TGViewer
Channel Public Channel
رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی

رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی

@ramiz_poem

شعرها و یادداشت‌ها
.
مجموعه غزل «رامیز»، نشر نزدیک‌تر، ۱۴۰۴
.
گروه رامیزیان: https://t.me/Ramiz_poem_gr
.
Subscribers
481
Photos
30
Videos
5
Links
32
Recent Posts 20 shown
Post #260 153
جانِ می‌رماا / جانه میرماا

• جمله‌ای موجز در زبان گیلکی که به‌وسیلۀ آن گوینده قربان‌صدقۀ مخاطب خود می‌رود، ناز او را می‌خرد و نقطۀ اوج بروز احساسات است.

• ترجمه:
الهی تصدقت!
الهی فدات بشم!
🤍

📍موج‌شکنِ انزلی

#جداریات
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 14
Post #259 189
تو یک انیمۀ زیبایی، که بین ساحل و دریایی
و چشم‌های دل‌انگیزت، به عمقِ آبیِ آتلانتیس-
به سینه قهقهه می‌بخشید‌. تو آن زمان که مرا دیدی
دلت شقایقِ قرمز بود، لبت شرابیِ آتلانتیس!

محمدمهدی بیگ‌محمدی

📚مجموعۀ «رامیز»، از غزل ۲۴

#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • 😍 8
  • ❤ 5
Post #258 339
ـ ﷽ ـ

بگذار گفت‌وگو به زبان هنر شود...

اینجا هر نام یک شاعر است؛
و هر شاعر، یک جهان.

جناب آقای طهٰ محتشم
جناب آقای محمدی رابع
جناب آقای محمد مصطفی احمدی
جناب آقای مرتضی حسینی
جناب آقای امیر حسین آزاد
جناب آقای دانیال دانایی
جناب آقای امیر حسین پاسبان
جناب آقای شایان آب روشن
جناب آقای محمد مهدی بیگ محمدی
جناب آقای محمد علی حق جو
جناب آقای احسان محمودی
جناب آقای امیر محمد هاتفی
جناب آقای ارمیا کیش بافان
جناب آقای سجاد حرمی
جناب آقای سید علیرضا هاشمی نیا
جناب آقای امیر حسین آرین نژاد
جناب آقای محمد رضا دهقان
جناب آقای سجاد سیبویه
جناب آقای سید محمد رضا قدمگاهی
جناب محمد سبحان مهنام
سرکار خانم محدثه محمد لو
سرکار خانم فاطمه جباری
سرکار خانم هانیه شجاعی
سر کار خانم مهدیه آزاد
سرکار خانم مائدة قاری
سرکار خانم زینب مؤمنی
سرکار خانم سارا غفاریان
سرکار خانم زهره نوری
سر کار خانم زینب غلامی
سرکار خانم زهرا عارف
سرکار خانم سمیرا پروین
سرکار خانم مریم السادات معینی
سرکار خانم محدثه عسکر زاده
سرکار خانم زهرا حاجی پور
سرکار خانم آزاده خدادادی

عضو شدن در کانال همه‌ ی شاعران به صورت یک جا

بخوان، همراه شو، و اگر شعری به دلت نشست، از صاحبش حمایت کن.🌱

• مجمع شاعران جوان •
  • ❤ 13
Post #257 509
Amirhossein_allahyari #جنوب کودکِ تبدار و خاک بسترِ او وطن نِشَسته پریشان چو مادری برِ او
.
.
.
کسی به مامِ وطن دست یاخته‌ست از جور
که بس به زیر کسان خفته است مادرِ او!
عبث بُرید سر از ما و بنگرد تاریخ
که با بُریدنِ سر می‌دهیم کیفرِ او!


#جنوب
#امیرحسین_الهیاری
  • ❤ 8
  • 👍 1
Post #256 485
رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی سُرخم چنان‌که می‌چکم از چشمت بر قطعه‌قطعهْ خاکِ جوانانت بر جرعه‌جرعه رودِ زُلال از خون از سینه‌های چاکِ جوانانت می‌بینی‌ام هنوز؟ چه پیرم، نه؟* جنگ است، عشق باختم اسماعیل! جنگ است، عمر باختم اسماعیل! در سال‌ها هلاکِ جوانانت... بر قامتِ هزارۀ دل‌خونت خورشید…
▪️
می‌بینی‌ام هنوز؟ چه پیرم، نه؟
جنگ است، عشق باختم اسماعیل!
جنگ است، عمر باختم اسماعیل!
در سال‌ها هلاکِ جوانانت...


