دوران آشوب مذاکره|میدان
۱۵ خرداد ۱۴۰۵
✍️ رضا منصوری
این روزها کتاب «مشروطهء ایرانی» نوشتهء ماشاءالله آجودانی را خواندم. دوستی توصیه کرد. کتاب را سالها پیش تهیه کرده و فراموش کرده بودم. نمیدانم چرا. شاید به خاطر عنوان. عجب کتاب نابی!
تاریخدان نیستم که در باب جزییات روایت آجودانی نظر بدهم. اما رهیافت او به موضوع بیبدیل است. ندیدهام کسی تحلیلی تاریخی را به موضوع اندیشهء مردمی که موضوع آناند بَربِرسد. تعجب هم کردم از توصیه سرشناسانی از جمله سید جواد طباطبایی که کلیگویی کرده و به این ظرافت تحلیل اشاره نکرده بودند. اگر اشاره شده بود که فوری همان دههء هشتاد کتاب را خوانده بودم.
علاقهء خودم به تاریخ اندیشه همیشگی بوده اما شوک اصلی را هنگامی دریافت کردم که وارد بخش اجرایی در دولت دوم اصلاحات شدم، و شدم مسئول پژوهش در کشور. بارها نوشتهام که تازه در این فرایندِ شرکت در جلسهها متوجه شدم ذهن مسئولان- و البته غالب دانشگاهیان خودمان- چقدر در چالهء زنگارزدهء مفهومیِ مرتبط با واژهء علم گیر کرده. این است که مرحبا گفتم به آجودانی که تاریخ را از چنبرهء رویدادهای منفصل به سیمکشی مغز زنگارزدهء ما ایرانیان، قبل و بعد از مشروطه، برکشیده. تنها با چنین رهیافتی است که میشود آشوب زمانِ مشروطه را درک کرد- باقی صرفاً، و در بهترین حالت دادههای موردیِ از رخدادی تاریخی است با تحلیلی آبکی سوار بر این رویدادها. تحلیل بدون درکِ دینامیکِ اندیشه بیارزش است. کار آجودانی ارزش دارد. دست مریزاد.
رویدادها و تحلیل آجودانی را بلافاصله قبل و بعد از مشروطه که میخواندم بهوضوح شرایط این روزهای نه جنگ و نه صلح، و آشوب مذاکره|میدان برایم تداعی شد. همان افراط و تفریطهای بیمعنی وابسته به بدمفهومش در درک صلح و جنگ و آتشبس و منافع ملی- همراه با خودکامگی بخشی سیاسیون که منافع فرد یا گروه را بر منافع ایران ترجیح میدهند
مشکل ما میدان (بخش سخت جنگ نیست) مشکل ما بخش سیاسی است. پدیدههای نابیوسِ ناشی از بیتوجهی به رشد سیاسی و نیز مداخلهء استصوابی در انتخاب مدیران و نمایندگان حالا عمق فاجعهبارش را نشان میدهد. واضح است که باید از سربازان و نیروهای دفاعی کشور دفاع کرد و با تمام قدرت هم دفاع کرد. اما هم اندازه باید هشدار داد به سیاستمداران که عاقلانهتر رفتار کنند، کلمات خود را چندین بار بِجَوَند قبل از این که بیان کنند، و هرچه زودتر جلوی شعبان بیمخها و عربدهکشان سیاسی را بگیرند و خردمندی وارد سیاست بکنند- صبر نکنند تا میدان نتیجهء قطعی بدهد؛ اصلا برای نتیجهء قطعی باید دست به کار شوند در تعدیل و سالمسازی فصای سیاسی؛ نه با بدگویی و فحاشی که با متانت اما جسارت و شجاعت و قاطعانه- بیعافیتطلبی سیاسی. باشد که در تاریخ ماندگار شود.
Post #666
4.62K