TGViewer
زیر انگشت‌های تشریح زیر انگشت‌های تشریح @rasooli_moghaddam · 770 subscribers
Post #3496 378
#
غزل


گذاشت دسته‌گلی روی مستطیل زمان
بدین دلیل که این هندسی، مزار شده
چپیده‌ایم در اضلاع زندگی که بدل
به گورزار طویلی که روزگار شده

گلی که فصل‌ خزان را درست و راست شمُرد
گلی که فصل زمستان به باغ آمد و مُرد
فریب خورد و به محض برآمدن پژمرد
خیال کرد که این لعنتی بهار شده

کسی نمانده در این تا همیشه جنگ‌زده
در این گلوله‌گراییده‌ی تفنگ‌زده
نه زنده‌ی به خیال دوام، چنگ زده
نه مرده‌ی به خلاصی امیدوار شده!

نهال‌های شکفته! شکوفه‌های جوان!
به برف سرخ، به سرمای مرگ در شریان
به خون این‌همه آغشته‌ای مگر ای جان!
که پاره‌های تنت سرخ آبدار شده؟!


بسوز و خانه‌ی ویرانه را بساز از نو
بریده باشد دست به تو دراز از نو!
پیاده می‌شود و پابرهنه باز از نو
پیاده‌ای که براسب کسی سوار شده

به یوسفی که نخورده‌ست استناد نکن
اگر که کرده‌ای و می‌کنی زیاد نکن
دوباره گول نخور باز اعتماد نکن
به گرگ توبه که اینک درستکار شده

به دیوهای به دیوار میخکوب شده
به مارهای به جادوی دست، چوب شده
به مردگان پر از زخم‌های خوب‌شده
به وحشیان به زنجیرها مهار شده

به اژدهای تو بر شانه‌ات جوانه زده!
به دست‌های به پشت تو تازیانه زده!
به مردهای جنون با کِلِ زنانه زده
به شروه‌خوانی زن‌های سوگوار شده

اگرچه در پسِ تزویر، مستتر شده است
جهانی از خطر دیو باخبر شده است
که هم توحش او مار هفت‌سر شده است
و هم قباحت پنهانش آشکار شده

شکارگاه بزرگی‌ست زندگی گویا
زبان گشوده به گفتن، لبِ رگی گویا
نشسته است در این گرگ‌ها سگی گویا
که رفته است به صیادی و شکار شده

درنده‌ای‌ست که از دردم آفریده شده
رگی که خون مرا برده و بریده شده
کنار گرگ به گرگینه‌رفته، دیده شده
سگی که خون مرا خورده است و هار شده

سری اگر که به خودکرده‌های خود بزنند
وگر که لب به فرآورده‌های خود بزنند
بعید نیست که انگورها بدل بشوند
به خمره‌های به‌خون‌خفته‌ی خمارشده

زمینِ مملو از آفات قوم نوح شده!
شکنجه‌گشته‌ی دل‌نازک ستوه‌شده!
صعود کردنت از شیب تند، کوه شده
سقوط کردنت از کوه، آبشار شده

ولی قرار بر این بود عاشقت بشوم
تضاد عاطفه‌ها و علایقت بشوم
فدای تو دل و جانم، تصدقت بشوم!
چقدر زندگی‌ام در تو مرگ‌بار شده

کشیده صورت سرخ تو را به سیلی خود
نشسته خاک عزیز تو بر ذلیلی خود
مکعبی‌ست در اضلاع مستطیلی خود
بدین دلیل که این هندسی مزار شده

#غزل
#رحمت_رسولی_مقدم
🆔️ @rasooli_moghaddam
  • ❤ 7
  • 👏 2
  • 🔥 1
  • 😭 1
More from @rasooli_moghaddam
  1. Sep 23, 2026سه رباعی پاییزی ۱. پاییز بغل گرفته زانویش را در آینه زرد می کند مویش را انگار که غرق گشته…
  2. Sep 23, 2026زمستان ۱۴۰۰ به بهانه‌ی جایزه‌ی غزل منزوی، یک روز زودتر به زنجان رسیده بودم. برف سنگینی بار…
  3. Sep 23, 2026از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم آوار ِ پریشانی‌ست، رو…
  4. Sep 20, 2026بغضش به سوگواره مبدل شد ولگرد عادت سگی‌اش جان داد با قحطی ارمغان گرانی بود تا فقر در گرسنگ…
  5. Sep 7, 2026خوانش شعری از #رحمت_رسولی_مقدم "ایران تو را بنامم و ایران صدا کنم" #رضا_سعادت @ragvaje
  6. Aug 28, 2026مهر جناب خاکسار❤️
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →