TGViewer
ارزیابی شتابزده ارزیابی شتابزده @solseghalam · 13.1K subscribers
Post #2761 4.12K
✍️سازمان ملل
To the victor belong the spoils

محمدرضا اسلامی

زمین سازمان ملل را راکفلر به این سازمان هدیه کرد.
«جان دی. راکفلر جونیور» در دسامبر ۱۹۴۶ مبلغ ۸.۵ میلیون دلار در اختیار سازمان ملل گذاشت تا زمین این سازمان در ساحل East River منهتن نیویورک خریداری شود. (اگر بزرگی این مبلغ را نسبت به «اندازه اقتصاد» آمریکا در آن زمان بسنجیم، ارزش نسبی آن در مقیاس امروز به حدود یک میلیارد دلار می‌رسد). مجمع عمومی سازمان‌ملل این «هدیه» را پذیرفت و همان زمین به محل مقر دائمی سازمان ملل تبدیل شد. به بیان دیگر، این فقط یک هدیه چندمیلیون‌دلاری نبود؛ یک مداخله مالی عظیم از سوی «سرمایه خصوصی» در شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین نهادهای بین‌المللی جهان بود. خانواده راکفلر و به‌ویژه نلسون راکفلر (پسر راکفلر جونیور) برای آوردن مقر سازمان ملل به نیویورک نقش مهمی داشتند.

«راکفلر جونیور» خودش پسر «جان دی. راکفلر» بود؛ همان راکفلر بزرگ و بنیان‌گذار Standard Oil که نامش با ظهور سرمایه‌داری صنعتی آمریکا گره خورده است.

🔵سه نکته درباره عالیجناب راکفلر بزرگ برای این بحث مهم است:

✔️اول اینکه ثروت عظیم او از صنعت نفت آمد. Standard Oil در دوران او به چنان قدرتی رسید که برای سال‌ها بخش بزرگی از صنعت پالایش/توزیع نفت آمریکا را او در اختیار داشت. (و سرانجام نیز در سال ۱۹۱۱ با حکم دیوان عالی آمریکا به چندین شرکت تقسیم شد)
✔️دوم اینکه سرمایه راکفلر فقط در شرکت و کارخانه باقی نماند. نسل اول و دوم این خانواده بخش عظیمی از ثروت خود را وارد دانشگاه، پزشکی، پژوهش، هنر، شهرسازی و... کردند. توجه کنیم که این یکی از ویژگی‌های مهم ساختار آمریکاست: سرمایه خصوصی فقط در بازار حضور ندارد؛ می‌تواند در ساختن "نهادها" هم نقش داشته باشد.
✔️سوم اینکه این "سرمایه" در نسل‌های بعد "مستقیما" با سیاست هم تلاقی کرد. نلسون، نوه راکفلرِ بزرگ، بعدها فرماندار نیویورک و سپس معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده شد. (معادل جایگاه الان جی دی ونس)

🔵داستان ساختمان سازمان ملل البته کمی پیچیده‌تر از «یک سرمایه‌دار آن را ساخت» است. هدیه/پول راکفلر برای «خرید زمین» بود، نه ساخت ساختمان. دولت آمریکا نیز در سال ۱۹۴۸ یک وام بدون بهره ۶۵ میلیون دلاری برای ساخت و تجهیز مقر سازمان ملل فراهم کرد؛ وامی که سازمان ملل طی ۳۱ سال تا سال ۱۹۸۲ بازپرداخت کرد.

اما اصل داستان همچنان جالب و تلخ است:
یکی از مهم‌ترین نهادهای سیاسی جهان در زمینی مستقر شده که خرید آن با سرمایه یک خانواده خصوصی آمریکایی امکان‌پذیر شده است.

و این فقط داستان راکفلر نیست.
برای فهم آمریکا، فقط نباید دولت آمریکا را دید؛ باید جایگاه «نهاد سرمایه» را هم دید. سرمایه و دولت در تاریخ این کشور، چنان درهم‌تنیده حرکت کرده‌اند که مرز میان قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی به‌آسانی قابل تشخیص نیست.

🔵از سازمان ملل تا فوتبال
از بحث سازمان ملل موقتا خارج شویم و به جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ (تابستانی که گذشت) برویم.
آمریکا (به همراه کانادا و مکزیک) میزبان جام جهانی بود. نکته جالب این است که آمریکا برای برگزاری این مسابقات نیازی "نداشت" که شبکه‌ای از استادیوم‌های عظیم را از صفر بسازد. زیرساخت ورزشی لازم، عمدتاً از قبل وجود داشت!
عمده استادیوم‌های بزرگ آمریکا با سرمایه بخش خصوصی ساخته شده‌اند. یعنی در آمریکا، ورزش خودش یک صنعت عظیم بوده، و متولیِ صنعت ورزش، نهاد سرمایه است!
استادیوم صد هزارنفری فقط محل فوتبال نیست؛ یک دارایی اقتصادی است. باشگاه، حق پخش آنلاین، تبلیغات، اسپانسر، زمین، املاک اطراف ورزشگاه، رستوران، هتل و حمل‌ونقل همه به یک اکوسیستم اقتصادی تبدیل می‌شوند.
در نتیجه آمریکا برای میزبانی بزرگ‌ترین مسابقات فوتبال جهان، از زیرساختی استفاده کرد که پیش از جام‌جهانی و در دل اقتصادِ تجاریِ ورزش شکل گرفته‌است.

دوباره به همان نقطه اول برگشتیم:
سرمایه فقط کالا تولید نمی‌کند؛ شهر و زیرساخت و "نهاد" هم می‌سازد.
از زمینی که مقر سازمان ملل روی آن قرار گرفته تا آسمان‌خراش‌های منهتن و استادیوم‌های عظیم فوتبال، "سرمایه" بخشی از ساختار فیزیکی آمریکا را شکل داده است.

🔵ترامپ در سازمان ملل ۲۰۲۶

پیرو بحث بالا، و برای فهم بخشی از شخصیت سیاسی ترامپ شاید بد نباشد قبل از کاخ سفید، تاریخ اقتصادی "خانواده‌اش" را (مشابه "خانواده راکفلر") ببینیم.
فریدریک ترامپ، پدربزرگ دونالد ترامپ، در نوجوانی از آلمان به آمریکا مهاجرت کرد. او در دوران تب طلا در غرب آمریکای شمالی در کسب‌وکار رستوران و اقامتگاه (اقامتگاه! ترجمه Brothel است) فعالیت کرد و بعد وارد سرمایه‌گذاری در املاک شد.
نسل بعد، فِرد ترامپ، این مسیر را بسیار بزرگ‌تر کرد. حوزه فعالیت او ساخت‌وساز و املاک در نیویورک بود و کسب‌وکاری ایجاد کرد که بعدها به پایه فعالیت اقتصادی پسرش تبدیل شد.
و بعد دونالد ترامپ آمد.
ترامپ پیش از آنکه سیاستمدار باشد، دهه‌ها با ساختمان، هتل، املاک، معامله و برند شخصی شناخته می‌شد.
از این منظر ترامپ را نیز می‌توان یکی از نمونه‌های ورود مستقیم فرهنگ معامله/سرمایه به سیاست آمریکا دانست.
و درست همین‌جا داستان دوباره به ساختمان سازمان ملل برمی‌گردد.

ترامپ روز ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ پشت همان تریبون ایستاد.
او هنگام صحبت درباره جنگ آمریکا و ونزوئلا و توافق نفتی پس از آن گفت:
“To the victor belong the spoils”
«غنیمت از آنِ پیروز است.»
ترامپ این جمله را بلافاصله پس از صحبت درباره نفت ونزوئلا و ورود شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکایی بیان کرد.

این جمله را می‌توان یکی از عریان‌ترین و زشت‌ترین بیان‌های «جهان‌بینی معاملاتی» دانست:
«قدرت، پیروزی، مالکیت و معامله»
هدف از این یادداشت تعمیم چنین نگاهی به تمام سرمایه‌داری آمریکا نیست؛ ولی واقعیت این است که در دنیای مدرن "نهاد سرمایه‌" به شکلی بیرحمانه باعث شده تا آمیختگی زبان تجارت و معامله با زبان سیاست خارجی رخ‌دهد. امری که اینگونه زننده در زبان نوۀ فِردریک آشکار شد.

🔵و دو روز بعد، نتانیاهو پیجر در دست

روز ۲۴ سپتامبر، بنیامین نتانیاهو پشت همان تریبون قرار گرفت.
وقتی او برای سخنرانی وارد شد، گروهی از نمایندگان سالن مجمع عمومی را ترک کردند. نتانیاهو سخنرانی‌اش را با جمله‌ای غیرمعمول آغاز کرد:
“If there are any other moral cowards who haven’t yet left this hall, please do so now.”
«اگر بزدل اخلاقی دیگری هنوز در این سالن مانده است، لطفاً همین حالا خارج شود»

این واژه را براحتی به کار برد: moral cowards
این لحظه‌ی بسیار قابل تأملی در تاریخ سازمان ملل بود.
یک نخست‌وزیر بدنام به‌راحتی رهبران کشورهایی را که در اعتراض سالن را ترک کردند «بزدلان اخلاقی» خطاب می‌کند.

این سطح از قلدری و وقاحت به پشتوانه چیست؟ نتانیاهو خود را مستظهر به سرمایه، فناوری و تجهیزات نظامی می‌بیند. او به پروژه خونین پیجر تفاخر می‌کند. در این لحظه زشت، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت:
قدرت اقتصادی، قدرت تکنولوژیک و قدرت نظامی در جهان امروز به یکدیگر متصل‌اند.

🔵جنگ سرمایه
ماجرای سرمایه اگرچه از زمان جان راکفلر و فردریک ترامپ (به شکل جدی) آغاز شده، ولی همچنان تا امروز در جهان یک نبرد بزرگ سرمایه در جریان است؛ آوردگاه اصلی امروز، رقابت آمریکا و چین است.
چین برای به چالش کشیدن آمریکا الزاماً نیازمند شلیک گلوله نیست. این کشور با همان ابزارهایی وارد میدان شده که غرب برای بیش از یک قرن بخش مهمی از قدرت خود را بر آنها بنا کرده بود: «سرمایه، تولید، تجارت و تکنولوژی»

کارخانه‌های چین زمانی عمدتاً محل تولید ارزان کالا برای شرکت‌های غربی بودند؛ اما امروز چین در خودروهای برقی، باتری، انرژی خورشیدی، مخابرات، هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها و صنایع پیشرفته برای کسب موقعیت بالاتر در زنجیره فناوری جهان رقابت می‌کند. اما سرمایه بدون "انرژی" کار نمی‌کند.

چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان است. در سال ۲۰۲۵ واردات نفت خام چین به رکورد حدود ۱۱.۶ میلیون بشکه در روز رسید.
و اینجاست که خاورمیانه و تنگه هرمز در رقابت بزرگ‌ترِ آمریکا و چین معنای دیگری پیدا می‌کنند.
چین برای تأمین انرژی خود همچنان به واردات عظیم نفت وابسته است و بخش مهمی از نفت خاورمیانه از مسیر هرمز عبور می‌کند. اتفاقات همین سال نشان داد که این وابستگی چقدر واقعی است: اختلال جریان نفت از تنگه هرمز باعث شد واردات نفت چین در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ نسبت به سه‌ماهه قبل ۳۲ درصد کاهش پیدا کند و به حدود ۸.۱ میلیون بشکه در روز برسد.
در این قسمت بحث، نفت ونزوئلا هم وارد تصویر می‌شود.
ترامپ در همان سخنرانی سازمان ملل از توافق عظیم نفتی با ونزوئلا سخن گفت و آن را در کنار قدرت نفتی آمریکا قرار داد. او بلافاصله پس از صحبت از نفت و شرکت‌های بزرگ نفتی آن جمله معروف را گفت:
«غنیمت از آنِ پیروز است»
هنوز نمی‌توان از اتفاقات اخیر دنیا به این نتیجه رسید که آمریکا «کنترل نفت چین» را در اختیار دارد؛ چنین ادعایی بیش از اندازه ساده‌سازی است. اما می‌توان گفت "انرژی" یکی از میدان‌های مهم رقابت ژئوپلیتیک دو قدرت است.
اهمیت نفت ونزوئلا، تولید عظیم انرژی آمریکا، خلیج فارس و تنگه هرمز را می‌توان در این تصویر بزرگ‌تر هم دید: رقابتی بر سر اینکه کدام قدرت در دهه‌های آینده دسترسی مطمئن‌تری به انرژی، سرمایه، مواد اولیه، صنعت و تکنولوژی خواهد داشت؟

چین در حال تبدیل سرمایه انباشته‌شده طی چند دهه گذشته به قدرت تکنولوژیک است و آمریکا می‌کوشد برتری تاریخی خود در سرمایه، فناوری و شبکه جهانی تجارت را حفظ کند.

شاید تصویر قرن بیست‌ویکم همین دیدار اخیر عالیجناب شی با ترامپ باشد:
روی لب، لبخند و مذاکره؛
پشت درهای بسته، تعرفه و تحریم و رقابت تکنولوژیک؛
و در میدان واقعی، نبرد فرزندان سرمایه‌داری با ایرانِ نفتخیز در تنگه هرمز.

t.me/solseghalam/2760
Telegram ارزیابی شتابزده از جان راکفلر و فردریک تا ... امروز🔻
  • ❤ 28
  • 👍 24
  • 👎 9
  • 🤔 5
  • 👌 2
More from @solseghalam
  1. Oct 1, 2026https://x.com/mreza_eslami/status/2105762929127882963?s=46&t=6AjlRilUma4AZ8i9LmFwHg
  2. Sep 30, 2026از جان راکفلر و فردریک تا ... امروز🔻
  3. Sep 30, 2026پدربزرگ فردریک (1891🔺: زمان ناصرالدین شاه و صداعظم میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان) https:…
  4. Sep 25, 2026photo post
  5. Sep 22, 2026✍️عمر ج ا ۴۷ سال است یا ۵۱ سال؟ یا ۵۲ سال؟ (ترامپ گیج نیست و زبان اعداد را می‌داند) محمدرض…
  6. Sep 22, 2026سازمان ملل - ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶🔻 ترامپ گیج نیست ‌و زبان اعداد را می‌داند
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →