TGViewer
Channel Public Channel
مطالعات خلیج فارس

مطالعات خلیج فارس

@pgulfstudies

﷽

کانال تحلیلی-خبری گروه خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد @mersadcss


ارتباط با ادمین: @Mers_ad
Subscribers
4.88K
Photos
1.7K
Videos
473
Links
3K

Showing posts older than #5776 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #5775 278
♨️ عبور از هرمز نیازمند وحدت سیاسی است؛ چرا زیرساخت‌های خلیج فارس بدون هم‌گرایی منطقه‌ای کارآمد نیستند؟

🔻 تحلیل «ناصر السید» در پایگاهی وابسته به اندیشکده چتم‌هاوس، به کالبدشکافی یک کلان‌روند در پساجنگ می‌پردازد. السید استدلال می‌کند توسعه مسیرهای صادراتی جایگزین برای تقلیل وابستگی به تنگه هرمز، به اولویتی حیاتی برای شورای همکاری خلیج فارس تبدیل شده است؛ با این حال، سرمایه‌گذاری انفرادی در احداث خطوط لوله یا توسعه بنادر به تنهایی کافی نیست و نیل به یک راهکار استراتژیک، نیازمند «وحدت سیاسی و هماهنگی لوجستیک در سطح کل شورا» در عصر تضعیف هم‌گرایی منطقه‌ای است. نویسنده ابعاد این معضل و راهکارهای خروج از آن را در سه محور تبیین می‌کند:

🔻 ۱. اثرات ناهمگون انسداد هرمز بر اعضای شورای همکاری:
طبق پیش‌بینی‌های گلدمن ساکس در مارس ۲۰۲۶، عمان و عربستان کمترین آسیب پذیری را داشته‌اند (کاهش افت GDP به زیر ۲ و ۵ درصد)؛ چرا که عمان در خارج از هرمز قرار دارد و سعودی با خط‌لوله شرق-غرب صادرات خود به دریای سرخ را به در مقدار قابل توجهی نگه‌داشته است. امارات نیز با خط‌لوله حبشان-فجیره (۱.۸ میلیون بشکه) و احداث خط دوم تا ۲۰۲۷، ظرفیت غیرهرمزی خود را تکمیل می‌کند. اما اعضای بدون دسترسی به درب پشتی—شامل کویت، قطر و بحرین—با افت شدید ۸ تا ۱۰ درصدی تولید ناخالص داخلی مواجه شده‌اند؛ تا جایی که کویت برای نخستین بار در ۳۰ سال گذشته یک ماه از صادرات بازماند و صادرات گاز مایع (LNG) قطر از ۷ میلیون تن به حدود ۸۰۰ هزار تن سقوط کرد.

🔻 ۲. ضرورت طرح‌های چندجانبه برای نجات بازندگان جغرافیایی:
برای خروج کویت، قطر و بحرین از بن‌بست، اتکا به زیرساخت‌های همسایگان الزامی است. خطوط لوله فرامرزی پیشین (مانند خط‌لوله نفتی سعودی-بحرین و پروژه گاز دلفین قطر به امارات و عمان) شواهد موفقیت این الگو هستند. پیشنهادهای جدید شامل توسعه خطوط لوله زمینی گاز قطر به عمان و امارات برای مایع‌سازی و صادرات از بنادر شرقی، ادغام ظرفیت ۴۰۰ هزار بشکه‌ای پالایشگاه بحرین در شبکه سعودی، و احداث خط‌لوله صادراتی کویت از طریق خاک عربستان است که پایدارترین گزینه برای کویت محسوب می‌شود.

🔻 ۳. لزوم تدوین چارچوب یکپارچه‌ی لوجستیک انرژی در دبیرخانه شورا:
عملیاتی شدن این طرح‌ها نیازمند واگذاری بخشی از «خودمختاری اقتصادی» اعضا به همسایگان است؛ امری که تنها در سایه یک چارچوب منطقه‌ای اعتمادپذیر میسر می‌شود. دبیرخانه دائمی شورای همکاری خلیج فارس مناسب‌ترین نهاد برای تدوین «چارچوب یکپارچه لوجستیک و ترانزیت انرژی» است. این دکترین با شفاف‌سازی قوانین، ایجاد سازوکارهای حمایتی و صیانت از خطوط لوله فرامرزی، نه تنها امنیت انرژی جمعی را تضمین می‌کند، بلکه پایداری کل اعضا را در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک آتی ارتقا می‌دهد.

🔹 ملاحظه: نویسنده به ما نمی‌گوید چگونه کشورهایی که در مورد اصل جنگ نتوانستند به یک هماهنگی نسبی و عمل مشترک برسند، می‌خواهند برای جبران پیامدهای آن و مدیریت اثرات ناهمگون وارد شده بر آنها، هماهنگ عمل کنند؟

https://kalam.chathamhouse.org/gulf-energy-can-bypass-the-strait-of-hormuz-but-only-with-political-unity/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Kalam Gulf energy can bypass the Strait of Hormuz, but only with political unity - Kalam The disruption of the Strait of Hormuz poses a major threat to the economic security of the Gulf Cooperation Council (GCC) states, which remain heavily
Post #5774 721
♨️ بحران بقیق؛ هشداری که بازارهای انرژی دچار بدفهمی آن شده‌اند

🔻 تحلیل «سیریل ویدرسهوون» در وبگاه اویل‌پرایس، به کالبدشکافی پیامدهای حمله جدید به مجتمع پالایشی بقیق آرامکو می‌پردازد. ویدرسهوون استدلال می‌کند که اهمیت واقعی این حادثه در «افت فوری میلیون‌ها بشکه نفت» نیست، بلکه در «افشای آسیب‌پذیری ساختاری سیستم صادراتی عربستان» است که معامله‌گران تصور می‌کردند دیگر وجود ندارد. اگرچه بازار فعلاً آرام است و سکوت سنگینی بر بازار انرژی حاکم است، اما شریان حیاتی نفت جهان بار دیگر در تیررس مواجهه مستقیم قرار گرفته است. نویسنده ابعاد این خطای محاسباتی بازار را در سه محور تبیین می‌کند:

🔻 ۱. بقیق؛ قلب تپنده‌ی پالایش و تثبیت نفت خام:
مجتمع بقیق با ظرفیت تثبیت شده بیش از ۷ میلیون بشکه در روز، مرکز اصلی فرآوری نفت میدان‌های عظیمی چون الغوار، خریص و شیبه است. تصاویر ماهواره‌ای اخیر سوختگی‌هایی را در اطراف کره‌های تثبیت‌کننده (Spheroid Vessels) نشان می‌دهد که گویای هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های اصلی فرآوری—و نه صرفاً مخازن ذخیره‌سازی—است. برخلاف مخازن که قابل جداسازی هستند، آسیب به بخش‌های فرآوری کل زنجیره را متوقف می‌کند؛ مسأله‌ای که حتی در صورت کوچک بودن خسارت فیزیکی، بازرسی‌ها و پروتکل‌های ایمنی طولانی‌مدتی را تحمیل خواهد کرد.

🔻 ۲. زوال هم‌زمان لایه‌های «پشتیبانی و جایگزینی»:
خطر اصلی زمانی آشکار می‌شود که بقیق در انزوا هدف قرار نگرفته است. فشارهای هم‌زمان گروه‌های مقاومت یمنی بر خط‌لوله شرق-غرب، بندر ینبع در دریای سرخ، پالایشگاه جیزان و شریان باب‌المندب، لایه‌های حمایتی و جایگزینی را که دهه‌ها ضامن اعتبار ریاض بود، فرسوده ساخته است. هدف مهاجمان نه حذف یک‌باره نفت، بلکه «خدشه‌دار کردن اطمینان بازار به تداوم صادرات سعودی» از طریق ایجاد ناامنی سیستماتیک در تمام حلقه‌های ترانزیت است.

🔻 ۳. بدفهمی معامله‌گران و تمرکز بر پایین‌دست:
معامله‌گران با تمرکز محض بر «حجم تولید بالا»، تاخیر میان آسیب‌های زیرساختی و عواقب تجاری آن را دست‌کم می‌گیرند. این بحران اثبات کرد گره اصلی در پایین‌دست و ظرفیت‌های پالایشی قرار دارد. خطای بزرگ تحلیل‌گران ارزیابی اثرات با متر «بشکه‌های ازدست‌رفته» است؛ در حالی که تحمیل بازرسی‌های مکرر، تعویق تعمیرات، جهش هزینه‌های بیمه و اختلال در جدول بارگیری نفتکش‌ها، ریسک استراتژیکی ایجاد می‌کند که به زودی هزینه‌های اضافی خطر را به قیمت‌های پایه تزریق خواهد کرد.

https://oilprice.com/Energy/Crude-Oil/Abqaiq-Is-a-Warning-That-Oil-Markets-May-Be-Misreading.html

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Oil Price Abqaiq Is a Warning That Oil Markets May Be Misreading The latest attack on Saudi Aramco's Abqaiq facility highlights growing risks to the reliability of Saudi oil exports, even if production remains largely intact.
Post #5773 300
♨️گزارش‌ها از انفجار و آتش‌سوزی در منطقه صنعتی جبل‌علی دبی

🔻گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌ها از وقوع چندین انفجار در منطقه صنعتی جبل‌علی و محدوده این بندر در جنوب دبی حکایت دارد.

🔻بنابه این گزارش‌ها، بامداد امروز و حوالی ساعت ۲:۴۰ به وقت محلی، طی حدود ۲۰ دقیقه بین ۳ تا ۷ انفجار شنیده شده و متعاقب آن، ستون‌های غلیظ دود و آتش‌سوزی احتمالی در این منطقه مشاهده شده است.

🔻در همین حال، برخی منابع غیررسمی این حادثه را به حمله احتمالی موشکی یا پهپادی یمن نسبت داده‌اند و در مقابل، برخی گزارش‌ها احتمال می‌دهند که منشأ حادثه یک سانحه صنعتی بوده باشد.

🔻مقام‌ها و منابع رسمی امارات تاکنون واکنشی به این گزارش‌ها نشان نداده‌اند.

#امارات

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies
Post #5771 300
⭕️ آتش‌بس رسانه‌ای میان عربستان و امارات فروپاشید؟

اختلافات میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی بار دیگر به صدر اخبار بازگشته است؛ آن هم کمتر از دو هفته پس از اعلام «آتش‌بس رسانه‌ای» که در پی ماه‌ها مجادله و کشمکش میان دو طرف برقرار شده بود. این اختلافات پس از آن بار دیگر شعله‌ور شد که وزارت دفاع عربستان روز پنج‌شنبه (8 مرداد) از تشکیل یک ائتلاف دریایی برای حفاظت از دریای سرخ و تنگه باب‌المندب خبر داد؛ ائتلافی که امارات در میان ۱۴ کشوری که بیانیه تأسیس آن را امضا کرده‌اند، حضور ندارد. غیبت امارات در فهرست امضاکنندگان، موجی از واکنش‌ها را در میان حساب‌های کاربری […]

🔗 ادامه مطلب:
syaaq.com/38237

🏷 #عربستان #امارات #یمن #ائتلاف_دریایی

@PGulfStudies
Post #5770 267
♨️ آیا بازگشایی تنگه هرمز در دسترس است؟ نقش‌آفرینی عمان و اروپا در شکستن بن‌بست واشنگتن-تهران

🔻 تحلیل «جاناتان پافیکوف» در اندیشکده شورای آتلانتیک، به کالبدشکافی بن‌بست نظامی و دیپلماتیک در تنگه هرمز می‌پردازد. پافیکوف استدلال می‌کند باور دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو مبنی بر اینکه «ایران هنوز فشار کافی را برای انعطاف در مذاکرات احساس نکرده» کاملاً اشتباه است؛ زیرا ساختار قدرت در تهران برای حفظ بقای نظام حاضر به پرداخت هزینه‌های سنگین اقتصادی است. از آنجا که نه حملات هوایی آمریکا کارساز بوده و نه امکان مداخله نظامی زمینی وجود دارد، بازگشایی پایدار هرمز تنها از طریق «ابتکار مشترک عمان و ائتلاف بحری اروپا و آسیا» میسر خواهد بود. نویسنده چهار سناریوی پیش‌رو و راهکار چهارم را در سه محور تحلیل می‌کند:

🔻 یک: سناریوهای سه‌گانه و آسیب‌های حمله زمینی:
پافیکوف سه مسیر نخست را بررسی می‌کند: ۱. تداوم ناپایداری مدیریت‌شده (جنگ‌های تناوبی و آتش‌بس‌های شکننده)، ۲. توافق جامع آمریکا و ایران (که به دلیل بی‌اعتمادی عمیق بسیار بعید است)، و ۳. حمله زمینی آمریکا به سواحل هرمز و جزیره خارک. نویسنده تاکید می‌کند حمله زمینی یک «خطای فاحش استراتژیک» خواهد بود که نیروهای آمریکایی را در زمینی متخاصم وارد یک نبرد فرساینده بی‌نتیجه می‌کند، بدون آنکه دکترین تهران را تغییر دهد.

🔻 دو: ابتکار حقوقی و پدافندی عمان و ماموریت دریایی اروپا:
سناریوی چهارم و عملیاتی، استفاده از جایگاه حقوقی عمان است. طبق کنوانسیون حقوق دریاها، هرمز یک آبراه بین‌المللی در آب‌های سرزمینی دو کشور همجوار است. عمان باید موضع ایران بر کنترل آبراه را به چالش کشیده و اعلام کند کنترل یک‌جانبه تهران، حاکمیت مسقط را مخدوش می‌سازد. در گام دوم، مسقط باید از ماموریت امنیت دریایی تحت رهبری بریتانیا و فرانسه دعوت کند تا صرفاً در آب‌های سرزمینی عمان مستقر شوند. این اقدام بدون نقض آب‌های ایران، اهرم فشار جدید تهران را خنثی می‌سازد.

🔻 سه: تغییر محاسبات استراتژیک تهران و منافع اروپا:
اگرچه پذیرش این ماموریت برای رهبرانی چون اندی برنام، نخست‌وزیر بریتانیا، و امانوئل مکرون چالش‌های سیاسی داخلی دارد، اما حمله ایران به یک نیروی چندملیتی که به دعوت مسقط مستقر شده، ریسک تشکیل یک «ائتلاف جهانی ضدایرانی» را برای تهران ایجاد می‌کند؛ خطری که ایران از آن پرهیز خواهد کرد. این اقدام نه تنها شریان تجاری اروپا و آسیا را باز می‌سازد، بلکه روابط اروپایی‌ها با شورای همکاری را تحکیم می‌بخشد.

🔷 ملاحظه: نویسنده به این موضوع نپرداخته است که حضور یک ناوگان اروپایی برای امنیت کشتی‌های عبوری چه کاری می‌خواهد انجام دهد که حضور همه جانبه و با توان کامل آمریکا نتوانسته انجام دهد؟ سوال اصلی این است که چگونه می‌توان کشتی‌ها را در مقابل قدرت نامتقارن ایران به طور ایمن عبور داد؟ ورود ناوگان اروپایی کمکی به حل این سوال نمی‌کند.

https://www.atlanticcouncil.org/dispatches/how-oman-and-europe-can-open-the-strait-of-hormuz-for-good/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Atlantic Council How Oman and Europe can open the Strait of Hormuz for good Muscat should ask the British- and French-led maritime security mission to deploy to the strait within Omani territorial waters.
  • ❤ 1
Post #5769 262
♨️ محدودیت‌های استراتژیک نیروی هوایی سعودی و امارات علیه ایران؛ قدرت تکنولوژیک در غیاب دستاورد راهبردی

🔻 تحلیل «پل ایدون» در وبگاه امواج‌مدیا، به کالبدشکافی نقش واقعی و پنهانی نیروهای هوایی عربستان سعودی و امارات در جریان نبرد اخیر پرداخته است. اگرچه گزارش‌های روزنامه وال‌استریت ژورنال و رویترز فاش کردند که ریاض و ابوظبی دست به حملات هوایی بی‌سرصدا علیه مواضعی در جزایر قشم، ابوموسی، بندرعباس، جزیره خارک و حتی اهواز زدند، اما کارشناسان نظامی تاکید دارند که این مانورها صرفاً «پشتیبانی تحت چتر آمریکا و رژیم صهیونیستی» بوده و فاقد توانایی حملات عمیق و مستقل برای تغییر معادلات نظامی ایران است. نویسنده ابعاد این توانمندی‌ها و محدودیت‌های مادی را در سه محور تبیین می‌کند:

🔻 یک: حملات محدود با هدف احیای بازدارندگی:
رایان بول، تحلیل‌گر ارشد موسسه RANE، تاکید می‌کند که حملات هوایی سعودی و امارات به‌صورت بسیار محتاطانه و محدود طراحی شده بود تا صرفاً پیام بازدارندگی ارسال کند. اگرچه نیروی هوایی سعودی در جنگ یمن بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ بیش از ۲۵ هزار سورتی پرواز انجام داد، اما در برابر ایران تنها بخش کوچکی از ناوگان خود را به کار گرفت؛ زیرا عدم وجود اهداف معتبر و مؤثر جدید (پس از ۲۰ هزار حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی) و لزوم پرهیز از پاسخ سنگین موشکی سپاه، مانع از کارزار گسترده شد.

🔻 دو: برتری تکنولوژیک ناوگان خلیج فارس در برابر فرسودگی هوایی ایران:
جنگنده‌های نسل ۴.۵ عربستان (شامل F-15SA و یوروفایتر تایفون) و امارات (F-16 بلوک ۶۰ و میراژ ۲۰۰۰) از نظر فناوری، سیستم‌های جنگ الکترونیک و موشک‌های ضد رادار (AGM-88 HARM)، فرسنگ‌ها بر توان متعارف نیروی هوایی ایران برتری دارند. فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد اندیشکده واشینگتن، یادآور می‌شود که با وجود انهدام بخش عمده‌ای از پدافند و نیروی هوایی متعارف ایران توسط سنتکام، دکترین موشکی و پهپادی ایران کماکان برتری قطعی خود را در تهدید پایگاه‌های هوایی خلیج فارس حفظ کرده است.

🔻 سه: عجز از اجرای «حملات عمقی» بدون پشتیبانی فراملی:
سباستین روبلین، کارشناس هوانوردی نظامی، و رایان بول هم‌عقیده‌اند که نیروی هوایی عربستان و امارات توانایی برقراری یک کارزار هوایی در خطوط ساحلی خلیج فارس را دارند، اما بدون پشتیبانی سوخت‌رسانی، اطلاعاتی و جستجو و نجات (CSAR) از سوی آمریکا، قادر به اجرای حملات عمقی به مناطقی چون تهران یا اصفهان نیستند. علاوه بر این، سرنگونی یک F-15E و یک A-10 آمریکایی توسط پدافند ایران ثابت کرد که پذیرش ریسک پرواز بر فراز ایران برای ناوگان‌های کوچک‌تر عربی بسیار بالاست و نمی‌تواند تصمیمات استراتژیک تهران را تغییر دهد.

https://amwaj.media/en/article/the-strategic-limitations-of-saudi-and-uae-air-power-against-iran

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Amwaj.media The strategic limitations of Saudi and UAE air power against Iran After the Apr. 8 ceasefire during this year’s US-Israel war with Iran, reports emerged that the air forces of Saudi Arabia and the United Arab Emirates (UAE) had participated more in that conflict than previously understood. The Wall Street Journal first…
  • ❤ 1
Post #5768 246
♨️ تنگنای یمنی ریاض؛ تهدید شریان سرخ و معضل انتخاب میان افزایش تنش یا تحمل

🔻 تحلیل «فرانچسکو شیاوی» در المانیتور، به کالبدشکافی سرریز جدید جنگ به مرزهای جنوبی عربستان می‌پردازد. شیاوی استدلال می‌کند با تداوم انسداد تنگه هرمز، انصارالله یمن دکترین عملیاتی خود را از حملات نمادین به سمت انهدام «راهبرد صادراتی عربستان از طریق دریای سرخ» تغییر داده است؛ امری که ریاض را در موقعیت دشواری میان ورود دوباره به باتلاق یمن یا تحمل انهدام زیرساخت‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰ قرار داده است. نویسنده ابعاد این تنگنای ژئوپلیتیک و تحولات موازی را در سه محور تبیین می‌کند:

🔻 ۱. تهدید کریدور جایگزین و انسداد باب‌المندب:
پس از ناامنی هرمز، ریاض با اتکا به خط‌لوله ۱۲۰۰ کیلومتری شرق-غرب، صادرات خود به بندر ینبع در دریای سرخ را به ۷ میلیون بشکه در روز (بیش از ۷۰ درصد کل صادرات) رساند. اما حملات اخیر انصارالله به پالایشگاه جیزان (که موجب تعطیلی تولید ۴۰۰ هزار بشکه‌ای شد) و تاسیسات ینبع، نشان داد باب‌المندب به دومین نقطه فشار بدل شده است. راهکار اضطراری شرکت آرامکو برای ترانزیت نفت از طریق پایگاه «سیدی کریر» مصر و خط‌لوله SUMED نیز به دلیل دور زدن قاره آفریقا و طی مسیر از دماغه امید نیک، هزینه‌های لوجستیک و زمان تحویل به آسیا را به شدت افزایش داده است.

🔻 ۲. ردّ پیشنهاد عمان توسط تهران و مانور «سپر بحرین»:
در عرصه دیپلماتیک، طرح مسقط برای ایجاد الگویی نظیر تنگه مالاکا با مشارکت مالی خطوط کشتیرانی جهت بازگشایی هرمز، با پاسخ منفی ایران روبرو شد؛ چرا که تهران بر کنترل کامل مسیرهای ورودی تاکید دارد. هم‌زمان، کشورهای عضو شورای همکاری تمرینات نظامی «سپر بحرین» را برای ارزیابی یکپارچگی پدافندی آغاز کرده‌اند؛ در حالی که سنتکام و امارات، تاسیس نخستین کارگروه مشترک هوش مصنوعی دفاعی را در ابوظبی اعلام نمودند.

🔻 ۳. دوراهی سخت ریاض در یمن:
نویسنده نتیجه می‌گیرد عربستان راهکار آسانی در پیش ندارد: بازگشت به کارزار گسترده نظامی در یمن، تمام دستاوردهای چند سال گذشته برای خروج از جنگ و جذب سرمایه‌گذاری خارجی را نابود می‌کند، اما پاسخ محدود نظامی نیز حمله به شریان‌های انرژی کشور را به یک «نُرم دائمی» تبدیل خواهد ساخت. ریاض این بار نه صرفاً با یک تهدید مرزی، بلکه با چالش مستقیم علیه بقای اقتصادی روبروست.

https://www.al-monitor.com/newsletter/2026-07-29/riyadhs-yemen-dilemma

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
AL-MONITOR: The Middle Eastʼs leading independent news source since 2012 Riyadh's Yemen dilemma As Houthi attacks shift from symbolic strikes to Saudi energy infrastructure, Riyadh faces difficult choices over how far it is willing to go to protect its Red Sea strategy.
Post #5767 243
♨️ کویت و آینده‌ی گستره‌ی قدرت‌آفرینی آمریکا؛ لزوم بازتنظیم پیمان در پساجنگ

🔻 تحلیل «الیزابت دنت» در اندیشکده موسسه واشینگتن، به بررسی موقعیت ویژه و شکننده‌ی کویت در دکترین نظامی آمریکا می‌پردازد. دنت استدلال می‌کند کویت در جریان نبرد اخیر آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران، به اصلی‌ترین سیبل پاتک‌های موشکی و پهپادی ایران و گروه‌های شبه‌نظامی عراقی بدل شد و هزینه‌های سنگینی را در زیرساخت‌های انرژی، آب‌شیرین‌کن‌ها و شبکه مدنی متحمل گردید. با متوقف شدن عملیات‌ها، واشینگتن باید برای حفظ اعتبار خود، پیمان با کویت را از نو بازطراحی و تقویت کند. نویسنده ابعاد این چالش امنیتی و راهکارهای خروج از آن را در سه محور تبیین می‌کند:

🔻 یک: کویت به عنوان هاب لُجستیک و گسل‌های نوظهور:
کویت با میزبانی از چهارمین حضور بزرگ نظامی آمریکا (پایگاه علی‌السالم، کمپ عریفجان و کمپ بوهرینگ) و داشتن بیش از ۲۰ میلیارد دلار پرونده خرید تسلیحاتی، کلید طلایی دسترسی سریع پنتاگون به عراق و شمال خلیج فارس است. با این حال، جنگ اخیر اصطکاک‌های جدی میان دو کشور ایجاد کرد: آغاز نبرد بدون مشورت با کویت، سرنگونی اشتباهی سه جنگنده F-15 آمریکا توسط پدافند کویت و آسیب‌های ۴.۶ درصدی به تولید ناخالص داخلی کویت در سه ماهه اول ۲۰۲۶. علاوه بر این، ناتوانی چین در مهار ایران، ضرورت ابقای چتر امنیتی آمریکا را دوباره به کویت گوشزد کرد.

🔻 دو: چالش بازسازی پایگاه‌ها و سرریز سریع انبارها:
حملات ایران (از جمله حمله مرگبار ۱ مارس به بندر شعیبه) آسیب‌های جدی به تاسیسات وارد ساخت. واشینگتن اگرچه موافقت‌نامه‌های تسلیحاتی کلانی (شامل ۲ میلیارد دلار سامانه ضدپهپاد، ۸ میلیارد دلار رادار LTAMDS و ۱ میلیارد دلار سامانه پدافندی NASAMS) را تصویب کرده، اما محدودیت‌های تولید در صنایع دفاعی آمریکا باعث شده تحویل واقعی آن‌ها سال‌ها طول بکشد؛ امری که اعتماد کویت به سرعت بازسازی پدافندی‌اش را به شدت خدشه‌دار می‌کند.

🔻 سه: توصیه دکترینال به کاخ سفید برای ترمیم ائتلاف:
دنت به واشینگتن پیشنهاد می‌کند پنج گام فوری بردارد:
۱. بازنگری آرایش نیروها (Force Posture Review): مشورت مستقیم با کویت برای نوسازی و توزیع مجدد پایگاه‌ها.
۲. احیای تعاملات سیاسی سطح بالا: برقراری تماس‌های مستقیم میان ترامپ و امیر مشعل الاحمد.
۳. تسریع در تحویل تسلیحات: اولویت‌بخشی به سفارشات کویت و همکار‌ی با بریتانیا جهت تسریع در تامین موشک‌های پدافندی.
۴. ابتکار بازسازی و پایداری: همکاری در مقاوم‌سازی زیرساخت‌های حیاتی آب و انرژی.
۵. تعمیق شراکت فراتر از امور دفاعی: احیای گفتگوی استراتژیک آمریکا و کویت و توسعه همکاری‌های سایبری و دیپلماتیک.

https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/kuwait-and-future-us-power-projection

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
The Washington Institute Kuwait and the Future of U.S. Power Projection Given the country’s difficult experience during the Iran war, Washington should offer sustained political attention, practical assistance, and an expanded vision for the partnership’s future.
Post #5766 200

Forwarded from مطالعات یمن

♦️شرکت تحلیل‌ دریایی "Windward" اعلام کرد که داده‌های مربوط به سیستم شناسایی خودکار (AIS) و ردیابی ماهواره‌ای کشتی‌ها نشان می‌دهد که حداقل شش تانکر مرتبط با #عربستان سعودی– ازجمله Aramco Jubail، Aramco Ras Tanura، Al Dasma، Damsa، Landbridge Wisdom و Maran Canopus– به جای عبور از تنگه باب‌المندب، مسیر خود را تغییر داده و از حوالی #دماغه_امید_نیک رد شده‌اند.

♦️شرکت Windward اعلام کرد که ۲۲کشتی مرتبط با #چین ، در بازه زمانی ۲۰جولای تا ۲آگوست، بدون هیچ مشکلی از تنگه #باب_المندب عبور کرده و به بنادر سعودی رفته‌اند، در حالی که در همین بازه زمانی، چهار تانکر سعودی مورد حمله قرار گرفتند.

♦️ این شرکت همچنین اعلام کرد که کشتی‌های چینی در طول سفر خود، اطلاعات خود را از طریق سیستم AIS به طور کامل در دسترس صنعا قرار می‌دهند.

♦️به گفته Windward، این تغییر مسیر باعث افزایش مدت زمان برخی از سفرهای دریایی از حدود ۲۴ روز به بیش از ۵۶ روز شده است و تخمین زده می‌شود که هزینه هر سفر به میزان ۲ تا ۲.۵ میلیون دلار افزایش یابد.

🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
  • ❤ 1
Post #5765 227
♨️وال‌استریت‌ژورنال:‎ کشورهای خلیج فارس به‌دنبال مهار تنش با ایران؛ اختلاف ریاض و ابوظبی بر سر نحوه مواجهه با تهران

🔻وال‌استریت‌ژورنال (WSJ) در گزارشی نوشت: میانجی‌های منطقه‌ای، به‌ویژه قطر، طرح تازه‌ای را برای بازگشایی تنگه هرمز به ایران ارائه کرده‌اند و مقام‌های ایرانی نیز به آن واکنش مثبتی نشان داده‌اند.‎ همزمان، تهران پیشنهادهایی برای بازگشایی این گذرگاه راهبردی و لغو تحریم‌های نفتی مطرح کرده که به گفته منابع آگاه، چشم‌انداز پیشرفت مذاکرات را تقویت کرده است.‎ با این حال، هنوز مشخص نیست پیشنهاد جدید، چگونه یکی از مهم‌ترین نقاط اختلافی، یعنی خواسته ایران برای دریافت عوارض یا حق عبور از کشتی‌ها، که واشنگتن به شدت با آن مخالف است را، حل می‌کند.

🔻بنابه این گزارش، تنها چند ساعت پیش از اعلام لغو حملات، ولیعهد عربستان در تماس با ترامپ خواستار اولویت تنش‌زدایی و تداوم گفت‌وگوها شده است.

🔻در پشت پرده، کشورهای عربی خلیج فارس، از آنچه نبود یک راهبرد روشن از سوی آمریکا ذر ادامه جنگ می‌دانند، ناخرسند هستند؛ چرا که ادامه درگیری‌ها باعث شده خاک آن‌ها بارها هدف حملات ایران قرار گیرد.

🔻مقام‌های آمریکایی نیز گفته‌اند متحدان عرب واشنگتن در هفته‌های اخیر درخواست سامانه‌های رهگیر پدافندی بیشتر، و تضمین‌های مستمر درباره حفاظت نظامی آمریکا در صورت ادامه درگیری‌های متقابل شده‌اند.‎

🔻با این حال، موضع کشورهای عربی خلیج فارس درباره شیوه رویارویی با ایران یکسان نیست.؛ به نوشته WSJ، برخی کشورها مانند امارات از رویکردی سخت‌گیرانه‌تر در قبال تهران حمایت می‌کنند؛ از نگاه آن‌ها، تا زمانی که آمریکا درگیری را تشدید نکند، کنترل تنگه هرمز را به دست نگیرد و یا به بررسی عملیات زمینی نپردازد، سپاه پاسداران حاضر به صلح نخواهد شد.

🔻این درحالی است که عربستان همچنان دیپلماسی و جلوگیری از تشدید تنش را در اولویت قرار داده است.‎ ریاض پیش‌تر نیز با اقدام نظامی آمریکا برای بازگشایی هرمز مخالفت کرده بود که به شکاف دیپلماتیک میان این کشور و واشنگتن انجامید؛ هرچند عربستان در نهایت از موضع خود عقب‌نشینی کرد، اما مقام‌های آمریکایی گفته بودند آسیب واردشده به روابط دو کشور به آسانی جبران نخواهد شد.‎

🔻این گزارش همچنین می‌افزاید مقامات صهیونیست نیز دریافته‌اند که ترامپ همچنان دستیابی به توافق با ایران را به ورود به یک جنگ فراگیر ترجیح می‌دهد. به گفته «دنی سیترینوویچ» مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تل‌آویو، اگرچه رژیم صهیونی در آغاز توانست برخلاف هشدار کشورهای عربی، ترامپ را به عملیات نظامی متقاعد کند، اما اکنون کشورهای عربی خلیج فارس نفوذ بیشتری بر ترامپ دارند، در حالی که نفوذ نتانیاهو در حال کاهش است.‎

🔻سیترینوویچ می‌افزاید‎ همه می‌دانند اگر زیرساخت‌های ایران هدف حمله قرار گیرد، ایران نیز زیرساخت‌های کشورهای خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد.‎ ایران این درک را به‌ویژه در میان کشورهای خلیج فارس ایجاد کرده که چنین اقدامی هزینه بسیار سنگینی خواهد داشت.‎
🔗 WSJ
#عربستان #امارات

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies
The Wall Street Journal Gulf States Pressed Trump to Hold Off on Iran Strikes and Pursue Talks The president called off a planned attack late Saturday. Tehran has signaled openness to a new plan to open Strait of Hormuz, mediators said.
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #5764 275
♨️ چشم‌انداز صادرات نفت امارات؛ جهش پساجنگ و چالش‌های بازار در خروج از اوپک

🔻 تحلیل «بن کیهیل» در پایگاه موسسه کشورهای عربی خلیج، به کالبدشکافی تحولات بازار نفت خلیج فارس در پی شکست تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن میان آمریکا و ایران می‌پردازد. کیهیل استدلال می‌کند که با از بین رفتن بافرهای قیمتی و اوج‌گیری مجدد نفت برنت به سمت ۱۰۰ دلار، بازگشایی سه هفته‌ای تنگه هرمز در ژوئن، پیش‌نمایشی از سرعت بازگشت صادرات تولیدکنندگان خلیج فارس—به ویژه امارات متحده عربی—را در صورت حصول یک توافق پایدار به نمایش گذاشت. نویسنده ابعاد این بازار متلاطم و دکترین جدید ابوظبی را در سه محور تبیین می‌کند:

🔻 یک: فروپاشی سپر پدافندی بازار و پتانسیل جهش صادرات:
چهار بافر اصلی که مانع از جهش شدید قیمت‌ها شده بودند—از جمله آزادسازی ذخایر راهبردی، افزایش صادرات آمریکا و کاهش واردات چین—به انتهای کارایی خود رسیده‌اند. با کاهش شدید عبور نفتکش‌ها از هرمز به متوسط روزانه ۱۴ فروند و تهدیدات جدید در باب‌المندب، قیمت نفت برنت به ۹۳ دلار رسید. با این حال، بازگشایی کوتاه در ژوئن نشان داد که عرضه جهانی می‌تواند به سرعت ۴.۱ میلیون بشکه در روز افزایش یابد؛ زمانی که صادرات امارات به ۳.۸ میلیون بشکه (حتی بالاتر از سطح پیش از جنگ) جهش کرد.

🔻 دو: راهکارهای خلاقانه امارات و دکترین خروج از اوپک:
امارات حتی پیش از گشایش موقت هرمز، با استفاده از روش‌هایی مانند خاموش کردن فرستنده‌ها (Dark Transit) و انتقال کشتی‌به‌کشتی در شرق تنگه، صادرات خود را حفظ کرد. خروج تاریخی امارات از اوپک در آوریل ۲۰۲۶—که پس از سال‌ها نارضایتی از سهمیه‌های تولید رخ داد—نشان‌دهنده تصمیم ابوظبی برای تجاری‌سازی سرمایه‌گذاری‌های سنگین دهه گذشته است. ابوظبی با ظرفیت فعلی ۴.۸۵ میلیون بشکه در روز، مایل است هرچه سریع‌تر به هدف ۵ میلیون بشکه‌ای خود تا سال ۲۰۳۰ دست یابد.

🔻 سه: چشم‌انداز پساجنگ؛ چالش اوپک در مدیریت مازاد عرضه:
اگرچه با شکست توافق ۱۴ ماده‌ای و حملات مجدد به زیرساخت‌ها، خوش‌بینی‌های ژوئن کمرنگ شده، اما در صورت نیل به صلح، کشورهای خلیج فارس برای جبران درآمدهای ازدست‌رفته، تولید را به حداکثر خواهند رساند. در این میان، امارات بیشترین انگیزه را برای جهش صادرات خواهد داشت. این امر اوپک پلاس را پس از پایان کاهش‌های داوطلبانه، با چالش جدیدی برای مدیریت «مازاد عرضه» روبرو می‌کند؛ تنش جدیدی برای عربستان سعودی در غیاب امارات که سابقاً شریکی قابل اعتماد در کاهش تولید بود.


https://agsi.org/analysis/a-glimpse-of-uae-oil-export-plans/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
AGSI A Glimpse of UAE Oil Export Plans - AGSI A brief reopening of oil exports in June suggested the path ahead for the United Arab Emirates.
Post #5763 302
♨️ تخلف دیپلماتیک ترامپ در توافق هسته‌ای با ریاض؛ انهدام دکترین چنددهه‌ای عدم اشاعه

🔻 تحلیل «دانیل کورتزر» و «آرون دیوید میلر» در نشریه فارن پالیسی، به کالبدشکافی امضای توافق‌نامه هسته‌ای میان آمریکا و عربستان سعودی می‌پردازد. نویسندگان این اقدام را نمونه‌ای بارز از «تخلف و ناکارآمدی دیپلماتیک» می‌دانند که شالوده دکترین ۵۰ ساله آمریکا در منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای را از بین می‌برد؛ چرا که به ریاض اجازه می‌دهد در تاسیساتی بومی با فرمول «جعبه سیاه» دست به غنی‌سازی اورانیوم بزند. نویسندگان ابعاد این بی‌تدبیری استراتژیک را در سه محور تبیین می‌کنند:

🔻 یک: فروپاشی الگوی امارات و پیام‌های تناقض‌آمیز ترامپ:
توافق اخیر، استاندارد سخت‌گیرانه سال ۲۰۰۹ با امارات (ممنوعیت مطلق غنی‌سازی و بازپردازش) را به‌کلی نادیده گرفته است. از سوی دیگر، دونالد ترامپ بلافاصله پس از امضای پیمان در ۲۲ ژوئیه توسط وزرای انرژی دو کشور، در یک پست رسانه‌ای شرط جدیدی مبنی بر «عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی (پیمان ابراهیم)» را مطرح کرد؛ شرطی که به دلیل اصرار ریاض بر ایجاد راهکار برگشت‌ناپذیر کشوری مستقل برای فلسطین، عملاً توافق را منهدم می‌کند. علاوه بر این، ادعای ترامپ مبنی بر اینکه «غنی‌سازی در خاک سعودی صورت نخواهد گرفت» کاملاً با متن امضاشده در تعارض است.

🔻 دو: انگیزه تجاری واشینگتن و آسیب به اعتبار بین‌المللی:
تیم مذاکره‌کننده ترامپ بدون توجه به پیچیدگی‌های سیاسی منطقه و مشاوره با رژیم صهیونیستی، صرفاً با انگیزه رونق‌بخشی به صنعت هسته‌ای آمریکا و جذب سرمایه‌گذاری‌های کلان سعودی وارد این معامله شد. این رفتارهای زیگزاگی و تغییر یک‌جانبه شروط، ضربه‌ای مهلک به اعتبار دیپلماتیک واشینگتن وارد کرده و مانورهای تبلیغاتی ایران در غیرقابل‌اعتماد بودن آمریکا را تقویت کرده است.

🔻 سه: ترومای «اتم برای صلح» و فقدان عقلانیت دیپلماتیک:
نویسندگان با یادآوری برنامه «اتم برای صلح» سال ۱۹۵۷ با ایران عصر پهلوی، هشدار می‌دهند که اعطای زیرساخت‌های هسته‌ای به حکومت‌های خودمختار می‌تواند در آینده به یک تهدید امنیت ملی تبدیل شود. آن‌ها نتیجه می‌گیرند که سیاست خارجی ترامپ برپایه کوتاه‌بینی و عدم وجود «نظارت بالغانه» اداره می‌شود و اضافه کردن ناگهانی شرط عادی‌سازی—اگرچه به‌طور تصادفی خدمات بزرگی به عدم اشاعه کرد—اما نشان‌دهنده نبود دکترین استراتژیک در کاخ سفید است.

https://foreignpolicy.com/2026/07/27/trump-nuclear-saudi-arabia-deal-iran-israel/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Foreign Policy Trump’s Saudi Nuclear Deal Is Diplomatic Malpractice The pact would erase decades of U.S. counterproliferation policy.
Post #5762 536
♨️ خطرپذیری امارات در برابر ایران؛ موازنه میان تنش‌زدایی اقتصادی و تحکیم ائتلاف با تل‌آویو

🔻 گزارش «اندرو انگلند» و «نیکلاس پاراسی» در فایننشال تایمز، به کالبدشکافی دکترین نوین امارات در پساجنگ می‌پردازد. امارات پس از تحمل نزدیک به ۳۰۰۰ حمله موشکی و پهپادی ایران و اتخاذ تندترین موضع هجومی در میان همسایگان، اکنون دست به یک «قمار بزرگ» زده است: «بازگشایی محتاطانه شریان‌های دیپلماتیک و تجاری با تهران، هم‌زمان با تعمیق بی‌سابقه روابط دفاعی با رژیم صهیونیستی و آمریکا». این تغییر ریل، بازتابی از پراگماتیسم کشوری کوچک اما ثروتمند است که صیانت از موقعیت خود به عنوان هاب مالی و گردشگری منطقه را بر هر اصل دیگری مقدم می‌داند. نویسندگان ابعاد این دکترین موازنه را در سه محور تحلیل می‌کنند:

🔻 یک: مدیریت تنش‌زدایی توسط سه برادر و بازگشت لنج‌های دبی:
شیخ محمد بن زاید (MBZ)، رئیس امارات، ماموریت حساس تنش‌زدایی با تهران را به سه برادرش—شیخ منصور (نایب‌رئیس)، شیخ عبدالله (وزیر خارجه) و شیخ طحنون (مشاور امنیت ملی)—واگذار کرده است. گفتگوهای شیخ منصور با محمدباقر قالیباف و تماس شیخ عبدالله با عباس عراقچی، شالوده بازگشت لنج‌های سنتی دبی، پروازهای خطوط ایرانی و بازگشت ۲۰ هزار مقیم ایرانی را فراهم ساخت. اگرچه ابوظبی هرگونه انتقال مالی به تهران را تکذیب می‌کند، اما مقامات دبی و فعالان اقتصادی تأکید دارند که بازار مصرف ایران و واردات محصولات پایه (نظیر کشاورزی) برای اقتصاد دبی حیاتی است.

🔻 دو: تقویت لایه‌های پدافندی با سامانه پرتو آهنین رژیم صهیونیستی و حمایت واشینگتن:
علی‌رغم تنش‌زدایی تاکتیکی با تهران، امارات بی‌اعتمادی عمیقی به ایران دارد و ائتلاف امنیتی با رژیم صهیونیستی را تا بالاترین سطح ارتقا داده است. استقرار سامانه‌های گنبد آهنین و سامانه لیزری پیشرفته «پرتو آهنین» (Iron Beam) توسط تل‌آویو در نخستین هفته‌های جنگ، به همراه دوبرابر شدن حجم سفارت رژیم صهیونیستی در ابوظبی و حضور دائم شرکت‌های دفاعی رژیم صهیونیستیی، شالوده جدیدی آفریده است. از سوی دیگر، واشینگتن با اعطای دسترسی آسان‌تر امارات به تجهیزات نظامی و تراشه‌های هوش مصنوعی، نقش خود را به عنوان ضامن نهایی تثبیت کرد.

🔻 سه: دکترین پایداری و دور زدن فیزیکی تنگه هرمز:
امارات با درک آسیب‌پذیری زیرساخت‌هایش، دکترین پایداری جدیدی را اجرا می‌کند: شرکت DP World احداث دو ترمینال جدید در بندر فجیره (ساحل شرقی) را آغاز کرده تا وابستگی به بندر جبل‌علی (که به دلیل انسداد هرمز تنها با ۱۰ درصد ظرفیت کار می‌کرد) را تقلیل دهد. شرکت ادنوک نیز ساخت خط‌لوله جدید برای دوبرابر کردن صادرات نفت به فجیره را شتاب داده است. با وجود انقباض گردشگری و تعطیلی برخی هتل‌های مجلل دبی، تمکن ۲ تریلیون دلاری صندوق‌های حاکمیتی و جهش تولید نفت ادنوک به ۴.۱ میلیون بشکه پس از خروج از اوپک، حفاظ‌های مالی محکمی برای عبور امارات از این منطقه خاکستری فراهم ساخته است.

https://www.ft.com/content/6d2d0b89-0d26-4e49-8e52-a53bdc178974?syn-25a6b1a6=1

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Post #5761 345
♨️ بازطراحی پیمان‌های امنیتی آمریکا و خلیج فارس؛ گذار از دکترین «ضامن» به «یکپارچه‌ساز»

🔻 تحلیل «آلیسون ماینر» و «آلینا رومانوفسکی» در اندیشکده شورای آتلانتیک، به کالبدشکافی لزوم بازتنظیم روابط امنیتی واشینگتن و شورای همکاری در پساجنگ می‌پردازد. نویسندگان استدلال می‌کنند حملات بی‌سابقه موشکی و پهپادی ایران به پادشاهی‌های عرب در کنار عدم مشورت‌گیری واشینگتن پیش از آغاز کارزار نظامی، فرضیات ربع قرن گذشته درباره ابهام استراتژیک و چتر حمایتی آمریکا (دکترین کارتر) را منهدم ساخته است. واشینگتن برای صیانت از نفوذ خود و متناسب‌سازی حضور نظامی‌اش، باید رسماً دکترین خود را از «ضامن امنیت» به «یکپارچه‌ساز امنیت» تغییر دهد. نویسندگان ابعاد این گذار استراتژیک را در سه محور تبیین می‌کنند:

🔻 یک: فروپاشی معامله سنتی و شکست ابهام استراتژیک:
پیمان امنیتی واشینگتن با خلیج فارس از زمان جنگ ۱۹۹۰ کویت بر پایه «ابهام صریح» استوار بود و به آمریکا اجازه می‌داد در ازای دسترسی به پایگاه‌ها و تثبیت نفوذ اقتصادی، به عنوان حامی منطقه عمل کند. اما عبور از خطوط قرمز امنیت اعضا در نبردهای اخیر، بی‌اعتمادی انباشته‌شده از زمان مذاکرات هسته‌ای اوباما و حمله ۲۰۱۹ به آرامکو را به اوج رساند. در صورتی که واشینگتن الگوی همکاری خود را شفاف و بازتعریف نکند، پادشاهی‌های عرب به سمت ایجاد ساختارهای مستقل سیاسی و امنیتی بدون واشینگتن حرکت خواهند کرد.

🔻 دو: ماهیت دکترین «یکپارچه‌ساز امنیت»:
نقش یکپارچه‌ساز بدین معناست که آمریکا دیگر مستقیماً تضمین‌کننده تک‌تک کشورهای منطقه نیست، بلکه به جای تحمیل اراده یا اقدام یک‌جانبه (نظیر آغاز جنگ ۲۰۲۶ بدون هماهنگی با اعضا)، توانمندی بومی همسایگان برای دفاع از خود را ارتقا داده و پاسخ‌های جمعی را موازنه می‌کند. این دکترین به جای طرح‌های جامع و ناکام (مانند پیمان مسا - MESA)، بر طرح‌های عملیاتی در دسترس استوار است.

🔻 سه: ارکان سه‌گانه یکپارچه‌سازی پدافندی:
سه عرصه اصلی عملکرد واشینگتن به عنوان یکپارچه‌ساز عبارتند از: «پدافند هوایی یکپارچه»، «عملیات دریایی مشترک» و «تبادل اطلاعات». واشینگتن باید با بهره‌گیری از قدرت اجماع‌سازی، اتصال شبکه‌های غیرهم‌سو و ارائه تکنولوژی‌های پیشرفته، بستری را فراهم کند که اعضا بدون وابستگی مطلق، از توان اجماع‌سازی و فناوری آمریکایی بهره‌مند شوند. در این میان، حضور رژیم صهیونیستی نیز تنها زمانی کارساز است که صیانت از امنیت آن به قیمت تضعیف منافع سایر هم‌پیمانان عرب تمام نشود.

https://www.atlanticcouncil.org/dispatches/how-to-reset-us-gulf-security-partnerships/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Atlantic Council How to reset US-Gulf security partnerships Washington can preserve its influence in the Middle East while rightsizing US military commitments in the region to better align with its strategic interests.
Post #5760 881
♨️حملات یمن، خط تولید کارخانه بزرگ روغن‌سازی آلمان در ینبع را متوقف کرد؟

🔻شرکت آلمانی «فوکس» (FUCHS)، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان روانکار در جهان، اعلام کرد که در پی آتش‌سوزی گسترده ۲۵ ژوئیه و وارد آمدن خسارات سنگین، فعالیت‌های تولیدی کارخانه مشترک «الحمرانی-فوکس» در بندر ینبع عربستان سعودی تا اطلاع ثانوی متوقف شده است.

🔻کارخانه ینبع، سومین کارخانه بزرگ فوکس پس از واحدهای آلمان و چین، ظرفیت تولید سالانه حدود ۱۵۰ هزار تن انواع روغن موتور، روانکار و گریس را دارد و علاوه بر بازار عربستان، به ۲۶ کشور نیز صادرات انجام می‌دهد.

🔻اگرچه فوکس اعلام کرده که با اتکا به موجودی انبارها و سایر واحدهای تولیدی، از اختلال در زنجیره تأمین جلوگیری خواهد کرد، اما در صورت تداوم توقف فعالیت این کارخانه، احتمال بروز تأخیر در تحویل سفارش‌ها، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و تشدید فشار بر بازار روانکارها، به‌ویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، وجود دارد.‎

🔻با اینکه شرکت فوکس و همچنین مقامات سعودی از اعلام علت دقیق حادثه خودداری کرده‌اند اما، برخی گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌ها این آتش‌سوزی را با حملات پهپادی و موشکی روز شنبه (25 ژوئیه) یمن به بنادر عربستان و همچنین تشدید محاصره دریایی تأسیسات و زیرساخت‌های نفتی این کشور مرتبط می‌دانند.

#عربستان

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies
Post #5759 275
♨️ توافق‌نامه هسته‌ای آمریکا و عربستان؛ موارد متغیر و موضوعات به تعویق افتاده

🔻 تحلیل «لودویکا کاستلی» و «نور عید» در پایگاه استیمسون، به کالبدشکافی ابعاد پنهان توافق همکاری هسته‌ای غیرنظامی (توافق ۱۲۳) میان واشینگتن و ریاض می‌پردازد. امضای این پیمان توسط کریس رایت و شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، شالوده شراکت چند میلیارد دلاری سی‌ساله‌ای را بنا نهاد؛ هرچند ابراز نظرهای دونالد ترامپ درباره شرط‌گذاری عادی‌سازی با تل‌آویو و نفی غنی‌سازی بومی، ابهامات ناظران را در قبال پایداری حقوقی آن افزایش داده است. نویسندگان پیامدها و معضلات ساختاری این توافق را در سه محور تبیین می‌کنند:

🔻 یک: مدل «جعبه سیاه» و تعویق تصمیم‌گیری درباره غنی‌سازی:
طبق مفاد گزارش‌شده، این توافق موضوع غنی‌سازی را حل نکرده، بلکه آن را به نتایج یک مطالعه مشترک دو ساله موکول ساخته است. در صورت تأیید توجیه تجاری، غنی‌سازی تحت فرمول «جعبه سیاه» (Black Box) انجام می‌شود؛ بدین معنا که تاسیسات توسط آمریکایی‌ها احداث شده و عربستان بدون دسترسی به فناوری‌های حساس، صرفاً بهره‌برداری تجاری خواهد داشت. نویسندگان با مرور سابقه کنسرسیوم «یورودیف» در زمان شاه ایران و رخنه عبدالقدیر خان در «اورنکو»، یادآور می‌شوند که کارآمدی مدلی مانند جعبه سیاه نه به موانع تکنولوژیک، بلکه به ثبات بلندمدت نهادی و نظارت‌های صامت بستگی دارد.

🔻 دو: فروپاشی «استاندارد طلایی» و دوگانه آمریکا در قبال ایران:
عربستان از امضای «استاندارد طلایی» (مانند امارات در ۲۰۰۹ که غنی‌سازی بومی را کلاً نفی کرد) و اجرای پروتکل الحاقی امتناع کرده و صرفاً به توافق‌نامه پادمان جامع (CSA) و یک پادمان دوجانبه متکی است. تناقض اصلی در زمانی رخ می‌دهد که آمریکا هم‌زمان با کارزار نظامی علیه غنی‌سازی ایران، با زیرساخت‌های هسته‌ای سعودی موافقت می‌کند؛ بی‌آنکه ریاض نیازی به غنی‌سازی بومی داشته باشد، زیرا حتی در صورت غنی‌سازی در خاک سعودی، اورانیوم برای تبدیل به میله‌های سوخت کماکان باید به خارج ارسال شود.

🔻 سه: انگیزه تجاری واشینگتن و مخاطرات امنیت فیزیکی:
هدف واشینگتن تجدید حیات صنعت هسته‌ای آمریکا (از جمله شرکت وستینگهاوس) و مسدود کردن نفوذ چین و روسیه در بازار پر سود خلیج فارس است. با این حال، در محیط متلاطم پساجنگ ۲۰۲۶ که تاسیسات زاپروژیا، براکه امارات و سایت‌های ایران هدف قرار گرفته‌اند، چالش اصلی نه فقط پادمان‌ها، بلکه صیانت فیزیکی از تاسیسات هسته‌ای در زمان بحران‌های نظامی است؛ معضلی که نیازمند ایجاد اعتمادسازی بومی و پیمان‌های منطقه‌ای نظیر توافق ۱۹۸۸ هند و پاکستان است.

https://www.stimson.org/2026/what-the-us-saudi-nuclear-agreement-may-change-and-what-it-may-defer/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Stimson Center What the US–Saudi Nuclear Agreement May Change and What it May Defer • Stimson Center Even if uranium were enriched in Saudi Arabia, it would still need to be transported abroad to be manufactured into reactor fuel assemblies.
Post #5758 301
♨️ تلاش کویت برای دستیابی به پیمان دفاعی پاکستانی؛ بازدارندگی چندلایه در برابر تهاجمات پساجنگ

🔻 گزارش «سابینا صدیقی» در المانیتور، به بررسی رایزنی‌های کویت و پاکستان برای توسعه همکاری‌های نظامی در پی حملات موشکی و پهپادی ایران می‌پردازد. کویت که با میزبانی از ۱۳ هزار و ۵۰۰ نیروی آمریکایی در پایگاه‌های عریفجان و علی‌السالم به یکی از خطوط مقدم نبرد تبدیل شده و تاسیسات حیاتی آب‌شیرین‌کن آن هدف قرار گرفته است، به دنبال الگوبرداری از توافق‌نامه دفاع متقابل استراتژیک (SMDA) میان ریاض و اسلام‌آباد است. با این حال، حفظ توازن در روابط پاکستان با ایران و شورای همکاری خلیج فارس، دستیابی کویت به یک پیمان دفاعی کامل را با چالش‌های مواجه می‌سازد. نویسنده ابعاد این تحرکات دفاعی را در سه محور تحلیل می‌کند:

🔻 یک: تمایل کویت به بازدارندگی و حدود مشارکت نظامی پاکستان:
گزارش‌ها نشان می‌دهد کویت در پی جذب نیروهای متخصص، جنگنده‌ها، پهپادها و سامانه‌های پدافند هوایی یکپارچه از پاکستان است. کارشناسان نظامی تاکید دارند که احتمال امضای یک پیمان دفاعی کامل با تعهدات رزمی مستقیم تنها حدود ۳۰ درصد است؛ زیرا اسلام‌آباد تمایلی به اعزام نیروهای رزمی ندارد و ترجیح می‌دهد مشارکت خود را به اعزام نیروهای پشتیبانی، آموزشی، اپراتورهای پدافند و تیم‌های پهپادی تحت فرماندهی مستقل پاکستانی محدود کند. این مدل به پاکستان اجازه می‌دهد بدون فرستادن یگان‌های رزمی اصلی خود، از هم‌پیمانان خلیج فارس پشتیبانی کند.

🔻 دو: فاکتور ایران و دکترین موازنه اسلام‌آباد:
بزرگ‌ترین مانع در مسیر تعمیق این پیمان، همسایگی پاکستان با ایران و مرزهای حساس مشترک است. اسلام‌آباد به دنبال حفظ نقش میانجی‌گرانه خود میان تهران و پایتخت‌های عربی است. اگرچه ایران با مانورهای مشترک و تعاملات دیپلماتیک تا حدی با نقش دوگانه پاکستان کنار آمده، اما هرگونه رهگیری مستقیم موشک‌ها یا پهپادهای ایرانی توسط تجهیزات پاکستانی در کویت، می‌تواند واکنش و حساسیت شدید تهران را برانگیزد و به چالش‌های امنیتی در مرزهای سیستان و بلوچستان دامن بزند.

🔻 سه: رقابت منطقه‌ای و انگیزه‌های اقتصادی اسلام‌آباد:
برای پاکستان، پاسخ به درخواست کویت یک فرصت استراتژیک برای نفوذ در خلیج فارس و بازپسگیری فضایی است که هند در سال‌های اخیر اشغال کرده است. علاوه بر این، پاکستان از این طریق می‌تواند کمبودهای انرژی خود را جبران کرده و منافع اقتصادی مادی کسب کند. با این حال، تحرکات مشابه در بحرین، اردن و ترکیه نشان می‌دهد که کشورهای منطقه به دلیل کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا، به سمت ایجاد یک پوشش امنیتی جایگزین و بومی حرکت می‌کنند.

https://www.al-monitor.com/originals/2026/07/can-kuwait-secure-saudi-style-defense-pact-pakistan

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
AL-MONITOR: The Middle Eastʼs leading independent news source since 2012 Can Kuwait secure a Saudi-style defense pact with Pakistan? Kuwait and other GCC states are looking to Pakistan, among other countries, for alternate security arrangements and multilayered deterrence.
Post #5757 338
♨️ دومینوی هسته‌ای در خاورمیانه؛ توافق ترامپ با ریاض و انهدام دکترین عدم اشاعه

🔻 تحلیل «آزریل برمانت» در فارن پالیسی، به کالبدشکافی پیامدهای سهمگین توافق ۳۰ ساله هسته‌ای واشینگتن با عربستان سعودی می‌پردازد. برمانت استدلال می‌کند موافقت دونالد ترامپ با انتقال فناوری هسته‌ای غیرنظامی به ریاض و احتمال اعطای مجوز برای ایجاد «تاسیسات بومی غنی‌سازی اورانیوم» در خاک سعودی، دومینوی اشاعه تسلیحات هسته‌ای در پساجنگ را کلید زده است. این اقدام بدون اخذ امتیاز عادی‌سازی روابط با تل‌آویو (پیمان ابراهیم)،ضربه‌ای مرگبار به استراتژی بازدارندگی رژیم صهیونیستی وارد ساخته است. نویسنده ابعاد این وضعیت ژئوپلیتیک را در سه محور کالبدشکافی می‌کند:

🔻 یک: فروپاشی «استاندارد طلایی» و انفعال تل‌آویو:
برخلاف توافق ۲۰۰۹ آمریکا با امارات که بر پایه «استاندارد طلایی» (ممنوعیت مطلق غنی‌سازی بومی و بازرسی‌های صامت پروتکل الحاقی) بنا شد، توافق ترامپ با ریاض فاقد این محدودیت‌های سخت‌گیرانه است. در حالی که نتانیاهو و وزیر اقتصادش (نیر برکات) کوشیده‌اند با توجیه «تحت نظارت بودن طرح توسط آمریکا» یا مشروط‌سازی آن به پیمان ابراهیم، خشم افکار عمومی را مهار کنند، آویگدور لیبرمان، وزیر خارجه سابق، صراحتاً اعلام کرد: «اعطای مجوز غنی‌سازی در خاک سعودی، عبور از خط قرمز و پرتاب خاورمیانه به یک مسابقه دیوانه‌وار تسلیحاتی است؛ چرا که هر برنامه نظامی از دل یک پروژه مدنی متولد می‌شود.»

🔻 دو: انگیزش پکن و مسکو و تحریک دکترین مهار ایران:
توجیه پنتاگون مبنی بر اینکه «مشارکت آمریکا به مراتب از غنی‌سازی سعودی با تکیه بر روسیه یا چین امن‌تر است»، شکننده است. ریاض هرگز پنهان نکرده که در صورت عبور ایران از آستانه هسته‌ای، بلافاصله به سمت تسلیحات اتمی خواهد رفت. از سوی دیگر، فرسایش بازرسی‌ها در پساجنگ ۲۰۲۶ و ترمیم سیلوهای موشکی ایران، انگیزه تهران برای «نظامی‌سازی فوری» را دوچندان می‌کند؛ زیرا غنی‌سازی بومی سعودی، لزوم داشتن یک بازدارنده مادی را برای ایران قطعی می‌سازد.

🔻 سه: مسابقه تسلیحاتی و تسری غنی‌سازی به ترکیه و مصر:
برمانت نتیجه می‌گیرد اگر چراغ سبز غنی‌سازی به ریاض اعطا شود، بازیگرانی چون ترکیه (که ترامپ فروش F-35 به آن را از سر گرفته) و مصر نیز بلافاصله حق مشابهی را مطالب خواهند کرد. ترامپ برای تضمین سودهای میلیارد دلاری شرکت‌های آمریکایی و حذف رقبا، ریسک تسلیحاتی شدن منطقه را نادیده گرفته است؛ دکترین خطرناکی که خاورمیانه پساجنگ را نه به سمت صلح، بلکه به سوی یک مسابقه هسته‌ای غیرقابل‌کنترل سوق می‌دهد.

https://foreignpolicy.com/2026/07/23/trump-us-saudi-nuclear-deal-weapons-iran-israel-arms-race/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Foreign Policy Trump Is Triggering a Middle East Nuclear Arms Race His deal to provide nuclear technology to Saudi Arabia encourages weaponization.
Post #5756 562
♨️ آیا حمله به همسایگان خلیج فارس، خودزنی راهبردی است؟

🔻 تحلیل «قمر چیمه» و «میر احمد مرتضی» در ریسپنسبل استیتکرافت، به کالبدشکافی یک محاسبه راهبردی در استراتژی منطقه‌ای ایران می‌پردازد. نویسندگان استدلال می‌کنند تهاجم موشکی و پهپادی ایران به همسایگان عرب—که با هدف اثبات «ناکارآمدی چتر امنیتی واشینگتن» و وادارسازی آن‌ها به تخلیه پایگاه‌های آمریکا انجام شد— ممکن است نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته باشد. زیرا این فشارها نه تنها پادشاهی‌های خلیج فارس را تسلیم نکرد، بلکه وابستگی آن‌ها به حضور نظامی آمریکا را اجتناب‌ناپذیرتر ساخت. نویسندگان ابعاد این مساله
استراتژیک را در سه محور تبیین می‌کنند:

🔻 ۱. پارادوکس «دفاع پیشتاز» و عمیق‌تر شدن هم‌پیمانی با واشینگتن:
ایران دکترین خود را «دفاع پیشتاز» برای دور کردن تهدیدات می‌داند، اما پایتخت‌های عربی آن را «سلطه‌جویی منطقه‌ای» تلقی می‌کنند. نفوذپذیری نسبی پدافندها در برابر حملات ایران، به جای فاصله گرفتن اعضا از کاخ سفید، آن‌ها را متقاعد ساخت که هرگونه سازش با تهران موجبات فشارهای بیشتر را فراهم می‌کند. در غیاب جایگزین‌های معتبر (چرا که چین فاقد اراده یا ارتش لازم برای اعطای تضمین‌های امنیتی است)، پادشاهی‌های عربی تقویت ائتلاف با آمریکا و تحکیم پیمان ابراهیم با رژیم صهیونیستی را تنها راه صیانت از بقای مادی خود دیده‌اند.

🔻 ۲. تخریب هم‌گرایی عربی حول مسئله فلسطین و انحراف دکترین ترامپ:
دکترین کلان آمریکا در دوره دوم دونالد ترامپ بر کاهش بار مسئولیت در خاورمیانه و تمرکز بر رقابت‌های بزرگ (چین) استوار است. با این حال، اصرار ایران بر ساخت نظمی متمرکز بر برتری خود، واشینگتن را مجدداً به خلیج فارس بازگردانده است. از سوی دیگر، هدف قرار دادن اعضا، هم‌گرایی جهان عرب حول آرمان فلسطین را ویران کرده است؛ زیرا حاکمان عرب صیانت امنیتی بومی در برابر تهدیدات ایران را بر همبستگی آرمانی مقدم داشته‌اند.

🔻 ۳. اهرم پاکستان و ضرورت گذار به دکترین «ادغام اقتصادی»:
فشارهای ایران بر خلیج فارس، اسلام‌آباد را نیز در موقعیت دشواری قرار داده است. پاکستان که سال گذشته توافق‌نامه دفاع متقابل استراتژیک (SMDA) را با سعودی امضا کرده، در صورت تداوم تهدیدات، ناچار به ورود عمیق‌تر به پیمان‌های امنیتی ضدایرانی خواهد شد. نویسندگان نتیجه می‌گیرند تهران باید از نمایاندن مکرر قدرت نظامی خود دست کشیده و با کنار نهادن عینک ایدئولوژیک، به سمت «پراگماتیسم، ایجاد اعتماد و ادغام در شبکه‌های اقتصادی و ترانزیتی منطقه» حرکت کند؛ زیرا احترام پایدار از نمادهای دائمی زور حاصل نمی‌شود.

https://responsiblestatecraft.org/iran-gulf-states/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Responsible Statecraft Aiming at the Gulf, Iran shoots itself in the foot Tehran's attacks on its Arab neighbors have increased their reliance on the US rather than reducing it
  • ❤ 1
  • 👎 1
  • 🤣 1
Post #5755 238
♨️شش شهروند کویتی دیگر از جمله یک روحانی شیعه و چند فعال سیاسی سلب تابعیت شدند

🔻فرمان سلب تابعیت شش تن دیگر از شهروندان کویتی، ازجمله یک روحانی سرشناس شیعی، علیرغم انتقادات، به اجرا گذاشته شد. وزیر کشور کویت با دفاع از این تصمیم، آن را مبتنی بر قانون تابعیت و با هدف حفظ امنیت، ثبات و اقتدار دولت دانست و مدعی شد برخی از افراد مشمول با فعالیت‌هایی مانند توهین به کویت و برخی کشورهای خلیج فارس، حمله به نهادهای حکومتی و دعوت به تجمع مقابل سفارتخانه‌های کویت در خارج از کشور، به منافع کشور آسیب زده‌اند.

🔻روند سلب تابعیت‌ها که طی سال‌های اخیر به طور گسترده اجرا می‌شده، اکنون با تشدید تنش‌ها در منطقه‌، دستاویز جدیدی به حکومت آل‌صباح داده تا هرگونه انتقاد به دولت یا اظهارنظر پیرامون جنگ را به‌شدت سرکوب کند.

🔻در همین راستا، شیخ مشعل الصباح، امیر کویت، طی روزهای اخیر با صدور فرمانی، تابعیت شش شهروند دیگر را لغو کرد که در میان آنها نام شیخ حسین المعتوق، روحانی سرشناس شیعه، و چند فعال سیاسی از جمله عبدالله الصالح، عبدالعزیز الفودری، لولوه الحسینان، محمد المطر و منصور المحارب دیده می‌شود.

🔻برخی از این افراد از چهره‌های شناخته‌شده مخالف دولت به شمار می‌روند. محمد المطر، تحلیلگر سیاسی، پس از انتشار خبر سلب تابعیت، این دوره را «بدترین مقطع تاریخ کویت» توصیف کرد. همچنین لولوه الحسینان در ماه‌های اخیر انتقادهای تندی از وزیر کشور مطرح کرده بود و عبدالله الصالح نیز از مخالفان مقیم خارج است که پیش‌تر مشمول عفو شده بود.

#کویت

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies
  • 🤬 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →