آزاداندیشی و تفکر ایدئولوژیک | پارت سوم
تا اینجا گفتیم که ایدئولوژی با تفکر ایدئولوژیکِ بسته یکی نیست.
یک ایدئولوژی میتواند مجموعهای از باورها درباره جامعه و سیاست باشد و همچنان موضوع بحث و نقد قرار بگیرد.
اما وقتی یک جریان فکری به این نتیجه برسد که فقط خودش حقیقت را میداند و مخالفان نه فقط اشتباه، بلکه دشمن یا مانع هستند، ماجرا تغییر میکند.
حالا بیایید این تفاوت را در تاریخ ببینیم.
یکی از نمونههای مهم، آلمان و حزب نازی است.
حزب نازی در سالهای بحران جمهوری وایمار بهتدریج قدرت گرفت. در انتخابات ژوئیه ۱۹۳۲ به بزرگترین حزب رایشتاگ تبدیل شد، اما اکثریت نداشت. چند ماه بعد، در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳، رئیسجمهور آلمان، پاول فون هیندنبورگ، آدولف هیتلر را به صدراعظمی منصوب کرد.
پس هیتلر مستقیماً از سوی مردم به مقام صدراعظمی انتخاب نشد و با کودتا هم قدرت را به دست نیاورد.
اما بعد از رسیدن به قدرت، روند حذف مخالفان و از بین بردن ساختارهای سیاسی جمهوری وایمار خیلی سریع پیش رفت. در مارس ۱۹۳۳، با تصویب قانون تفویض اختیارات، قدرت دولت هیتلر بهشدت افزایش یافت و در ژوئیه ۱۹۳۳ حزب نازی به تنها حزب قانونی آلمان تبدیل شد.
حالا قسمت مهم بحث ما اینجاست.
نازیسم فقط نمیگفت:
«ما یک نظر سیاسی داریم.»
این ایدئولوژی از قبل تعریفی مشخص از ملت، انسان، جامعه و دشمن داشت.
در نگاه نازیها، جامعه مطلوب باید بر اساس تعریف نژادی آنها از «ملت آلمان» شکل میگرفت. بنابراین بعضی گروهها اساساً خارج از این جامعه تعریف میشدند.
اینجا مفهوم تفکر ایدئولوژیکِ بسته برای ما روشنتر میشود.
وقتی یک جریان از قبل مشخص کرده باشد:
چه کسی خودی است، چه کسی دشمن است، انسان مطلوب چه کسی است و جامعه باید چگونه باشد،
دیگر واقعیت قرار نیست این چارچوب را تغییر دهد؛ بلکه چارچوب است که واقعیت را تفسیر میکند.
و وقتی چنین تفکری به قدرت سیاسی هم دست پیدا کند، این تقسیمبندیها فقط در حد عقیده باقی نمیمانند و میتوانند وارد قانون، آموزش، رسانه و ساختار حکومت شوند.
بنابراین در مورد نازیسم، فقط با یک «ایدئولوژی» روبهرو نیستیم؛ با نمونهای تاریخی روبهرو هستیم که نشان میدهد یک چارچوب فکری چگونه میتواند بهتدریج از باور به معیار قضاوت درباره انسانها و بعد به سازوکار سیاسی و حکومتی تبدیل شود.
در پارت بعد، دقیقتر میرویم سراغ خودِ نازیسم:
نازیها انسان را چگونه تعریف میکردند؟
«ملت» برای آنها چه معنایی داشت؟
و چرا مفهوم «دشمن» در این ایدئولوژی جایگاه مهمی پیدا کرد؟
از همینجا میتوانیم بفهمیم که وقتی یک ایدئولوژی دیگر اجازه سؤال کردن از خودش را ندهد، چه اتفاقی برای نگاه ما به انسان و جامعه
میافتد.
🆔@ravayat_doran
Post #130
248