TGViewer
Channel Public Channel
ارزیابی شتابزده

ارزیابی شتابزده

@solseghalam

یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
Subscribers
13.1K
Photos
997
Videos
353
Links
974
Recent Posts 20 shown
Post #2761 4.1K
✍️سازمان ملل
To the victor belong the spoils

محمدرضا اسلامی

زمین سازمان ملل را راکفلر به این سازمان هدیه کرد.
«جان دی. راکفلر جونیور» در دسامبر ۱۹۴۶ مبلغ ۸.۵ میلیون دلار در اختیار سازمان ملل گذاشت تا زمین این سازمان در ساحل East River منهتن نیویورک خریداری شود. (اگر بزرگی این مبلغ را نسبت به «اندازه اقتصاد» آمریکا در آن زمان بسنجیم، ارزش نسبی آن در مقیاس امروز به حدود یک میلیارد دلار می‌رسد). مجمع عمومی سازمان‌ملل این «هدیه» را پذیرفت و همان زمین به محل مقر دائمی سازمان ملل تبدیل شد. به بیان دیگر، این فقط یک هدیه چندمیلیون‌دلاری نبود؛ یک مداخله مالی عظیم از سوی «سرمایه خصوصی» در شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین نهادهای بین‌المللی جهان بود. خانواده راکفلر و به‌ویژه نلسون راکفلر (پسر راکفلر جونیور) برای آوردن مقر سازمان ملل به نیویورک نقش مهمی داشتند.

«راکفلر جونیور» خودش پسر «جان دی. راکفلر» بود؛ همان راکفلر بزرگ و بنیان‌گذار Standard Oil که نامش با ظهور سرمایه‌داری صنعتی آمریکا گره خورده است.

🔵سه نکته درباره عالیجناب راکفلر بزرگ برای این بحث مهم است:

✔️اول اینکه ثروت عظیم او از صنعت نفت آمد. Standard Oil در دوران او به چنان قدرتی رسید که برای سال‌ها بخش بزرگی از صنعت پالایش/توزیع نفت آمریکا را او در اختیار داشت. (و سرانجام نیز در سال ۱۹۱۱ با حکم دیوان عالی آمریکا به چندین شرکت تقسیم شد)
✔️دوم اینکه سرمایه راکفلر فقط در شرکت و کارخانه باقی نماند. نسل اول و دوم این خانواده بخش عظیمی از ثروت خود را وارد دانشگاه، پزشکی، پژوهش، هنر، شهرسازی و... کردند. توجه کنیم که این یکی از ویژگی‌های مهم ساختار آمریکاست: سرمایه خصوصی فقط در بازار حضور ندارد؛ می‌تواند در ساختن "نهادها" هم نقش داشته باشد.
✔️سوم اینکه این "سرمایه" در نسل‌های بعد "مستقیما" با سیاست هم تلاقی کرد. نلسون، نوه راکفلرِ بزرگ، بعدها فرماندار نیویورک و سپس معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده شد. (معادل جایگاه الان جی دی ونس)

🔵داستان ساختمان سازمان ملل البته کمی پیچیده‌تر از «یک سرمایه‌دار آن را ساخت» است. هدیه/پول راکفلر برای «خرید زمین» بود، نه ساخت ساختمان. دولت آمریکا نیز در سال ۱۹۴۸ یک وام بدون بهره ۶۵ میلیون دلاری برای ساخت و تجهیز مقر سازمان ملل فراهم کرد؛ وامی که سازمان ملل طی ۳۱ سال تا سال ۱۹۸۲ بازپرداخت کرد.

اما اصل داستان همچنان جالب و تلخ است:
یکی از مهم‌ترین نهادهای سیاسی جهان در زمینی مستقر شده که خرید آن با سرمایه یک خانواده خصوصی آمریکایی امکان‌پذیر شده است.

و این فقط داستان راکفلر نیست.
برای فهم آمریکا، فقط نباید دولت آمریکا را دید؛ باید جایگاه «نهاد سرمایه» را هم دید. سرمایه و دولت در تاریخ این کشور، چنان درهم‌تنیده حرکت کرده‌اند که مرز میان قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی به‌آسانی قابل تشخیص نیست.

🔵از سازمان ملل تا فوتبال
از بحث سازمان ملل موقتا خارج شویم و به جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ (تابستانی که گذشت) برویم.
آمریکا (به همراه کانادا و مکزیک) میزبان جام جهانی بود. نکته جالب این است که آمریکا برای برگزاری این مسابقات نیازی "نداشت" که شبکه‌ای از استادیوم‌های عظیم را از صفر بسازد. زیرساخت ورزشی لازم، عمدتاً از قبل وجود داشت!
عمده استادیوم‌های بزرگ آمریکا با سرمایه بخش خصوصی ساخته شده‌اند. یعنی در آمریکا، ورزش خودش یک صنعت عظیم بوده، و متولیِ صنعت ورزش، نهاد سرمایه است!
استادیوم صد هزارنفری فقط محل فوتبال نیست؛ یک دارایی اقتصادی است. باشگاه، حق پخش آنلاین، تبلیغات، اسپانسر، زمین، املاک اطراف ورزشگاه، رستوران، هتل و حمل‌ونقل همه به یک اکوسیستم اقتصادی تبدیل می‌شوند.
در نتیجه آمریکا برای میزبانی بزرگ‌ترین مسابقات فوتبال جهان، از زیرساختی استفاده کرد که پیش از جام‌جهانی و در دل اقتصادِ تجاریِ ورزش شکل گرفته‌است.

دوباره به همان نقطه اول برگشتیم:
سرمایه فقط کالا تولید نمی‌کند؛ شهر و زیرساخت و "نهاد" هم می‌سازد.
از زمینی که مقر سازمان ملل روی آن قرار گرفته تا آسمان‌خراش‌های منهتن و استادیوم‌های عظیم فوتبال، "سرمایه" بخشی از ساختار فیزیکی آمریکا را شکل داده است.

🔵ترامپ در سازمان ملل ۲۰۲۶

پیرو بحث بالا، و برای فهم بخشی از شخصیت سیاسی ترامپ شاید بد نباشد قبل از کاخ سفید، تاریخ اقتصادی "خانواده‌اش" را (مشابه "خانواده راکفلر") ببینیم.
فریدریک ترامپ، پدربزرگ دونالد ترامپ، در نوجوانی از آلمان به آمریکا مهاجرت کرد. او در دوران تب طلا در غرب آمریکای شمالی در کسب‌وکار رستوران و اقامتگاه (اقامتگاه! ترجمه Brothel است) فعالیت کرد و بعد وارد سرمایه‌گذاری در املاک شد.
نسل بعد، فِرد ترامپ، این مسیر را بسیار بزرگ‌تر کرد. حوزه فعالیت او ساخت‌وساز و املاک در نیویورک بود و کسب‌وکاری ایجاد کرد که بعدها به پایه فعالیت اقتصادی پسرش تبدیل شد.
و بعد دونالد ترامپ آمد.
ترامپ پیش از آنکه سیاستمدار باشد، دهه‌ها با ساختمان، هتل، املاک، معامله و برند شخصی شناخته می‌شد.
از این منظر ترامپ را نیز می‌توان یکی از نمونه‌های ورود مستقیم فرهنگ معامله/سرمایه به سیاست آمریکا دانست.
و درست همین‌جا داستان دوباره به ساختمان سازمان ملل برمی‌گردد.

ترامپ روز ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ پشت همان تریبون ایستاد.
او هنگام صحبت درباره جنگ آمریکا و ونزوئلا و توافق نفتی پس از آن گفت:
“To the victor belong the spoils”
«غنیمت از آنِ پیروز است.»
ترامپ این جمله را بلافاصله پس از صحبت درباره نفت ونزوئلا و ورود شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکایی بیان کرد.

این جمله را می‌توان یکی از عریان‌ترین و زشت‌ترین بیان‌های «جهان‌بینی معاملاتی» دانست:
«قدرت، پیروزی، مالکیت و معامله»
هدف از این یادداشت تعمیم چنین نگاهی به تمام سرمایه‌داری آمریکا نیست؛ ولی واقعیت این است که در دنیای مدرن "نهاد سرمایه‌" به شکلی بیرحمانه باعث شده تا آمیختگی زبان تجارت و معامله با زبان سیاست خارجی رخ‌دهد. امری که اینگونه زننده در زبان نوۀ فِردریک آشکار شد.

🔵و دو روز بعد، نتانیاهو پیجر در دست

روز ۲۴ سپتامبر، بنیامین نتانیاهو پشت همان تریبون قرار گرفت.
وقتی او برای سخنرانی وارد شد، گروهی از نمایندگان سالن مجمع عمومی را ترک کردند. نتانیاهو سخنرانی‌اش را با جمله‌ای غیرمعمول آغاز کرد:
“If there are any other moral cowards who haven’t yet left this hall, please do so now.”
«اگر بزدل اخلاقی دیگری هنوز در این سالن مانده است، لطفاً همین حالا خارج شود»

این واژه را براحتی به کار برد: moral cowards
این لحظه‌ی بسیار قابل تأملی در تاریخ سازمان ملل بود.
یک نخست‌وزیر بدنام به‌راحتی رهبران کشورهایی را که در اعتراض سالن را ترک کردند «بزدلان اخلاقی» خطاب می‌کند.

این سطح از قلدری و وقاحت به پشتوانه چیست؟ نتانیاهو خود را مستظهر به سرمایه، فناوری و تجهیزات نظامی می‌بیند. او به پروژه خونین پیجر تفاخر می‌کند. در این لحظه زشت، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت:
قدرت اقتصادی، قدرت تکنولوژیک و قدرت نظامی در جهان امروز به یکدیگر متصل‌اند.

