بعد از این نان به نرخ روز بخور
دامنت را به پیرهن بفروش
روزی تنگ؛ کسب و کار حلال!
از کسادی به بعد، تن بفروش
مرز مفهوم خط قرمزهاست
بگذر از مرزت و وطن بفروش
📜
زندگی جای چوب حرّاج است
توی بازار هرج و مرج شده
مرز دلشورهایست در وسطِ
آنچه داریم و آنچه خرج شده
مُهر اقرار من به نامرزی
روی پیشانی تو درج شده
📜
موطن تکهتکهایست غمت
مثل یک راز چندصندوقه
تو که در چشمهای غمگینت
عشق چیزیست مثل آذوقه
ای به من گفتهاند بازرگان...!
ای به تو گفتهاند معشوقه...!
📜
صفر تو صفر سلسیوس است و
صفر من عین صفر کلوین است
کف رویای تخت بالایت
سقف رویای تخت زیرین است
آنچه گفتیم مدح بود ولی
آنچه خواهیم گفت توهین است
📜
زنده بودیم و کسر شان نبود
زندگی توی صورت و مخرج
دعوتت میکنم به خودداری
از غمِ بین دو ستون فرج
دعوتم کن به خویشتنداری
که نیفتیم روی دندهی لج
📜
خویشتندار باش تا کمتر
بوی انسان کلهشق بدهیم
تنِ در مرز باختن باشیم
دل به برگشتن ورق بدهیم
که به هرکس که ماند پشت کنیم
و به هرکس که رفت حق بدهیم
📜
دعوتت میکنم به داد و ستد
دادنت هیچوقت تن نفروخت
ابتلا را شیوع کرد ولی
مبتلا را به واکسن نفروخت
مبتلا را به گور بابایش
برده بودند چون کفن نفروخت
چه کسی رنج دید و آخ نگفت؟
چه کسی واقعا وطن نفروخت؟
#رحمت_رسولی_مقدم
🆔️@rasooli_moghaddam
Post #3490
346
- ❤ 9
- 😭 1