#ترانه
تو میترسی جملههام از رو هوس بوده باشن...
آره خب! نمیشه رو به روی تو هوس نداشت!
خودتو یه لحظه تو آینه نگا کن، ببینی
گرمایی که داری رو آسمون طبس نداشت!
چشماتو ببین، حرارت نگاهتو ببین
ببینی چرا چشم نظر به هیچکس نداشت
چشم من با همه هرزگیش شبیه کفتره...
نمیرفت جای دیگه حتی اگه قفس نداشت
ولی خب، نترس ازینکه حرف من از هوسه
تو بیار عشقی رو که هوس تو قصه دس نداشت
خلاصه، تقصیر من نیس، تویی که دل میبری
تویی که آبرو از آدم عاقل میبری
حیف این موج موهاته! میدونی؟ غرقشونم...
تویی که با موهاتم منو به ساحل میبری
آی شرابی که با چشمام میتونم بنوشمت...
مستی با تو بدتره! تو عقلو کامل میبری!
تو مث عطر گلی، که با تو چش نبودنت
رونق از دلبریِ هزارتا خوشکل میبری
حالا تو داور ماجرا، میشه هوس نداشت؟
دیدی که، تقصیر من نیس، تویی که دل میبری
گرمی لبات مث چایی تو پاییز منه
بدنت تنها خوراک چشمای هیز منه
پسر خوبی میخوام باشم ولی لبای تو
مث سیب آدمه! دشمن پرهیز منه
میپوشونی تنتو، زهی خیال باطلت!
که چیزی پنهون از اون نگاهای تیز منه
روز من با تو شروع میشه، شبم با تو تموم
پوست آفتابی تو، صبح دلانگیز منه
گودی ترقوههات، برکهی گنجیشکای من!
که پرندههام همون بوسههای ریز منه...
موهای تو عمرمه، عمر منو کوتا نکن
نگو که تنوعه، برو منو سیا نکن!
موی دیگرون اگه رها باشه، مشکلی نیس
ولی موهای تو دام وسوسهس، رها نکن
بذا آزادی برای مردم عادی باشه
موی تو که عادی نیس، شال سرت رو وا نکن
تو قشنگترین لباست، تنته! پوست تنت!
وقتی پیشمی تو انتخاب اون خطا نکن!
راستشو بگم؟ حسودیم میشه به پیرهنتم!
آره حتی پیرهنت! اینجوری هم نگا نکن!
#محمد_محمدیرابع
۲ مهر ۱۴۰۴
@mohammadi_rabe