🌲من هم زنده هستم
✍️ مهسا
دیروز یک روز آفتابی بود، رفتم پارک. در پارک کمی بازی کردم اما خسته شدم و خواستم بروم زیر یکسایهٔ درخت بنشینم. وقتیکه نشستم ناگهان صدای شنیدم!
درخت گفت: “خسته شدهای؟”
من با تعجب این طرف و آن طرف را نگاه کردم، و گفتم “بله، اما تو کی هستی و کجا هستی؟”
درخت خندید و گفت: «من همان درختی هستم که زیر سایهاش نشستهای.»
من گفتم: «تو چطور میتوانی حرف بزنی؟»
درخت گفت: «من همیشه میتوانم حرف بزنم، اما مردم صدای من را نمیشنیدند.»
من گفتم: «تو از اینجا بودن خسته نمیشوی؟»
درخت گفت: «نه، من دوست دارم به مردم سایه بدهم، اما وقتی شاخههایم را میشکنند، من را آتش می زنند، و ورق را اسراف می کنند من ناراحت میشوم. در پایان راه من هم یک موجود زنده هستم و شایستهٔ احترام استم.»
من گفتم: «من از این به بعد بیشتر از درختها مراقبت میکنم.»
درخت گفت: «ممنون!»
بعد من با درخت خداحافظی کردم و بسوی خانه رفتم.
#مکتبگلستان
#کتاب
#مهسا
@setaragolestan
Post #10
127
- ❤ 9