TGViewer
Channel Public Channel
رضا منصوری

رضا منصوری

@rmansouri_ir

کانال شخصی رضا منصوری
ارتباط با کانال از طریق
@rmansouri_admin
وبگاه
www.rmansouri.ir
Twitter: @rmansouri_ir
Subscribers
3.82K
Photos
62
Videos
29
Links
421
Recent Posts 20 shown
Post #677 1.24K
Audio
🎙 چشم‌انداز آینده ترویج علم، از نگاه برندگان بیست‌وشش دوره جایزه

🎧 فایل صوتی سخنرانی رضا منصوری

در این نشست، رضا منصوری با نگاهی به آینده ترویج علم، از اهمیت ارتباط علم با جامعه و چشم‌اندازهای پیش‌روی آن سخن گفتند.

📌 شما را دعوت می‌کنیم به شنیدن سخنرانی ایشان در این نشست و همراهی با این گفت‌وگوی ارزشمند درباره آینده ترویج علم.

🎙 سخنران ویژه: رضا منصوری
📅 سه‌شنبه، ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۱۴ تا ۱۷

#ترویج_علم #رضا_منصوری #علم_و_جامعه #نشست_علمی #آینده_علم
Post #676 1.67K
تبلیغاتی مثل تصویر بالا که زیر پست‌ها نمایش داده می‌شود، از طرف تلگرام است و گردانندگان این کانال هیچ ارتباطی با آن ندارند و نمی‌توانند جلوی نمایش آن‌ها را بگیرند.
اگر فکر می‌کنید اطلاعات نادرست یا محتوای ناشایست یا خطرناکی در این تبلیغات هست، گزینه سه نقطه (بالا سمت راست تبلیغ) را کلیک کنید و با انتخاب گزینهٔ Report Ad آن‌ها را به تلگرام گزارش کنید.
Post #675 2.27K
📢 بازتعریف مفهومی ماموریت دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی
نشست پنجم
دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت: ۲۲-۲۰

📖 عنوان: دانشگاه، علم و آموزش عالی و تفاوت آنها
شرکت برای عموم آزاد است.

👤 سخنران: رضا منصوری
استاد دانشگاه صنعتی شریف

🆔 لینک شرکت در نشست:
skyroom.online/ch/modaresin1/analysis-room

کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها
‌‌‏🔗 ble.ir/join/A1yRMHAZsd
Post #674 2.26K
چشم‌انداز آینده ترویج علم، از نگاه برندگان بیست و شش دوره جایزه
سخنران ویژه: رضا منصوری

سه‌شنبه، ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ساعت ۱۴ تا ۱۷
میدان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، خیابان پورسینا، نبش کوچه جلالیه، پژوهشکده تاریخ علم

شماره تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: ۰۹۳۰۳۴۳۱۰۸۷
Post #673 3.01K
بکوش در کاهش ناله
اولین جمعه شهریور - ۶ شهریور ۱۴۰۵
✍️ رضا منصوری

مگر می‌شود این روزها ناله نکرد؟‌

بله می‌شود.

این روزها با هر کس صحبت می‌کنم با ناله شروع می‌کند. اولین تلاش‌ام این است که با نرمی، با تعجب، و گاهی با خنده از ناله دورش کنم. نه این‌که حق ناله را ازش بگیرم بلکه وجه دیگری از واقعیت زندگی را پیش روی او بیاورم که از ناله- ناشی از احساس متعارف مبتنی بر تصلب کارکرد ذهن- دورش کند، چراغ امید در ذهن‌اش روشن کند، و به وجوه و جوانب دیگری هم بیندیشد.

https://telegra.ph/بکوش-در-کاهش-ناله-08-29
Telegraph بکوش در کاهش ناله مگر می‌شود این روزها ناله نکرد؟‌ بله می‌شود. این روزها با هر کس صحبت می‌کنم با ناله شروع می‌کند. اولین تلاش‌ام این است که با نرمی، با تعجب، و گاهی با خنده از ناله دورش کنم. نه این‌که حق ناله را ازش بگیرم بلکه وجه دیگری از واقعیت زندگی را پیش روی او بیاورم…
Post #672 3.18K
عصر راحَل‌گران- سولوشِنیست‌ها
اولین جمعه مرداد- ۲ مرداد ۱۴۰۵
✍️ رضا منصوری

تفاوت راحَلّ از راهِ حَل؟ به‌شهود می‌گویم نه به‌تحقیق، از زمان دارالفنون که ریاضیات جدید- پس از خوارزمی و خیام- در ایران آموزش داده شد، کلمهء راهِ حل، و نیز حل کردن معادلهء ریاضی و یافتن جواب، در برابر کلمهء لاتین solution در فارسی به‌کار رفته. در شیمی هم حل و محلول را داریم که از بحث من خارج است.
https://telegra.ph/عصر-راحل‌گران--سولوشنیست‌ها-07-24
Telegraph عصر راحَل‌گران- سولوشِنیست‌ها اولین جمعه مرداد- ۲ مرداد ۱۴۰۵ تفاوت راحَلّ از راهِ حَل؟1 به‌شهود می‌گویم نه به‌تحقیق، از زمان دارالفنون که ریاضیات جدید- پس از خوارزمی و خیام- در ایران آموزش داده شد، کلمهء راهِ حل، و نیز حل کردن معادلهء ریاضی و یافتن جواب، در برابر کلمهء لاتین solution…
Post #671 3.22K

Forwarded from خبرنامه گلسنگ

وقتی از شوق یک دانشجوی کرد عراقی، توهمی بزرگ در سازمان حسن آباد خالصه ساخته شد

روزی ایمیلی از یک دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه سلیمانیه عراق دریافت کردم. او در جست‌وجوی اینترنتی با «موزه گلسنگ‌های ایران» آشنا شده بود و با شور و اشتیاق فراوان می‌خواست نمونه‌های گلسنگی عراق را برای شناسایی به ایران بفرستد. آرزویش این بود که چند هفته‌ای به ایران بیاید، از موزه گلسنگ‌های ایران بازدید کند و روش‌های شناسایی گلسنگ‌ها را از نزدیک بیاموزد.

در پاسخ، مطابق مقررات موجود، توضیح دادم که انتقال نمونه‌های زیستی باید در چارچوب قوانین انجام شود و بهترین راه، آغاز یک همکاری رسمی میان دو مرکز علمی است.

دانشگاه سلیمانیه نیز دقیقاً همین مسیر را طی کرد. نامه‌ای رسمی برای همکاری به سازمان حسن آباد خالصه ارسال شد. پیرو درخواست دانشجو، معاون بین‌الملل دانشگاه، که خود از دانش‌آموختگان سابق دانشگاه تهران بود، از طریق واتساپ با من تماس گرفت و با توجه به آشنایی خودش از تهران و سازمان، به زبان فارسی از من درخواست کرد که به این دانشجوی فعال دانشگاه کمک کنم. برای پیگیری درخواست همکاری را با سربرگ رسمی دانشگاه دوباره به من هم ارسال کرد که در جریان باشم.

همه چیز، در اندازه یک همکاری دانشگاهی کاملاً معمولی بود؛ از جنس همکاری‌ های که هر روز در دانشگاه‌های جهان رخ می‌دهد.

اما در « سازمان حسن‌آباد خالصه»، زامبی ها بر همه چیز سلطه دارند و معمولی‌ترین اتفاق‌ها نیز گاه تفسیر دیگری پیدا می‌کند.

نامه هنوز از پژوهشکده فراتر نرفته بود که ناگهان عنوان همکاری، جای خود را به مسیر سوءظن تغییر داد.

با فعالیت ‌گسترده دو تن از زامبی ها بخصوص زامبی موسپبد ترسو و زامبی خودشیفته هفت خط، کم‌کم زمزمه‌هایی در بدنه مدیریت سازمان شکل گرفت. نامه‌ای که می‌توانست آغاز یک همکاری علمی بین دو کشور باشد، در ذهن برخی مدیران به موضوعی کاملاً متفاوت تبدیل شد. هر بار که زامبی مو سپید از اتاقی به اتاق دیگر می‌رفت، چیزی به آن افزوده می‌شد؛ همان حکایت قدیمی «یک کلاغ، چهل کلاغ».

دیگر سخن از گلسنگ، آموزش، و موزه گلسنگ نبود.

سخن از ترس بود.

از سوءظن خطرناکی بود.

از روایت‌هایی که هیچ نسبتی با واقعیت علمی‌ نداشت.

نهایتا،

نتیجه دلخواه زامبی ها شکل گرفت،

دانشجوی عراقی هرگز به ایران نیامد.

هیچ نمونه‌ای به موزه گلسنگ‌های ایران ارسال نشد.

هیچ پروژه مشترکی شکل نگرفت.

نامه رسمی دانشگاه سلیمانیه، نیز هرگز پاسخی دریافت نکرد.

چند سال از این اتفاق گذشته است.

ماه گذشته،، همه نمونه‌های گلسنگ دانشجوی عراقی را در باغ گیاه‌شناسی سلطنتی کیو در لندن تحویل گرفتم.

نه کسی امنیت‌ملی انگلستان را در خطر دید، نه کسی توهم تبادل اطلاعات خطرناک در سرش‌شکل گرفت، نه کسی به فکر توطئه افتاد.

حال بر روی این نمونه‌های کردستان عراق، با پیشرفته‌ترین امکانات آزمایشگاهی در حال مطالعه‌ هستم و شاید کشف گونه جدید و ....

دانشجوی عراقی نیز هم‌چنان مشتاق تر از ‌گذشته و در جست‌وجوی بورسیه دکتری در یکی از دانشگاه‌های معتبر اروپاست.

از دست این زامبی های سازمان حسن آباد خالصه، حتی پژوهشگران کشور های همسایه هم در امان نیستند، آسیب این ها فراتر از مرزهای ایران نیز رفته،

و بالاخره

گلسنگ‌های کردستان عراق، راه خود را پیدا کردند؛ اما نه به سمت و سوی ایران بلکه به سمت سوی بریتانیا.

آنچه، در این مدت از دست ایران رفت، فقط چند نمونه گلسنگ عراقی نبود؛ فرصتی بین المللی بود برای‌گسترش فعالیت ‌موزه گلسنگ‌های ایران، ساختن اعتماد بین المللی، آموزش یک پژوهشگر جوان و علاقه مند کردستانی و آغاز همکاری علمی میان دو کشور همسایه.

این روایت، بیش از آنکه درباره گلسنگ و گلسنگ شناس ایرانی باشد، درباره حضور مداوم زامبی ها در مراکز علمی ایران و بهای از دست رفتن اعتماد در حکمرانی علم در ایران است.

به نظر بزرگ‌ترین خسارت، آن تبادل نمونه یا شخصیتی علمی نیست که از کشور خارج شده یا موزه یک کشور نابود گردیده؛ بلکه آن فرصتی است که به این زامبی های معلوم‌الحال اجازه فعالیت در سمت مدیرانی در مراکز علمی می دهند تا هرگز نگذارند فرصتی دیگر برای ساختن ایران آینده در این سرزمین شکل بگیرد.


محمد سهرابی
گلسنگ‌شناس
خبرنامه گلسنگ

@lichennews
Post #670 7.09K
یک دهه یادداشت‌های هفتگی!
۱۲ تیر ۱۴۰۵
✍️ رضا منصوری

شاید هم بیش از یک دهه و بیش از ۵۰۰ یادداشت و بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ کلمه که بشود ۲ جلد کتاب. و این علاوه بر مقاله‌ها و کتاب‌های گذشته و جاری من است. بس نیست؟ مدتی است فکر می‌کنم چه حرفی دارم که تاکنون نزده باشم. جز تکرار حرف‌ها و ایده‌ها و نظرهای شخصی خودم در باب علم و سیاست‌گذاری علم و نیاز روز زبان فارسی. می‌توانم موردهایی را پس از حدود پنجاه سال فعالیت جمع‌بندی کنم.

زبان فارسی هر شکی داشتم برطرف شده که تا زبان فارسی را برای بیان مفاهیم نوین آماده نکنیم در بهترین حالت ناقل تفکر جدید خواهیم ماند و به مرحلهء آفرینش فکری نخواهیم رسید. این به معنی نفی زبانی میانجی در جهان نیست. زبان هم در واژه خلاصه نمی‌شود. به‌ویژه زبان فارسی که درپذیرش وام‌واژه بسیار توانا است. شلختگی کنونی کاربران زبان فارسی هم بخشی از شلختگی حاکم بر حکمرانی در ایران است که معلوم نیست کِی پایان یابد. در کمتر زمینه‌ای نشانی از جدیت و وارستگی و آراستگی دیده می‌شود. شاید علت‌اش آن است که «رفتن به بهشت» با ظاهری کثیف و شلخته، و زبانی الکن و ناپاکیزه، اشکالی ندارد!

سیاست‌گذاری علم در ایران امری بسیار مهم که فعلا تعطیل است. کوشش‌هایی که خود من در چهل سال گذشته کردم، همراه با بسیاری دیگر، منجر شد به فرایندی از نوع پیشرفت در امتداد خَمِ «اِس»، که در مدیریت بنگاه‌ها رسم است؛ اما حالا، در بالای این خَم، در سکون متمایل به سقوط است. پس نسلی با فکر جدید باید «اِس» جدیدی رقم بزند. حتما این نسل پیدا خواهد شد. بارها نوشته‌ام که علم در ایران رشد نخواهد کرد مگر در اتصال به بخش دفاعی کشور. پس از آن است که شاید بخش خصوصی میانجی شود برای گسترش آن. شک ندارم نسل جدید به بلوغی خواهد رسید که بی‌تعارف به این مهم بپردازد. از نهادهای رسمی مانند وزارت عتف و بهداشت انتظاری نمی‌توان داشت. کمیسین مجلس و شورای انقلاب فرهنگی بیشتر مانع‌اند تا مشوق.

علم در ایران در محاق است در بهترین شرایط علم مترادف با آموزش عالی گرفته می‌شود، چه در دانشگاه و چه در بیرون دانشگاه. پس ایران بسیار دردها خواهد کشید تا به بلوغی درخور در درک علم برسد. هرجا دیدید صحبت از نخبگان، صحبت از مرجعیت علمی، و یا صحبت از ارزش برای علم می‌شود بدانید یا از سر جهل است یا کسی یا نهادی در کمین سوء استفاده. هنوز تا عمق استخوان در توهم ارزش قائل شدن برای علم هستیم. هنوز نمی‌دانیم معنی آن چیست. هنوز دانشگاه‌های ما بسیار عقب‌تر از آن هستند که حرفی جدی در باب علم بتوانند بزنند. جوانه‌هایی دیده می‌شود اما نهادهای دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی ما گول‌تر از این‌اند که عمق فاجعه را دریابند. بعید می‌دانم زودتر از پنجاه سال دیگر نسلی جدید این حرف را دریابد و توانا شده باشد در نهادینه کردن مفهوم علم مدرن. آنگاه است که امید می‌رود تعریف دانشگاه و علم و نقش نهادی آن در جامعه معقول شود و کشور و مردم برای آن هزینه کنند.

این هم نتیجه‌گیری کلی من پس از پنجاه سال درگیری در سه زمینه‌ای که عمری علاقه داشته‌ام و دارم.
شاید بعد از این ماهی یک‌بار- در اولین جمعهء هر ماه- چند کلمه‌ای بنویسم. اما واکنش‌های روزمره‌ام از رویدادها هنوز دل‌مشغولی من خواهد بود که در جیکستان ایکس خواهم نوشت.
Post #668 4.58K
Audio
گفتگوی هادی صمدی (فلسفه، دانشگاه آزاد)، امید کریم‌زاده (فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی). و‌ رضا منصوری در باب علم، سیاستگذاری علم، و فلسفه علم.
Post #667 3.84K
بازنشر
پیامد جنگ رمضان و اندیشهء حکمرانی ایرانی
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
✍️ رضا منصوری

جنگ رمضان را که هنوز درگیرش هستیم از زاویه‌های متنوع می‌شود بررسید. نتیجه هرچه باشد- که امیدوارم برای مهاجمان عبرتی بشود- اثری شناختی بر ما، چه فردی و چه اجتماعی، خواهد داشت که برای آیندهء انسان ایرانی و حکمرانی در ایران تعیین کننده خواهد شد.


https://telegra.ph/پیامد-جنگ-رمضان-و-اندیشهء-حکمرانی-ایرانی-06-12
Telegraph پیامد جنگ رمضان و اندیشهء حکمرانی ایرانی جنگ رمضان را که هنوز درگیرش هستیم از زاویه‌های متنوع می‌شود بررسید. نتیجه هرچه باشد- که امیدوارم برای مهاجمان عبرتی بشود- اثری شناختی بر ما، چه فردی و چه اجتماعی، خواهد داشت که برای آیندهء انسان ایرانی و حکمرانی در ایران تعیین کننده خواهد شد. این جنگ هم سرانجام…
Post #666 4.61K
دوران آشوب مذاکره|میدان
۱۵ خرداد ۱۴۰۵
✍️ رضا منصوری

این روزها کتاب «مشروطهء ایرانی» نوشتهء ماشاءالله آجودانی را خواندم. دوستی توصیه کرد. کتاب را سال‌ها پیش تهیه کرده و فراموش کرده بودم. نمی‌دانم چرا. شاید به خاطر عنوان. عجب کتاب نابی!
تاریخ‌دان نیستم که در باب جزییات روایت آجودانی نظر بدهم. اما رهیافت او به موضوع بی‌بدیل است. ندیده‌ام کسی تحلیلی تاریخی را به موضوع اندیشهء مردمی که موضوع آن‌اند بَربِرسد. تعجب هم کردم از توصیه سرشناسانی از جمله سید جواد طباطبایی که کلی‌گویی کرده و به این ظرافت تحلیل اشاره نکرده بودند. اگر اشاره شده بود که فوری همان دههء هشتاد کتاب را خوانده بودم.
علاقهء ‌خودم به تاریخ اندیشه همیشگی بوده اما شوک اصلی را هنگامی دریافت کردم که وارد بخش اجرایی در دولت دوم اصلاحات شدم، و شدم مسئول پژوهش در کشور. بارها نوشته‌ام که تازه در این فرایندِ شرکت در جلسه‌ها متوجه شدم ذهن مسئولان- و البته غالب دانشگاهیان خودمان- چقدر در چالهء زنگارزدهء مفهومیِ مرتبط با واژهء علم گیر کرده‌. این است که مرحبا گفتم به آجودانی که تاریخ را از چنبرهء رویدادهای منفصل به سیم‌کشی مغز زنگارزدهء ما ایرانیان، قبل و بعد از مشروطه، برکشیده. تنها با چنین رهیافتی است که می‌شود آشوب زمانِ مشروطه را درک کرد- باقی صرفاً، و در بهترین حالت داده‌های موردیِ از رخ‌دادی تاریخی است با تحلیلی آبکی سوار بر این رویدادها. تحلیل بدون درکِ دینامیکِ اندیشه بی‌ارزش است. کار آجودانی ارزش دارد. دست مریزاد.
رویدادها و تحلیل آجودانی را بلافاصله قبل و بعد از مشروطه که می‌خواندم به‌وضوح شرایط این روزهای نه جنگ و نه صلح، و آشوب مذاکره|میدان برایم تداعی شد. همان افراط و تفریط‌های بی‌معنی وابسته به بدمفهومش در درک صلح و جنگ و آتش‌بس و منافع ملی- همراه با خودکامگی بخشی سیاسیون که منافع فرد یا گروه را بر منافع ایران ترجیح می‌دهند
مشکل ما میدان (بخش سخت جنگ نیست) مشکل ما بخش سیاسی است. پدیده‌های نابیوسِ ناشی از بی‌توجهی به رشد سیاسی و نیز مداخلهء‌ استصوابی در انتخاب مدیران و نمایندگان حالا ‌عمق فاجعه‌بارش را نشان می‌دهد. واضح است که باید از سربازان و نیروهای دفاعی کشور دفاع کرد و با تمام قدرت هم دفاع کرد. اما هم اندازه باید هشدار داد به سیاست‌مداران که عاقلانه‌تر رفتار کنند، کلمات خود را چندین بار بِجَوَند قبل از این که بیان کنند، و هرچه زودتر جلوی شعبان بی‌مخ‌ها و عربده‌کشان سیاسی را بگیرند و خردمندی وارد سیاست بکنند- صبر نکنند تا میدان نتیجهء قطعی بدهد؛ اصلا برای نتیجهء قطعی باید دست به کار شوند در تعدیل و سالم‌سازی فصای سیاسی؛ نه با بدگویی و فحاشی که با متانت اما جسارت و شجاعت و قاطعانه- بی‌عافیت‌طلبی سیاسی. باشد که در تاریخ ماندگار شود.
Post #665 4.08K
دیده بان علم ایران فیزیک‌پیشه ایرانی دانشگاه آکسفورد به عضویت انجمن سلطنتی نایل شد https://didehbanelmiran.ir/55097/ دیده‌بان علم ایران @ISWIR
عجب تقارنی. خبر از غیب رسید!
Post #663 4.1K
بازنشر

۱ خرداد ۱۴۰۵
✍️ رضا منصوری

یک هفته نگذشته از صحبت های من و نوشته‌ام از ثبوتی. در صحبت‌هایم نام از نمونه‌ای دانشگر نسل جوان بردم و گفتم تازه با این نسل است که علم ایران می‌تواند جهانی شود. نسل ثبوتی و نسل پیش از ما و ما هر چه کردیم- بد یا خوب- قرار بود این نسل زیر ۴۰ سال علم ایران را جهانی کند؛ مصداق علم مدرن و مصداق متخصصانی باشد که ایران آینده به آن نیاز دارد. در خوش‌بینانه‌ترین حالت باید بگویم از نمونه‌ای که نام بردم اگر در تمام رشته‌های علمی در ایران صد تا داشته باشم. از حدود صدهزار هیئت علمی. یعنی یک در هزار. یکی هم همان سهرابی بود که شش ماه پیش فراری‌اش دادیم. چند دهه پیش که رامین گلستانیان از دست مدیران علوم پایه فرار کرد کسی کَکَش نگزید. حالا هم ثبوتی و من و رییس‌جمهورمان که در بزرگ‌داشت‌اش پیام فرستاد اصلا متوجه این فاجعه نخواهند شد. وزارت عتف هم منجمدتر از این است که حسی داشته باشد. فاجعه را می‌بینم. در میدان جنگ کسانی ایران را دارند حفظ می‌کنند که مجبور بوده‌اند و هستند خود را در بوتهء آزمایش نشان دهند و دادند. در سپهر علم ایران هنوز همان مضحکه‌ای حاکم است که در حاجی بابای اصفهانی به بهترین وجه توصیف شده. هنوز عافیت‌طلبان خودشیفته‌ای مثل ما این سپهر علم فاسد را نمایندگی می‌کنند. صدامان بلند شود! بس است این مضحکهء علم متظاهر خودشیفته.
Post #662 5.34K
Soboti.pdf82.9 KB
بازنشر


پا در سنت فضلایی و رو به علم مدرن

یوسف‌خان معلم‌الدوله واسط سنت و مدرنیت در علم ایران

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
✍️ رضا منصوری

قرار است نقد گزنده نکنم. ولی چه کنم به دنبال مرگ فاخر نیستم، عافیت‌طلب هم نیستم، شاید معلم هم نباشم، و اصلاً از سال ۱۳۸۸ خود را مرده پنداشته‌ام. فکر کردم مراسم یعنی چه و سخنرانی یعنی چه؟ من بسیار چیزها نمی‌فهمم؛ این دو هم استثنا نیست. مراسم عزا و عروسی را درک می‌کنم. کلاً بعضی مراسم را خوب درک می‌کنم؛ به‌ویژه آن‌ها که سنت شده و ریشه دارد، مثل سیاوشون و عاشورا. رونمایی کتاب را هم، گرچه جدید است، اما می‌شود براش معنایی تصور کرد مانند بازاریابی و تبلیغ. لابد نوعی گرته‌برداری متجددمآبانه است از غرب، شبیه به انقلاب مشروطه یا تأسیس دانشگاه در ایران. حالا همراه با بزرگ‌داشت هم که باشد برام گنگ‌تر می‌شود؛ اصالتی در آن نمی‌بینم؛ ‌تازه آن هم برای ثبوتی، که انجمن فیزیک ایران در اوائل دههء هشتاد، که ریاست‌اش با خودم بود، او را بزرگ‌ داشت و ثبوتی‌نامه منتشر کرد.

ادامه یادداشت در فایل پی‌دی‌اف پیوست است.
Post #660 4.57K
پروژه بیرونی- فرهنگان
پاکیزه‌نویسی- ۵۵ لحن و منطق گفتار
✍️ رضا منصوری
جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴

https://birouni-prj.ir/contents


به سریال‌ها دقت کنید. ایرانی را با خارجیِ دوبله‌شده مقایسه کنید. معمولا از لحن و نوع گفتار بازیگر می‌شود فهمید کدام ایرانی است و کدام دوبله. چرا؟ به خاطر لحن نه موضوع.

همین تمایز در ترجمه‌های امروزی فراوان دیده می‌شود. جمله به جمله درست است اما «ترکیب‌اش» فارسی نیست. به عبارتی، منطق و لحن گفتار «ترجمه نشده»؛ شفاف بودن ترجمه به‌وضوح دیده می‌شود، یعنی می‌شود راحت «دید» ترجمه است نه اصل؛ بوی ترجمه می‌دهد؛‌ می‌بیوسد که ترجمه است. ترجمهء‌ بدی است.


جملهء انگلیسی زیرا را ببینید:

When we run into fresh information, we don’t just accept it. We’d be crazy to: the evolution of the human brain has been heavily influenced by the need to distinguish fact from fiction, truth from lies

که ترجمه شده

«وقتی با اطلاعاتی تازه مواجه می‌شویم آن را نمی‌پذیریم. ما را آشفته می‌کند: تکامل مغز انسان به شدت تحت تأثیر نیاز به تمایز واقعیت از خیال، حقیقت از دروغ بوده است.»

ترجمه کلمه به کلمه عین اصل است. اشتباه ندارد. اما کلمه‌ ترجمه شده نه مضمون. منطق گفتار و لحن آن ذهن فارسی را آزار می‌دهد. نورون‌های مغز ما از درک آن خسته می‌شود! لحن نوشته آزاردهنده است.

حالا این ترجمه چطور:

«هنگام مواجه با اطلاعاتِ تازهْ از پذیرش آن اکراه داریم؛ آشفته‌مان می‌کند. مغز انسان به گونه‌ای فرگشته که بتواند واقعیت را از خیال و حقیقت را از دروغ متمایز کند.»

شاید بتوانید بهتر هم برگردانید. این مثال بسیار کوتاه و ساده، از ترجمه‌ای اخیر، برای نشان دادن اهمیت لَحن در ترجمهء پاکیزه است. این روزها کتاب‌های زیادی می‌بینیم که تمام متن ذهن‌آزار است و مانع درک موضوع.
Post #659 3.79K
عبور از سندرم | ۱۴. تغییر
۶.۱۴ ایران و میانا: تفسیر این ایران از «نه شرقی نه غربی»
✍️ رضا منصوری
جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴

هر شعار، که جمعی پذیرفته، کوتاه‌ترین عبارت است برای مفهومی پیچیده که آن جمع بر آن توافق کرده‌؛‌ نه بهترین عبارت برای آن. شعار«نه شرقی نه غربی» هم از این مستثنا نیست. حالا تعبیر من از آن.
در تاریخ آمده عثمانی‌ها در ابتدای اقتدار خود در مکاتبه با صفویه خود را وارٍث تاج‌وتخت کیان و مُحِق در ایرانی‌گری می‌دانستند و نه صفویه را [نک انسان ایرانی، گفتگوی رضا منصوری با سید محمد بهشتی و شهرام پازوکی. انتشارات فرهنگان، تهران، ۱۴۰۴.]. این چندپارگی ایرانِ پس از ایلخانان تظاهری هم در شرق ایران داشته- اتحادیهء کشورهای ترک را هم باید در این بافتار دید. بیش از چهارقرن از آن ادعا می‌گذرد حالا ترکیهء مدرن، پس از سرخوردگی از پذیرش در اروپای متحد و نیز در خلأ ژئوسیاسی ناشی از درگیری‌های ایران با غرب، متمایل به استفاده از این نقش میانای ایران در سپهر ژئوسیاسی جهان است؛ خوب بنگریم این وصل مجدد به فرهنگ ایران تبریک دارد.
بخشی از تغییرِ مطلوب و لازم در ایران باید در تغییر ذهنیت ما از نقش ایران در منطقه و جهان دیده‌شود. ایران، مستقل از نوع حکومت و حاکمان‌اش، اگر نقش میانای شرق و غرب را فراموش کند دیگر ایران نیست. حاکمانی هم که بی‌توجه به این نقش حکم‌برانند ضرر می‌رسانند و ماندنی نیستند. هیچ طریقتی هم نمی‌تواند این ویژگی را از هر مردمی که در این خطه بزی‌اند بگیرد. هر که در این سرا آمد دیر یا زود ایرانی شد و خواهد شد. ایرانی یعنی درافزا- پذیرای هر فرهنگ و هر قومی و درهم‌جوش آن‌ با هر آنچه موجود است. نمونه‌های تاریخی فراوان است از «افراد و رسم‌های ایرانی‌شده». ایران و ایرانی این درافزایی را هزاران سال است زیسته‌. درافزایی را از ایران بگیریم ایران دیگر ایران نیست؛‌ می‌شود تکه‌پاره‌ای از انسان‌های تک‌هویتی. اگر عثمانیان تاب ادعاشان بر تصاحب تاج کیان، فرّ ایزدی، و ایرانیت را نیاوردند به خاطر همین دوری از درافزایی، و اصرار بر تک-هویتی بود؛ همین ویژگی هم اتحاد کشورهای ترک را «درهم چوشی زورکی، نه زیسته» خواهد کرد- حتی زور ناتو و «هویج زیبای غربی» کمکی نخواهد کرد..
پافشاری بر یک طریقت وقتی به‌صلاح و سازنده است که، نه بر نفس طریقت، بلکه بر اخلاق آن و بر برونداد منافع جمع گه خوش‌تعریف است، یعنی انسان‌دٔوستی و درافزایی و شکوفایی انسان‌ها، پابفشارد؛ جز این باشد هر طریقتِ دیگر هماورد آن خواهد شد و بسته به قدرت روز برتر. پس مباد که طریقتِ خود را به خاطر نفسِ طریقتْ برتر از هر نوع دیگر بپنداریم و حقیقت مطلق بینگاریم، که ریشهء نابودی خود را کاشته‌ایم. خدایی اگر هست تنها خدای ما نیست خدای همه است با هر طریقت و منش. درافزایی ما ایرانیان در همین درک است نه در برداشت‌مان از شرق یا غرب.
ما باید بر نقش ذاتی خودمان در درافزایی و انسان‌دوستی پابفشاریم و از آن خلق ثروت و آرامش بکنیم. شرق و غرب دو بلوک تاریخیِ درهم‌تافته شده است با تمام اختلاف‌های ممکن. ایران نباید در این درهم‌تافتگی «لِه» بشود؛ به‌عکس، باید چسب قطعی آن باشد. هم برای حفظ کرهء زمین لازم است هم برای حفظ شأن انسانیت، و هم این‌که نقش تاریخی و جغرافیایی و فرهنگی ما این را می‌طلبد. اگر بشود به شعار نه شرقی نه غربی معنایی داد همین چسب ما در میانا است؛ نه نفی شرق یا غرب یا افتادن در دامن این یا آن. جز آن ترفندی است موردی، وابسته به نیاز روز، و زمان‌مند که بسته به تغییر سپهر قدرت و نیازهای روز تغییر می‌کند. مثل بندبازی که به راست و چپ می‌پیچد تا همواره روی بند سوار باشد. اصلا از قوانین فیزیک می‌دانیم که تعادل در همین حرکت‌های اختلالی بسته به وضعیت است. هیچ مدادی بی‌حرکت نمی‌تواند روی نوک بِایستد. متصلب بودن همان و نابودی ایران و ایرانیت همان. لغزش ما به راست و چپ راهبردی است برای بقای خودمان و التبه برای بقای انسانیت و هر آنچه در شرق و غرب است. میانا باشیم و جنبان و چسبان میان شرق و غرب، نه متحمل فشار، بلکه ضربه‌گیر و پیش‌ران صلح و شکوفایی انسانیت.
Post #658 6.49K
رضا منصوری حق مطلب جریان علم کشور نه در هنر ادا شده و نه در رسانه دکتر محمدرضا مخبر دزفولی رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران از اهمیت فعالیت رسانه ای در جریان سازی علم می گوید. گزیده ای از صحبت های رئیس فرهنگستان جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه صدا و سیما ht…
فساد در علم ایران و واکنش‌های بین‌المللی
✍️ رضا منصوری
جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴

واعظان کاین جلوه در محراب ومنبر می کنند: مصداقی از جهل و امتیازهای وثوقانه‌ای در علم ایران. این دیگر کودتای اجنبی نیست. دنبال اغتشاش هم نباشیم. به دست جاهلانهء مدیران داخلی است با حمایت یا تحمل عافیت‌طلبانی از سپهر علم ایران. اثر آن فرار جوانان مستعد از ایران است. ضرر آن کمتر چند هزار کشته و خسارت مرتبط روحی و مالی برای ایران نیست.

* ۱۵ آبان ۱۳۹۵، متن زیر به سفارش یکی از روزنامه‌های داخلی نوشته شده بود که در مرحلهء آخر، چاپ آن را به صلاح ندانستند.

در دولت نهم در اوایل دههء هشتاد خاطرم هست رتبهء فساد ایران در دنیا حدود ۱۳۰ در میان ۱۸۰ کشور بود. یعنی هنوز ۵۰ کشور از ما فاسد‌تر بودند! ندیدم کسی در ایران از این رتبهء فساد برآشوبد و این عدد را به دشمنی با ایران نسبت بدهد. در اواخر دولت دهم رتبهء فساد ایران بر همان مبنا به ۱۷۸ رسید، یعنی ایران جزو فاسدترین کشورهای جهان اعلام شد. باز هم ندیدم کسی از این اعلام فساد ایران برآشوبد. نمی‌دانم چرا حالا که بخشی از فساد علمی ایران در مجلهء ساینس و بعد هم نیچر اعلام شد این همه حساسیت نشان داده شد. آقای مخبر دزفولی دبیر شورای انقلاب فرهنگی که سه سال پیش اعلام کرده بودند رشد علمی ایران به حدی است که ما نگران کشور‌های دیگر هستیم، دو هفتهء پیش، پس از چاپ مقالهء ساینس در مورد تقلب در پایان‌ نامه‌ها و مقاله‌های ایران، اعلام کرد: «ما پشت پردهء این دشمنی با ایران و عقبهء آن را در ایران شناسایی کرده‌ایم». نمی‌دانم چرا شعار «ما می‌توانیم‌» در امر علم و فناوری را می‌دهیم اما زمانی که متخصصان خودمان در زمینهء تقلب در علم هشدار می‌دهند هیچ مسئولی توجه نمی‌کند؟ اما همین که یک «زاق و بور فرنگی» لب تر می‌کند همه بر‌می‌آشوبند و دنبال عقبهء دشمن در داخل می‌گردند!
بله چند سال است که می‌گوییم دست کم ۱۰ در صد از پایان نامه‌های ایران و مقاله‌های متخصصان ما مشکوک به تقلب و مصداق انتحال (همه نوع خلاف علمی از جمله سرقت) است. اما گوشی در مقامات مسئول ما بدهکار نبود. سال‌ها است می‌گوییم که سیاست‌های آموزشی و استخدامی وزارت عتف و پزشکی دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها همه را به سوی فساد «رهنمون» می‌کند؛ اما گوشی بدهکار نیست. انگار مسئولان ما هم ارزش حرف را هنوز در «غربی بودن» می‌دانند!
بله موضوع انتحال و تقلب در علم همیشه در طول تاریخ و در تمام کشورها بوده و هست اما اگر در کشورهایی تنها در حدود ۰٫۰۰۱ درصد است چه ربطی به ما دارد که با ۱۰ درصد فساد رو به رو هستیم؟ شون فیزیکدان برجستهء آلمانی به خاطر عدد‌سازی در یک مقاله عنوان دکتری خود را در سال ۱۳۸۰ از دست داد و مجبور شد علم را ترک کند، اما دو سال است معلوم شده استادی در دانشگاه تهران تمام مقاله‌ها و کتاب‌هایش مصداق انتحال است و هنوز مقام علمی خود را در دانشگاه نگهداشته است. چرا؟ چرا از اینکه بیگانگان فساد ما را به رخمان می‌کشند می‌هراسیم؟ چرا از این فرصت استفاده نمی‌کنیم تا قدرت خود را، قدرت «تاب آوری» علم خود را، در برابر تمایل به فساد نشان دهیم. ما این توان را داریم که نادانان در سپهر علم کشور را کنار بزنیم و تلالو واقعی توان علمی تاریخی خودمان را نشان بدهیم و از فرار مغز‌ها جلوگیری کنیم!
Post #657 3.23K
حق مطلب جریان علم کشور نه در هنر ادا شده و نه در رسانه

دکتر محمدرضا مخبر دزفولی رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران از اهمیت فعالیت رسانه ای در جریان سازی علم می گوید.

گزیده ای از صحبت های رئیس فرهنگستان جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه صدا و سیما

https://www.ias.ac.ir/fa/news/1837
Older posts →

About this channel

How can I read @rmansouri_ir without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for رضا منصوری: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does رضا منصوری have?
رضا منصوری (@rmansouri_ir) has 3.82K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does رضا منصوری know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →