✅ اجازه دهید تمایزی قاطعتر از پیش، میان کارکرد و گرایش بگذاریم. اصل لذّت گرایشی است که در خدمت کارکردی عمل میکند، کارکردی که وظیفه آن رها ساختن دستگاه ذهنی از هیجانات به طور کامل یا ثابت نگه داشتن میزان هیجان در آن یا پایین نگه داشتن آن تا حد امکان است. ما هنوز با قاطعیت نمیتوانیم به نفع یکی از این شیوههای عمل تصمیم بگیریم؛ اما این امر روشن است که کارکردی که بدین گونه توصیف شد با عامترین و کلیترین تلاشهای تمامی مادهٔ زنده سروکار دارد، یعنی بازگشت به خاموشی و سکون دنیای غیرارگانیک. ما همه تجربه کردهایم که چگونه بیشترین لذتی که میتوانیم به آن دست یابیم، یعنی عمل جنسی، با فرو نشستن موقت هیجاناتِ بسیار شدتیافته ملازم است. مقیّد ساختن تکانه غریزی، کارکردی مقدماتی است که طراحی شده است تا هیجان را برای امحای نهایی آن در جریان لذّت ناشی از تخلیه آماده سازد.
...
✅ ... واقعیتِ مهم دیگر این است که غرایز زندگی تماس بسیار بیشتری با ادراکات درونی ما دارند - و به عنوان برهمزنندگان آرامش ظاهر میشوند و مداوماً تنشهایی را به وجود میآورند که رفع آنها با احساس لذّت قرین است - در حالیکه غرایز مرگ به نظر میرسد که کار خود را بیسروصدا انجام میدهند. به نظر میرسد که اصل لذّت عملاً در خدمت غرایز مرگ است.
➖➖➖
📚 «ورای اصل لذّت» / فروید ۱۹۲۰ / ترجمهی یوسف اباذری
➖➖➖
✅ @PhilosophyCafe ✅
Post #13547
161
- ❤ 1