زمستان ۱۴۰۰ به بهانهی جایزهی غزل منزوی، یک روز زودتر به زنجان رسیده بودم. برف سنگینی باریده بود. خیابونا پر بود از برف. با دوست زنجانیام به سختی تاکسی گیر آوردیم.
از مقصدمون که مطلع شد، گفت اگه امام خمینی هم الان مرده باشه، من تو این برف نمیرم سر قبرش. مگه دیوونهاید؟
خندیدم و گفتم بله دیوونهایم.
از او خواهش کردیم که از مسیری بره که یه دستهگل بگیریم. شهر تعطیل بود. به سختی یه گلفروشی پیدا کردیم. یه دستهگل خریدیم و راه افتادیم.
وقتی رسیدیم کنار آرامستان، بوی گلمون چنان مست کرد که دامنمون از دست برفت. تا به خودمون اومدیم، دیدیم که دستهگل رو تو تاکسی جاگذاشتهایم.
اولین بار بود که به زنجان سفر میکردم. آرامگاه عشق رو بلد نبودم. دوست زنجانیمون هم از سنگینی برف، مسیر قطعه رو گم کرده بود.
پاهامون تا پشت زانو تو برف فرو میرفت. به زحمت تو اون سگلرز سرما، آرامستان غریب غزل رو با آدرسی که داشتیم، پیدا کردیم. با دست خالی کنارش نشستیم.
با دستکشای نخی، برفو از رو سنگ کنار زدیم و چشممون روشن شد به:
نام من عشق است آیا میشناسیدم؟
فوقعَ ما وقع...
#رحمت_رسولی_مقدم
#حسین_منزوی
🆔️@rasooli_moghaddam
Post #3504
118
انجمن ادبی اشراق زنجان https://www.instagram.com/p/CULE4gDKbxz/?utm_medium=copy_link معرفی #نامزدهای نخستین دوسالانه جایزه ملی غزل(حسین منزوی) ◾بخش مجموعه غزل فارسی (به ترتیب حروف الفبا): 1_مرجان بیگیفر با کتاب"برف و برنو" 2_جواد جعفری نسب با کتاب"از آینه تا ماه" 3_حامد…
- ❤ 14
- 😭 2