﷽
کانال تحلیلی-خبری گروه خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد @mersadcss
ارتباط با ادمین: @Mers_ad
Post #5775
278
♨️ عبور از هرمز نیازمند وحدت سیاسی است؛ چرا زیرساختهای خلیج فارس بدون همگرایی منطقهای کارآمد نیستند؟
🔻 تحلیل «ناصر السید» در پایگاهی وابسته به اندیشکده چتمهاوس، به کالبدشکافی یک کلانروند در پساجنگ میپردازد. السید استدلال میکند توسعه مسیرهای صادراتی جایگزین برای تقلیل وابستگی به تنگه هرمز، به اولویتی حیاتی برای شورای همکاری خلیج فارس تبدیل شده است؛ با این حال، سرمایهگذاری انفرادی در احداث خطوط لوله یا توسعه بنادر به تنهایی کافی نیست و نیل به یک راهکار استراتژیک، نیازمند «وحدت سیاسی و هماهنگی لوجستیک در سطح کل شورا» در عصر تضعیف همگرایی منطقهای است. نویسنده ابعاد این معضل و راهکارهای خروج از آن را در سه محور تبیین میکند:
🔻 ۱. اثرات ناهمگون انسداد هرمز بر اعضای شورای همکاری:
طبق پیشبینیهای گلدمن ساکس در مارس ۲۰۲۶، عمان و عربستان کمترین آسیب پذیری را داشتهاند (کاهش افت GDP به زیر ۲ و ۵ درصد)؛ چرا که عمان در خارج از هرمز قرار دارد و سعودی با خطلوله شرق-غرب صادرات خود به دریای سرخ را به در مقدار قابل توجهی نگهداشته است. امارات نیز با خطلوله حبشان-فجیره (۱.۸ میلیون بشکه) و احداث خط دوم تا ۲۰۲۷، ظرفیت غیرهرمزی خود را تکمیل میکند. اما اعضای بدون دسترسی به درب پشتی—شامل کویت، قطر و بحرین—با افت شدید ۸ تا ۱۰ درصدی تولید ناخالص داخلی مواجه شدهاند؛ تا جایی که کویت برای نخستین بار در ۳۰ سال گذشته یک ماه از صادرات بازماند و صادرات گاز مایع (LNG) قطر از ۷ میلیون تن به حدود ۸۰۰ هزار تن سقوط کرد.
🔻 ۲. ضرورت طرحهای چندجانبه برای نجات بازندگان جغرافیایی:
برای خروج کویت، قطر و بحرین از بنبست، اتکا به زیرساختهای همسایگان الزامی است. خطوط لوله فرامرزی پیشین (مانند خطلوله نفتی سعودی-بحرین و پروژه گاز دلفین قطر به امارات و عمان) شواهد موفقیت این الگو هستند. پیشنهادهای جدید شامل توسعه خطوط لوله زمینی گاز قطر به عمان و امارات برای مایعسازی و صادرات از بنادر شرقی، ادغام ظرفیت ۴۰۰ هزار بشکهای پالایشگاه بحرین در شبکه سعودی، و احداث خطلوله صادراتی کویت از طریق خاک عربستان است که پایدارترین گزینه برای کویت محسوب میشود.
🔻 ۳. لزوم تدوین چارچوب یکپارچهی لوجستیک انرژی در دبیرخانه شورا:
عملیاتی شدن این طرحها نیازمند واگذاری بخشی از «خودمختاری اقتصادی» اعضا به همسایگان است؛ امری که تنها در سایه یک چارچوب منطقهای اعتمادپذیر میسر میشود. دبیرخانه دائمی شورای همکاری خلیج فارس مناسبترین نهاد برای تدوین «چارچوب یکپارچه لوجستیک و ترانزیت انرژی» است. این دکترین با شفافسازی قوانین، ایجاد سازوکارهای حمایتی و صیانت از خطوط لوله فرامرزی، نه تنها امنیت انرژی جمعی را تضمین میکند، بلکه پایداری کل اعضا را در برابر شوکهای ژئوپلیتیک آتی ارتقا میدهد.
🔹 ملاحظه: نویسنده به ما نمیگوید چگونه کشورهایی که در مورد اصل جنگ نتوانستند به یک هماهنگی نسبی و عمل مشترک برسند، میخواهند برای جبران پیامدهای آن و مدیریت اثرات ناهمگون وارد شده بر آنها، هماهنگ عمل کنند؟
https://kalam.chathamhouse.org/gulf-energy-can-bypass-the-strait-of-hormuz-but-only-with-political-unity/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
🔻 تحلیل «ناصر السید» در پایگاهی وابسته به اندیشکده چتمهاوس، به کالبدشکافی یک کلانروند در پساجنگ میپردازد. السید استدلال میکند توسعه مسیرهای صادراتی جایگزین برای تقلیل وابستگی به تنگه هرمز، به اولویتی حیاتی برای شورای همکاری خلیج فارس تبدیل شده است؛ با این حال، سرمایهگذاری انفرادی در احداث خطوط لوله یا توسعه بنادر به تنهایی کافی نیست و نیل به یک راهکار استراتژیک، نیازمند «وحدت سیاسی و هماهنگی لوجستیک در سطح کل شورا» در عصر تضعیف همگرایی منطقهای است. نویسنده ابعاد این معضل و راهکارهای خروج از آن را در سه محور تبیین میکند:
🔻 ۱. اثرات ناهمگون انسداد هرمز بر اعضای شورای همکاری:
طبق پیشبینیهای گلدمن ساکس در مارس ۲۰۲۶، عمان و عربستان کمترین آسیب پذیری را داشتهاند (کاهش افت GDP به زیر ۲ و ۵ درصد)؛ چرا که عمان در خارج از هرمز قرار دارد و سعودی با خطلوله شرق-غرب صادرات خود به دریای سرخ را به در مقدار قابل توجهی نگهداشته است. امارات نیز با خطلوله حبشان-فجیره (۱.۸ میلیون بشکه) و احداث خط دوم تا ۲۰۲۷، ظرفیت غیرهرمزی خود را تکمیل میکند. اما اعضای بدون دسترسی به درب پشتی—شامل کویت، قطر و بحرین—با افت شدید ۸ تا ۱۰ درصدی تولید ناخالص داخلی مواجه شدهاند؛ تا جایی که کویت برای نخستین بار در ۳۰ سال گذشته یک ماه از صادرات بازماند و صادرات گاز مایع (LNG) قطر از ۷ میلیون تن به حدود ۸۰۰ هزار تن سقوط کرد.
🔻 ۲. ضرورت طرحهای چندجانبه برای نجات بازندگان جغرافیایی:
برای خروج کویت، قطر و بحرین از بنبست، اتکا به زیرساختهای همسایگان الزامی است. خطوط لوله فرامرزی پیشین (مانند خطلوله نفتی سعودی-بحرین و پروژه گاز دلفین قطر به امارات و عمان) شواهد موفقیت این الگو هستند. پیشنهادهای جدید شامل توسعه خطوط لوله زمینی گاز قطر به عمان و امارات برای مایعسازی و صادرات از بنادر شرقی، ادغام ظرفیت ۴۰۰ هزار بشکهای پالایشگاه بحرین در شبکه سعودی، و احداث خطلوله صادراتی کویت از طریق خاک عربستان است که پایدارترین گزینه برای کویت محسوب میشود.
🔻 ۳. لزوم تدوین چارچوب یکپارچهی لوجستیک انرژی در دبیرخانه شورا:
عملیاتی شدن این طرحها نیازمند واگذاری بخشی از «خودمختاری اقتصادی» اعضا به همسایگان است؛ امری که تنها در سایه یک چارچوب منطقهای اعتمادپذیر میسر میشود. دبیرخانه دائمی شورای همکاری خلیج فارس مناسبترین نهاد برای تدوین «چارچوب یکپارچه لوجستیک و ترانزیت انرژی» است. این دکترین با شفافسازی قوانین، ایجاد سازوکارهای حمایتی و صیانت از خطوط لوله فرامرزی، نه تنها امنیت انرژی جمعی را تضمین میکند، بلکه پایداری کل اعضا را در برابر شوکهای ژئوپلیتیک آتی ارتقا میدهد.
🔹 ملاحظه: نویسنده به ما نمیگوید چگونه کشورهایی که در مورد اصل جنگ نتوانستند به یک هماهنگی نسبی و عمل مشترک برسند، میخواهند برای جبران پیامدهای آن و مدیریت اثرات ناهمگون وارد شده بر آنها، هماهنگ عمل کنند؟
https://kalam.chathamhouse.org/gulf-energy-can-bypass-the-strait-of-hormuz-but-only-with-political-unity/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