محمدمهدی بیگ‌محمدی

#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 12
Post #255 453
رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی سُرخم چنان‌که می‌چکم از چشمت بر قطعه‌قطعهْ خاکِ جوانانت بر جرعه‌جرعه رودِ زُلال از خون از سینه‌های چاکِ جوانانت می‌بینی‌ام هنوز؟ چه پیرم، نه؟* جنگ است، عشق باختم اسماعیل! جنگ است، عمر باختم اسماعیل! در سال‌ها هلاکِ جوانانت... بر قامتِ هزارۀ دل‌خونت خورشید…
.
.
.
نسخۀ کامل شعر بلند اسماعیل
«رضا براهنی»
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 6
  • 💔 2
Post #254 570
یک‌عُمر در چکاچکِ غم تاختی مرا!
ای دل! کجای واقعه نشناختی مرا؟

هی غم به غم گِره‌ زدم و لب گُداختم
با صیقلِ جنون‌زده پرداختی مرا!

هرقدر قد کشیدم از آوازۀ جنون
چون تیغ در تلاوتِ خون آختی مرا!

از بختِ من همین به‌روایت بس‌است که
در بغض‌های قافیه‌ای باختی مرا!

قائم به قامتِ یلِ اُمّ‌البنین شدم
بر بیرقی سیاه برافراختی مرا

صدشُکر در همین نفسِ چند روزه‌ام
در خیمۀ عنایتش انداختی مرا...

دور ضریحِ ماه بنی‌هاشم و حسین (ع)
در بین تنگنای غزل ساختی مرا

— محمدمهدی بیگ‌محمدی

پی‌نوشت: اهل اینستاگرام نیستم اما اگر خواستید، بُرشی از همین غزل را اینجا ببینید.

#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 20
  • 💔 1
Post #253 664
رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی Photo
▫️
— برای «زهرا شعیب»
و تمامِ کودکانِ کربلای معاصر:

تو از هزاران چشم و آیینه
تو از هزاران قاب، آزادی..‌.
لبخند زیبا، قلب بی‌کینه!
نازک‌تر از مهتاب! آزادی...

در چشم‌هایم روشنِ خوابت،
رنگینۀ پیراهنِ خوابت،
می‌ریزَدَم بر دامنِ خوابت...
دُردانۀ در خواب، آزادی!

موشک به موشک، رقصِ خون جاری‌ست
تصویر اگر رنجور و تکراری‌ست،
تقصیر شاعر نیست زهرا جان!
تا صبح، از خوناب، آزادی...

در باد خواهی رفت تا فردا
همراه پروازِ کبوترها
تن‌پوشی از ترکش به تن داری
با آخرین پرتاب، آزادی!

در هر حُبابی که هوا کردی
پروردگارت را صدا کردی
در سرزمینِ آرزوهایت،
ای گوهرِ نایاب! آزادی...

نفرین به جنگ‌و‌صلح، وقتی که
فرقی ندارد نام‌شان با هم...
ای هم‌قطارِ زخم‌های باز!
یادآورِ میناب! آزادی...

در پیله‌ات بودی که بند آمد-
بارانِ موشک‌ها... یکی دَر زد:
گفتی دلت پرواز می‌خواهد؟
پروانۀ بی‌تاب! آزادی‌...

رفتی از آغوشم جُدا باشی
تا بین آغوش خدا باشی
دورت بگردم، آخرین لبخند!
شهزادۀ شاداب! آزادی...

— محمدمهدی بیگ‌محمدی، ۱۴۰۵/۰۳/۳۰

پی‌نوشت: این فرشتۀ کوچک با نام «زهرا شعیب»، در حملات ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ به جنوب لبنان در سایۀ آتش‌بسی ناپایدار، توسط رژیم کودک‌کُش اسرائیل، همراه والدینش به شهادت رسید.

#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • 💔 20
Post #252 455
  • 💔 11
Post #251 573
تقدیر شد به‌ اذنِ خداوندت
میلاد آسمان و زمین باشی!
تقدیر شد که برتر از آفاقِ
تنزیلِ وحیِ روح‌الاَمین باشی!

روشن‌ترین مسیر پس از خلقت
دریاترین ضمیر پس از خلقت
با جوشن کبیر پس از خلقت
میعادگاهِ ماء معین باشی

در خطبۀ غدیرِ رسول‌الله
تقدیر شد بشارتِ فردایی
تقدیر شد که منجی و مولایی
بایست در امامتِ دین باشی

تقدیر شد که ساحت عالم را
با ذوالفقارِ ظلم‌براندازت
آوازۀ کلامِ جهان‌سازت
دست خدا و صدرنشین باشی!

تقدیر شد که نام تو آغاز است
لبّیک با تو نقطۀ پرواز است
این تازه خط اوّلِ اعجاز است
حاشا اگر که غیر همین باشی

تقدیر شد ملائکه نامت را
بر تارکِ مکاشفه بنویسند
بر پرنیانِ عاطفه بنویسند
تا عشق را نشانه‌ترین باشی!

تقدیر شد به اذنِ خداوندت
در سوگ و سوزِ همسرِ دلبندت
اندوه را به گریه بیندازی...
با دردِ عشق، سخت عجین باشی!

تقدیر شد سُکوت برافروزی
در انزوایِ گُنبدِ فیروزی
در عین سینه‌سوزی و لب‌دوزی
فریادِ حق و نورِ یقین باشی

— محمدمهدی بیگ‌محمدی

#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 23
  • 😍 2
Post #250 550
از غزلی جدید:

اَشکی بریز قاصدکِ زخم‌خورده‌ام
بر پهنۀ اُفق، به تواشیحِ خطّ خون!
در من هزارگونۀ ناگفتۀ فراق...
در تو هزارگونۀ اَشک است واژگون!

محمدمهدی بیگ‌محمدی

#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 15
  • 👍 1
Post #249 581
اگر به‌دست من اُفتد، «فراق» را بکُشم!

سلامی پس از ۹۰ روز دوری...
و اما بعد:

این نخستین یادداشت از #فراق‌نامه است. شاید هم آخرینش! کسی چه می‌داند؟! مدتی پیش -در شب‌های نه‌چندان دور جنگ- به‌فکر نوشتن این یادداشت‌ها بودم، اما دست نگه داشتم...

اکنون که هیجانم فرونشسته، با دید وسیع‌تری می‌توانم به آنچه از سر گذراندیم و گذراندم، بنگرم. البته شاید. در هر حال، من راوی‌ام، حتی اگر جامۀ شعر بپوشم، باز هم در حال روایتم و این نه‌تنها چیزی از شعر نمی‌کاهد، بلکه چیزهایی نیز بر آن می‌افزاید.

در اردیبهشتی که گذشت، دوباره متولد شدم، و چه‌بسا بیش از پیش. بعثت این‌گونه است. چنان تصویرِ شبانگاهانِ جای‌جای ایران، به برانگیختن و جوششی دست یافتم که تا حال در عمرم طعمش را نچشیده بودم. می‌خواستم سالیان دراز در همان اردیبهشت بمانم. در ذی‌القعدۀ ۱۴۴۷ قمری. همان‌جا که دیگریِ وجودم، در انتظارم است. دیگریِ از من عزیزترم.

چنانچه بارها گفته‌ام، این سرزمین، بزرگ‌تر از غاصبانِ بزک‌کرده و وحشیانِ اِپسْتینی را نیز درهم‌ شکسته است. هر که به طمع این خاک آمد، خود در گور فراموشی فرواُفتاد. این نیز بگذرد، و ننگش می‌ماند برای آنان که نانِ وطن خوردند و تیغ بر گلویش نهادند.

دلی تنگ دارم و غمی عالم‌گیر و دیرینه‌آرزویی. دوستان خوبم، دعا کنید برایم: روزی که آخرین شعرم را می‌نویسم، جان‌فدای «ایران» شوم.

— محمدمهدی بیگ‌محمدی

#فراق‌نامه | ۱
[روایت‌هایی از جنگ، عشق و زندگی]
۶ خرداد ۱۴۰۵ — روزهای پس از آتش

#زنده_باد_ایران
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 19
  • 💔 2
Post #246 639
در نور، در مراتعِ تابانت
با ماهْ -چوبدستِ درخشانت-
چوپانِ من! مرا بچران هرشب
...

حسین صفا
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 20
Post #245 611
عینکم را دوباره می‌زنم و
خواب‌ها را به‌چشم می‌بینم:
شهر، خالی از آفتاب تو بود

می‌نوشتم خطوط روشن را
زنگ می‌خورد نام تو اما
بوقِ ممتد فقط جواب تو بود

سایه‌ات کم‌ مباد از سر من
آه ای نامۀ کبوتر من!
جیغ‌های بنفشِ دفتر من!
پلک‌های کبودِ اَختر من!
ساعتِ سرخِ من که جای خودش،
تلفن‌ها در اضطراب تو بود!

باجه‌ها را نشانه می‌گیرد
کاغذِ آ چهارِ یافتنت
و ستونی که شانه می‌گیرد
دربه‌در در پیِ رَهایِ سرم!
سَرِ از تن جدای دربه‌درم...
که فقط قسمتش، سراب تو بود.

محمدمهدی بیگ‌محمدی، ۱۴۰۴/۱۲/۰۵

#بداهه
#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 29
Post #244 447
خواستم بخوابم
که این اومد:
  • ❤ 9
Post #243 890
سُرخم چنان‌که می‌چکم از چشمت
بر قطعه‌قطعهْ خاکِ جوانانت
بر جرعه‌جرعه رودِ زُلال از خون
از سینه‌های چاکِ جوانانت

می‌بینی‌ام هنوز؟ چه پیرم، نه؟*
جنگ است، عشق باختم اسماعیل!
جنگ است، عمر باختم اسماعیل!
در سال‌ها هلاکِ جوانانت...

بر قامتِ هزارۀ دل‌خونت
خورشید شرم دارد و خاموش است؛
انگورهای مستِ بهاران نیز
در سایه‌سارِ تاکِ جوانانت

این کوره‌های غم که چنین یاغی‌ست
آتش زده‌ست بر جگرِ خاکت؛
صدهاهزار لاله به تن دارد
پیراهنِ ستاکِ جوانانت

جلّادها و جارچیان بر خط
غسّال‌ها و گورکَنان بر خط...
مَدّی غریب در رگ ما جاری‌ست
با قُربِ خونِ پاکِ جوانانت

در ازدحام این‌همه اهریمن
راهی نمانده‌ غیر دهان‌بستن
وین بغض را به سینه فروبُردن
در سوگِ شرمناکِ جوانانت

از لحظۀ بُریدن نافم، غم
دیری‌ست در کمینِ نفس‌هایم
تیغم به سر نهاده و می‌گوید
از نعشِ در مَغاکِ جوانانت

□
پلکم خمیده در صفِ تابوت و
انگشت‌های چاره‌ندارم نیز؛
من مانده‌ام، وَ این صفِ طولانی...

جنگ است، عشق باختم اسماعیل!
جنگ است، عمر باختم اسماعیل!
می‌بینی ای خدا؟ چه جوانانی...

محمدمهدی بیگ‌محمدی، ۱۴۰۴/۱۲/۰۴

پی‌نوشت:
*«چه جوانانی! اسماعیل، می‌بینی؟ چه جوانانی! بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند. و موهای صورت پسرها هنوز درنیامده. و دخترها را می‌بینی؟ چه پاهای لطیفی دارند! جنگ است، اینجا هم جنگ است اسماعیل!» رضا براهنی.

#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 21
  • 💔 8
Post #242 1.09K
رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی سپید برفی نگاه کن به پنجره، شعاع قلب روشنم عزیز لحظه‌های من، ببین که عاشقت منم! سپید‌برفی غزل، فرود آمدی به من اگرچه آتشین‌سخن، به دل هوای بهمنم! تو عشق ماه بودی و من آشیان آفتاب حسود بوده‌ام ولی، نگو که دو به هم‌زنم! طلوع می‌کنم که تو، به وقت من سفر کنی…
▫️
بگو که دوست داریَم! شبت به عشق و آرزو؛
به خواب می‌روم تو را، به وقت چشم‌بستنم...


محمدمهدی بیگ‌محمدی

📚مجموعۀ «رامیز»، از غزل ۱۸

#شعرامیز
▫️@ramiz_poem
  • ❤ 28
Post #241 1.25K
رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی اگر دوست داشتین با این جذاب براتون فال بگیرم، ناشناس پیام بدین. هر غزلی بیاد می‌ذارمش همینجا و گروه رامیزیان.✨🍉 ◽️@ramiz_poem
دوستان
دیگه لینک ناشناس رو برداشتم. پیام‌ها زیاد بود ولی سعی کردم فال همه رو بگیرم. گمونم بالای ۳۰ تا شد. امیدوارم به دلتون نشسته باشه. فال‌ها نهایت تا یک ساعت دیگه در کانال می‌مونه و سپس پاک می‌شه. ولی به‌عنوان یادگاری در گروه «رامیزیان» باقی می‌مونه. لذت بردم از همراهی‌تون. تندرست باشید و شادکام.✨
  • ❤ 17
Post #240 1.19K
حرفتو ناشناس بزن اگه بخوای آرزوتو با یک بیت حافظ بگی، اون کدوم بیته؟ :)
الان که فکر می‌کنم
احتمالاً این بیت:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
!✨

و البته فال امشبم:

گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم
زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست
در دست سر مویی از آن عمر درازم!
  • ❤ 15
  • 💔 1
Older posts →

About this channel

How can I read @ramiz_poem without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی have?
رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی (@ramiz_poem) has 481 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does رامیز | محمدمهدی بیگ‌محمدی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →