واگویه های من:
#میم_دال
محمدرضا دهقان
Post #107
16
#غزل
باری غزل به روی زبانم شکوفه زد
بر پیکر نحیف خزانم شکوفه زد
تا دیدمت درون دلم غنچه ها شکفت
باغ گلی درون نهانم شکوفه زد
تیری به سوی قلب تو می زد کمان چشم
از چله پر کشید کمانم شکوفه زد
بوسید روی ماه تو را این لبان من
اینگونه شد که روی لبانم شکوفه زد
گل های سرخ عشق همانند خنده ای
هم بر دهان یار و دهانم شکوفه زد
آنقدر بذر عشق به دنیای من زدی
با تو دوباره کل جهانم شکوفه زد
#محمدرضا_دهقان
@ist_abad
باری غزل به روی زبانم شکوفه زد
بر پیکر نحیف خزانم شکوفه زد
تا دیدمت درون دلم غنچه ها شکفت
باغ گلی درون نهانم شکوفه زد
تیری به سوی قلب تو می زد کمان چشم
از چله پر کشید کمانم شکوفه زد
بوسید روی ماه تو را این لبان من
اینگونه شد که روی لبانم شکوفه زد
گل های سرخ عشق همانند خنده ای
هم بر دهان یار و دهانم شکوفه زد
آنقدر بذر عشق به دنیای من زدی
با تو دوباره کل جهانم شکوفه زد
#محمدرضا_دهقان
@ist_abad
- ❤ 2