▫️
🔶 محمدعلی فروغی و نوسازی زبان فارسی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(پارهی سوم، 👈 پارهی نخست)
هادی راشد
اگر بتوانیم سرآغازی برای دگرگونی در نوشتار فارسی امروز شناسایی کنیم، نگارش کتابهای فارسی پس از راهاندازی دارالفنون، یکی از بهترین سرآغازها است. در پارههای پیشین این نوشته، دیدیم آموزههای فیزیک، بهویژه در کتاب فروغی با برجسته کردن ارزشِ گیرندههای حسی، ـــآنهم بر زمینهی فرهنگی که دریافتهای حسی را (بدون وارسی عقل) همواره نااستوار میدانست،ــــ راهگشای دریافت تازهای از جهان گردید. هماین نگرش، بنیان نگارش علمی شد. نگرش علمی در زبان فارسی پس از جا افتادن و گسترش، آرام آرام، به درون نگارش ادبی رخنه کرد.
کاوشهای واژگانی
الف) واژگان و مفاهیم
حسین گلگلاب، در گزارشی از کارِ فرهنگستان زبان فارسی مینویسد: «از نخستین روزهایی که ... پرتوی از دانشهای جدید به این سرزمین تابید، گروهی بر آن شدند تا آن دانشها را به زبان فارسی برگردانند ... این پیشگامان که در مدرسهء دارالفنون بودند کوشش میکردند برای واژههای علمی از کتابهای علمی قدیم که خود با مقدمات آنها آشنا بودند کلمههایی برگزینند» (فرهنگستان ایران، ص ۵).
نویسندگان دارالفنون از میان دو راه، برگزیدن واژگان فرانسه یا واژگان نوشتارهای علمی کهن [نوشتار علمی در تمدن اسلامی از سدههای پنجم ـــ ششم (عربی)، یا دستِ بالا، تا سده نهم (فارسی)، توانایی زایش واژگانی را به گونهی چشمگیری از دست داده بود]؛ دومی را برگزیدند.
واژههای برآمده از زبان عربی و فارسی کهن به نوشتار علمی نوین با دشواریهایی همراه بود. کاربرد این واژگان، راه دگرگونی نوشتار فارسی را باز نمیکرد، زیرا:
۱. واژگانی که بار معنایی هزار ساله را پرورانده بودند؛ به آسانی، بار معنایی تازه را نمیپذیرفتند؛
۲. چون در پیوند با نگرش علمی دگرگونهای به کار رفته بودند، مرز میان نگرشهای علمی نو و کهن را تیره میکردند؛
۳. چون با خود گرتههای دستوری کهن را فرامیخواندند، راهِ دگر شدن نگارش فارسی نو را میبستند.
بر زمینهی هماین نگاه، هرچه نویسندگان کتابهای درسی درپی آن بودند که آموزههای نو را جا بیاندازند؛ واژگان کهن با بار معنایی پایا، بیدرنگ آموزههای پیشین را یادآوری میکردند.
ب) مفاهیم نو و ساختهای واژگانی کهن
راه دیگری که نویسندگان نخستین کتابهای درسی آزمودند، کاربرد ساختهای واژگانی کهن یا ساخت واژگان تازه از راه بههم پیوستن واژههای کهن بود. گلگلاب چند نمونه از این واژگان را یادآوری میکند: میزانالضغطه (فشارسنج در فیزیک و طب)، مخفیالتناسل عروقی (نهانزادان وریدی)، ذات وسط و طرفین (نسبت طلایی) [فصل سیزدهم هندسه شفای ابنسینا دربارهی «القسمة ذات الوسط و الطرفین و المضلعات المنتظمة» است]؛ این رویکرد، پیچیدگیهای روش پیشین را باز هم بیشتر میکرد.
در نخستین کتابهای درسی آموزش علوم نوین به فارسی، این شیوههای واژهگذاری بسیار کاربردی بود، اما خرسندکننده نبود.
https://t.me/OnPersianLanguage/
Post #1241
437