فرخی یزدی؛ شاعری که بهای آزادیخواهی را پرداخت
۲۵ مهر، سالروز درگذشت محمد فرخی یزدی
محمد فرخی یزدی در سال ۱۲۶۷ خورشیدی در یزد به دنیا آمد. او شاعر و روزنامهنگاری بود که بخش بزرگی از زندگیاش را در اعتراض به استبداد و دفاع از آزادی گذراند.
ماجرای زندگی فرخی از همان جوانی با اعتراض گره خورد. در دوران مشروطه، شعری در انتقاد از ضیغمالدوله، حاکم وقت یزد، سرود. بنا بر روایتهای تاریخی، حاکم دستور داد لبهایش را با نخ و سوزن بدوزند و او را به زندان بیندازند. فرخی مدتی بعد از زندان گریخت و راهش را ادامه داد.
او در سال ۱۳۰۰ روزنامه «طوفان» را در تهران منتشر کرد. در این روزنامه، از وضعیت سیاسی کشور انتقاد میکرد و درباره آزادی، عدالت و حقوق مردم مینوشت. روزنامهاش بارها توقیف شد، اما فعالیتش را از راه نشریات دیگر ادامه داد.
در سال ۱۳۰۷، فرخی به نمایندگی مردم یزد وارد مجلس شورای ملی شد. مخالفت او با استبداد رضاشاه ادامه پیدا کرد و سرانجام مجبور به ترک ایران شد. مدتی در آلمان زندگی کرد، اما بعد به ایران بازگشت و بازداشت شد.
فرخی در مهر ۱۳۱۸، زمانی که در زندان قصر تهران بود، جان باخت. گزارشهای تاریخی و شهادت افرادی که در زندان حضور داشتند، مرگ او را قتل حکومتی میدانند. در این گزارشها، پزشک احمدی به کشتن او با تزریق آمپول هوا متهم شده است.
چرا باید فرخی یزدی را به یاد بیاوریم؟
فرخی فقط شاعری نبود که درباره آزادی شعر بگوید؛ او در زندگی خودش هم با پیامدهای مخالفت با قدرت روبهرو شد. شعرهایش به مسائل روز جامعه میپرداخت و روزنامهنگاری را راهی برای بیان اعتراض میدانست.
سرگذشت او بخشی از تاریخ پرهزینه آزادیخواهی در ایران است؛ تاریخی که در آن، بعضیها برای گفتن آنچه به آن باور داشتند، زندان و جان خود را از دست دادند.
فرخی یزدی در یکی از شعرهای شناختهشدهاش میگوید:
«آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی»
این دو مصراع، بهخوبی نشان میدهد که آزادی برای او فقط یک واژه در شعر نبود؛ آرمانی بود که حاضر نشد بهآسانی از آن دست بکشد.
🆔@ravayat_doran
Post #148
122