سازمانی” در شمال کشور.
در این بوت‌کمپ، سازمان را همچون موجودی زنده می‌بینیم که گاه بیمار می‌شود، زخم برمی‌دارد و نیاز به احیا دارد. اینجا قرار است نقشه‌راهی طراحی کنیم برای بازگرداندن سلامتی، پویایی و شکوفایی به کالبد سازمان.

🔗 ثبت نام در بوت‌کمپ


📲برای دریافت اطلاعات تکمیلی این دوره  با ما در ارتباط باشید:
☎️ 02188342900
📱 09358834292

مدرسه کسب و کار آریانا

Telegram | whatsapp | linkedin | Instagram
🌐 website | 📝 admin
Post #2024 231

Forwarded from مدیریت رفتار سازمانی

💢نوروساینس می‌گوید تکرار از استعداد مهم‌تره...

بیشتر مردم فکر می‌کنند افراد موفق صرفاً بااستعدادتر به دنیا میان، اما مغز انسان داستان دیگه‌ای رو تعریف می‌کند.

هر بار که یک مهارت رو تمرین می‌کنید، ارتباط بین نورون‌های مرتبط با اون مهارت قوی‌تر می‌شود. دانشمندان به این توانایی مغز می‌گویند «نوروپلاستیسیتی».

به زبان ساده، مغز خودش رو بر اساس کاری که بارها تکرار می‌کنید، بازسازی می‌کند.

به همین دلیل هست که یک سخنران بعد از صدها بار صحبت کردن، می‌تونه بدون استرس روی صحنه بایستد ؛ نه چون مغزش از اول متفاوت بوده، بلکه چون بارها همون مسیر عصبی رو تقویت کرده است.

استعداد شاید نقطهٔ شروع باشد، اما چیزی که واقعاً مغز رو تغییر می‌دهد تکرار است.

مغز شما بیشتر از اینکه به استعدادتون پاسخ بدهد به چیزی پاسخ می‌دهد که هر روز اون رو تکرار  می‌کند.

✍ کانال مدیریت منابع انسانی

@organizationalbehavior
Post #2023 235

Forwarded from مدیریت رفتار سازمانی

💢مرگ‌ یک رویداد نیست، یک فرآینده!

صحبت‌های جذاب و ارزشمند محمدرضا شعبانعلی عزیز در مورد مرگ سازمان‌ها.

وقتی آدم‌های یک سازمان به جای فکرکردن به ورودی‌ها و خروجی‌ها و ایجاد ارزش، به این فکرمی‌کنن که زیرپای خودشون را بخورند و منفعت بیشتری ببرن یعنی اون سازمان مرده!

@organizationalbehavior
Post #2022 271
دوره تربیت کارشناس منابع انسانی(کد۳)
(HR Generalist )
در کرج
با بهترین اساتید کشور و با ارائه مدرک معتبر روز جمعه 17 مهرماه ساعت ۱۳ با ظرفیت محدود آغاز خواهد شد و سرفصلهای دوره با توجه به نیاز بازار کار به در لینک زیر است و دوره ۱۵ جلسه چهارساعته می باشد(۶۰ ساعت)
https://mftalborz.ir/مدیریت/تربیت-متخصص-منابع-انسانی/
ظرفیت این دوره محدود است و می توانید ثبت نام کنید
☎️ 02632209102
داخلی ۱۴۸
📱0936 906 3780
⭕️مجتمع فنی تهران نمایندگی البرز⭕️
🔹مرکز آموزشهای تخصصی و کاربردی حضوری و آنلاین
صفحه اینستاگرام مجموعه و سایر دوره ها و پاسخگویی در دایرکت
https://www.instagram.com/mftalborz/

ارتباط تلگرامی:
@odtmft
لینک ثبت نام آنلاین:
https://B2n.ir/MftkHR3
@mftalborz
Post #2021 203

Forwarded from تفکر استراتژیک

💢 درون جعبه، چگونه محدودیت‌ها ما را بهتر می‌کنند؟

✍️ مرتضی حججی
📚 کتاب «درون جعبه: چگونه محدودیت‌ها ما را بهتر می‌کنند» اثر دیوید اپستین، نویسنده کتاب‌های پرفروش Range و The Sports Gene است. اپستین در این کتاب نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، آزادی نامحدود، منابع بیشتر و گزینه‌های فراوان همیشه به خلاقیت و عملکرد بهتر منجر نمی‌شوند؛ گاهی محدودیت‌های هوشمندانه، زمینه‌ساز تمرکز، نوآوری، تصمیم‌گیری بهتر و عملکرد بالاتر هستند.

🧩 مدیریت «درون جعبه»
💡 بسیاری از مدیران تصور می‌کنند منابع بیشتر، آزادی بیشتر و گزینه‌های بیشتر همیشه به عملکرد بهتر منجر می‌شود؛ اما گاهی دقیقاً برعکس است. محدودیت درست می‌تواند تمرکز ایجاد کند، تصمیم‌گیری را سریع‌تر کند و خلاقیت را افزایش دهد.

🎯 محدودیت، دشمن خلاقیت نیست.
وقتی همه‌چیز آزاد باشد، ذهن معمولاً به سراغ راه‌حل‌های آشنا می‌رود. محدودیت مناسب، ما را مجبور می‌کند متفاوت فکر کنیم و راه‌حل‌های تازه‌ای پیدا کنیم.

🧭 مدیر خوب فقط هدف تعیین نمی‌کند؛ مرز هم تعیین می‌کند.
بودجه، زمان، دامنه پروژه و اولویت‌ها باید مشخص باشند تا تیم بداند در چه چارچوبی آزادی عمل دارد. آزادی بدون چارچوب می‌تواند به پراکندگی و اتلاف منابع منجر شود.

🚫 «نه گفتن» یک مهارت مدیریتی است.
پذیرش هم‌زمان پروژه‌های زیاد، منابع و توجه سازمان را پراکنده می‌کند. تمرکز یعنی انتخاب آگاهانه اینکه چه کارهایی را انجام دهیم و چه کارهایی را انجام ندهیم.

🧱 مسائل بزرگ را کوچک کنید.
پروژه‌های پیچیده را به گام‌های کوچک‌تر تقسیم کنید؛ سریع آزمایش کنید، بازخورد بگیرید و اصلاح کنید. این رویکرد، ریسک تصمیم‌های بزرگ و دیرهنگام را کاهش می‌دهد.

💡 محدودیت می‌تواند موتور خلاقیت باشد.
نمونه‌هایی مانند مندلیف، پیکسار، کیت جرت، دکتر سوس، ویرجینیا وولف و مونه نشان می‌دهند که محدودیت زمانی، ابزاری یا ساختاری گاهی افراد را وادار می‌کند از مسیرهای معمول فاصله بگیرند و راه‌های تازه‌ای بسازند.

🛠️ مدیر باید «جعبه مناسب» را طراحی کند.
محدودیت خوب، مسیر و مرزها را مشخص می‌کند؛ اما دست‌وپای افراد را نمی‌بندد. مدیر باید چارچوب را تعیین کند و درون آن، تا حد امکان به تیم اختیار و استقلال بدهد.

🧠 مراقب هزینه انتخاب باشید.
گزینه‌های بیش از حد می‌توانند تصمیم‌گیری را دشوار کنند. سازمانی که هم‌زمان ده‌ها اولویت دارد، در عمل ممکن است هیچ اولویت واقعی نداشته باشد.

🔬 قبل از آزمایش، معیار موفقیت را مشخص کنید.
هر آزمایش مدیریتی باید بداند چه چیزی قرار است سنجیده شود، موفقیت چگونه تعریف می‌شود و در صورت شکست چه تصمیمی گرفته خواهد شد. این کار مانع از آن می‌شود که بعداً نتیجه را مطابق میل خود تفسیر کنیم.

⚡ محدودیت‌های درست، سازمان را چابک‌تر می‌کنند.
وقتی قواعد تصمیم‌گیری، اولویت‌ها و حدود اختیار روشن باشند، افراد برای هر تصمیم کوچک مجبور نیستند منتظر تأیید مدیر بمانند.

🌱 محدودیت را برای رشد افراد هم به کار ببرید.
در توسعه مدیران و جانشینان آینده، می‌توان مسئولیت، زمان و منابع مشخصی تعیین کرد و فرد را در همان چارچوب با مسئله واقعی روبه‌رو ساخت؛ سپس به جای دخالت دائمی، عملکرد و نحوه تصمیم‌گیری او را ارزیابی کرد.

⚖️ همه موانع نباید حذف شوند.
مدیریت مؤثر یعنی تشخیص دهیم کدام محدودیت مانع پیشرفت است و باید حذف شود، و کدام محدودیت باعث تمرکز، انضباط و خلاقیت می‌شود. حذف تمام محدودیت‌ها لزوماً آزادی ایجاد نمی‌کند؛ گاهی فقط آشفتگی ایجاد می‌کند.

🔄 مدل مدیریتی «درون جعبه»
🎯 مسئله را محدود کن ← 🧩 چارچوب بساز ← 🕊️ اختیار بده ← 🔬 آزمایش کن ← 🔄 بازخورد بگیر ← 🛠️ اصلاح کن ← 🌱 توسعه بده

💬 پیام اصلی برای مدیران
⚠️ گاهی مشکل سازمان کمبود منابع نیست؛ زیادیِ منابع، گزینه‌ها و اولویت‌هاست.

🧭 مدیر اثربخش کسی نیست که همیشه محدودیت‌ها را حذف کند؛ بلکه کسی است که می‌داند کدام محدودیت را باید بردارد و کدام محدودیت را باید آگاهانه ایجاد کند.

❓ در نهایت، سؤال مهم این نیست که:
🔓 «چگونه آزادی بیشتری ایجاد کنیم؟»
🎯 بلکه باید پرسید:
🧩 «چه چارچوبی می‌تواند آزادی ما را به عملکرد بهتر تبدیل کند؟»

💡 گاهی برای اینکه بهتر فکر کنیم، بهتر تصمیم بگیریم و خلاق‌تر عمل کنیم، به گزینه‌های بیشتر نیاز نداریم؛ به محدودیت‌های درست نیاز داریم.

@strategym_academy
Post #2020 173

Forwarded from FaraDars_Course

‌
🎯 تمام آموزش‌های مورد نیاز سازمان‌تان را یک‌جا پیدا کنید.

از مدیریت، منابع انسانی و Excel تا برنامه‌نویسی، هوش مصنوعی، مهندسی و نرم‌افزارهای تخصصی؛ فرادرس با بیش از ۱۹,۰۰۰ آموزش کاربردی و مهارتی می‌تواند بخش بزرگی از نیازهای آموزشی تیم‌های مختلف یک سازمان را پوشش دهد.


با آموزش سازمانی فرادرس می‌توانید:

🔹 آموزش‌های متناسب با نیاز هر تیم را انتخاب کنید.
🔹 برای مهارت‌های مختلف، مسیر آموزشی مناسب در نظر بگیرید.
🔹 روند یادگیری کارکنان را پیگیری کنید.
🔹 برای انتخاب آموزش‌ها و راهکار مناسب، از مشاوره کارشناسان فرادرس استفاده کنید.


🏢 مدیر سازمان، مسئول آموزش، منابع انسانی یا توسعه سرمایه انسانی یک مجموعه هستید؟ روی لینک زیر بزنید.👇

🔗 مشاهده راهکارهای آموزش سازمانی فرادرس – کلیک کنید


اگر فکر می‌کنید این خدمات می‌تواند برای مجموعه شما مفید باشد، این پیام را برای مسئول آموزش یا منابع انسانی شرکت‌تان بفرستید.


همچنین اگر برای یادگیری خودتان به‌دنبال آموزش هستید، وارد لینک زیر شوید:

⭐️ مشاهده پرمخاطب‌ترین آموزش‌های فرادرس [+]


📚 یادگیری، همیشه، همه‌جا؛ فرادرس

‌@FaraDars
Post #2019 169

Forwarded from مدیریت به زبان ساده

💢مصاحبه ترک خروج (Exit Interview): چرا این «آخرین حرف» شنیدنی‌ترین حرف است؟
بسیاری از سازمان‌ها، خروج یک کارمند را پایانی تلخ بر یک رابطه می‌دانند و فرصتِ یادگیری از آن را از دست می‌دهند. اما مصاحبه ترک خروج، نه یک خداحافظیِ صرف، بلکه یک «هدیه اطلاعاتیِ استراتژیک» است که می‌تواند مسیرِ بقا و رشد سازمان را تغییر دهد.
مزایای کلیدی مصاحبه ترک خروج :

1️⃣ شناساییِ «علل ریشه‌ای» ریزش (Root Cause Identification):
تحقیقات نشان می‌دهد که بیش از ۷۰٪ کارمندانی که سازمان را ترک می‌کنند، به دلیلِ مشکلاتِ مدیریتی، فقدانِ فرصت‌های رشد یا فرهنگِ سازمانیِ نامناسب می‌روند، نه صرفاً حقوقِ بالاتر. (منبع: SHRM)
مصاحبه ترک خروج، فضایی امن برای بیانِ صادقانه این دلایل فراهم می‌کند که در جلساتِ عادیِ ارزیابی عملکرد یا بازخوردِ روزانه، هرگز مطرح نمی‌شوند.

2️⃣کاهشِ نرخِ ریزشِ پرهزینه (Cost Reduction):
جذب و آموزشِ یک کارمندِ جدید، هزینه‌ای بین ۶ تا ۹ ماه حقوقِ آن فرد را در بر دارد. (منبع: Society for Human Resource Management - SHRM)
با تحلیلِ داده‌های مصاحبه‌های ترک خروج، می‌توان نقاطِ ضعفِ سازمان (مثلاً عدمِ وجودِ مسیرِ شغلیِ مشخص، یا سبکِ مدیریتیِ مخرب) را شناسایی و برطرف کرد؛ این خود، مانعِ از دست دادنِ استعدادهایِ فعلی و جلوگیری از هزینه‌هایِ آتیِ جذب می‌شود.

3️⃣بهبودِ «تجربه کارمندی» (Employee Experience):
وقتی کارمندی احساس می‌کند صدای او شنیده شده و دلایلِ ترکِ سازمانش جدی گرفته شده، حتی اگر سازمان را ترک کند، دیدگاهِ او نسبت به آن سازمان تا حدودی مثبت باقی می‌ماند. این می‌تواند به «سفیرِ برندِ کارفرمایی» (Employer Brand Ambassador) شدنِ او در آینده کمک کند.
بر اساس مدلِ «پنج نسل در محیط کار»، نیاز به شنیده شدن و دیده شدن، یکی از پایه‌هایِ اصلیِ تعهدِ نسل‌هایِ جدیدِ کارمندان است. (منبع: Deloitte’s Millennial Survey)

نکته کلیدی برای HR:
یک مصاحبه ترک خروجِ مؤثر، صرفاً پرسیدنِ سوال نیست؛ بلکه «شنیدنِ فعالانه» و «تحلیلِ هوشمندانه» داده‌ها برای استخراجِ بینش‌هایِ عملیاتی است.

✍منابع:
Society for Human Resource Management (SHRM): مقالات و گزارش‌های متعدد در مورد اثربخشی Exit Interviews.
Deloitte: گزارش‌های سالانه مربوط به روندهای نیروی کار و نسل‌های مختلف.

@management_simple
Post #2018 157

Forwarded from هوش مصنوعی در کسب وکار

💢با هوش مصنوعی چه کنیم؟

🤖 هوش مصنوعی فقط یک ابزار جدید نیست؛ دارد قواعد بازی را تغییر می‌دهد. تا همین چند سال پیش، اگر مدیری می‌خواست یک گزارش تحلیلی تهیه کند، ساعت‌ها وقت صرف جمع‌آوری اطلاعات، خواندن گزارش‌ها و تنظیم متن می‌کرد. امروز بخشی از این کار را می‌توان در چند دقیقه انجام داد. اما ماجرا از سرعت بیشتر مهم‌تر است. هوش مصنوعی دارد به‌تدریج روی شیوه فکرکردن، یادگرفتن، تصمیم‌گرفتن و حتی تعریف «کار خوب» اثر می‌گذارد.

🫟پس بهتر است دو سؤال را هم‌زمان بپرسیم:
☆ هوش مصنوعی با ما چه می‌کند؟
و مهم‌تر از آن:
☆ ما با هوش مصنوعی چه کنیم؟

🧠 هوش مصنوعی با ما چه می‌کند؟
نخستین اتفاق، تغییر ارزش مهارت‌هاست.
اگر یک کارمند برای تهیه یک گزارش ۲۰ صفحه‌ای هفته‌ها وقت بگذارد، اما هوش مصنوعی بتواند پیش‌نویس اولیه آن را در چند دقیقه تولید کند، ارزش «صرفاً نوشتن گزارش» کاهش پیدا می‌کند. در مقابل، ارزش توانایی طرح پرسش درست، تشخیص مسئله، ارزیابی اطلاعات و قضاوت حرفه‌ای بیشتر می‌شود.
این اتفاق را می‌توان در برنامه‌نویسی هم دید. ابزارهایی مانند GitHub Copilot و ابزارهای مشابه، بخشی از کدنویسی را سریع‌تر کرده‌اند. بنابراین مسئله برای یک برنامه‌نویس دیگر فقط «چقدر سریع کد می‌نویسم؟» نیست؛ بلکه «آیا می‌فهمم چه کدی باید نوشته شود و آیا می‌توانم کیفیت آن را تشخیص دهم؟» است.

📉 دومین اتفاق، ارزان‌شدن تولید اطلاعات و گران‌شدن تشخیص اطلاعات معتبر است.
امروز تولید یک متن، تصویر، ارائه یا تحلیل اولیه بسیار آسان‌تر شده است. نتیجه پارادوکسیکال است: هرچه محتوای بیشتری تولید می‌شود، توانایی تشخیص محتوای ارزشمند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
مدیری که هر پاسخ هوش مصنوعی را بدون بررسی می‌پذیرد، در واقع بخشی از اختیار حرفه‌ای خود را واگذار کرده است.

⚠️ سومین اتفاق، خطر تنبل‌شدن ذهن است.
اگر برای هر مسئله‌ای قبل از اینکه خودمان فکر کنیم از هوش مصنوعی جواب بخواهیم، ممکن است به‌تدریج عضلات فکری خود را کمتر به کار بگیریم. همان‌طور که ماشین‌حساب محاسبه ذهنی را کمتر کرد، هوش مصنوعی نیز می‌تواند بخشی از فعالیت‌های شناختی ما را بر عهده بگیرد.
بنابراین سؤال مهم این نیست که «آیا هوش مصنوعی جای انسان را می‌گیرد؟»؛ گاهی سؤال مهم‌تر این است که آیا انسان، به‌تدریج بخشی از توانایی‌های خودش را به هوش مصنوعی واگذار می‌کند؟

🚀 اما ما با هوش مصنوعی چه کنیم؟
اولین پاسخ، «استفاده بیشتر» نیست؛ استفاده هوشمندانه‌تر است.
مدیر نباید از هوش مصنوعی بخواهد فقط برایش متن تولید کند. می‌تواند یک مسئله واقعی سازمان را در اختیار آن بگذارد و از آن بخواهد نقش‌های متفاوتی بازی کند: یک‌بار منتقد تصمیم، بار دیگر مشتری ناراضی، بار دیگر رقیب و بار دیگر یک مدیر مخالف.
فرض کنید بانک قصد دارد یک فرایند جدید برای خدمت‌رسانی به مشتری طراحی کند. به جای اینکه فقط از هوش مصنوعی بخواهیم «یک پیشنهاد ارائه کن»، می‌توانیم بپرسیم: اگر مشتری سالمند باشی، چه مشکلی در این فرایند می‌بینی؟ اگر کارمند شعبه باشی چه چیزی آن را دشوار می‌کند؟ اگر مدیر ریسک باشی چه نگرانی‌ای داری؟ اگر رقیب باشی از چه نقطه‌ضعفی استفاده می‌کنی؟
اینجا هوش مصنوعی دیگر ماشین تولید متن نیست؛ آزمایشگاه فکری مدیر است.

🔍 مثال دیگر، استخدام است. هوش مصنوعی می‌تواند در طراحی پرسش‌های مصاحبه، تحلیل شرح شغل یا شناسایی شایستگی‌های موردنیاز کمک کند؛ اما اگر مدیر انتخاب نهایی را صرفاً بر اساس خروجی یک مدل انجام دهد، ممکن است سوگیری‌های موجود در داده یا مدل را به تصمیم سازمان وارد کند.
پس یک اصل مدیریتی شکل می‌گیرد: هرچه هوش مصنوعی بیشتر تولید می‌کند، انسان باید بیشتر قضاوت کند.

🎯 سازمان‌ها نیز باید به جای مسابقه برای خرید ابزارهای بیشتر، چند مسئله واقعی و پرهزینه خود را شناسایی کنند و ببینند هوش مصنوعی کجا می‌تواند زمان، هزینه یا خطا را کاهش دهد.
از پاسخ‌گویی به مشتری گرفته تا تحلیل شکایت‌ها، از پیش‌بینی تقاضا تا خلاصه‌سازی گزارش‌های طولانی، از آموزش کارکنان تا شبیه‌سازی سناریوهای تصمیم‌گیری؛ نقطه شروع، مسئله است، نه ابزار.

🔄 شاید در نهایت، بزرگ‌ترین تغییر هوش مصنوعی این نباشد که برخی کارها را سریع‌تر انجام می‌دهد. تغییر اصلی این است که ما را مجبور می‌کند دوباره بپرسیم:
کدام کار را باید انسان انجام دهد؟
کدام کار را می‌توان به ماشین سپرد؟
و کدام کار را باید انسان و ماشین با هم انجام دهند؟

🫟هوش مصنوعی نه ناجی سازمان است و نه دشمن آن.
یک فناوری قدرتمند است که می‌تواند توانایی‌های ما را چند برابر کند؛ یا اگر بدون فکر از آن استفاده کنیم، ضعف‌های ما را هم چند برابر کند.
بنابراین آینده متعلق به سازمانی نیست که فقط «هوش مصنوعی دارد». آینده متعلق به سازمانی است که می‌داند با آن چه کند.

✍ گاهنامه مدیر

@management_ai
Post #2017 2.23K
💢 ‼️«تله‌یِ متخصصِ برتر»؛ سخت‌ترین گذارِ یک مدیر تازه‌کار‼️

تقریباً در بیشتر سازمان‌ها، الگوی ارتقا یکسان است: «فلانی کارشناسِ درجه‌یکی است، پس او را ارتقا می‌دهیم تا مدیر شود.»
اما دقیقاً در همین لحظه، فاجعه آغاز می‌شود!

لیندا هیل (Linda Hill)، استاد دانشکده کسب‌وکار هاروارد، در تحقیقات ماندگار خود به نکته‌ای اشاره می‌کند که اغلب نادیده گرفته می‌شود:
«مدیرانِ تازه‌کار، سخت‌ترین گذارِ هویتیِ عمرِ حرفه‌ای خود را تجربه می‌کنند.»
آن‌ها با این پیش‌فرضِ غلط وارد نقش می‌شوند که «مدیر، باید قوی‌ترین فرد در انجامِ کار باشد.» هیل تأکید می‌کند که کارآمدیِ مدیر، دیگر در «انجام دادن کار» نیست؛ بلکه در «ساختنِ شرایطی است که دیگران بتوانند کار را به بهترین نحو انجام دهند.» بعبارتی دیگر هیل به این موضوع اشاره می کند که اگر مدیری بتواند با تعامل و سبک رهبری الهام بخش و بکمک مربی گری حضور افراد را در کارشان پر رنگ تر کرده و باعث انگیزه آنها شود موفق عمل کرده است.

چرا این گذار برای مدیرانِ جدید جهنم است؟

1️⃣ اعتیاد به پیروزی فردی: آن‌ها به «بهترین بودن» عادت کرده‌اند. وقتی می‌بینند کارمندشان کار را با استانداردی متفاوت انجام می‌دهد، وسوسه می‌شوند «کنترل» را به دست بگیرند (سندرمِ مدیریت جزئی نگر Micromanagment)

2️⃣ تغییرِ مقیاسِ موفقیت: آن‌ها هنوز به دنبالِ این هستند که بابت «خروجیِ شخصی» خود تقدیر شوند. در حالی که در مدیریت، موفقیت آن‌ها در «خروجیِ تیم» تعریف می‌شود. تبدیل و تغییر از فاز فردی به تیمی یکی دیگر از چالش های این دسته از مدیران است. آنها می بایست منبعد بر روی معیارهای جدیدی از تیم متمرکز شوند.

3️⃣ترس از دست دادنِ هویت: مدیرِ تازه، می‌ترسد اگر کارِ تخصصی انجام ندهد، دیگر «متخصص» یا «مهم» به نظر نرسد.
مرتضی جوشقانی -مهر 1405

✍منبع: Hill, L. A. (2003). Becoming a Manager: How New Managers Master the Challenges of Leadership.

@transformation_m
Post #2016 909
💢مروری بر آزمایش روزنهان و کاربردهای آن برای مدیران

🧠 وقتی یک برچسب به واقعیت تبدیل می‌شود، آیا هنوز می‌توانیم خودِ واقعیت را ببینیم؟

🫟در سال ۱۹۷۳، دیوید روزنهان (David Rosenhan)، روان‌شناس آمریکایی، مقاله‌ای با عنوان On Being Sane in Insane Places منتشر کرد؛ پژوهشی که بحث گسترده‌ای درباره تشخیص روان‌پزشکی، برچسب‌گذاری و تأثیر انتظارات بر قضاوت انسان ایجاد کرد.

🔎 روزنهان و چند فرد دیگر به چند بیمارستان روان‌پزشکی مراجعه کردند و گزارش دادند که صدایی را می‌شنوند که واژه‌ای مبهم را تکرار می‌کند. این افراد، به‌جز همین علامت ساختگی، اطلاعات واقعی درباره زندگی خود ارائه کردند و پس از پذیرش نیز رفتار عادی داشتند و اعلام کردند که دیگر هیچ علامتی ندارند.

🏥 با این حال، آنان بستری شدند و برایشان تشخیص روان‌پزشکی ثبت شد. روزنهان گزارش کرد که پس از قرار گرفتن فرد در جایگاه «بیمار»، حتی رفتارهای عادی او نیز می‌توانست در چارچوب بیماری تفسیر شود. برای مثال، یادداشت‌برداری از محیط می‌توانست به‌عنوان رفتاری مرتبط با بیماری تلقی شود.

🎯 نکته مهم پژوهش، بیش از آنکه درباره درست یا غلط بودن تشخیص‌های روان‌پزشکی باشد، درباره قدرت زمینه و برچسب در شکل دادن به ادراک انسان بود. وقتی درباره فردی یک فرض اولیه داریم، احتمال دارد رفتارهای بعدی او را نیز از همان دریچه ببینیم.

⚠️ البته آزمایش روزنهان بعدها با نقدهای جدی روش‌شناختی مواجه شد و درباره برخی جزئیات و میزان تعمیم‌پذیری نتایج آن اختلاف نظر وجود دارد. بنابراین، این مطالعه را نباید اثبات قطعی ناتوانی نظام روان‌پزشکی در تشخیص دانست. اهمیت تاریخی آن بیشتر در طرح یک پرسش اساسی است: پیش‌فرض‌های ما تا چه اندازه بر قضاوت ما درباره دیگران اثر می‌گذارند؟

💼 این پرسش برای مدیران اهمیت زیادی دارد. مدیران هر روز درباره کارکنان، تیم‌ها و واحدهای سازمانی قضاوت می‌کنند: «این فرد کم‌انگیزه است»، «او استعداد مدیریتی ندارد»، «این واحد همیشه ضعیف عمل می‌کند»، «فلانی دردسرساز است» یا برعکس، «او یک ستاره سازمانی است».

🪞 مشکل زمانی آغاز می‌شود که برداشت اولیه، جایگزین شواهد واقعی شود. مدیری که یک کارمند را «کم‌کار» می‌داند، ممکن است تأخیر او را نشانه بی‌مسئولیتی ببیند؛ اما همان رفتار را از کارمندی که تصویر مثبتی دارد، یک اتفاق موقت تلقی کند.

🔄 حتی خطر بزرگ‌تر، شکل‌گیری یک پیشگویی خودمحقق‌شونده (Self-Fulfilling Prophecy) است. مدیر فردی را کم‌توان می‌داند؛ بنابراین مسئولیت‌های مهم را به او نمی‌سپارد، فرصت یادگیری کمتری در اختیارش قرار می‌دهد و کمتر به او بازخورد توسعه‌ای می‌دهد. فرد نیز به‌تدریج فرصت کمتری برای نشان دادن توانایی خود پیدا می‌کند و عملکرد ضعیف‌ترش، باور اولیه مدیر را تأیید می‌کند.

👥 همین مسئله درباره تیم‌ها نیز اتفاق می‌افتد. اگر یک واحد سازمانی «مقاوم در برابر تغییر» شناخته شود، مدیر ممکن است پیشنهادهای آن واحد را از ابتدا با سوءظن بررسی کند. در مقابل، پیشنهاد مشابه از یک واحد «نوآور» ممکن است با ذهنی بازتر شنیده شود.

📊 برای کاهش این خطا، مدیر باید میان «مشاهده» و «تفسیر» تفاوت بگذارد. به جای اینکه بگوییم «او بی‌انگیزه است»، بپرسیم: «چه رفتارهایی باعث شده چنین برداشتی داشته باشیم؟» به جای «این تیم ناکارآمد است»، بررسی کنیم: «کدام شاخص‌ها، فرایندها و محدودیت‌ها چنین عملکردی ایجاد کرده‌اند؟»

🧩 استفاده از شاخص‌های عینی عملکرد، شواهد رفتاری، ارزیابی چندمنبعی، بازخورد مستمر و مقایسه عملکرد فرد در موقعیت‌های مختلف می‌تواند به مدیر کمک کند تا کمتر اسیر برداشت‌های اولیه شود.

🔓 شاید مهم‌ترین درس روزنهان برای مدیران این باشد:
برچسب‌ها فقط توصیف‌کننده واقعیت نیستند؛ گاهی می‌توانند بر نحوه دیدن و حتی شکل‌گیری همان واقعیت اثر بگذارند.

🫟مدیر حرفه‌ای کسی نیست که هیچ پیش‌داوری‌ای ندارد؛ بلکه کسی است که پیش‌داوری‌های خود را می‌شناسد، آنها را با شواهد می‌آزماید و آماده است در صورت تغییر شواهد، قضاوت خود را تغییر دهد.

✍ گاهنامه مدیر

@transformation_m
  • ❤ 1
Post #2014 602
💢«پوسیدگی مغزی» اصطلاحی است که پژوهشگران دانشگاه آکسفورد برای توصیف یک پدیده‌ی کاملاً مدرن ساخته‌اند: زوال تدریجی ذهن در اثر مصرف مداومِ محتوای کم‌ارزش.

در ظاهر سرگرمی است، اما پشت پرده، ذهن آرام‌آرام تحلیل می‌رود.
تمرکزت کوتاه‌تر شده، حوصلت کمتر شده و از همه بدتر، میل به دانستن جای خودش را به میلِ صرفاً مصرف کردن داده است.

پوسیدگی مغزی از همین‌جا شروع می‌شود: وقتی اسکرول‌کردن جای تفکر را می‌گیرد؛ وقتی صدای درونی‌ات خاموش می‌شود و جای آن را نوتیفیکیشن‌ها می‌گیرند.

راه‌حل از نگاه من:

۱- آگاهی و گزینش
اینکه بفهمیم چه چیزی وارد ذهن‌مان می‌کنیم، از کجا می‌آید و چرا آن را مصرف می‌کنیم. انتخاب‌گری اولین قدم نجات ذهن است.

۲- رژیم محتوایی
همان‌طور که برای بدن رژیم می‌گیریم، ذهن هم نیاز به پاکسازی دارد. محدودیت زمانی برای شبکه‌های اجتماعی، حذف منابع بی‌ارزش و جایگزینی‌شان با مطالعه و یادگیری عمیق.

۳- مدیریت نوتیفیکیشن
هر اعلان یک ضربه به تمرکز است. خاموش کردن اعلان‌های غیرضروری یعنی بازگرداندن بخشی از ذهن که مدت‌هاست از دست رفته.

۴- تقویت توجه
توجه عضله‌ای است که باید تمرین داده شود: مطالعه‌ی بدون وقفه، کار عمیق برای چند دقیقه، پیاده‌روی بدون موبایل. تمرین‌های کوچک اما مداوم، ذهن را دوباره احیا می‌کنند.

۵- خلق کردن به‌جای صرفاً مصرف کردن
نوشتن، یادداشت‌برداری، ساختن و انجام ساده‌ترین کارها ذهن را فعال و زنده نگه می‌دهد. مصرفِ زیاد، ذهن را منفعل می‌کند؛ خلق‌کردن دوباره موتور تفکر را روشن می‌کند.

✍ کانال مدیر محصول

@transformation_m
  • ❤ 2
Post #2013 957
💢قطع کردن آموزش در بحران اقتصادی همانند خاموش کردن چراغ در زمان شدت گرفتن تاریکی در رانندگی است!

✍فیلیپ کاتلر

@transformation_m
  • ❤ 1
  • 👍 1
Older posts →

About this channel

How can I read @transformation_m without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for تغییر و تحول سازمانی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does تغییر و تحول سازمانی have?
تغییر و تحول سازمانی (@transformation_m) has 4.67K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does تغییر و تحول سازمانی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →