🗯 [یه نمایشنامهای هست به اسم «سِر توماس مور» که دربارۀ یه شورش توی لندنه و تاریخ نوشتهشدنش اوایل دهۀ 1590 میلادیه. این نمایشنامه احتمالاً هرگز اجرا نشده و فقط به شکل یه دستنویس آشفته موجوده که شامل دستخط پنج نفر متفاوته. بااینحال، این متن برای منتقدهای شکسپیری خیلی اهمیت داره، چون اتفاق نظر وجود داره که یکی از اون پنج نفر شکسپیر بوده. اگه واقعاً اینطور باشه، این دستنوشته تنها نمونهای از کار ادبی شکسپیره که به خط خودش به دست ما رسیده. هیچ متن دستنوشتۀ معاصر دیگهای از نمایشنامههای شکسپیر وجود نداره. تنها نمونههای دستخط شکسپیر، اون امضاهایی هست که روی اسناد حقوقی و تجاری، ازش باقی مونده. یه بخشی از «سِر توماس مور» رو که شکسپیر نوشته، یه مونولوگ شورانگیزه که شخصیت اصلی، یعنی مور، از شورشیها میخواد که خودشون رو جای کسایی بذارن که میخوان بهشون حمله کنن. بخشی از این مونولوگ رو ببینیم:]
🖋 اکنون به پادشاه بگویید،
زیرا اگر آزاردهنده سوگواری کند، او رحیم است،
آیا باید تا این حد از تعدی بزرگ خویش چشمپوشی کنید
مگر به طرد شما بینجامد؟ کجا خواهید رفت؟
به کدام کشور با ماهیت خطای خود (پناه خواهید برد)؟
(کجا) باید لنگر بیندازید؟ به سوی فرانسه یا فلاندرها
به ایالتی آلمانی، اسپانیایی، یا پرتغالی،
نه، هر جایی که با انگلستان پیوندی ندارد.
🖋 چرا، شما باید بیگانه باشید. آیا خشنود خواهید شد
مردمی را با خوی وحشی بیابید
که با خشونتی دهشتناک به شورش برخاستند
که خانهای را بر روی زمین از شما مضایقه کنند،
چاقوهای نفرتانگیز را بر گلوهایتان بسایند،
شما را چون سگان تحقیر کنند، گویی خداوندگار
نه به تو دِینی داشت و نه تو را آفرید و نه اینکه هیچ کدام از عناصر عالم
به سبب رفاه تو نبودند
بلکه فقط خلق شده برای آنان، چه میاندیشیدید
اگر با شما چنین سخیفانه رفتار میشد؟ این همان موقعیت بیگانگان است،
و این فقدان چون کوه انسانیت شما.
📚 از نمایشنامۀ «سِر توماس مور»، نوشتۀ ویلیام شکسپیر 📚
@philosophycafe
Post #13548
140
- ❤ 2