داروخانهٔ سعدی (۱)
یک.
مالکِ خود را همیشه غصه گدازد
مِلکِ پریپیکری شدیم و بِرَستیم
(سعدی)
وقتی خود را مالک خود بدانیم، از غصه میگدازیم. وقتی مِلک و مملوک آن یگانهٔ زیبا بدانیم، رها و رستگار میشویم. «إنّا للّه»، یعنی ما متعلق به اوییم. مالک خود نیستیم.
▫️
دو.
هر پای که در خانه فرورفت به گنجی
دیگر همه عمرش سر بازار نباشد
(سعدی)
گنجی هست که در اقلیم دل به دست میآید. کسی که به گنج درون راه یابد، از وابستگی به بازارها میرهد. بایزید بسطامی در معنای درویشی گفته است: «آنکه کسی را در کُنج دل خویش پای به گنجی فرو شود...»
▫️
سه.
آن کز توانگری و بزرگیّ و خواجگی
بیگانه شد، به هر که رسد، آشنای اوست
(سعدی)
کسی که از نامها و جایگاهها و قدرتهای گذرا خود را فارغ ببیند، میتواند با همگان آشنا و نزدیک باشد. مفتون بزرگی و خواجگی و توانگری خود که باشیم، در بند جایگاه و نامونشان و هوش و دانش خود که باشیم، سعادتِ «آشنایی» را از دست میدهیم.
▫️
چهار.
هر که نداند سپاس نعمت امروز
حیف خورد بر نصیب رحمت فردا
(سعدی)
کسی که مواهب اینجهان را قدر نداند و با سپاس و سرور به استقبالشان نرود، از رحمتِ آنجهانی نیز محروم میماند.
هر که امروز نبیند به جهان طلعت دوست
غالب آن است که فرداش نباشد دیدار
(سعدی)
زیبایی طبیعت و جنبش و رویش خاک، رحمتی اینجهانی است:
«فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»(سوره روم، آیه ۵۰)
«درنگر درین نشانهای مهربانیِ الله که چون زنده میکند زمین را پسِ مرگِ آن.»(ترجمه تفسیر کشفالاسرار)
▫️
پنج.
جز یاد دوست هر چه کنی عمرْ ضایع است
جز سِرّ عشق هر چه بگویی بطالت است
(سعدی)
اگر زندگی به یاد دوست آغشته نباشد، و در هوای دوست سپری نشود هدر رفته است. به بطالت گذشته است:
سعدی ار عشق نبازد چه کند ملک وجود؟
حیف باشد که همه عمر به باطل برود
ذکر و یاد دوست پایانی ندارد. ملالانگیز هم نیست. چرا که غذای جان است. نان و آب جان:
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقی است
که ذکر دوست نیارد به هیچگونه ملال
(سعدی)
از همینرو، پشیمانی او از اوقاتی است که بیخبر از دوست گذشته است:
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
(سعدی)
افسوسی اگر باشد جز این نیست که چرا بیشتر در یاد او دم نزدیم. چرا بیشتر در هوای او نتپیدیم:
تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز
همه شب ذکر تو میرفت و مکرر میشد
سخن گفتن با او، سخن گفتنِ از او، و شناور شدن در «حکایت دوست»، معنای زندگی است.
〰 صدّیق قطبی
@sedigh_63
Post #8856
3.27K