TGViewer
Channel Public Channel
زیر انگشت‌های تشریح

زیر انگشت‌های تشریح

@rasooli_moghaddam

کانال شعر رحمت رسولی‌مقدم
منتقد پایگاه نقد شعر خانه‌ی کتاب
۱. مجموعه شعر 《زاویه》
۲.مجموعه شعر 《زیر انگشت های تشریح》
۳. مجوعه شعر 《 به دختران تعلق》
۴. مجموعه شعر 《از آدمی که درد جنون دارد》
Instagram: @rasooli_moghaddam
Subscribers
770
Photos
573
Videos
215
Links
122
Recent Posts 18 shown
Post #3505 88
سه رباعی پاییزی



۱. پاییز بغل گرفته زانویش را
در آینه زرد می کند مویش را
انگار که غرق گشته کشتی هایش
انگار تمام برج و بارویش را...

۲. اوضاع چهار فصل، پائیزشی است
برگ است و فراوانی او ریزشی است
در مسلک ما همیشه‌پاییزی‌ها
غم یک نوع رویداد انگیزشی است

۳. پاییز به برگ های زردش برسد
تا باد اگر رسد به گَردش برسد
آنگاه به دی و فصل سردش برسد
هرکس یک‌طور وقت دردش برسد

#رحمت_رسولی_مقدم
🆔️@ rasooli_moghaddam
  • ❤ 8
  • 👍 1
  • 😭 1
Post #3504 108
انجمن ادبی اشراق زنجان https://www.instagram.com/p/CULE4gDKbxz/?utm_medium=copy_link‌ معرفی #نامزدهای نخستین دوسالانه جایزه ملی غزل(حسین منزوی) ◾بخش مجموعه غزل فارسی (به ترتیب حروف الفبا): 1_مرجان بیگی‌فر با کتاب"برف و برنو" 2_جواد جعفری نسب با کتاب"از آینه تا ماه" 3_حامد…
زمستان ۱۴۰۰ به بهانه‌ی جایزه‌ی غزل منزوی، یک روز زودتر به زنجان رسیده بودم. برف سنگینی باریده بود. خیابونا پر بود از برف. با دوست زنجانی‌ام به سختی تاکسی گیر آوردیم.

از مقصدمون که مطلع شد، گفت اگه امام خمینی هم الان مرده باشه، من تو این برف نمی‌رم سر قبرش. مگه دیوونه‌اید؟
خندیدم و گفتم بله دیوونه‌ایم.

از او خواهش کردیم که از مسیری بره که یه دسته‌گل بگیریم. شهر تعطیل بود. به سختی یه گل‌فروشی پیدا کردیم. یه دسته‌گل خریدیم و راه افتادیم.

وقتی رسیدیم کنار آرامستان، بوی گلمون چنان مست کرد که دامنمون از دست برفت. تا به خودمون اومدیم، دیدیم که دسته‌گل رو تو تاکسی جاگذاشته‌ایم.
اولین بار بود که به زنجان سفر می‌کردم. آرامگاه عشق رو بلد نبودم. دوست زنجانی‌مون هم از سنگینی برف، مسیر قطعه رو گم کرده بود.

پاهامون تا پشت زانو تو برف فرو می‌رفت. به زحمت تو اون سگ‌لرز سرما، آرامستان غریب غزل رو با آدرسی که داشتیم، پیدا کردیم. با دست خالی کنارش نشستیم.

با دست‌کشای نخی، برفو از رو سنگ کنار زدیم و چشممون روشن شد به:

نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟

فوقعَ ما وقع...

#رحمت_رسولی_مقدم
#حسین_منزوی
🆔️@rasooli_moghaddam
  • ❤ 14
  • 😭 1
Post #3503 98
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم

آوار ِ پریشانی‌ست، رو سوی چه بگریزیم؟
هنگامه‌ی حیرانی‌ست‌، خود را به که بسپاریم؟

تشویش ِ هزار «آیا» وسواس ِ هزار «امّا»
کوریم و نمی‌بینیم‌، ورنه همه بیماریم

دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفته است
امروز که صف در صف، خشکیده و بی‌باریم

دردا که هدر دادیم، آن ذات ِ گرامی را
تیغیم و نمی‌بّریم‌، ابریم و نمی‌باریم

ما خویش ندانستیم، بیداری‌مان از خواب
گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم!

من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امیّد ِ رهایی نیست، وقتی همه دیواریم

یکم مهر
زادروز حسین منزوی

🆔️@rasooli_moghaddam
  • ❤ 6
  • 😭 1
Post #3502 176
بغضش به سوگواره مبدل شد
ولگرد عادت سگی‌اش جان داد
با قحطی ارمغان گرانی بود
تا فقر در گرسنگی‌اش جان داد

از پیشگیری‌ای که نمی‌گیرد
در سال سگ، عفونت هاری را
این شایعات پاک نخواهد کرد
از جیب فقر درد نداری را

قارون که گفت مزد تلاشش بود
اثبات شد عدالت او در من
تصویب طرح بودجه در مجلس
با وعده‌های پوچِ سرِ خرمن

این درک کردنِ سر فرصت را
ول کن که در خیال نمی‌گنجد
از من نخواه سخت نباشم چون
در فقر اعتدال نمی‌گنجد

بی شب‌نخوابی از غم و دلشوره
بی‌ درد روزهای پر از سختی
سرمایه گرم زندگی شادی‌ست
با فقر در نهایت خوشبختی

موزیک عاطفی دم فروردین
با کبک سر فروشده در ریگش
دف دف د دف به عید خوش‌آمد گفت
کف گیر فقر خورده تهِ دیگش

سر زیر برف هم بکنی هرگز
زخم تو زیر برف نخواهد رفت
از خواب راحتت نگذر... امّا..
در گوش فقر حرف نخواهد رفت

موزیک عاطفی دم فرودین
در خانه‌های خالی ِ دلتنگی...
از هضم نابرابری و تبعیض
تا فقر با رسالت فرهنگی

لبخندهایش از سرِ بی‌عاری‌ست
یا گرم هق‌هق است نمی‌فهمد
حالی نکن به خیسی چشمانش
چون فقر عاشق است، نمی‌فهمد!
#زیر_انگشت_های_تشریح
#رحمت_رسولی_مقدم

🆔️@rasooli_moghaddam
  • ❤ 8
  • 😭 1
Post #3501 268

Forwarded from رَگواژه

خوانش شعری از #رحمت_رسولی_مقدم
"ایران تو را بنامم و ایران صدا کنم"

#رضا_سعادت

@ragvaje
  • ❤ 9
  • 🔥 2
  • 😭 1
Post #3500 418
مستر الخطاط(خوشنویسی خط خودکاری خاکسار) #رحمت_رسولی_مقدم کانال شاعر @mtncalvoem
مهر جناب خاکسار❤️
  • 😭 1
Post #3498 364
زیر انگشت‌های تشریح # غزل گذاشت دسته‌گلی روی مستطیل زمان بدین دلیل که این هندسی، مزار شده چپیده‌ایم در اضلاع زندگی که بدل به گورزار طویلی که روزگار شده گلی که فصل‌ خزان را درست و راست شمُرد گلی که فصل زمستان به باغ آمد و مُرد فریب خورد و به محض برآمدن پژمرد خیال کرد که این…
به دیوهای به دیوار میخکوب شده
به مارهای به جادوی دست، چوب شده
به مردگان پر از زخم‌های خوب‌شده
به وحشیان به زنجیرها مهار شده

#غزل
#رحمت_رسولی_مقدم

🆔️ @rasooli_moghaddam
  • ❤ 4
  • 😭 1
Post #3496 376
#
غزل


گذاشت دسته‌گلی روی مستطیل زمان
بدین دلیل که این هندسی، مزار شده
چپیده‌ایم در اضلاع زندگی که بدل
به گورزار طویلی که روزگار شده

گلی که فصل‌ خزان را درست و راست شمُرد
گلی که فصل زمستان به باغ آمد و مُرد
فریب خورد و به محض برآمدن پژمرد
خیال کرد که این لعنتی بهار شده

کسی نمانده در این تا همیشه جنگ‌زده
در این گلوله‌گراییده‌ی تفنگ‌زده
نه زنده‌ی به خیال دوام، چنگ زده
نه مرده‌ی به خلاصی امیدوار شده!

نهال‌های شکفته! شکوفه‌های جوان!
به برف سرخ، به سرمای مرگ در شریان
به خون این‌همه آغشته‌ای مگر ای جان!
که پاره‌های تنت سرخ آبدار شده؟!


بسوز و خانه‌ی ویرانه را بساز از نو
بریده باشد دست به تو دراز از نو!
پیاده می‌شود و پابرهنه باز از نو
پیاده‌ای که براسب کسی سوار شده

به یوسفی که نخورده‌ست استناد نکن
اگر که کرده‌ای و می‌کنی زیاد نکن
دوباره گول نخور باز اعتماد نکن
به گرگ توبه که اینک درستکار شده

به دیوهای به دیوار میخکوب شده
به مارهای به جادوی دست، چوب شده
به مردگان پر از زخم‌های خوب‌شده
به وحشیان به زنجیرها مهار شده

به اژدهای تو بر شانه‌ات جوانه زده!
به دست‌های به پشت تو تازیانه زده!
به مردهای جنون با کِلِ زنانه زده
به شروه‌خوانی زن‌های سوگوار شده

اگرچه در پسِ تزویر، مستتر شده است
جهانی از خطر دیو باخبر شده است
که هم توحش او مار هفت‌سر شده است
و هم قباحت پنهانش آشکار شده

شکارگاه بزرگی‌ست زندگی گویا
زبان گشوده به گفتن، لبِ رگی گویا
نشسته است در این گرگ‌ها سگی گویا
که رفته است به صیادی و شکار شده

درنده‌ای‌ست که از دردم آفریده شده
رگی که خون مرا برده و بریده شده
کنار گرگ به گرگینه‌رفته، دیده شده
سگی که خون مرا خورده است و هار شده

سری اگر که به خودکرده‌های خود بزنند
وگر که لب به فرآورده‌های خود بزنند
بعید نیست که انگورها بدل بشوند
به خمره‌های به‌خون‌خفته‌ی خمارشده

زمینِ مملو از آفات قوم نوح شده!
شکنجه‌گشته‌ی دل‌نازک ستوه‌شده!
صعود کردنت از شیب تند، کوه شده
سقوط کردنت از کوه، آبشار شده

ولی قرار بر این بود عاشقت بشوم
تضاد عاطفه‌ها و علایقت بشوم
فدای تو دل و جانم، تصدقت بشوم!
چقدر زندگی‌ام در تو مرگ‌بار شده

کشیده صورت سرخ تو را به سیلی خود
نشسته خاک عزیز تو بر ذلیلی خود
مکعبی‌ست در اضلاع مستطیلی خود
بدین دلیل که این هندسی مزار شده

#غزل
#رحمت_رسولی_مقدم
🆔️ @rasooli_moghaddam
  • ❤ 7
  • 👏 2
  • 🔥 1
  • 😭 1
Post #3494 420
در من دو خالی متقابل، دو صندلی‌
از انتظار ممتد من رنج می‌برند
شاید "مرا به یاد نداری" مقابلِ
"شاید مرا به یادبیاری" نشسته است

از کتاب
#به_دختران_تعلق
#رحمت_رسولی_مقدم

🆔️ @rasooli_moghaddam
  • ❤ 13
  • 🔥 1
  • 😭 1
Post #3493 284

Forwarded from زیر انگشت‌های تشریح

قلبت به هیچکس متعلق نیست
دارایی و نداری بی‌چیزان!
دعوای باطلی سر تو دارند
عشاقِ بر سر تو گلاویزان
⭐⭐⭐
لبریز ماه توست شب چشمه
لب‌های تشنه در طلب چشمه
با کاسه‌های صبر، لب چشمه
دارند می‌روند به لب‌ریزان
⭐⭐⭐
تمثال بی‌مثال خداگونه!
آیینه‌ی تصوّر وارونه!
آیین سرخ ریختن خونِ
رگ‌های زیر تیغ‌ زبان‌تیزان
⭐⭐⭐
خونابه‌های تو جریان دارند
از بس‌که در پی‌ات هیجان دارند
مانند زندگان تو جان دارند
سرهای روی دار تو آویزان
⭐⭐⭐
بی"چون"و بی"چرا"ی پس از"زیرا"ست
با اینکه وا‌گراست ولی گیرا‌ست
مرگ من آن حقیقت نامیرا‌ست
عدل تو آن تعادل نامیزان
⭐⭐⭐
معشوق شعر منزوی و حافظ!
مقصود دوردست‌تر از هرگز!
لیلای در محوطه‌ی قرمز!
ما را از این خیال نپرهیزان!
⭐⭐⭐
لیلای این علایق یک سویه!
هر تار موی تو سر یک مویه
تبدیل می‌شود به گزین‌گویه
در خواب‌‌دیده‌های سحرخیزان
⭐⭐⭐
در آفتابِش تو در این روزان
معلوم می‌شوند جگرسوزان
از دانشت به علم بیاموزان
از سوزشت به عشق بیامیزان
⭐⭐⭐
با اینکه از نگاه تو دلسردم
سر از کلاس درس در آوردم
پا توی کفش صندلی‌ات کردم
تا رو کنی به این طرف میزان
⭐⭐⭐
#دفتر_شعر_زاویه
#رحمت_رسولی_مقدم

@rasooli_moghaddam
  • 🔥 5
  • ❤ 3
  • 👏 2
  • 😭 1
Post #3492 268
زیر انگشت‌های تشریح همه غمین همه خسته همه به شعر وابسته کسی ولی نمی‌فهمد چه کرده‌ای که از دست تو را به خاطر آوردن پناه بر فراموشی #رحمت_رسولی_مقدم 🆔️@rasooli_moghaddam
ولی اگر فراق افتد
به من چه دست خواهد داد؟
به تو چه دست خواهد داد؟
به من جهنم بی‌ تو
به تو تنور بی‌هیزم
به مرگ موش، بی‌موشی


#از_آدمی_که_درد_جنون_دارد
#رحمت_رسولی_مقدم

🆔️ @rasooli_moghaddam
  • ❤ 3
  • 😭 1
Post #3491 279
همه غمین همه خسته
همه به شعر وابسته
کسی ولی نمی‌فهمد
چه کرده‌ای که از دست
تو را به خاطر آوردن
پناه بر فراموشی

#رحمت_رسولی_مقدم

🆔️@rasooli_moghaddam
  • ❤ 7
  • 🔥 1
  • 👏 1
  • 😭 1
Post #3490 345
بعد از این نان به نرخ روز بخور
دامنت را به پیرهن بفروش
روزی تنگ؛ کسب و کار حلال!
از کسادی به بعد، تن بفروش
مرز مفهوم خط قرمزهاست
بگذر از مرزت و وطن بفروش
📜

زندگی جای چوب حرّاج است
توی بازار هرج و مرج شده
مرز دلشوره‌ای‌ست در وسطِ
آن‌چه داریم و آن‌چه خرج شده
مُهر اقرار من به نامرزی
روی پیشانی تو درج شده
📜
موطن تکه‌تکه‌ای‌ست غمت
مثل یک راز چندصندوقه
تو که در چشم‌های غمگینت
عشق چیزی‌ست مثل آذوقه
ای به من گفته‌اند بازرگان...!
ای به تو گفته‌اند معشوقه...!
📜
صفر تو صفر سلسیوس است و
صفر من عین صفر کلوین است
کف رویای تخت بالایت
سقف رویای تخت زیرین است
آن‌چه گفتیم مدح بود ولی
آن‌چه خواهیم گفت توهین است
📜
زنده بودیم و کسر شان نبود
زندگی توی صورت و مخرج
دعوتت می‌کنم به خودداری
از غمِ بین دو ستون فرج
دعوتم کن به خویشتن‌داری
که نیفتیم روی دنده‌ی لج
📜
خویشتن‌دار باش تا کمتر
بوی انسان کله‌شق بدهیم
تنِ در مرز باختن باشیم
دل به برگشتن ورق بدهیم
که به هرکس که ماند پشت کنیم
و به هرکس که رفت حق بدهیم
📜
دعوتت می‌کنم به داد و ستد
دادنت هیچ‌وقت تن نفروخت
ابتلا را شیوع کرد ولی
مبتلا را به واکسن نفروخت
مبتلا را به گور بابایش
برده بودند چون کفن نفروخت

چه کسی رنج دید و آخ نگفت؟
چه کسی واقعا وطن نفروخت؟

#رحمت_رسولی_مقدم
🆔️@rasooli_moghaddam
  • ❤ 9
  • 😭 1
Post #3488 312
📌از دفتر شعر
#به_دختران_تعلق



تو اشک ریخته بودی
و او به لب نرسیده
صدای آب در آورد
صدای چکّه‌ات از چشم
مرا که آینه‌ات بود
به بازتاب درآورد

تو را دو چشمه شدم که
فرو نریختن از تو
مرا به خاک فرو برد
تو را دو چشمه شدم که
عبورم از دل سنگت
سر از کتاب درآورد

من از تو آب شدم را
چرا جواب شدم را
چرا سوال نکردم؟
تو بی دلیلی‌ محضت
مرا سوال نکرد و
تو را جواب در آورد

مرا بنوش عزیزم
ولی نزن به زمینم
که بعدِ از تو شکستن
تمام شهر بگویند
خراب، دقّ دلش را
سر شراب درآورد

بچسب شیشه شدن را
و چسب شیشه شدن را
بریز روی شکستن
و تکّه‌تکّه شدن بود
که ذرّه‌های حقیری
از آفتاب در آورد*

به شکل نور سفیدی
درون تور سفیدی
بتاب روی جهانم
دهان تشنه‌ترانم
هزار چشمه‌ی زمزم
از این سراب در آورد

عروس اسم قشنگی‌ست
اگر تنانگی‌ات را
لباس عقد بپوشم
بیا زنانگی‌ات را
ببین چگونه از این مرد
اتاق خواب درآورد؟!

اتاق خواب تو بودم
و در بدون تو بودن
مرا دراز کشیدم
دراز بودم و بیدار
به سقف خیره شدم تا
سرم طناب در آورد

تو هرگزت گل سرخ است
و قرمزت گل آبی!
خیال باطل آب است
تویی که در دل آب است
به جای تلخ حقیقت
دروغ از آب درآورد

از کتاب
#به_دختران_تعلق
#رحمت_رسولی_مقدم
🆔️ @rasooli_moghaddam
  • ❤ 4
  • 🔥 2
  • 👏 1
  • 😭 1
Post #3487 349
💢۲۲ سال پیش بود.
قبل از آن‌که آن کیسه‌ی سیاه را روی سرش بکشد، نوشته بود:

جای دوستان خالی
من شبی
لب مرگ را بوسیدم
که مست بود
و از عروسی برگشته بود
چیزی از من یادگاری خواست
آخرین شعرم را
بعد اجازه داد... .

عزیز فریدونی از مرگ اجازه گرفت و در ۳۵ سالگی، او را در آغوش کشید.
💢هنوز و همیشه، اندوه، میراث و درد مشترک او و من شعر است.
💢به شعر و کلمه جاودانه‌ای و زنده، دایی عزیز! بسیار دلتنگتم 🖤❤️
💢این قاب عکس زیبا، هدیه‌ی دوست ارجمند، تارالله آذری‌تون است به من و مادرم.

#عزیز_فریدونی
#شاعر_فقید
#دهشت

🆔️ @rasooli_moghaddam
  • 😢 7
  • ❤ 2
  • 😭 2
Post #3484 381

Forwarded from ناهمخوان (Mobina)

تنهایی‌ام از جمع‌گریزیم نبود
بغضم ترکیده بود و چیزیم نبود
خاکی که بجوشیم از او تا با او
بر غربت خود اشک بریزیم نبود

#رحمت_رسولی_مقدم
@nahamkhan
  • ❤ 8
Older posts →

About this channel

How can I read @rasooli_moghaddam without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for زیر انگشت‌های تشریح: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does زیر انگشت‌های تشریح have?
زیر انگشت‌های تشریح (@rasooli_moghaddam) has 770 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does زیر انگشت‌های تشریح know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →