TGViewer
عقل آبی | صدّیق قطبی عقل آبی | صدّیق قطبی @sedigh_63 · 10.9K subscribers
Post #8858 1.36K
داروخانهٔ سعدی (۳)

یازده.
در نگاه سعدی بزرگ‌ترین‌ رقیب خداپرستی خودپرستی است. چاره را نیز در توجهی عاشقانه به بیرون از خود می‌داند: خود را بر من آشکار کن، تا به برکتِ دیدارت، از خودپرستی‌ بیاسایم:

ای بت صاحبدلان مشاهده بنمای
تا تو ببینیم و خویشتن نپرستیم

صیدِ تو شدن خجسته است، چرا که به رهایی از خویش می‌انجامد:

به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
▫️
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله‌ایت باشد بهْ از آن که خود پرستی
▫️
سعدیا چون بت شکستی خود مباش
خودپرستی کمتر از اصنام نیست

خودپرستان، پیله گِرد خود می‌تنند. عاشقان اما پروانه‌وار پیلهٔ خود را ترک می‌کنند:

عاشقی بر خویشتن؟ چون پیله گِردِ خویش‌ تن
ور نه‌‌ بر خود عاشقی، جانباز چون پروانه باش

دوازده.
به عُجب و تکبّر نگریستن، در بسیاری مواقع ناشی از این است که به داوری خود اطمینانی بیش از اندازه داریم. و دیگر اینکه وضع و حال آدمی را ثابت می‌انگاریم. دیگران در آنچه به چشم ما می‌آیند، خلاصه‌ نمی‌شوند. و از سویی، فرجام کار نیز از چشم ما پوشیده است. سعدی به این دو ملاحظه، ما را به فروتنی و مهربانی دعوت می‌کند:

به عین عُجب و تکبر نگه به خلق مکن
که دوستان خدا ممکن‌اند در اوباش
کمال نفس خردمندِ نیکبخت آن است
که سر گران نکند بر قلندر قلّاش
مقام صالح و فاجر هنوز پیدا نیست
نظر به حسن معاد است نی به حسن معاش
▫️
کسی را که نزدیک ظنّت بَد اوست
چه دانی که صاحب ولایت خود اوست؟
▫️
در کم ز خویشتن، به حقارت نگه مکن
گر بهتری به مال، به گوهر برابری


سیزده.
فراغتِ دلخواه، خاطرِ مجموع و رهایی از پراکنده‌کاری و پراکنده‌‌دلی ثمرهٔ دیدار و محبت است. دیدار و محبتی چنان که همهٔ نیروهای درونی را متحد می‌کند و یک جهت و یک‌ سو می‌سازد. وحشی بافقی گفته است: «به سودای تو مشغولم، ز غوغای جهان فارغ». فراغتی که ناشی از اشتغالی تمام‌وکمال و اعتنایی عمیق به امر والا است. اشتغالِ فراغت‌بخش، اشتغالِ به دوست:

هیچم از دنیی و عُقبیٰ نبَرَد گوشهٔ خاطر
که به دیدار تو شغل است و فراغ از دو جهانم
▫️
غلام دولت آنم که پای‌بند یکی‌ست
به جانبی متعلق شد از هزار بِرَست
▫️
گر دوست واقف است که بر من چه می‌رود
باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست
▫️
به سودای جانان ز جان مُشتغل
به ذکرِ حبیب از جهان مشتغِل
▫️
مشتغل توام چنان کز همه چیز غایبم
مُفتَکِر توام چنان کز همه خلق غافلم

چهارده.
بازرگانیِ پُرسود بدون پذیرش خطر، ممکن نیست. گوهر، در راه‌های سراسر امن و بی‌خطر به دست نمی‌آید. در دریاهاست. و البته سفر به دریا با خطرهای ناشناخته و حوادث غافلگیرکننده همراه است:

سود بازرگان دریا بی‌خطر ممکن نگردد
هر که مقصودش تو باشی تا نفَس دارد بکوشد
▫️
گوهر قیمتی از کام نهنگان آرَند
هر که او را غمِ جان‌ است به دریا نرود
▫️
سعدی‌ به لب دریا دُردانه کجا یابی؟
در کام نهنگان رو گر می‌طلبی کامی
▫️
عاقلان از بلا بپرهیزند
مذهب عاشقان دگر باشد
▫️
به دریا در، منافع بی‌شمار است
و گر خواهی سلامت، بر کنار است

پانزده.
کسی که بیمناک جان است، جان را از کف می‌دهد. زنده، کسی است که زندگی‌ را ایثار می‌کند:

زنده کدام است بر هوشیار؟
آن که بمیرد به سر کوی یار
▫️
عاشقان را کُشته می‌بینند خلق
بشنو از سعدی که جان‌پرورده‌اند
▫️
عاشقان کشتگان معشوق‌اند
هر که زنده‌ست در خطر باشد



〰 صدّیق قطبی
@sedigh_63
More from @sedigh_63
  1. Sep 28, 2026داروخانهٔ سعدی (۴) شانزده. خدا را در «رحمت بی‌حساب» و «نعمت بی‌دریغ»اش تجربه می‌کند. می‌بی…
  2. Sep 26, 2026داروخانهٔ سعدی (۲) شش. ارزش بینایی به تماشای چهرهٔ یار است. نظارهٔ جهان هم ارج و اعتباری ا…
  3. Sep 25, 2026داروخانهٔ سعدی (۱) یک. مالکِ خود را همیشه غصه گدازد مِلکِ پر‌ی‌پیکری شدیم و بِرَستیم (سعدی…
  4. Sep 25, 2026چقدر این بیت سعدی‌ زیباست. راهی برای رساندن سلام و پیام خود ندارد. هیچ نشانه‌ای و هیچ دستر…
  5. Sep 25, 2026. «در دادنْ سعادتی است که در گرفتن نیست.» (عیسی مسیح، به نقل از پولُس رسول در: اعمال رسولا…
  6. Sep 25, 2026. «از سرماخوردگی‌ام همانطور مراقبت می‌کنم که از یک دوست، پنجره را بر روی رطوبت درختان کاج…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →