Post #53
100
Channel Public Channel
سل سلفی کست
@selficast
پادکست سلفی کست برای خودشناسی از طریق مطالب علمی، فلسفی، ادبی، هنری، دینی و عرفانی هستش برای پاسخ به سوال من کیستم.
- Subscribers
- 59
- Photos
- 5
- Videos
- 4
- Links
- 39
Showing posts older than #54 · Back to latest
Older Posts 20 shown
Post #51
89
Post #50
94
Post #49
98
https://www.aparat.com/v/rkpzv0o
فقط DNA نیست! ۱۰ کد پنهان که حیات را کنترل می
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو فقط DNA نیست! ۱۰ کد پنهان که حیات را کنترل میکنند همیشه فکر میکردیم کد ژنتیکی سلطان بلامنازع انتقال اطلاعات در حیات است. اما آیا میدانستید دنیای سلولی ما پر از کدهای پنهان دیگری است که عملکردهای حیاتی، از سوخت و ساز تا شکلگیری اندامها را کنترل میکنند؟
فصل چهارم کتاب «کدها و تکامل» نوشته مارچلو باربیری،… فقط DNA نیست! ۱۰ کد پنهان که حیات را کنترل می
Post #48
115
Post #46
99
Forwarded from کاروان خرد
چرا کاروان خرد آثار خود را رایگان منتشر میکند؟
ما بر این باوریم که دانش، کالایی در انحصار خواص نیست؛ بلکه میراث مشترک بشری و چراغی است که باید راه همگان را روشن کند. «کاروان خرد» پویشی است برای آموزش عمومی و رایگان که با هدف دمیدن روحی تازه در کالبد خردورزی برای ایرانیان شکل گرفته است.
در زمانهای که دیوارهای بلند سلیقه و فرآیندهای فرسایشی، گاه راه رسیدن اندیشههای نو را به ذهنهای مشتاق، طولانی و دشوار میسازند، ما بر آن شدیم تا راهی نو بگشاییم. ما عمیقاً باور داریم که ایرانیان شایستهی آناند که نه دنبالهرو، که خود پیشگام و رقمزنندهی بزرگترین رخدادها در عرصهی اندیشهی جهانی باشند و بر آنیم تا این باور را نه با سخن، که با عمل اثبات کنیم. «کاروان خرد» نمیخواهد پشت دروازههای بسته منتظر بماند؛ میکوشد تا با انتشار رایگان و باکیفیتِ آثار مهم و تأثیرگذار، دانش روز را بیواسطه و بیمانع، به دست تمام پویندگان خرد در ایرانزمین به ارمغان آورد.
کتاب «نقشآفرینان آزاد»، نخستین رهآورد این کاروان است؛ هدیهای است از ما به شما، با این امید که در بازاندیشیِ جایگاه انسان در جهان و اعتلای فرهنگ خردورزی در این مرزوبوم، نقشی هرچند ناچیز ایفا کنیم. این راه ادامه دارد.
اطلاعات کتاب و مترجم و ویراستاران کتاب
فایل PDF کتاب
مقدمه اولیه
اطلاعات پشت جلد کتاب
@karevankherad
- 🔥 3
Post #45
88
Forwarded from کاروان خرد
انتشار نسخهی کامل و رایگان کتاب «نقشآفرینان آزاد»
سرانجام، ترجمهی کامل کتاب «نقشآفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما ارادهی آزاد بخشید»، اثر برجستهی کوین میچل، استاد ژنتیک و علوم اعصاب، در دسترس شماست. این کتاب یکی از مهمترین آثار سالهای اخیر در زمینهی ارادهی آزاد است و پاسخی است علمی و عمیق به دوگانهی فلجکنندهی فلسفهی ذهن.
میچل در این اثر، راهی سوم را پیش پای ما میگذارد؛ راهی فراتر از نگاه جبرگرای ماشینی که انسان را چیزی جز مجموعهای از اتمها نمیداند و فراتر از دوگانهانگاری مرموزی که برای نجات اختیار، به روحی در ماشین پناه میبرد. او با سفری شگفتانگیز از منشأ حیات تا پیچیدهترین ساختارهای مغز انسان، نشان میدهد که چگونه «عاملیت» و «انتخاب» به عنوان ویژگیهای بنیادین حیات، از دلِ قوانین فیزیک برآمدهاند.
ترجمهی حاضر، نسخهای کامل و دقیق از این اثر است که با همت علی صادقی (مترجم) و ویراستاری پوریا آزادی و آسیه علیخواه، و با افزودن سه پیوست علمی مهم، به منبعی غنی برای علاقهمندان فارسیزبان بدل گشته است.
این اثر به صورت کاملاً رایگان منتشر میشود و مطالعهی آن را به تمام پویندگان دانش در حوزههای فلسفه، زیستشناسی نظری و علوم شناختی پیشنهاد میکنیم.
اطلاعات کتاب و مترجم و ویراستاران کتاب
فایل PDF کتاب
@karevankherad
سرانجام، ترجمهی کامل کتاب «نقشآفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما ارادهی آزاد بخشید»، اثر برجستهی کوین میچل، استاد ژنتیک و علوم اعصاب، در دسترس شماست. این کتاب یکی از مهمترین آثار سالهای اخیر در زمینهی ارادهی آزاد است و پاسخی است علمی و عمیق به دوگانهی فلجکنندهی فلسفهی ذهن.
میچل در این اثر، راهی سوم را پیش پای ما میگذارد؛ راهی فراتر از نگاه جبرگرای ماشینی که انسان را چیزی جز مجموعهای از اتمها نمیداند و فراتر از دوگانهانگاری مرموزی که برای نجات اختیار، به روحی در ماشین پناه میبرد. او با سفری شگفتانگیز از منشأ حیات تا پیچیدهترین ساختارهای مغز انسان، نشان میدهد که چگونه «عاملیت» و «انتخاب» به عنوان ویژگیهای بنیادین حیات، از دلِ قوانین فیزیک برآمدهاند.
ترجمهی حاضر، نسخهای کامل و دقیق از این اثر است که با همت علی صادقی (مترجم) و ویراستاری پوریا آزادی و آسیه علیخواه، و با افزودن سه پیوست علمی مهم، به منبعی غنی برای علاقهمندان فارسیزبان بدل گشته است.
این اثر به صورت کاملاً رایگان منتشر میشود و مطالعهی آن را به تمام پویندگان دانش در حوزههای فلسفه، زیستشناسی نظری و علوم شناختی پیشنهاد میکنیم.
اطلاعات کتاب و مترجم و ویراستاران کتاب
فایل PDF کتاب
@karevankherad
- 🔥 2
Post #44
41
Forwarded from کاروان خرد
نقش آفرینان آزاد.pdf8.3 MBاولین کتاب از مجموعه انتشارات کاروان خرد...
نقشآفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما ارادهی آزاد بخشید
Free Agents: How Evolution Gave Us Free Will
نویسنده: کوین جی. میچل
اطلاعات بیشتر در پست بالاتر...
@karevankherad
نقشآفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما ارادهی آزاد بخشید
Free Agents: How Evolution Gave Us Free Will
نویسنده: کوین جی. میچل
اطلاعات بیشتر در پست بالاتر...
@karevankherad
- ❤ 5
Post #42
119
Post #41
128
Post #40
101
آینده بشر: آیا میتوانیم سیارهمان را نجات دهیم؟
https://youtube.com/watch?v=O0Y4olZuByQ&si=kYVQdgSu-b1AQv0R
YouTube آینده بشر: آیا میتوانیم سیارهمان را نجات دهیم؟ آیا تا به حال به صد سال آینده فکر کردهاید؟ در این ویدیو به بزرگترین پرسشها درباره آینده کیهان و بشریت میپردازیم. ما در یک دوره حیاتی و تعیینکنندهترین دوره تاریخ بشر قرار داریم و ناخواسته به "مدیر کل زیستکره" سیارهمان تبدیل شدهایم. این یک مسئولیت بزرگ… https://youtube.com/watch?v=O0Y4olZuByQ&si=kYVQdgSu-b1AQv0R
Post #39
99
۲. آزمون صبر: سالهای ناامیدی و استقامت
تحقیقات علمی، بهویژه در دل طبیعت وحشی، بیش از هر چیز نیازمند پشتکار است. ماههای اول برای جین گودال چیزی جز ناامیدی نبود. شامپانزهها به محض دیدن او، حتی از فاصله پانصد یاردی (حدود ۴۵۰ متری)، فرار میکردند. روزها و هفتهها بدون هیچ مشاهده نزدیکی سپری میشد و در این میان، بیماری مالاریا و سختیهای زندگی در طبیعت، استقامت او را به چالش میکشید. آنطور که در پیشگفتار کتابش آمده است، دو سال طول کشید تا مشاهدات پراکندهای از فاصله نزدیک ممکن شود و چهار سال گذشت تا سرانجام مشاهدات فراوان و غنی امکانپذیر گردد. این سالهای سخت، آزمونی از صبر بود که تنها یک اراده پولادین میتوانست از آن سربلend بیرون آید؛ ارادهای که سرانجام با لحظهای جادویی پاداش داده شد.
۳. لحظه پذیرش: در سایه دو غول
برای یک محقق میدانی، هیچ چیز ارزشمندتر از جلب اعتماد سوژههایش نیست؛ لحظهای که حیوانات وحشی حضور او را بپذیرند. این لحظه سرنوشتساز برای جین گودال زمانی فرا رسید که پس از ماهها تلاش، ناگهان خود را در فاصله کمتر از بیست یاردی دو شامپانزه نر با ابهت یافت. او آنها را میشناخت: یکی دیوید گریبیرد (ریشخاکستری) و دیگری گولیات (جالوت)، که برخلاف نامش غولپیکر نبود، اما از هیکلی فوقالعاده و بالاترین رتبه در میان نرها برخوردار بود. گودال در جای خود خشکش زد، منتظر فرار همیشگی آنها. اما این بار، آنها آرام نشستند و شروع به تیمار کردن یکدیگر کردند. گودال این را «پرافتخارترین لحظهای» توصیف میکند که تجربه کرده بود. درست پیش از غروب خورشید، اتفاقی افتاد که برای همیشه در حافظهاش حک شد. سایه کشیده او در نور عصرگاهی، بر روی دیوید گریبیرد افتاد. این لحظه بعدها برای او «اهمیتی تقریباً تمثیلی» پیدا کرد. او نوشت که از میان تمام موجودات زنده، تنها انسان است که با مغز برتر خود بر شامپانزه سایه میافکند. تنها انسان است که «سایه شوم خود را بر آزادی شامپانزه در جنگلها» میاندازد. این پذیرش، دروازهای بود به سوی دنیای پنهان شامپانزهها و اکتشافات شگفتانگیزی که در پی آن آمد.
۴. کشفی که جهان را تغییر داد: بازتعریف انسان
گاهی یک مشاهده ساده در طبیعت میتواند بنیادینترین تعاریف علمی را به چالش بکشد. بزرگترین کشف جین گودال دقیقاً همینگونه بود. او مشاهده کرد که شامپانزهها نه تنها از اشیاء به عنوان ابزار استفاده میکنند، بلکه با جدا کردن برگها از شاخهها، آنها را برای هدف خاصی آماده میکنند. این رفتار، نمایش «آغاز خام ابزارسازی» بود. اهمیت این مشاهده جهان را تکان داد، زیرا تا آن زمان، انسان به عنوان «تنها حیوان ابزارساز» تعریف میشد. این کشف، دانشمندان را وادار کرد که یا تعریف خود از انسان را بازنگری کنند، یا همانطور که دکتر لیکی به شکلی بهیادماندنی بیان کرد، «شامپانزه را به عنوان انسان بپذیرند». سفر جین گودال نه تنها درک ما از نزدیکترین خویشاوندانمان در طبیعت را دگرگون کرد، بلکه ما را وادار ساخت تا با فروتنی و شگفتی بیشتری به جایگاه خود در جهان هستی بنگریم.
تحقیقات علمی، بهویژه در دل طبیعت وحشی، بیش از هر چیز نیازمند پشتکار است. ماههای اول برای جین گودال چیزی جز ناامیدی نبود. شامپانزهها به محض دیدن او، حتی از فاصله پانصد یاردی (حدود ۴۵۰ متری)، فرار میکردند. روزها و هفتهها بدون هیچ مشاهده نزدیکی سپری میشد و در این میان، بیماری مالاریا و سختیهای زندگی در طبیعت، استقامت او را به چالش میکشید. آنطور که در پیشگفتار کتابش آمده است، دو سال طول کشید تا مشاهدات پراکندهای از فاصله نزدیک ممکن شود و چهار سال گذشت تا سرانجام مشاهدات فراوان و غنی امکانپذیر گردد. این سالهای سخت، آزمونی از صبر بود که تنها یک اراده پولادین میتوانست از آن سربلend بیرون آید؛ ارادهای که سرانجام با لحظهای جادویی پاداش داده شد.
۳. لحظه پذیرش: در سایه دو غول
برای یک محقق میدانی، هیچ چیز ارزشمندتر از جلب اعتماد سوژههایش نیست؛ لحظهای که حیوانات وحشی حضور او را بپذیرند. این لحظه سرنوشتساز برای جین گودال زمانی فرا رسید که پس از ماهها تلاش، ناگهان خود را در فاصله کمتر از بیست یاردی دو شامپانزه نر با ابهت یافت. او آنها را میشناخت: یکی دیوید گریبیرد (ریشخاکستری) و دیگری گولیات (جالوت)، که برخلاف نامش غولپیکر نبود، اما از هیکلی فوقالعاده و بالاترین رتبه در میان نرها برخوردار بود. گودال در جای خود خشکش زد، منتظر فرار همیشگی آنها. اما این بار، آنها آرام نشستند و شروع به تیمار کردن یکدیگر کردند. گودال این را «پرافتخارترین لحظهای» توصیف میکند که تجربه کرده بود. درست پیش از غروب خورشید، اتفاقی افتاد که برای همیشه در حافظهاش حک شد. سایه کشیده او در نور عصرگاهی، بر روی دیوید گریبیرد افتاد. این لحظه بعدها برای او «اهمیتی تقریباً تمثیلی» پیدا کرد. او نوشت که از میان تمام موجودات زنده، تنها انسان است که با مغز برتر خود بر شامپانزه سایه میافکند. تنها انسان است که «سایه شوم خود را بر آزادی شامپانزه در جنگلها» میاندازد. این پذیرش، دروازهای بود به سوی دنیای پنهان شامپانزهها و اکتشافات شگفتانگیزی که در پی آن آمد.
۴. کشفی که جهان را تغییر داد: بازتعریف انسان
گاهی یک مشاهده ساده در طبیعت میتواند بنیادینترین تعاریف علمی را به چالش بکشد. بزرگترین کشف جین گودال دقیقاً همینگونه بود. او مشاهده کرد که شامپانزهها نه تنها از اشیاء به عنوان ابزار استفاده میکنند، بلکه با جدا کردن برگها از شاخهها، آنها را برای هدف خاصی آماده میکنند. این رفتار، نمایش «آغاز خام ابزارسازی» بود. اهمیت این مشاهده جهان را تکان داد، زیرا تا آن زمان، انسان به عنوان «تنها حیوان ابزارساز» تعریف میشد. این کشف، دانشمندان را وادار کرد که یا تعریف خود از انسان را بازنگری کنند، یا همانطور که دکتر لیکی به شکلی بهیادماندنی بیان کرد، «شامپانزه را به عنوان انسان بپذیرند». سفر جین گودال نه تنها درک ما از نزدیکترین خویشاوندانمان در طبیعت را دگرگون کرد، بلکه ما را وادار ساخت تا با فروتنی و شگفتی بیشتری به جایگاه خود در جهان هستی بنگریم.
Post #38
82

سفری به دل حیات وحش: داستان باورنکردنی #جین_گودال
۱. آغازی غیرمنتظره: انتخابی فراتر از مدارک تحصیلی
چگونه یک زن جوان و بدون هیچ مدرک دانشگاهی برای یکی از مهمترین مطالعات میدانی تاریخ انتخاب شد؟ داستان جین گودال با یک انتخاب غیرمتعارف آغاز میشود؛ انتخابی که قواعد آکادمیک را زیر پا گذاشت. دکتر لیکی، دیرینشناس مشهور، به دنبال فردی عادی نبود. او کسی را میخواست با «ذهنی خالی از تعصبات و نظریههای از پیش تعیین شده» که صرفاً به خاطر «اشتیاق واقعی برای دانش» این ماجراجویی را بپذیرد. دکتر لیکی معتقد بود تحصیلات دانشگاهی نه تنها غیرضروری است، بلکه حتی میتواند یک نقطه ضعف باشد. او به جای مدرک، به دنبال فردی با «درک دلسوزانه از حیوانات» بود. این انتخاب جسورانه، مسیر را برای مشاهداتی بیسابقه هموار کرد، اما زن جوانی که این فرصت را به دست آورد، نمیدانست چه چالشهای طاقتفرسایی در انتظار اوست.
۱. آغازی غیرمنتظره: انتخابی فراتر از مدارک تحصیلی
چگونه یک زن جوان و بدون هیچ مدرک دانشگاهی برای یکی از مهمترین مطالعات میدانی تاریخ انتخاب شد؟ داستان جین گودال با یک انتخاب غیرمتعارف آغاز میشود؛ انتخابی که قواعد آکادمیک را زیر پا گذاشت. دکتر لیکی، دیرینشناس مشهور، به دنبال فردی عادی نبود. او کسی را میخواست با «ذهنی خالی از تعصبات و نظریههای از پیش تعیین شده» که صرفاً به خاطر «اشتیاق واقعی برای دانش» این ماجراجویی را بپذیرد. دکتر لیکی معتقد بود تحصیلات دانشگاهی نه تنها غیرضروری است، بلکه حتی میتواند یک نقطه ضعف باشد. او به جای مدرک، به دنبال فردی با «درک دلسوزانه از حیوانات» بود. این انتخاب جسورانه، مسیر را برای مشاهداتی بیسابقه هموار کرد، اما زن جوانی که این فرصت را به دست آورد، نمیدانست چه چالشهای طاقتفرسایی در انتظار اوست.
Post #37
84
وقتی انرژی همهچیز را تغییر داد: رازهای پشت پرده بزرگترین تحول تاریخ
https://youtube.com/watch?v=SWHNYFRCn9E&si=pjRU0GFbIaYZyZHa
YouTube وقتی انرژی همهچیز را تغییر داد: رازهای پشت پرده بزرگترین تحول تاریخ آیا میدانستید در طول دو قرن، مصرف انرژی بشر ۲۲ برابر افزایش یافته است؟ این جهش عظیم ما را وارد یک دوره جدید از تاریخ زمین کرده است: عصر آنتروپوسن، دورانی که انسانها سیاره را شکل میدهند.
در این ویدیو، به آستانه هشتم تاریخ بشر میرسیم و انقلابهای بزرگی… https://youtube.com/watch?v=SWHNYFRCn9E&si=pjRU0GFbIaYZyZHa
Post #36
87
از سوی دیگر کشف کد ژنتیکی، سومین مؤلفهی کلیدی حیات را آشکار ساخت؛ زیرا یک کد، مجموعهای از قواعد است که به چیزی معنا میبخشد و معنا، هم با شیمی و هم با اطلاعات متفاوت است. برای مثال، در کد مورس قاعدهی «نقطه-خط معادل حرف A است» به این معناست که حرف «A» معنای «نقطه-خط» است. به همین ترتیب، قاعدهای که میگوید یک کدون معادل یک آمینواسید است، معادل این است که بگوییم آن آمینواسید، معنای ارگانیک آن کدون است. به عبارت دیگر، معنا هنگامی که کد بین ابژههای ذهنی برقرار باشد، یک موجودیت ذهنی است، اما هنگامی که کد بین مولکولهای آلی برقرار باشد یک موجودیت ارگانیک است.
به همین دلیل است که کشف کد ژنتیکی، راه حل سوم و پارادایم سومی را مطرح کرد: این ایده که «حیات، شیمی، اطلاعات و معناست»، اما این دیدگاه تاکنون در اقلیتی کوچک مانده است.
دلیل اصلی این امر عمدتا به «نظریه استریوشیمیایی (شیمی فضایی)» بازمیگردد؛ ایدهای که میگوید قواعد کد ژنتیکی توسط برهمکنشهای استریوشیمیایی بین کدونها و آمینواسیدها تعیین شدهاند.
این نظریه نخستین بار توسط جورج گاموف (۱۹۵۴) مطرح شد اما پس از آن در نسخههای بسیار متفاوتی دوباره ارائه گردید و برای بیش از ۵۰ سال پارادایم غالب در این حوزه بوده است، حتی با وجود اینکه هرگز از حمایت دادههای تجربی برخوردار نبوده است. پیامد برجستهی این نظریه آن است که کد ژنتیکی یک کد واقعی نیست، زیرا یک کد تنها زمانی واقعی است که قواعد آن قراردادی باشند.
برای مثال، قواعد کد مورس قراردادی هستند، زیرا هر حرفی از الفبا میتواند با هر ترکیبی از نقطهها و خطها مرتبط شود. به همین ترتیب، قواعد کد ژنتیکی نیز وضعی خواهند بود، اگر هر کدونی میتوانست به هر آمینواسیدی مرتبط شود؛ و این دقیقاً همان چیزی است که نظریهی استریوشیمیایی انکارش میکند. به عبارت دیگر، طبق این نظریه، کد ژنتیکی یک موجودیت استعاری است و نام «کد» تنها به این دلیل پذیرفته شد که به طور شهودی جذاب بود.
به همین دلیل است که کشف کد ژنتیکی، راه حل سوم و پارادایم سومی را مطرح کرد: این ایده که «حیات، شیمی، اطلاعات و معناست»، اما این دیدگاه تاکنون در اقلیتی کوچک مانده است.
دلیل اصلی این امر عمدتا به «نظریه استریوشیمیایی (شیمی فضایی)» بازمیگردد؛ ایدهای که میگوید قواعد کد ژنتیکی توسط برهمکنشهای استریوشیمیایی بین کدونها و آمینواسیدها تعیین شدهاند.
این نظریه نخستین بار توسط جورج گاموف (۱۹۵۴) مطرح شد اما پس از آن در نسخههای بسیار متفاوتی دوباره ارائه گردید و برای بیش از ۵۰ سال پارادایم غالب در این حوزه بوده است، حتی با وجود اینکه هرگز از حمایت دادههای تجربی برخوردار نبوده است. پیامد برجستهی این نظریه آن است که کد ژنتیکی یک کد واقعی نیست، زیرا یک کد تنها زمانی واقعی است که قواعد آن قراردادی باشند.
برای مثال، قواعد کد مورس قراردادی هستند، زیرا هر حرفی از الفبا میتواند با هر ترکیبی از نقطهها و خطها مرتبط شود. به همین ترتیب، قواعد کد ژنتیکی نیز وضعی خواهند بود، اگر هر کدونی میتوانست به هر آمینواسیدی مرتبط شود؛ و این دقیقاً همان چیزی است که نظریهی استریوشیمیایی انکارش میکند. به عبارت دیگر، طبق این نظریه، کد ژنتیکی یک موجودیت استعاری است و نام «کد» تنها به این دلیل پذیرفته شد که به طور شهودی جذاب بود.
Post #35
80

قسمت ابتدایی فصل اول ترجمه کتاب کدها و تکامل
امروزه دو پارادایم غالب در زیستشناسی وجود دارد. یکی «پارادایم شیمیایی» است؛ این ایده که «حیات، شیمی است» یا به بیان دقیقتر، «شکلی بینهایت پیچیدهای از شیمی است». دیگری «پارادایم اطلاعات» است؛ این ایده که «حیات، شیمی بهعلاوهی اطلاعات است». تاکنون، هیچیک از این دو موفق نشده است دیگری را کنار بزند: طرفداران پارادایم شیمیایی نتوانستهاند توضیح دهند که چرا فرآیندهای اطلاعاتیای مانند وراثت و انتخاب طبیعی در دنیای شیمی وجود ندارند، و طرفداران پارادایم اطلاعات نتوانستهاند ثابت کنند که اطلاعات زیستی از نظر هستیشناختی با شیمی متفاوت است.
امروزه دو پارادایم غالب در زیستشناسی وجود دارد. یکی «پارادایم شیمیایی» است؛ این ایده که «حیات، شیمی است» یا به بیان دقیقتر، «شکلی بینهایت پیچیدهای از شیمی است». دیگری «پارادایم اطلاعات» است؛ این ایده که «حیات، شیمی بهعلاوهی اطلاعات است». تاکنون، هیچیک از این دو موفق نشده است دیگری را کنار بزند: طرفداران پارادایم شیمیایی نتوانستهاند توضیح دهند که چرا فرآیندهای اطلاعاتیای مانند وراثت و انتخاب طبیعی در دنیای شیمی وجود ندارند، و طرفداران پارادایم اطلاعات نتوانستهاند ثابت کنند که اطلاعات زیستی از نظر هستیشناختی با شیمی متفاوت است.
Post #34
72
انقلاب بزرگ جهانی: داستانی از رقابت، تجارت و تبادل کلمبی
https://youtube.com/watch?v=q1wdFJIgBh4&si=ZcPMSRwqiQKOBkx_
YouTube انقلاب بزرگ جهانی: داستانی از رقابت، تجارت و تبادل کلمبی آیا میدانستید تنها ۶۰۰ سال پیش، جهان ما یک "دنیای تکهتکه" بود؟ اکوسیستمهای مجزا، مانند قاره آمریکا، اوراسیا-آفریقا، و استرالیا، هر کدام به تنهایی و بدون ارتباطی معنادار وجود داشتند. اقتصاد غالب بر کشاورزی استوار بود و جمعیت جهان کمتر از نیم میلیارد نفر… https://youtube.com/watch?v=q1wdFJIgBh4&si=ZcPMSRwqiQKOBkx_
- ❤ 1
Post #33
72
https://www.aparat.com/v/gamohn4
نابرابری اجتماعی چگونه متولد شد؟
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو نابرابری اجتماعی چگونه متولد شد؟ آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه جوامع کوچک کشاورزی به شهرهای بزرگ و پادشاهیهای قدرتمند تبدیل شدند؟ و چه چیزی باعث شد که در این مسیر، نابرابری اجتماعی به وجود بیاید؟
در این ویدیو، ما به یک سفر عمیق به دوران تمدنهای کشاورزی میرویم تا به این پرسشها… نابرابری اجتماعی چگونه متولد شد؟
Post #32
75
پس از پیدایش کد ژنتیکی هیچگونه اصلاح دیگری در قواعد کدگذاری آن مجاز نبود و از این نظر، سلول به یک سیستم حفاظت از کد تبدیل شد. از سوی دیگر، نوادگان نخستین سلولها پتانسیل تکامل کدهای جدید را حفظ کردند، بنابراین آنها دارای یک بخش حافظت از کد برای کد ژنتیکی، و یک بخش کاوش کد برای کدهای دیگر بودند.
این نکتهی اطلاعات مهمی را دربارهی سلول به ما میگوید. منشأ نخستین سلولها مبتنی بر این توانایی سیستمهای اجدادی بود که کد ژنتیکی را تکامل دهند، و تکامل بعدی آن سلولها، بر دو فرآیند مکمل استوار بود: یکی، تولید کدهای جدید و دیگری، بقای کدهای موجود. در مجموع، اینها دو روی یک فرآیند زیستی هستند که از آن با عنوان فرایند کدزایی یاد شده است (باربیری، ۲۰۱۲).
این نگرش، مدل جدیدی از سلول را به ما ارائه میدهد که میتوان آن را اینگونه بیان کرد: سلول یک سیستم کدزا است، یعنی سیستمی که قادر است کدهای خود را تولید و حفظ کند.
این مدل بر این نکته تأکید میکند که دو نوع کاملاً متفاوت از اجزاء در هر سلول زنده وجود دارد: آنهایی که میتوانند تغییر کنند و آنهایی که نمیتوانند تغییر کنند. این اجزای کدها هستند که اجازه تغییر ندارند و این معادل آن است که بگوییم بالاترین اولویت سلول، حفظ کردن کدهای آن است.
این نکتهی اطلاعات مهمی را دربارهی سلول به ما میگوید. منشأ نخستین سلولها مبتنی بر این توانایی سیستمهای اجدادی بود که کد ژنتیکی را تکامل دهند، و تکامل بعدی آن سلولها، بر دو فرآیند مکمل استوار بود: یکی، تولید کدهای جدید و دیگری، بقای کدهای موجود. در مجموع، اینها دو روی یک فرآیند زیستی هستند که از آن با عنوان فرایند کدزایی یاد شده است (باربیری، ۲۰۱۲).
این نگرش، مدل جدیدی از سلول را به ما ارائه میدهد که میتوان آن را اینگونه بیان کرد: سلول یک سیستم کدزا است، یعنی سیستمی که قادر است کدهای خود را تولید و حفظ کند.
این مدل بر این نکته تأکید میکند که دو نوع کاملاً متفاوت از اجزاء در هر سلول زنده وجود دارد: آنهایی که میتوانند تغییر کنند و آنهایی که نمیتوانند تغییر کنند. این اجزای کدها هستند که اجازه تغییر ندارند و این معادل آن است که بگوییم بالاترین اولویت سلول، حفظ کردن کدهای آن است.
- ❤ 3
Post #31
71

قسمتی از #ترجمه #کتاب #کدها_و_تکامل
۳-۸ مسئلهی بقا
شگفتانگیزترین ویژگی کد ژنتیکی این است که تقریباً در سلولهای تمام جانداران وجود دارد، بدین معنا که آن کد بسیار زود در زمین بدوی، در یک نیای مشترک پدیدار شده و از آن زمان تا کنون به تمام موجودات زنده منتقل شده است. کد ژنتیکی برای تقریباً چهار میلیارد سال حفظ شده است و در واقع، تنها موجودیتی است که از همان زمان پیدایش حیات هنوز با ماست.
توضیح سنتیای که در بسیاری از کتابها ارائه میشود این است که بقای کد ژنتیکی به این دلیل است که کدها قید (constraints)هستند و قیدها بنا به تعریف، موجودیتهایی هستند که تغییر نمیکنند.
در واقعیت، تمام اجزای کد ژنتیکی از طریق ژنها از یک نسل به نسل بعد منتقل میشوند و مانند تمام ژنهای دیگر، در معرض جهش قرار دارند. بقای آنها به این دلیل نیست که تغییر نمیکنند، بلکه به این دلیل است که آنها تغییر میکنند، اما هر تغییری بلافاصله شناسایی و نابود میشود. به عبارت دیگر، بقای کد ژنتیکی نتیجهی یک سازوکار زیستی فعال است که به طور مداوم در حال کار است و هیچ ارتباطی با قیدهای تغییرناپذیر فیزیک و شیمی ندارد.
۳-۸ مسئلهی بقا
شگفتانگیزترین ویژگی کد ژنتیکی این است که تقریباً در سلولهای تمام جانداران وجود دارد، بدین معنا که آن کد بسیار زود در زمین بدوی، در یک نیای مشترک پدیدار شده و از آن زمان تا کنون به تمام موجودات زنده منتقل شده است. کد ژنتیکی برای تقریباً چهار میلیارد سال حفظ شده است و در واقع، تنها موجودیتی است که از همان زمان پیدایش حیات هنوز با ماست.
توضیح سنتیای که در بسیاری از کتابها ارائه میشود این است که بقای کد ژنتیکی به این دلیل است که کدها قید (constraints)هستند و قیدها بنا به تعریف، موجودیتهایی هستند که تغییر نمیکنند.
در واقعیت، تمام اجزای کد ژنتیکی از طریق ژنها از یک نسل به نسل بعد منتقل میشوند و مانند تمام ژنهای دیگر، در معرض جهش قرار دارند. بقای آنها به این دلیل نیست که تغییر نمیکنند، بلکه به این دلیل است که آنها تغییر میکنند، اما هر تغییری بلافاصله شناسایی و نابود میشود. به عبارت دیگر، بقای کد ژنتیکی نتیجهی یک سازوکار زیستی فعال است که به طور مداوم در حال کار است و هیچ ارتباطی با قیدهای تغییرناپذیر فیزیک و شیمی ندارد.
- ❤ 2