۲. آزمون صبر: سالهای ناامیدی و استقامت
تحقیقات علمی، بهویژه در دل طبیعت وحشی، بیش از هر چیز نیازمند پشتکار است. ماههای اول برای جین گودال چیزی جز ناامیدی نبود. شامپانزهها به محض دیدن او، حتی از فاصله پانصد یاردی (حدود ۴۵۰ متری)، فرار میکردند. روزها و هفتهها بدون هیچ مشاهده نزدیکی سپری میشد و در این میان، بیماری مالاریا و سختیهای زندگی در طبیعت، استقامت او را به چالش میکشید. آنطور که در پیشگفتار کتابش آمده است، دو سال طول کشید تا مشاهدات پراکندهای از فاصله نزدیک ممکن شود و چهار سال گذشت تا سرانجام مشاهدات فراوان و غنی امکانپذیر گردد. این سالهای سخت، آزمونی از صبر بود که تنها یک اراده پولادین میتوانست از آن سربلend بیرون آید؛ ارادهای که سرانجام با لحظهای جادویی پاداش داده شد.
۳. لحظه پذیرش: در سایه دو غول
برای یک محقق میدانی، هیچ چیز ارزشمندتر از جلب اعتماد سوژههایش نیست؛ لحظهای که حیوانات وحشی حضور او را بپذیرند. این لحظه سرنوشتساز برای جین گودال زمانی فرا رسید که پس از ماهها تلاش، ناگهان خود را در فاصله کمتر از بیست یاردی دو شامپانزه نر با ابهت یافت. او آنها را میشناخت: یکی دیوید گریبیرد (ریشخاکستری) و دیگری گولیات (جالوت)، که برخلاف نامش غولپیکر نبود، اما از هیکلی فوقالعاده و بالاترین رتبه در میان نرها برخوردار بود. گودال در جای خود خشکش زد، منتظر فرار همیشگی آنها. اما این بار، آنها آرام نشستند و شروع به تیمار کردن یکدیگر کردند. گودال این را «پرافتخارترین لحظهای» توصیف میکند که تجربه کرده بود. درست پیش از غروب خورشید، اتفاقی افتاد که برای همیشه در حافظهاش حک شد. سایه کشیده او در نور عصرگاهی، بر روی دیوید گریبیرد افتاد. این لحظه بعدها برای او «اهمیتی تقریباً تمثیلی» پیدا کرد. او نوشت که از میان تمام موجودات زنده، تنها انسان است که با مغز برتر خود بر شامپانزه سایه میافکند. تنها انسان است که «سایه شوم خود را بر آزادی شامپانزه در جنگلها» میاندازد. این پذیرش، دروازهای بود به سوی دنیای پنهان شامپانزهها و اکتشافات شگفتانگیزی که در پی آن آمد.
۴. کشفی که جهان را تغییر داد: بازتعریف انسان
گاهی یک مشاهده ساده در طبیعت میتواند بنیادینترین تعاریف علمی را به چالش بکشد. بزرگترین کشف جین گودال دقیقاً همینگونه بود. او مشاهده کرد که شامپانزهها نه تنها از اشیاء به عنوان ابزار استفاده میکنند، بلکه با جدا کردن برگها از شاخهها، آنها را برای هدف خاصی آماده میکنند. این رفتار، نمایش «آغاز خام ابزارسازی» بود. اهمیت این مشاهده جهان را تکان داد، زیرا تا آن زمان، انسان به عنوان «تنها حیوان ابزارساز» تعریف میشد. این کشف، دانشمندان را وادار کرد که یا تعریف خود از انسان را بازنگری کنند، یا همانطور که دکتر لیکی به شکلی بهیادماندنی بیان کرد، «شامپانزه را به عنوان انسان بپذیرند». سفر جین گودال نه تنها درک ما از نزدیکترین خویشاوندانمان در طبیعت را دگرگون کرد، بلکه ما را وادار ساخت تا با فروتنی و شگفتی بیشتری به جایگاه خود در جهان هستی بنگریم.
Post #39
99