TGViewer
Channel Public Channel
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

@psyche_analyzer

مطالعه‌ی تخصصی ذهن، مغز و ناخودآگاه- علی ابراهیمی

Neuroscience - Cognitive Science - Clinical Psychology - Psychoanalysis
Research → Analysis → Application

◾️Contact me:
@AliEbrahimiinfo

◾️Other Ch:
@Anthro_analyser
@ThesisAnalyzer
Subscribers
2.84K
Photos
563
Videos
106
Links
481

Showing posts older than #744 · Back to latest

Older Posts 17 shown
Post #740 261
ذهن ملتهب 1 ذهن ملتهب 2 ذهن ملتهب 3 ذهن ملتهب 4
مرور و بحث کتاب
ذهن ملتهب
رویکردی نوین به افسردگی
نوشته ادوارد بالمور- روانپزشک، نوروساینتیست و‌استاد دانشگاه کمبریج
بخش اول
چگونه التهاب در بیماریهای جسمی، ذهن را تحت تاثیر قرار می‌دهد
Post #733 1.95K
چند سوال:
۱- در سبب شناسی، اعمال خود جرحی از دیدگاه سایکوداینامیک و روانکاوی، و همچنین از دید دیگر رویکرد ها چیست؟

۲- آیا خودکشی نهایت عمل خودجرحی (Self harm) است؟

۳- آیا فرقی بین خود جرحی و مازوخیست وجود دارد؟ آیا ریشه های مشابهی دارند؟



پاسخ های شما: (Mehdi🕊)
از دید سایکوداینامیک نمی‌دونم. فکر می‌کنم معمولا به چند شکل تبیین می‌شه. یکیش سائق مرگ و تمایل به 《خود تخریبی》 در مقابل سائق زندگی و تمایل به ارتقای خود. یه فرضیه دیگه‌شون خودجرحی رو ناشی از 《خشم درونی‌شده》 می‌دونه. یه فرضیه‌ی دیگه‌ی روانکاوا این رفتارا رو نوعی فریاد کمک (cry of help) می‌دونه. و...

تئوری‌های رفتاری اغلب بر عدم یادگیری بازداری inhibition و همین طور یادگیری رفتار تکانشی impulsive تاکید می‌کنه. از دید رفتاری این پدیده رو می‌شه ناشی از شرطی سازی عامل دونست. یک پیش‌زمینه مثل یه نزاع خانوادگی، باعث آشفتگی هیجانی فرد می‌شه، فرد رفتار سالم برای آرام سازی این رفتار رو یاد نگرفته. به خودش آسیب می‌زنه، که در دفعات اول لزوماً خودجرحی نیست. مثلا ممکنه فقط به خودش سیلی بزنه. و در اون لحظه یه آرامش به دست میاره. یا ممکنه به این شکل دیگران تسلیم بشن، یا جلب توجه کنه. یا حتی در خودزنی در بعضی گروه‌های نوجوانان این کار نشونه‌ی شجاعت تلقی می‌شه. این نتایج باعث تقویت این زنجیره‌ می‌شه و در دفعات بعدی هم فرد تمایل پیدا می‌کنه که این رفتار رو تکرار کنه. برای درمان هم اغلب از 《معکوس سازی عادت》 استفاده می‌شه. همچنین روی همین سه بخش ABC یعنی پیش‌زمینه-رفتار-پیامد Anticipate-Behaviour-Consequence کار می‌شه. یعنی برای جلوگیری از رخ دادن اون موقعیت منجر به خودزنی، طرح امنیت تدوین می‌شه. رفتار خودجرحی هم با رفتارهای سالم مثل تکنیک‌های حواس پرتی، تکنیک‌های آرام سازی، ریلکسیشن، ذهن‌آگاهی، کاهش رنج، فاصله گرفتن، درخواست کمک و... جایگزین می‌شه. و سعی می‌شه مهارت‌هایی به فرد یاد داده بشه که بتونه پیامدهای مثبت مورد نظر رو بدون خودجرحی به دست بیاره. مثلاً حل مساله، مدیریت خشم، جرات ورزی و... به فرد آموزش داده می‌شه. و در اغلب موارد هم این شیوه موثره.

رویکرد شناختی، هم اغلب روی چند تا چیز تاکید می‌کنه.
از نظر عملکردهای شناختی، می‌شه به مشکل در کارکردهای اجرایی مثل inhibition و decision making و self monitor رو در این افراد دید. همچنین پدیده‌ی 《اضافه‌بار شناختی》 باعث می‌شه فرد یک دید تونلی پیدا کنه و تنها راهکاری که در اون لحظه می‌بینه همین خودزنی و خودکشی باشه. نوعی سوگیری توجه به مسائل منفی هم دیده می‌شه. همچنین سوگیری حافظه در به یادآوری منفی درباره‌ی خود هم درافراد دیده می‌شه.
از نظر محتویات تفکر فرد هم، یه سری تحریفات شناختی در افکار خودآیند منفی هست. مثلاً نادیده گرفتن نقاط مثبت خودش و نقاط مثبت دیگران، یا پیش گویی منفی درباره‌ی آینده، یا تعمیم بیش از حد و فاجعه سازی، در این افراد شایعه.
باورهای بنیادین شایع در افراد خودگشی‌گرا هم در تحقیقات شناسایی شده. درباره رنجشون احساس می‌کنند که این رنج پایان نداره و احساس گیرافتادگی و ناتوانی دارند. درباره‌ی خودشون احساس می‌کنند که تحمل این رنج رو ندارند. و درباره‌ی دیگران احساس می‌کنند که دیگران غیرحامی‌اند.
بازسازی شناختی، و تغییر باورهای بنیادین از طریق آزمایش‌های رفتاری، یاد دادن مهارت‌های حل مساله و تغییر Negative probleme orientation در افراد می‌تونه موثر باشه.

این مقاله هم خوبه. از دید سایکوداینامیک به مساله نگاه کرده:
https://t.me/psychognitive/1567
Telegram 🕊روان‌شناسی شناختی - در مسیر... ‍ 📎 درک خودتخریبی: چرا ما زیرآب خود را می‌زنیم؟ 🔴 یکی از معماهای وجود ما درگیر کردن خود در رفتارهایی است که به نحوی از انحا زیانمند و آسیب‌زا هستند. از رفتارهای کوچک مثل عدم رعایت رژیم غذایی مناسب تا رفتارهای پیچیده ای مانند ورود به رابطه‌ای که سرانجامی…
Post #732 259
Practical Issues
• The fact that the systematic desensitization technique can be applied to images means that many of the practical disadvantages involved in vivo exposition with this type of phobia can be eliminated.
• One weakness of in vitro exposition is that it relies on the client’s ability to be able to imagine the fearful situation. Some people cannot create a vivid image, and thus systematic desensitization is not always effective (there are individual differences).
• Systematic desensitization is a slow process, taking 6-8 sessions on average. Although, research suggests that the longer the technique takes, the more effective it is.
• The progressive structure of systematic desensitization allows the patient to control the steps he/she must make until fear is overcome. This absence of disturbing elements makes this technique less likely to provoke abandonment of the therapy.

Theoretical Issues
• Systematic desensitization is highly effective where the problem is learned anxiety of specific objects/situations, e.g., phobias (McGrath et al., 1990). However, systematic desensitization is not effective in treating serious mental disorders like depression and schizophrenia.
• Studies have shown that neither relaxation nor hierarchies are necessary and that the important factor is just exposure to the feared object or situation.
• Systematic desensitization is based on the idea that abnormal behavior is learned. The biological approach would disagree and say we are born with a behavior, and therefore it must be treated medically.
• Treats the symptoms, not the cause(s) of the phobia. Systematic desensitization only treats the observable and measurable symptoms of a phobia. This is a significant weakness because cognitions and emotions are often the motivators of behavior, and so the treatment is only dealing with symptoms, not the underlying causes.
• Social phobias and agoraphobia do not seem to show as much improvement. Could it be that there are other causes for phobias than classical conditioning?
Post #731 205
رفع حساسیت منظم یا حساسیت زدایی منظم (systematic desensitization)

این تکنیک مشهورترین تکنیک شناخته شده ولپ است که بر اساس شرطی سازی تقابلی قرار دارد و سه فرایند عملی در آن موجود است:
1. آموزش عمیق استراحت عضلانی (Relaxtion)،
2. تنظیم سلسله مراتبی از اضطراب های مراجع
3. همراه کردن مداوم و تدریجی حالت های استراحت و آرامش عضلانی با محرک های اضطراب زا.

- رفع حساسیت منظم از بین بردن پاسخ های اضطراب نوروتیک به طریق های تدریجی و یـا گام به گام و کم کم از طریق شرطی کردن پاسخ های پاراسمپاتیک است.
- بازداری تقابلی به این معناست که نمی توان به طور همزمان آرامش و اضطراب داشت.
- حساسیت زدایی منظم با اخذ تاریخچه مشکل بیمار آغاز میشود و دلیل اصلی این کار هم مشخص کردن کانون اضطراب بیمار است.
- حساسیت زدایی منظم از نظر گولدفرید، آموزش خویشتنداری است.
- از دیدگاه شناختی می گویند علت اثربخشی حساسیت زدایی منظم اعتقاد و انتظار بیمار به آرامش یافتن است.

تحقیقات نیز نشان می دهند که تأثیر حساسیت زدایی بر ترس های شدید، اضطراب اجتماعی، اضطراب صحبت در برابر جمع و اختلال اضطراب فراگیر به کار رود.
Post #730 207
پادکست مترجم کتاب رهایی از کمال گرایی اثر شارون مارتین.

شارون مارتین انواع کمال گرایی را در سه بخش  توصیف می‌کند؛
• کمال گرایی خویشتن مدار: شامل توقعات کمالگرایانه از خود
• کمال گرایی دیگر مدار: شامل توقعات کمالگرایانه از دوستان
• کمال گرایی جامعه مدار: شامل توقعات کمالگرایانه از کل جامعه و اشخاص مختلف
Post #729 210
Psychodrama
is an action method, often used as a psychotherapy, in which clients use spontaneous dramatization, role playing, and dramatic self-presentation to investigate and gain insight into their lives. Developed by Jacob L. Moreno and his wife Zerka Toeman Moreno, psychodrama includes elements of theater, often conducted on a stage, or a space that serves as a stage area, where props can be used. A psychodrama therapy group, under the direction of a licensed psychodramatist, reenacts real-life, past situations (or inner mental processes), acting them out in present time. Participants then have the opportunity to evaluate their behavior, reflect on how the past incident is getting played out in the present and more deeply understand particular situations in their lives.

در این روش بیماران بر اساس بدیهه‌سازی صحنه‌های نمایشی با موضوع معین، در یک نمایش شرکت می‌کنند و در عین حال به تحلیل موضوع بیماری خود می‌پردازند. در این روش به شخص بیمار کمک می‌شود تا ابعاد روان‌شناختی بیماری‌اش را کشف کند. سایکودراما نخستین بار توسط جیکوب مورنو در اویل سده بیستم میلادی بنیان نهاده شد
Post #728 203
چند نکته از پادکست عصر حجر، روانشناسی تکاملی

هر مدل رفتاری که وجود داره و از انسان سر می‌زنه، یک میم (meme) هست. میم کوچکترین واحد فرهنگ است و اگر مفید باشه سریعا تقلید میشه و گسترش پیدا می‌کنه؛

هر میم هر جایی گسترش پیدا نمیکنه، وجود هر میم و گسترش اون به موقعیت و فرهنگ قبلی مردم بستکی داره.
سبک های موسیقی، اجناس مختلفی مثل ایرپاد، گجت های هوشمند، شوخی های خاص، تکیه کلام ها و... همه میم هستند.
Post #727 210

Forwarded from MAHSA

چندین عامل را می‌توان برای توضیح رفتار حرکتی ریتمیکی هنگام گوش دادن به سبک‌های خاصی از موسیقی مطرح کرد. برخی از این عوامل عبارتند از:

هماهنگی حسی-حرکتی: این عامل به توانایی فرد برای هماهنگ کردن حرکات بدن خود با صداهای محیط اشاره دارد. برخی افراد دارای هماهنگی حسی-حرکتی بالاتری هستند و به راحتی می‌توانند با ریتم موسیقی هم‌گام شوند. این توانایی ممکن است به دلایل ژنتیک، آموزش یا تجربه شکل گیرد.

علاقه و احساسات: این عامل به تمایل و واکنش فرد نسبت به سبک موسیقی اشاره دارد. برخی افراد به سبک‌های خاصی از موسیقی علاقه‌مند هستند و با شنیدن آن‌ها شاداب می‌شوند. این بهبود خلق باعث تحرک و فعالیت بخش‌های مختلف مغز می‌شود.

فعال شدن قشرهای مختلف مغز هنگام گوش دادن به موسیقی به سبک، ژانر، تجربه و احساسات شنونده بستگی دارد. برخی از قشرهای مغز که در پردازش موسیقی نقش دارند عبارتند از:

قشر شنوایی: این قشر در ناحیه پسین مغز واقع شده و در درک و تفسیر صداها، لحن، ریتم و هارمونی موسیقی نقش دارد.

قشر حساس: این قشر در ناحیه پاریتال مغز واقع شده و در تولید و هماهنگ کردن حرکات رفتار حرکتی ریتمیک همچون رقصیدن، دست زدن یا سر تکان دادن با ریتم موسیقی نقش دارد.

قشر چشم‌انداز: این قشر در ناحیه آکسپیتال مغز واقع شده و در تصویرسازی و خلاقیت هنگام گوش دادن به موسیقی نقش دارد.

قشر پیش‌پیشانی: این قشر در ناحیه جلوین مغز واقع شده و در تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، حافظه کاری، تمایلات و هوش هنگام گوش دادن به موسیقی نقش دارد.

قشر لب‌پایین: این قشر در ناحیه جلوین مغز واقع شده و در تولید و فهم زبان، خصوصاً زبان موسیقایی نقش دارد.

لوب فروپاریتال: این لوب در ناحیه پایین مغز واقع شده و در حافظه بلندمدت، چیرگی، هیجانات و هویت هنگام گوش دادن به موسیقی نقش دارد.

قشر پیش‌پیشانی، قشر حساس و قشر چشم‌انداز می‌شوند. این بخش‌های مغز در کنترل حرکات رفتار حرکتی نقش دارند.

تأثیر اجتماعی و فرهنگ: این عامل به تأثیر گروه و جامعه بر رفتار فرد نسبت به موسیقی اشاره دارد. برخی سبک‌های موسیقی با فعالیت‌های گروهی همراه هستند که در آن‌ها افراد سعی می‌کنند با گروه خود هم‌صدا و هماهنگ شوند. برای مثال، در کنسرت‌های راک، پانک یا هیپ هاپ، افراد معمولاً با تکان دادن سر، کوبیدن پا، دست زدن یا رقصیدن با ریتم موسیقی همگام می‌شوند. این رفتار حرکتی ریتمیک ممکن است به عنوان چارچوب فرهنگی، نشان‌دهندهٔ هویت گروهی و پذیرفته شود.
Post #726 208

Forwarded from Saeed Yazdankhah

موسیقی منجر به ایجاد هیجان میشه
این فرایند تاثیرپذیری از موسیقی هم ممکنه از طریق یادگیری منتقل شده باشه و هم ممکنه به طور طبیعی وجود داشته باشه (یعنی مناطقی از مخ به صدا و ریتم حساس باشن و تحریک بشن)

*** اما خب به هر حال هیجان ایجاد میشه و به طریقی این هیجان باید ابراز بشه.
این ابراز هیجانی متناسب با موضوع موسیقی اتفاق میوفته؛ مثلا در موسیقی‌هایی با ریتم تند که القاکننده اضطراب و ترس هستن ، حرکات سریعتره و در موسیقی‌های کلاسیک و آروم که القاکننده آرامش یا افسردگی هستن ، حرکات میل به کندتر بودن دارن.***

کل این فرایند میتونه مشابه بقیه فعالیتای انسان موقع تجربه هیجانه.
مثلا یه فردی که خوشحاله ، شروع به بپر بپر یا دویدن و رقصیدن میکنه.
فرد ناراحت ، با سرعت پایین کاراشو انجام میده.
شخص مضطرب ، از طریق حرکات تکراری و سریع سعی در کاهش اضطرابش داره.
و موسیقی هم با توجه به ایجاد هیجان میتونه بخشی از این ماجرا باشه.

قسمت ستاره‌دار *** مربوط به این منبعه:
Kent, Dawn, "The Effect of Music on the Human Body and Mind" (2006). Senior Honors Theses. 154.
Post #725 231

Forwarded from Elahe

Post #724 1.23K
سوال،
چرا هنگام گوش دادن سبک های خاصی از موسیقی، فرد رفتار حرکتی ریتمیکی دارد، سرش را تکان می دهد یا رفتار موزونی دارد؟

پاسخ هایی که دادید:

• یجور خودتنظیمی عصبی که شروعش از تپش قلب مادر تو رحم بوده که ورودی ریتمیک مداوم به مغز جنین بوده ک برابره با سیری ،تعادل ،ایمنی و ... پس ریتم میشه سلامتی برای نوزاد و خروج ا ریتم یعنی ناسازگاری. تو بزرگسالیم همین خودتنظیمیو موقع گوش دادن ب سبک خاصی از موزیک ریتمیک مجدد انجام میدیم . گاهی حتی موزیک نیست، میتونه برای خیلیا راه رفتن باشه حتی این ریتم . کتاب زیر رفرنسه
Post #723 303
ده تا از انجمن های مطرح روانکاوی در انگلیس👇🏻

1. British Psychoanalytic Council - https://www.bpc.org.uk/

2. British Association of Counselling and Psychotherapy - https://www.bacp.co.uk/

3. UK Council for Psychotherapy - https://www.psychotherapy.org.uk/

4. Association of Child Psychotherapists - https://www.childpsychotherapy.org.uk/

5. The Tavistock and Portman NHS Foundation Trust - https://tavistockandportman.nhs.uk/

6. Institute of Psychoanalysis - https://psychoanalysis.org.uk/

7. British Society of Couple Psychotherapists and Counsellors - https://www.bscpcounselling.org.uk/

8. British Association of Psychotherapists - https://www.bap-psychotherapy.org/

9. Society of Analytical Psychology - https://analyticalpsychology.org/

10. The Bowlby Centre for attachment-based psychoanalytic psychotherapy - https://thebowlbycentre.org.uk/
www.bacp.co.uk British Association for Counselling and Psychotherapy BACP is the professional association for members of the counselling professions in the UK. We exist for one simple reason - counselling changes lives
Post #720 278
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →