Post #129
951
فیلم روزی روزگاری آبادان (محصول ۱۳۹۹) که اولین فیلم به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ است، نسبت به فیلمهای همدورهاش یک سروگردن بالاتر است. بازیگران توانستهاند با بازی در قابی کوچک، مهارتهای خود را به رخ مخاطب بکشند و داستان فیلم هم خصوصاً اگر اقتباسی نباشد، بسیار خلاقانه است. آبادان در طول درگیریهای متأخر آمریکا و عراق، دو بار مورد اصابت موشک قرار میگیرد، البته بدون تلفات جانی؛ یک بار در سال ۱۳۷۷ و یک بار در نوروز ۱۳۸۲. این دومی، الهامبخشِ نویسنده و کارگردانِ فیلم برای ساختِ فیلمی شده که بخش اولش روایتی از زندگی روزمرهٔ خانوادهٔ آبادانی و بخش دومش خیالپردازی پس از اصابت موشک به خانهٔ آنهاست. این بخش دوم که منتقدان آن را نقطهضعف فیلم دانستهاند (مثلا اینجا، اینجا و اینجا) اتفاقاً به نظرم نقطهقوت فیلم است، بهویژه اینکه دیالوگنویسی برای این بخش بسیار دشوار است و آذرنگ بهخوبی از پس آن برآمده. موشک، گسستی ناگهانی در روند فیلم ایجاد میکند و فضای سورئال فیلم آغاز میشود، همانطور که در سطح بالاتر، جنگ در همه جا جریان زندگی هرروزی را قطع میکند. این انقطاع و داستان خانوادهٔ آبادانی حالا پس از جنگدوازدهروزه که در آن چندین خانواده در حملههای موشکی سربهسر کشته شدهاند، به ما بسیار نزدیکتر است.