🔵جنگ سرمایه
ماجرای سرمایه اگرچه از زمان جان راکفلر و فردریک ترامپ (به شکل جدی) آغاز شده، ولی همچنان تا امروز در جهان یک نبرد بزرگ سرمایه در جریان است؛ آوردگاه اصلی امروز، رقابت آمریکا و چین است.
چین برای به چالش کشیدن آمریکا الزاماً نیازمند شلیک گلوله نیست. این کشور با همان ابزارهایی وارد میدان شده که غرب برای بیش از یک قرن بخش مهمی از قدرت خود را بر آنها بنا کرده بود: «سرمایه، تولید، تجارت و تکنولوژی»

کارخانه‌های چین زمانی عمدتاً محل تولید ارزان کالا برای شرکت‌های غربی بودند؛ اما امروز چین در خودروهای برقی، باتری، انرژی خورشیدی، مخابرات، هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها و صنایع پیشرفته برای کسب موقعیت بالاتر در زنجیره فناوری جهان رقابت می‌کند. اما سرمایه بدون "انرژی" کار نمی‌کند.

چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان است. در سال ۲۰۲۵ واردات نفت خام چین به رکورد حدود ۱۱.۶ میلیون بشکه در روز رسید.
و اینجاست که خاورمیانه و تنگه هرمز در رقابت بزرگ‌ترِ آمریکا و چین معنای دیگری پیدا می‌کنند.
چین برای تأمین انرژی خود همچنان به واردات عظیم نفت وابسته است و بخش مهمی از نفت خاورمیانه از مسیر هرمز عبور می‌کند. اتفاقات همین سال نشان داد که این وابستگی چقدر واقعی است: اختلال جریان نفت از تنگه هرمز باعث شد واردات نفت چین در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ نسبت به سه‌ماهه قبل ۳۲ درصد کاهش پیدا کند و به حدود ۸.۱ میلیون بشکه در روز برسد.
در این قسمت بحث، نفت ونزوئلا هم وارد تصویر می‌شود.
ترامپ در همان سخنرانی سازمان ملل از توافق عظیم نفتی با ونزوئلا سخن گفت و آن را در کنار قدرت نفتی آمریکا قرار داد. او بلافاصله پس از صحبت از نفت و شرکت‌های بزرگ نفتی آن جمله معروف را گفت:
«غنیمت از آنِ پیروز است»
هنوز نمی‌توان از اتفاقات اخیر دنیا به این نتیجه رسید که آمریکا «کنترل نفت چین» را در اختیار دارد؛ چنین ادعایی بیش از اندازه ساده‌سازی است. اما می‌توان گفت "انرژی" یکی از میدان‌های مهم رقابت ژئوپلیتیک دو قدرت است.
اهمیت نفت ونزوئلا، تولید عظیم انرژی آمریکا، خلیج فارس و تنگه هرمز را می‌توان در این تصویر بزرگ‌تر هم دید: رقابتی بر سر اینکه کدام قدرت در دهه‌های آینده دسترسی مطمئن‌تری به انرژی، سرمایه، مواد اولیه، صنعت و تکنولوژی خواهد داشت؟

چین در حال تبدیل سرمایه انباشته‌شده طی چند دهه گذشته به قدرت تکنولوژیک است و آمریکا می‌کوشد برتری تاریخی خود در سرمایه، فناوری و شبکه جهانی تجارت را حفظ کند.

شاید تصویر قرن بیست‌ویکم همین دیدار اخیر عالیجناب شی با ترامپ باشد:
روی لب، لبخند و مذاکره؛
پشت درهای بسته، تعرفه و تحریم و رقابت تکنولوژیک؛
و در میدان واقعی، نبرد فرزندان سرمایه‌داری با ایرانِ نفتخیز در تنگه هرمز.

t.me/solseghalam/2760
Telegram ارزیابی شتابزده از جان راکفلر و فردریک تا ... امروز🔻
  • ❤ 28
  • 👍 24
  • 👎 9
  • 🤔 5
  • 👌 2
Post #2760 2.21K
از جان راکفلر و فردریک تا ... امروز🔻
  • 👍 3
  • 👎 1
  • 🤔 1
Post #2758 4.04K
  • 👍 78
  • 👎 34
  • ❤ 9
  • 👌 4
  • 🤔 2
  • 🙏 1
Post #2757 7.21K
✍️عمر ج ا ۴۷ سال است یا ۵۱ سال؟ یا ۵۲ سال؟
(ترامپ گیج نیست و زبان اعداد را می‌داند)

محمدرضا اسلامی

در مجمع عمومی سازمان ملل متحد امروز (۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶) ترامپ مجددا «روایت ایران شرور» را طرح کرد و گفت: «برای ۵۱ سال این حکومت فاناتیک با خونریزی و قتل‌عام حکمرانی کرده... »
ترامپ با اینکه گاه خود را به گیجی می زند و اعداد را بدون دقت استفاده می‌کند ولی کاملا به زبان اعداد آگاه است. او دقیقا می داند عمر ج ا ۵۱ سال نیست و ۴۷ سال است. یادداشت زیر از آقای عبداله شهبازی (مورخ، که حامی ج ا نیستند) محل تامل است. اینکه چرا ترامپ مسئله «خصومت با ایران» را به ۵۱ تا ۵۲ سال پیش بسط می‌دهد؟ (بجای ۴۷ سال؟)

ترامپ مشخصا با حکومت محمدرضا پهلوی هم مشکلدار است و اساسا کشور ایران را از زمان پهلوی «عنصر شرور» می‌داند (به دلایل زیر).
قتل قاسم سلیمانی در دوره اول ترامپ ذیل همین دیدگاه تاریخی او بود. دیدگاهی که از زمان جوانی با خود حمل کرده.

ترامپ برای حمله نظامی و بمباران ایران، نیازمند ساخت «روایتِ ایران شرور» است.
مسئله ترامپ با ایران چیزی فراتر از بحث ج ا است.
یادداشت آقای عبداله شهبازی را در بحث تاریخی این موضوع ملاحظه کنید. بحث تاریخی درباره «اولین شوک نفتی» و «دومین شوک نفتی». این درک ترامپ از مفهوم ایران است و آسیبی که به «بازی انرژی» در دنیا زده. (آسیبی که امارات یا شیوخ عربستان و قطر نزدند. ولی ایران زده. هم ایران پهلوی و هم ایران ج ا). تاولی داغ به اسم ایران.

به تعبیر دقیق خودش: but it’s beyond that

- - - - -
♦️ترامپ، کمپانی‌های نفتی آمریکا و ایران
(از کانال عبداله شهبازی - مورخ)

این سخنان ترامپ را در اینجا ثبت می‌کنم زیرا ارزش تاریخی دارد و بعدها می‌تواند مورد ارجاع قرار گیرد.

ترامپ در مصاحبه پنج‌شنبه، ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ با فاکس نیوز درباره ایران گفت:

They are considered the... you look anywhere in the world, they’re considered the most evil country right now in the world. And they’ve been that for a long time, they’ve been that for many, many years. And, you know, it was 47 years, I’ve been hearing for 5 years. The truth is, it’s like 52 years, but it’s beyond that.

ترجمه فارسی:

«آن‌ها را... هر جای دنیا که نگاه کنید، در حال حاضر شرورترین کشور جهان می‌دانند. و مدت‌هاست که چنین بوده‌اند؛ سال‌های سال است. و می‌دانید، می‌گویند ۴۷ سال؛ من پنج سال است که این را می‌شنوم. حقیقت این است که چیزی حدود ۵۲ سال می‌شود، اما ماجرا حتی از این هم فراتر می‌رود.»

چنانکه می‌بینیم، ترامپ شروع «شرارت» ایران را حداقل از ۵۲ سال پیش می‌داند یعنی از سال ۱۹۷۴؛ از زمانی که به دلیل «شوک نفتی ۱۹۷۳» قیمت نفت از بشکه‌ای حدود ۲ دلار به ۱۲ دلار رسید. این تحول به دلیل تحریم نفتی آمریکا و سایر کشورهای غربی بود زیرا در «جنگ اکتبر» (جنگ رمضان یا جنگ یوم کیپور، ۶- ۲۵ اکتبر ۱۹۷۳) از اسرائیل حمایت کرده بودند. شوک نفتی ۱۹۷۳ بر اقتصاد ایران و سایر کشورهای نفت‌خیز تأثیر عمیق گذارد و دورانی از شکوفایی مالی را برای آنان سبب شد.

ماجرای فوق را «اولین شوک نفتی» می‌نامند. «دومین شوک نفتی» به دلیل انقلاب ۱۹۷۹ ایران بود که قیمت نفت را از بشکه‌ای حدود ۱۴ دلار در سال ۱۹۷۸ به ۳۵ دلار در سال ۱۹۸۱ رسانید.

در این سخنان، ترامپ از منظر غول‌های نفتی آمریکا سخن می‌گوید که در کنسرسیوم نفت ایران سهمی بزرگ داشتند و از سال ۱۹۷۴ در تعارض با محمدرضا شاه قرار گرفتند. این کشمکش میان کنسرسیوم و شاه تا انقلاب اسلامی ادامه داشت. کاهش خرید نفت ایران از سوی کنسرسیوم، به دلیل تقابل با شاه، عامل اصلی کسری بودجه و رکودی بود که از سال ۱۳۵۶ پدید آمد و سبب شد دولت تازه به قدرت‌رسیده آموزگار بخش مهمی از پروژه‌های ساخت‌وساز را تعطیل کند. این امر نارضایتی گسترده‌ای را در میان کارگران ساختمانی در تهران و سایر شهرهای بزرگ سبب شد. این کارگران عموماً مهاجران روستایی بودند و تعدادشان در تهران به بیش از یک میلیون نفر می‌رسید از جمعت ۴.۵ میلیون نفری تهران.

در ۱۸ شهریور ۱۳۵۶/ ۹ سپتامبر ۱۹۷۷ خبرگزاری یونایتدپرس از ورود یک میلیون مهاجر از روستاها به تهران در پنج سال اخیر خبر داد و نوشت: این تازه‌واردها، که سالیانه حدود ۲۰۰ هزار نفرشان روستاها را ترک کرده و راهی تهران شده‌اند، بیشتر به کارگری در کارهای ساختمانی و کارخانه‌ها مشغول می‌شوند. در پنج سال گذشته به دلیل این مهاجرت جمعیت تهران از ۳.۵ میلیون نفر به ۴.۵ میلیون نفر افزایش یافت و جمعیت این شهر به ۱۳ درصد کل جمعیت ۳۴ میلیون نفری ایران رسید.

* بنگرید به سخنان ترامپ در اکانت رسمی کاخ سفید، از ثانیه ۲۲ تا ثانیه ۳۵:

Donald Trump, remarks on Iran, video posted by Rapid Response 47 (@RapidResponse47), X (formerly Twitter), 17 September 2026, https://x.com/RapidResponse47/status/2100722305017970693.

@abdollahshahbazi
Telegram ارزیابی شتابزده سازمان ملل - ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶🔻 ترامپ گیج نیست ‌و زبان اعداد را می‌داند
  • 👍 31
  • ❤ 26
  • 👎 12
  • 👌 4
  • 🤔 3
Post #2756 3.95K
سازمان ملل - ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶🔻
ترامپ گیج نیست ‌و زبان اعداد را می‌داند
  • ❤ 4
  • 👎 4
  • 👍 2
Post #2755 4.45K
  • 👍 37
  • 👎 24
  • ❤ 10
  • 👏 3
  • 👌 2
Post #2751 4.96K
✍️ترامپ رهبر دنیای آزاد
(یک برداشت از فضای داخلی آمریکا- ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶)

محمدرضا اسلامی

امروز ۱۸ سپتامبر ترامپ اعلام کرد که خبرنگاران CNN، شبکهٔ MS NOW (نام جدید MSNBC) و Politico را «فوراً» از ورود و فعالیت در کاخ سفید منع می‌کند. او دلیل این تصمیم را پوشش خبریِ به‌زعم خود «جعلی»، نادرست و منفیِ این رسانه‌ها عنوان کرده و گفته ممکن است رسانه‌های دیگری نیز بعداً مشمول محدودیت شوند(!). او همچنین نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست را از رسانه‌هایی نام برد که به نظرش «اخبار جعلی» منتشر می‌کنند.

برخی این اقدام را نقض غیرقانونی آزادی مطبوعات و «متمم اول قانون اساسی» آمریکا دانسته‌اند.

رسانه، با همهٔ ضعف‌ها و قوت‌هایش، یکی از ارکان مهم تمدن آمریکایی بوده و هست. امروز ترامپ رسماً کلنگ به دست گرفته و به جان رسانه‌هایی افتاده که دهه‌ها از مؤلفه‌های اصلی دنیای رسانه بوده‌اند؛ رسانه‌هایی که گناه بزرگشان در نگاه او، «منتقد ترامپ بودن» است.

تمدن آمریکایی، تمدنی ساختهٔ دست انسان مهاجر است؛ تمدنی با ضعف‌ها و قوت‌های فراوان. اما در اندیشهٔ بنیان‌گذاران آن، آزادی بیان یکی از نقاط روشن بود که «در قانون اساسی» انعکاس یافت. رسانه، نماد و تبلور همین آزادی بیان بوده است؛ باز هم با تمام ضعف‌ها و قوت‌هایش.

امروز نقطه عطفی در تاریخ مواجهه با رسانه و آزادی بیان در آمریکا قلمداد خواهد شد. یک روز زشت. فی يوم نَحسٍ مُّستَمرّ.

نکتهٔ جالب در جلسه امروز، آن اشخاصی بودند که هنگام اعلام این تصمیم پشت سر ترامپ ایستاده بودند. (تصویر بالا🔺) یکی از آنان (خانم سمت چپ تصویر) گفت: ترامپ «رهبر دنیای آزاد» است و هیچ رئیس‌جمهوری در تاریخ آمریکا به اندازهٔ او با رسانه ارتباط نداشته است(!).

بله؛ ترامپ هر کاری هم بکند، طیفی از شهروندان جمهوری‌خواه اینگونه او را خواهند ستود.

▪️▪️▪️

یک برداشت از فضای داخلی آمریکا و رسانه:

طی ماه‌های اخیر، نحوهٔ پوشش جنگ با ایران در بخشی از رسانه‌های آمریکایی، فضایی از «تحقیر ترامپ» ساخته است: این گزاره که «تو باخت دادی». هم‌زمان، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل نیز اعصاب مردم و کشاورزان را به‌شدت خرد کرده است. جمع این دو عامل، فشار سیاسی و روانی زیادی بر ترامپ وارد می‌کند.

او شخصیتی است که به‌سختی حاضر می‌شود شکست را بپذیرد و در برابر منتقدان نیز غالباً رویکردی تهاجمی و تنبیهی دارد. تصمیم امروز او علیه رسانه‌های منتقد، نمونه‌ای از همین کینه‌کشی سیاسی و پرخاشگری است. (واکنش پرخاشگرانه نسبت به حس تحقیر اخیر)

🔵سؤال این است: آیا بعید است که ترامپ، زیر چنین فشار و تحقیر داخلی، پیش از انتخابات ۳ نوامبر دست به اقدامی نظامیِ بسیار سنگین‌تر علیه ایران بزند؟

او برای گسترش جنگ با ایران چند محدودیت جدی دارد:

- نگرانی از افزایش قیمت بنزین و تورم در داخل آمریکا؛
- نگرانی از نتیجهٔ انتخابات نوامبر؛
- نگرانی از محدودیت ذخایر موشکی؛
- نگرانی از آن‌که حملهٔ گسترده، به هدف سیاسیِ مورد نظرش ــ یعنی تغییر رژیم ایران ــ منتهی نشود؛
- مخالفت افکار عمومی و کنگره؛
- گسترش جنگ در منطقه؛
- نگرانی ریسک بازار جهانی، نه فقط بنزین آمریکا
- نگرانی از رقابت با چین (فرسایش ظرفیت نظامی و بازدارندگی آمریکا در برابر چین)

🔴 برآیند این ملاحظات، ظاهراً او را فعلاً به سمت فشار اقتصادی، «محاصرهٔ بنادر» و «ضربه‌زدن به اقتصاد ایران» سوق داده است. اما از شخصی با این میزان میل به انتقام، نمی‌توان همواره انتظار تصمیم‌هایی کاملاً محاسبه‌شده داشت.


https://t.me/solseghalam/2750
Telegram ارزیابی شتابزده تحسین محض
  • ❤ 19
  • 👍 15
  • 👎 6
  • 🙏 3
Post #2750 3.27K
تحسین محض
  • ❤ 5
  • 👌 4
Post #2748 3.27K
🔻
  • 👎 1
Post #2747 3.25K
این کار جدید جناب خان و همکارانش در دعوت از مُرتى عزيززاده و خواندن قطعه «مو از بوشهر می‌رم سی همیشه» (که در بالا به یاد مهندس حاجیانی صحبتش شد) تحسین برانگیز است. درباره موسیقی نواحی ایران‌زمین قبلا هم یکبار گفته شد که جناب خان به تنهایی به اندازه چند دستگاه، نهاد و ارگان کار کرده است. عطر و طعم موسیقی محلی ایران چشیدنی است. سرزمینی متشکل از اقوام و الحان و زبانها و لهجه ها. دستمریزاد جناب خان و مرتی و سپاس از اجرای این قطعه دلنشین که حزن جنوب را در خود دارد.
  • ❤ 46
  • 👍 11
  • 👌 3
Post #2746 3.41K
#بوشهر
**(صدا در فایل زیرنویس دار قبل حذف شده بود)

- - - - -
ضرب‌آهنگ عجیب این ترانه بوشهری و حس و حال عجیبش شگفت‌آور است.
متن ترانه برای دوستداران موسیقی نواحی ایران در فایل بالا آمده است. شعر ترانه آیا زیباتر است یا موسیقی؟ که بوی جنوب می‌دهد. بوی کوچه‌های بوشهر و ساحلش...

توضیح زیر را دکتر رسول حبیبی درباره یکی از واژگان این ترانه «برنو کوتاه-برنو بلند» فرستادند:

- - - - -

واقعا زبان چیز عجیبی‌ست. میدونم تمام کلماتش براتون مفهوم بود. فقط اومدم «دنگ و دُوَنگ» را توضیح بدم دیدم کاااملا میدونم چیه و در بچگی زیاد استفاده کردم کما اینکه مادرم همچنان استفاده می‌کنند ولی واقعا هیچ معادل درستی ندارم توضیح بدم. شاید دنگ به معنای گیج...همچین چیزی. بوشهریا میگن دنگ دیوونه یعنی طرف پرته، گیجه و... دوَنگ هم یه جورایی معنی سرسام میده. میگیم چه خبره کله م دوَنگ آورد یعنی سرم رفت... همچین چیزی...
  • ❤ 21
  • 👍 2
  • 👌 1
Post #2744 5.28K
Audio
«از بوشهر میرُم سی همیشه»

به یاد محمود حاجیانی. خداحافظ مهندس
  • ❤ 32
  • 😢 2
  • 🙏 1
Post #2743 6.62K
✍️ فرزند بوشهر و دریا

مهندس محمود حاجیانی از مدیران با سابقه صنعت برق بوشهر که سالهای طولانی عهده دار تقویت شبکه برق و توسعه پست‌های فوق توزیع در استان بوشهر بود روی در نقاب خاک کشید. یک مهندس قدیمی و پرکار از فرزندان بوشهر و دریا که از میان ما رفت.

بوشهر جان گرم خلیج فارس را در رگ و ریشه‌های خود دارد و طنین موسیقی گرم بوشهر و عطر کوچه‌هایش یادآور ایرانِ اعصار است. حاجیانی از سال 1341 مسئولیت تامین برق بوشهر را بر عهده داشت. آن زمان مثل امروز نبود که رگبار مهندس بر همه جا باریده باشد، و علاوه بر آن امکانات بوشهر آن روز با «بوشهر امروز» بسیار متفاوت بود. مهندس حاجیانی از قبیله مهندسی همچون ناصح (+) و مهندس جواد شهرستانی (+) هستند که در آن روزگار سال‌های دهه چهل و پنجاه شمسی (که دیپلم دبیرستان را داشتن، خود هنری بوده)، با مدرک مهندسی برق به مناطق کمتر برخوردار یا محروم کشور می رفتند و «گوشه ای» از کارِ کشور را دست می گرفتند و «کار می کردند». بله همین دو کلمه، به تمام معنی کلمه: کار می‌کردند!

حاجیانی رشته طبیعی را در دبیرستان سعادت بوشهر خواند و برای گرفتن دیپلم ریاضی ناچار شد که به دبیرستان شاپور شیراز برود (راستی چقدر مدیر و مهندس مملکت در آن دبیرستان درس خواندند). سپس کاردانی را در دانشگاه پلی تکنیک تهران و کارشناسی را در دانشکده فنی تبریز پشت سر گذاشته بود. سپس به بوشهر بازگشت و پای کارِ برق بوشهر ایستاده بود. در سال 1348 (نه سال قبل از انقلاب) دوره آموزشی ژنراتور ماک را به مدت 8 ماه در کشور آلمان گذراند و بعد از بازگشت از آلمان حدود 40 سال در صنعت برق بوشهر خدمت کرد.
▪️▪️▪️
چرا حاجیانی برای بوشهر مهم است؟
در ژاپن وقتی که به سراغ علل توسعه کشور ژاپن می‌رویم با نسلی از مدیران بروکرات ژاپنی آشنا می‌شویم که در دستگاه‌های اجرایی و دولتی «با سابقه» و «طولانی مدت» گوشه‌ای از کارِ ژاپن را دست گرفته و بی صدا «کار کرده‌اند». نمونه‌های ایرانی این مدیران در ایران می‌توان به مهندس اکبر ترکان، یا مهندس صادق افشار (مجری طرح های توسعه راه آهن وزارت راه) و... اشاره کرد. عملا مهندسانی چون حاجیانی، ناصح، جواد شهرستانی، معین‌فر... اینها نسل مهندسین «قبل از» ترکان و صادق افشار و ... محسوب می شوند که هر یک سنگ بنای توسعه را در گوشه ای از این سرزمین بنا نهاده و برای رویای ایران، به جد و جهد کوشیده اند. ناصح در 1340 به برق سیستان و بلوچستان رفت و حاجیانی در 1341 به برق بوشهر.
مهندسینی صبور که توانایی کار تشکیلاتی (تواناییِ کار در ساختار) را دارا بودند.
این مدیران متفاوت‌اند با مدیران جهشی نظیر حجت عبدالملکی یا یاسر جبرائیلی یا مهرداد بذرپاش که "ناگهان" و بدون سابقه حضور در مناطق محروم کشور و بدون سابقه اجرای پروژه های دشوار اجرایی، یک شبه مدیر شده‌اند.
مسیر توسعه، چه در ژاپن و چه در ایران از مسیر حاجیانی‌ها و ناصح‌ها و صادق افشارها و ترکان‌ها می‌گذرد. تیپولوژی کسانی که می‌توانند مدت طولانی در یک جایگاه/سِمت باقی بمانند، به دنبال جهش نیستند، شهوت شهرت ندارند، بلکه دغدغه کار دارند.

حاجیانی برای صنعت برق بوشهر زحمات بسیار کشید. او یادآور آن نوع از مدیران ژاپنی بود که برایش «انسان» (و کارمندش) مهمتر از نیروگاه (و پروژه‌هایش) بود. این ویدئوی کوتاه که در سال‌های سالخوردگیِ حاجیانی ضبط شده🔻، گویای همان نگاه حاجیانی است: نخست انسان، سپس کالا.


✍️محمدرضا اسلامی
https://t.me/solseghalam
- - - -
▪️پی نوشت: «نخست انسان، سپس کالا» عنوان کتابی است از مرحوم ماتسوشیتا (Konosuke Matsushita)، بنیان‌گذار شرکت پاناسونیک.
ماتسوشیتا در این کتاب می گوید برای یک مدیر صنعتی، نیروهای انسانی اش باید مهم باشند. این توضیحات حاجیانی درباره کارگر اداره برق بوشهر که دچار برق‌گرفتگی و سوختگی شد، محل توجه است. خدایت رحمت کند مهندس. کوچه‌پس‌کوچه‌های بوشهر و خاطره روشنایی این شهر، تو را از یاد نخواهند برد.
  • ❤ 88
  • 👌 12
  • 👍 8
  • 👏 3
  • 👎 1
Post #2742 3.6K
🔻🔻👇
  • ❤ 14
  • 😢 3
  • 👌 1
Post #2741 8.16K
سال تحصیلی جدید در اینجا آغاز شده است. یکی از همکاران را دیدم که در تابستان درس سازه‌های چوبی را تدریس کرده بود. گفتم چطور بود؟ آهی کشید و خیلی بی‌رمق گفت هیچی، دانشجویان تمرین‌های سازه چوبی را که به آنها می‌دادم با AI (هوش مصنوعی) حل می‌کردند و من هم تمرین‌های آن‌ها را با هوش مصنوعی نمره‌دهی می کردم (!). عملا هوش مصنوعی به هوش مصنوعی نمره می‌داد و واقعا نمی‌دانم اینها چقدر از این درس را یاد گرفتند؟

گفتم خب آزمون میان‌ترم و پایان‌ترم برای همین است که میزان درک دانشجو ارزیابی شود. گفت عملا برای دروس مهندسی که «ماهیت طراحی» دارد به امتحان دو ساعته باوری ندارم و سالها بود که برای آزمون پایان‌ترم، پروژه ای می‌دادم (Real-world project) که دانشجو حدود یک هفته تا ده روز باید روی آن کار می‌کرد و باز می‌گرداند. الان چطور همچین کاری کنم؟ چه مسئله‌ای برای آزمون طراحی کنم که اگر دانشجو در محاسبات از Chat GPT استفاده کرده باشد بتوانم از او نمره کم کنم؟ این دانشجو باید فردا سازه چوبی «واقعی» را برای مردم طراحی کند، سواد او را چطور ارزیابی کنم که مطمئن باشم بعد از گرفتن مدرک، قادر به درک مفاهیم پایه در طراحی سازه شده است؟

▪️▪️▪️
این سوال ایشان اکنون دارد در تمامی مباحث مهندسی و طراحی به شکل جدی مطرح می‌شود.
در سطحی بالاتر، این سوال مطرح است که اساسا آیا تدریس دروس مهندسی زلزله و طراحی سازه به این شکل متداول فعلی، همچنان موضوعیت دارد؟ اگر قرار است که بزودی بخش بزرگی از کارهای مدلسازی و حتی تفسیر نتایج در نرم‌افزارهایی مثل SAP2000 و ETABS توسط هوش مصنوعی انجام شود، و خود هوش‌مصنوعی کار «تفسیر نتایج» را هم انجام دهد، ساختار آموزشیِ «دانشگاه» باید به چه شکلی تغییر کند؟
چه درس‌هایی باید از دوره چهارساله کارشناسی و دو سال کارشناسی‌ارشد حذف بشوند و چه درس‌هایی باید پررنگ‌تر تدریس بشوند؟
بحث «ترکیب مهارت با دانش» است. چه مهارت هایی باید به دانشجو بیشتر از گذشته آموزش داده شود و چقدر باید همچنان بر مفاهیم پایه مثل گذشته (به روش سنتی) تاکید کرد؟

اساسا آینده مهندسی زلزله/سازه با قابلیت‌های جدید هوش‌مصنوعی در چه وضعی خواهد بود؟ مفهوم «تربیت مهندس» در چند سال آینده چه تغییراتی خواهد کرد؟

▪️▪️▪️
این سوالات فقط مربوط به حوزه مهندسی زلزله و سازه نیست، بلکه در سایر حوزه های مهندسی نیز «کارکرد دانشگاه» و «ساختار دانشگاه» محل سوال است.

سرعت تغییرات شگفت‌آور است اما یک چیز واضح است و آن اینکه هر چقدر هم که قابلیت هوش‌مصنوعی در طراحی/محاسبات افزایش پیدا کند، ولی در نهایت اداره پروژه‌ها و تصمیمات کلیدی در مورد پروژه به عهده مهندسینی خواهد‌بود که درک عمیق از مفاهیم پایه فنی و محاسبات داشته باشند. هنوز برای ما مشخص نیست که چه دروسی باید حذف یا کمرنگ بشوند ولی قطعا هوش مصنوعی نباید باعث کم‌سوادتر شدن مهندسین بشود؛ بلکه باید به ارتقاء کیفیت دانش انسانی کمک کند.

صورت مسئله اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی جای مهندس محاسب را می‌گیرد یا نه؛ مسئله این است که چگونه مهندسی تربیت کنیم که بتواند خروجیِ هوش مصنوعی را بفهمد، نقد کند و مسئولانه درباره آن تصمیم بگیرد.
(مسئولیت نهایی و تشخیص خطای مدل همچنان انسانی است)

در سال‌های پیش رو، ساختار دانشگاه‌ها و‌ روش‌های آموزش مهندسی (Engineering Education) دستخوش تغییرات جدی خواهند شد.


▪️▪️▪️
✍️محمدرضا اسلامی
https://t.me/solseghalam
  • ❤ 40
  • 👍 30
  • 👌 10
  • 👎 1
  • 🙏 1
Older posts →

About this channel

How can I read @solseghalam without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ارزیابی شتابزده: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ارزیابی شتابزده have?
ارزیابی شتابزده (@solseghalam) has 13.1K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ارزیابی شتابزده know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →