TGViewer
Channel Public Channel
Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده

Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده

@omidtabibzadeh

یادداشت‌ها /Notes
Subscribers
1.87K
Photos
128
Videos
16
Links
26
Recent Posts 20 shown
Post #412 548

Forwarded from یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

آتش موسی است یا لقای صفاهان.pdf941.9 KB
آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵). «آتش موسی‌ست یا لقای صفاهان؟ دربارۀ دو قصیدۀ خواهر به عربی و فارسی در دیوان خاقانی)». خاقانی‌شناسی ۲، (ویژه‌نامۀ نامۀ فرهنگستان)، ص ۱۵۷-۱۸۸.
@khaghaniliterature
Post #409 1.47K
درباره نشست علمی شهریار در شهر زیبا و خیال‌انگیزِ تبریز، و این‌که «متحد جان‌های شیران خداست»!

در همایش شهریار که دیشب (چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵) در بنیاد شهریار تبریز برگزار شد و بنده هم افتخار حضور داشتم، نکات بسیار درباره شعرهای فارسی و ترکی شهریار آموختم. اگر بخواهم تمام آنچه را دیشب بر بنده گذشت و هنوز از نفحات آن مستم، فقط در یک مصراع بیان کنم تنها می‌توانم بگویم: این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم!
معمولاً کمتر پیش می‌آید که از همایشی اینهمه نکته بیاموزم و بهره‌مند شوم. آنچه دکتر معصومی همدانی درباره شیوهٔ غریب تأثیرگذاری نیما بر شهریار گفت بسیار دقیق و تیزهوشانه بود و من را متوجه این نکته ساخت که چقدر بسیاری از دعواهایی که بر سر شعر نیمایی و شعر کلاسیک درگرفته، ناساز و بیهوده بوده است؛ به قول سعدی (کاش می‌شد تمام غزلش را اینجا بیاورم):
اگر عداوت و جنگ است در میان عرب
میان لیلی و مجنون محبت است و صفا‌ست
امیدوارم هرچه زودتر، صورت چاپ شده این سخنرانی منتشر شود و ان را به‌دقت مطالعه کنم.
نیز آنچه دکتر جمشید علیزاده درباره قدرت و یگانگی شعر شهریار در تأسیسِ دو نظام شعری و زبانی جدید و محکم متذکر شد، بُعد جدیدی از شخصیت پیچیده و تاثیرگذار شهریار را بر من آشکار ساخت: یکی غزل جدید فارسی (که به نظر بنده در رقابت بین همه احتمالات موجود و ممکن، عاقبت همهٔ رقبا را کنار زد و خود یکه‌تاز میدان شد که هنوز هم هست)، و دیگری «حیدربابا» و اشعار ترکی شهریار که بنیانی را برای زبان ترکی آذربایجانی فراهم آورد و دست دیگر مدعیان فرامرزی را از رسیدن به چنین شأن و جایگاهی کوتاه کرد.
انگار روح مهربان شهریار بر تک‌تک ثانیه‌های آن همایش و آن شب حاکم بود و باید به دست‌اندرکاران همایش و گردانندگان آن آفرین و دست مریزاد بگویم.
باری شبی بسیار پربار بود که مخصوصا با مصاحبت جانانه با دکتر معصومی همدانی و نکته آموزی‌هایم از محضر همواره گرم و پربار وی به پایان رسید. تا باد چنین بادا!
Post #408 1.15K

Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب

فراخوان دهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی

به منظور پاسداشت یاد ابوالحسن نجفی در عرصه ترجمه و تشویق مترجمان در اعتلای زبان فارسی، مرکز فرهنگی شهر کتاب مراسم دهمین دوره این جایزه را بهمن ماه امسال برگزار و از بهترین ترجمه‌ رمان و مجموعه داستان کوتاهی که سال۱۴۰۴ منتشر شده، با اهدای جایزه و نشان ابوالحسن نجفی تقدیر می‌کند.
مترجمان و ناشران علاقه‌مند به شرکت در این جایزه می‌توانند دو نسخه از کتاب خود را تا پایان آبان ۱۴۰۵ به دبیرخانه جایزه به نشانی تهران، خیابان شریعتی - بالاتر از خیابان استاد مطهری - نبش کوچه کلاته - پلاک ۷۶۵، کدپستی:۱۶۳۹۶۶۶۵۱۵شهر کتاب مرکزی ارسال کنند.
اعضای هیات داوران دهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی با دبیری علی‌اصغر محمدخانی، شامل  ضیاء موحد، حسین معصومی‌همدانی، عبدالله کوثری،  امید طبیب‌زاده، آبتین گلکار، نرگس قندیل زاده، محمدرضاترک تتاری و فرزانه دوستی است.

آبتین گلکار با ترجمه رمان «آشیانه اشراف» اثر ایوان تورگنیف، محمد همتی با ترجمه رمان «مارش رادتسکی» اثر یوزف روت، زینب یونسی با ترجمه رمان «زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند» اثر گوزل یاخینا، محمدرضا ترک‌تتاری با ترجمه «استاد پترزبورگ» نوشته جی. ام کوتسی، احمد پرهیزی با ترجمه رمان «ه ه ح ه» نوشته لوران بینه، فرزانه دوستی با ترجمه رمان «بیداری» نوشته کیت شوپن، نرگس قندیل‌زاده با ترجمه رمان «دروازه خورشید» نوشته الیاس خوری، نیلوفرصادقی با ترجمه رمان «در آمریکا» نوشته سوزان سانتاگ ،مزدک بلوری با ترجمه رمان «هم نوایی درپاییز» نوشته باربارا پیم،اژدرانگشتری باترجمه رمان"فابیان"نوشته اریش کستنر برگزیدگان نه دوره گذشته این جایزه بوده‌اند.
@Bookcitycc
Post #407 1.69K
مجله زبان و زبان‌شناسی منتشر شد: دوره 21، شماره 42، شهریور 1405

https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/issue_1560_1660.html

رده‌شناسی پیکره‌بنیاد و توالی کلمات در زبان فارسی: محمد راسخ مهند

جستاری در مفهوم زند: حمیدرضا دالوند

تحلیلی بر عملکرد مدل‌های زبانی بزرگ در تبدیل خودکار گفتاری‌نویسی به نوشتار معیار براساس دستور خط مصوب فارسی: مسعود قیومی، فاطمه محمدی، علی جهان

بررسی و مقایسه نیمرخ دستوری کودکان کم‌شنوای فارسی‌زبان با کودکان شنوا: حوریه احدی

دیرش در برابر کاهش واکه‌ای وزن ـ بنیاد؛ نمونه‌ای از تعامل اصل اقتصاد و اصل کم‌کوشی در گونۀ کرمانی: انیس معصومی

فرهنگ فرخی؛ فرهنگی ناشناخته در شبه‌قاره: عباس بگ‌جانی، زهرا جعفری

عنوان بررسی ویژگی‌های معنایی و نحوی زورگویی سایبری در اینستاگرام و ایکس: کاربران ایرانی: الهه کمری

نقد و بررسی فرهنگ فارسی عامیانه: مائده سهل‌الدین

سرودهای پارتی برای ایزد نریسه در میان دست‌نویس‌های ایرانی میانۀ غربی به خط سغدی از مجموعۀ تورفان: سپیده طاهری، زهره زرشناس، سیروس نصرالله‌زاده

تحلیل مکالمات دادگاه بر مبنای نشانگر‌های کاربردشناختی ادب و بی‌ادبی: ثریا سبهانی

پژوهشی در الصّراح من الصّحاح: سیدمحمد صاحبی

استخراج مجموع دادگان گویش شیرازی: رویکرد شناختی: مریم نورنمائی

چندزبانگی: رویکردی اجتماعی-زبانی و آموزشی، به قلم سارا بوشفلد، پاتریشیا رونان، مانولا ویدامانل، انتشارات پالگریو مک‌میلان، 2023،XIV+343: علی‌رضاقلی فامیان
lsi-linguistics.ihcs.ac.ir زبان و زبان‌شناسی زبان و زبان‌شناسی (LSI)
Post #406 1.57K
جلال و روش روشنفکری او

کاری به درست و غلط آرای سیاسی و اجتماعی جلال آل احمد ندارم، که غالباً هم غلط بود، بلکه از روش روشنفکری او سخن می‌گویم، که همواره صحیح بود!

روشنفکر ایرانی بیشتر سلبریتی بوده‌ است تا روشنفکر، زیرا بیش از آنکه حرف خودش را بزند، به پسند مخاطبان خود توجه داشته است. مانند آوازخوانی که چون مخاطبانش تصنیف و ترانه می‌پسندند، او هم یکسره قید آواز را می‌زند و تابع پسند آنها تصنیف‌خوان و ترانه‌خوان می‌شود! و البته گاهی هم روشنفکران سکوت می‌کنند، نه چون از حکومت می‌ترسند، بلکه چون مخاطبانشان هنوز تصمیم خود را نگرفته‌اند! آل احمد هیچکدام اینها نبود.

روشنفکر ایرانی مانند ملانصرالدین است که به مردم گرسنه می‌گوید انگار در کوچهٔ بالایی آش می‌دهند، و چون یورش مردم را به کوچه بالایی می‌بیند، خود نیز قابلمه‌ای به دست می‌گیرد و بدان سو می‌شتابد!

روشنفکر ایرانی ویژگی دیگری هم دارد که او را از سلبریتی‌ها متمایز می‌کند، و اتفاقاً همین ویژگی نشان می‌دهد که چقدر درایتش از سلبریتی‌ها کمتر است: او حاضر است مطابق پسند زمانه، حتی به استقبال مرگ برود! امیرپرویز پویان در سال ۱۳۴۸، در جزوه‌ای با عنوان «خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب» که به مناسبت مرگ جلال نوشته بود، آورده بود که اتفاقاً خوب شد جلال مرد چون اگر زنده می‌ماند به اردوگاه شاه می‌پیوست! و همو در همان سال جزوه‌ای دیگر منتشر کرد خالی از هرگونه عقلانیتی با عنوان پرهیبت «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا»، و با همان جزوه کودکانه به استقبال مرگ رفت و دیری نگذشت که در ابتدای جوانی، هم جان خودش را از دست داد و هم جامعه را وارد مسیری پرمخافت کرد.

اما جلال نه اهل مُد بود و نه اهل مُدارا. او درست یا غلط حرف خودش را می‌زد، و اگر احساس می‌کرد، حرفش غلط است هیچ ابایی از اعلام و تصحیح آن نداشت؛ همین سبب شد که پیش از سال ۱۳۲۶، که تقریباً تمام روشنفکران ایرانی به حزب توده وابستگی یا علاقه داشتند، با شجاعت بسیار مبدل به موتور محرک انشعاب در حزب توده بشود؛ و در سال ۱۳۳۲ که اکثر روشنفکران ایرانی اسیر و شیفتهٔ کیش شخصیت استالین شده بودند، جرئت کند و فریاد بزند هرکس در اردوگاه شوروی شعر بخواند، شریک جنایت‌های استالین است! او تا پایان عمر کوتاهش بر این میثاق باقی ماند، و بعد از مرگ او بود که مبارزات مسلحانه شروع شد و حکومت یکسر به چنگ وحوشی چون پرویز ثابتی، و نیز به دام استبداد بی‌رحمانهٔ شاه گرفتار آمد.
من مطلقاً با سیمین موافق نیستم که زندگی جلال را چنین خلاصه کرده بود: «به ماجرا یا حادثه‌‌ای پناه بردن، از آن سر خوردن و رها کردنش ـ که خود غالباً به حادثه‌ای انجامیده است‌ ـ آن‌گاه به خلق حادثه‌ای تازه یا به استقبال ماجرایی نو شتافتن» (غروب جلال، رواق، ص ۷-۸).

به گمان من جلال همواره می‌کوشید تا با نگاهی انتقادی به مسائل بیندیشد، و عقاید خود را ابراز و اصلاح، و درصورت لزوم رد و حتی شجاعانه تصریح کند.

باری او هم عیب‌ها و ضعف‌های خودش را داشت اما نه‌تنها هرگز سرخورده نشد، بلکه در همه حال با سرخوردگی مقابله کرد، و حتی در نهایت ناامیدی و درماندگی نیز دست از تلاش برای هرچه بیشتر فهمیدن جهان خود و اصلاح آن برنداشت.

هجدهم شهریورماه ۱۴۰۵
Post #405 1.77K
شهریار و روز ملی شعر و ادب فارسی

هیچ‌کدام از اشعار کلاسیک نیما به پای اشعار نو و «افسانۀ» او نمی‌رسند، اما شهریار توانست علاوه بر غزل‌های بی‌مانندش، شعری نیمایی نیز مانند «ای وای مادرم» بسراید که نه تنها در میان اشعار نیمایی، بلکه حتی در کل ادبیات فارسی جایگاهی یگانه و ویژه بیابد. البته شهریار دوسه شعر دیگر نیز به بحرطویل جدید (مانند «پیام به انشتن») و به وزن نیمایی (مانند «مومیایی» و «نقاش») سرود، اما آن اشعار هرگز به پای «ای وای مادرم»، که معجزه‌ای حلول یافته در زبان فارسی است نمی‌رسند. خود شهریار شعر «هذیان دل» را حاوی همان احساسات و عقایدی می‌داند که در «حیدربابا» آمده است (به نقل از سایه در کتاب پیر پرنیان‌اندیش)، اما به نظر بنده تنها شعر شهریار که از حیث صمیمیت وغلیان عاطفه و نیز تأثیر زیبایی‌شناختی بیان، توانست به مرتبتی نزدیک به «حیدربابا» برسد، همین شعر «ای وای مادرم» او بوده است.
باری می‌گویند شاعران رقابتی بی‌رحمانه دارند بر سر هرچه بیشتر ماندن و ریشه دواندن در جهان شعر (یا در «چمنزار باغ جنان»، به تعبیر شهریار)، اما گاه به رفاقت پرعطوفتی نیز در پشت این رقابت نهفته می‌توان اشاره کرد؛ مثلاً هرکجا «ای وای مادرم» خوانده شود، یاد نیما و طرز نیمایی نیز طنین‌افکن می‌شود. تو گویی این هر دو مرغ بهشتی با هم در چمنزار باغ جنان سکنی گزیده‌اند، و دیگر پای دربند دام جهان نیستند... باری تصور می‌کنم آن کسانی که روز وفات شهریار (27 شهریور) را روز ملی شعر و ادب فارسی قرار داده‌اند، صرفاً و حقاً به یک نکته توجه داشته‌اند و آن همانا شاعر بودن شهریار و حتی اشعرِ شعرا بودن او بوده است.

آهسته باز از بغل پله‌ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
اما گرفته دور و برش هاله‌ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگی ما همه جا وول می‌خورد
هر کنج خانه صحنه‌ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم

هر روز می‌گذشت از این زیر پله‌ها
آهسته تا به هم نزند خواب ناز من
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از این بغل کوچه می‌رود
چادرنماز فلفلی انداخته به سر
کفش چروک‌خورده و جوراب وصله‌دار
او فکر بچه‌هاست
هرجا شده هویج هم امروز می‌خرد
بیچاره پیرزن همه برف است کوچه‌ها...
Post #402 1.66K

Forwarded from Mahoor Institute نشر ماهور

نوراهان
بداهه‌نوازی با کمانچه‌ی شش‌سیم باقرخانی
کمانچه: آریا طبیب‌زاده
ناشر: ماهور، 1403
نوراهان نخستین آلبوم تکنوازی کمانچه‌ی شش‌سیم (باقرخانی) است. اولین آثار ضبط شده‌ی این نوع کمانچه نواخته‌های باقرخان رامشگر در اواخر دوره‌ی قاجار بوده‌ است؛ عمدتاً در همراهی با خوانندگانی چون اقبال آذر، سیداحمدخان، آقاغفار، علی‌خان نایب‌السلطنه، رضاقلی‌خان نوروزی و نوازندگانی همچون میرزاحسینقلی.
 مشهور است که باقرخان کمانچه‌ی شش سیم را از استادش موسی‌خان کاشی گرفته بوده و ظاهراً موسی‌خان هم آن را از استاد خود گرفته بوده است. پس از باقرخان رامشگر، این ساز هرگز در موسیقی سنتی (کلاسیک) ایرانی به کارگرفته نشد، مگر در  بعضی اجراهای پژوهشی برای بازسازی شیوه‌ی باقرخان. در آلبوم حاضر، کوشیده شده است تا توانمندی و امکانات این ساز در بیان لحن امروزی موسیقی سنتی ایرانی نشان داده‌ شود. ازاین‌رو، بنده، ضمن تأثیرپذیری از باقرخان، سعی کرده‌ام تا شیوه‌ای متفاوت و متناسب با وضعیتِ امروزِ موسیقیِ سنتیِ ایرانی در طرز نوازندگی و شیوه‌ی کوک این ساز به کار گیرم.
این آلبوم به صورت دیجیتال منتشر شده‌ است.
www.mahoor.com
Post #401 1.27K

Forwarded from آریا طبیب‌زاده Arya Tabibzadeh

Audio
ویلن‌نوازی استاد فتح‌الله مجتبایی
در دستگاه سه‌گاه و شور


(پیشتر دربارهٔ منزلت استاد مجتبایی در مطالعات زبان و ادب فارسی و نیز در موسیقی ایرانی و ویلن‌نوازی نوشته بودم)

با سپاس فراوان از استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمدرضا عدلی که این اجرای استاد را در اختیار بنده قرار دادند
@aryatabibzadeh
Post #400 8.97K
آواز ایرانی و فاجعه‌ای به نام ریمیکس!

معمولاً داروهای تلخ و بدبو و بدمنظر را با لایه‌ای از رنگ و اسانس و شکر می‌پوشانند تا بیمار به راحتی از عهدهٔ بلعیدنش بر بیاید، و ما حالا با پدیده‌ای به نام ریمیکس مواجه هستیم که نباتِ گُلاب‌اندود را با لایه‌ای از گل‌ولای می‌پوشاند و عجیب‌تر این‌که افراد معیوب‌‌الذائقهٔ بسیاری هم پیدا می‌شوند که تنها در همین صورت حاضر به خوردن آن می‌شوند. مثلاً فرض کنید قطعهٔ آوازی «عشق داند» محمدرضا شجریان را به کمک تنظیم‌های کامپیوتری و با آکورد ارگ و گیتار و درامز همراه می‌کنند و گمان می‌کنند که شق القمر کرده‌اند. باید از این دوستان پرسید یعنی خود شجریان به عقلش نمی‌رسید آوازش را با این تمهیدات یا اصلاً با همان تمهیدات سنتی که بهتر از هرکس می‌شناخت ریتمیک کند؟ یعنی عقلش کمتر از شما بود و حالا باید روحش شاد باشد که شما آوازش را برای جمعی مردمان عجول قابل تحمل کرده‌اید؟ واقعیت این است که آنها به آواز شجریان گوش نمی‌کنند، بلکه فقط به همان حشویات پیانو و گیتار و درامز گوش می‌کنند، و همراه با ریتم آن سر و دست می‌جنبانند! به این دوستان باید گفت آواز ایرانی، یا مثلاً همان ردیف، برای سر و دست جنباندن نیست، برای سماع است! برای این نیست که موقع گفتگو با دوستان یا گیرم هنگام صرف انواع عرقیات، به آن گوش دهید و حال کنید، برای اندیشیدن است. آواز ایرانی، که این روزها پاک بی‌بها شده، جواهری است که راه یافتن به ساحتش جز با صبر و تعمق و آرامش میسر نیست. قدیم‌ها می‌گفتند صدای خوب را تصنیف معلوم نمی‌کند بلکه آواز معلوم می‌کند، و حال آواز، به یمن دوستانی که دیگر دشمن شده‌اند، مبدل شده است به صدایی فرعی همراه با ریتمی مخل، که هنگام صرف چای و بیسکوییت عصر، فضای خالی اطرافمان را پر می‌کند.
Post #398 2.14K
686139513080520450_17738855397396.pdf131.5 KB
برای مترجمان جوان
به مناسبت برگزاری مراسم پایانی نُهُمین دورۀ «جایزۀ ابوالحسن نجفی» و به یاد موسی اسوار

منتشرشده در روزنامه ایران، ۲ شهریور ۱۴۰۵
@OmidTabibzadeh
Post #397 12.1K
آبروی زبان‌شناسی فارسی

محمود بی‌جن‌خان، ساخت‌های پیکره‌ای در خط و زبان فارسی (دستگاه خط، آواج‌شناسی و صرف)، تهران، انتشارات سمت، ۱۴۰۵، ۵۵۰ص.

زبان بی‌خط به زبانی اطلاق می‌شود که دارای نظام نوشتاری مستقل و رایج یا پرکاربردی نباشد‌. در این معنا غالب زبان‌ها و لهجه‌های دنیا فاقد خط هستند، یا اگر خطی هم داشته باشند رواج گسترده‌ای ندارند و از روی تفنن یا به سبب ضرورتی و برای مصارفی خاص و محدود ساخته شده‌‌اند. اما امروزه زبان‌های دارای خط خود به دو دسته تقسیم می‌شوند و این تقسیم‌بندی جدید چنان مهم است که آینده و حیات زبان‌ها را در تعامل با جهان مدرن رقم می‌زند: یکی زبان‌هایی که برای پردازش متن و گفتارشان و نیز برای تعاملشان با هوش مصنوعی، دانش و همت و ارادهٔ کافی وجود دارد، و دیگری زبان‌هایی که فاقد چنین دانش و همت و اراده‌ای هستند. خوشبختانه زبان فارسی به یمن وجود دانشمندان بزرگی چون دکتر محمود بی‌جن‌خان، استاد دانشگاه تهران، به گروه نخست تعلق دارد و کتاب حاضر حجت موجه همین واقعیت است.
کتاب حاضر حاصل چند دهه تلاش بی‌وقفه و جانانهٔ استادی بی‌بدیل است که عمر و توان خودش را صرف پیشبرد مطالعات مربوط به پردازش زبان و ایجاد پیکره‌های زبانی گوناگون برای زبان فارسی کرده و دانشجویان بسیاری را در این حوزه تربیت کرده است.
مهم‌ترین پیش‌نیاز چنین مطالعات و فعالیت‌هایی، وجود پیکره‌های زبانی گوناگون است، و به همین دلیل مؤلف کتاب حاضر پس از شرحی مفصل و خواندنی دربارهٔ دستگاه خط فارسی، تفاوت متن و پیکره، و چگونگی ساختن انواع پیکره‌ها، به معرفی دقیق و کامل پیکره‌های گوناگونی پرداخته که تاکنون برای زبان فارسی ایجاد شده است.
این کتاب آبروی زبان‌شناسی فارسی است، زیرا به‌شیوه‌ای کاملا دقیق و آکادمیک، و براساس جدیدترین پژوهش‌های روز در دنیا، به معرفی و آموزش مبحثی پرداخته است که توجه بدان برای بقا و هویت فرهنگی ما از نام شب واجب‌تر است. به نظر بنده این کتاب که اساساً به صورت درس‌نامه تدوین شده است، باید بلادرنگ مبدل به کتاب درسی اصلی در دوره‌های ارشد و دکتری این رشته و رشته‌های مرتبط دیگر بشود. با خواندن این کتاب درمی‌یابیم که دانشمندان ایرانی چه تلاش عظیمی را مصروف اعتلای زبان فارسی در جهان مدرن و جهان هوش مصنوعی کرده‌اند. تا باد چنین بادا!
Post #396 4.48K
NF_Volume 25_Issue 3.pdf2.9 MB
پوشهٔ pdf شمارهٔ دوم مجلهٔ آواشناسی و واج‌شناسی زبان‌های ایرانی، از انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
Post #394 1.52K

Forwarded from آریا طبیب‌زاده Arya Tabibzadeh

بداهه‌نوازی در بیداد همایون
با کمانچه شش‌سیم باقرخانی
ساختهٔ استاد مازیار کربلایی

#کمانچه_شش_سیم_باقرخانی #کمانچه_شش_سیم #کمانچه #مازیار_کربلایی #آریا_طبیب_زاده
Post #393 1.8K
نه سایهٔ معشوق و نه پیمانهٔ می!

چندی پیش بنده و پسرم به لطف آقای دکتر محمدرضا عدلی مشرف شدیم خدمت جناب استاد فتح‌الله خان مجتبایی. از بخت خوش ما آن شب آقای دکتر مهدی فیروزیان نیز در منزل استاد تشریف داشتند، و فرصتی مغتنم دست داد تا بتوانم از هنرنمایی آن نوازندگان چیره‌دست و من‌جمله خود استاد بهره‌مند شوم. بعد استاد مجتبایی خاطرات زیبایی را از نوازندگان و موسیقی‌دانان قدیم تعریف کردند که افسوس صحبت‌‌هایشان را ضبط نکردم و در اینجا تنها بخشی از آن گفته‌ها را از روی حافظه نقل می‌کنم.
استاد مجتبایی زمانی با رضاخان محجوبی (۱۲۷۶-۱۳۳۳) آشنا شدند که رضا به‌شدت در چنگال اوهام و افیون و الکل گرفتار شده بود، و ای دریغ که هرچه شدت آن گرفتاری‌ می‌افزود، حدت نبوغش می‌کاست. کار بجایی رسیده بود که برای خرج مواد سه بار ویلن محبوبش را جهت فروش در سازفروشی معروف بخشی در بهارستان گرو گذاشت. دو بار استاد مجتبایی آن ساز را خرید و تحویل خود رضا داد، و بار سوم باز هم آن را خرید اما این بار نزد خودش نگاه داشت که تا به امروز هم نزد وی محفوظ مانده است و ما هم آن شب چشممان به جمال زیبا و اسرارآمیزش روشن شد.
و اما دکتر مجتبایی ماجرایی را که به اواسط دههٔ ۱۳۲۰ مربوط می‌شود چنین تعریف کرد: رضاخان محجوبی عاشق ملوک ضرابی (۱۲۸۸ـ۱۳۷۸) بود، و همواره مترصد فرصتی بود تا او را ببیند. رضا می‌دانست که مجتبایی و دوستانش هرازگاهی به دیدار ملوک خانم در منزلش می‌روند، پس همیشه التماس داشت تا هر بار می‌روند او را هم همراه خود ببرند...
شبی رضا با آن وضع ژولیده، آرام در کنج سالن منزل ملوک نشسته بود و محو تماشای جمال او بود. ملوک لیوانی را تا نیمه برایش پر کرد و گفت رضا جان تا آخر شب همین است و بس، پس با همین بساز و بساز! بعد در مقابل چشمان مغموم و مشتاق او نشست و همراه با ساز دوستان خواند و ضرب گرفت. ملوک به رغم قول و قرارهای اولیهٔ خودش، تا آخر مجلس یکی دو بار دیگر هم به سراغ رضا رفت و لیوانش را تا نیمه پر کرد، شاید به این امید که ترکیب عشق و می راهی به حال خراب مرد شوریده‌احوال باز کند... اما زود دریافت که دیگر نه سایهٔ معشوق و نه پیمانهٔ می، هیچ‌کدام ره به حال خرابش نمی‌برد.
Post #392 1.38K

Forwarded from مؤسسه شهرکتاب | Bookcity Institute

📖📖🥇📖📚 📖

برگزاری مراسم اهدای جوایز نهمین دوره جایزه و نشان «ابوالحسن نجفی»


آیین پایانی نهمین دوره جایزه و نشان «ابوالحسن نجفی» به یاد و پاسداشت جایگاه علمی و فرهنگی زنده‌یاد ابوالحسن نجفی برگزار می‌شود؛ مترجم، زبان‌شناس، ادیب و منتقدی که دقت در زبان و حساسیت به ظرایف متن، از مهم‌ترین ویژگی‌های کارنامه او بود و سهمی ماندگار در اعتلای ترجمه ادبی فارسی داشت.
این جایزه در ادامه راهی برگزار می‌شود که نام نجفی با آن پیوندی ناگسستنی دارد: توجه به زبان به‌مثابه بنیاد ادبیات و ترجمه، و تأکید بر دقت، سنجیدگی و شایستگی ادبی در برگردان آثار ارزشمند جهان به فارسی.

این برنامه با حضور جمعی از مترجمان، پژوهشگران و اهالی فرهنگ و ادبیات و با دبیری علی‌اصغر محمدخانی برگزار می‌شود و در آن مهدی فیروزان، حسین معصومی همدانی، امید طبیب‌زاده، نرگس قندیل‌زاده، محمدرضا ترک‌تتاری، فرزانه دوستی و آبتین گلکار سخن خواهند گفت.

همزمان با این آیین، نخستین سالگرد درگذشت زنده‌یاد موسی اسوار، مترجم برجسته ادبیات عرب، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و همراه دیرین شهرکتاب گرامی داشته می‌شود. اسوار که سال‌ها به‌عنوان یکی از داوران این جایزه نقشی برجسته و تأثیرگذار ایفا کرد، با دقت و تعهد خود به زبان و ترجمه، سهمی ماندگار در اعتلای فرهنگ و ادبیات داشت.


📆 شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۱۷
📍شریعتی، بالاتر از مطهری، نبش کوچه کلاته، پلاک ۷۶۵ شهرکتاب مرکزی

🆔 @Bookcityinst 📖
Post #391 1.47K
شیخ بشرویه!

ماجرای زیر را یک بار از مرحوم ایرج افشار شنیدم، یک بار هم عیناً از استاد علی‌اشرف صادقی؛ به همین دلیل تردیدی در صحت آن ندارم، اما صفات و تعابیر بکار رفته در متن هیچ‌کدام از آن بنده یا مورد تأیید بنده نیست، و عمدتاً متعلق به استاد افشار است، و بنده صرفاً جهت رعایت امانت و انعکاس حال و هوای بحث عیناً نقل می‌کنم. نمی‌دانم آیا جای دیگری هم این ماجرای کوتاه و البته نه‌ چندان مهم نقل شده است یا نه، اما اگر شده باشد هم ذکر مجددش خالی از لطف نیست!
پرویز داریوش در سال 1341 در اولین شمارۀ نشریۀ «کتاب ماه» که زیر نظر آل احمد منتشر می‌شد، نقدی بر کتاب بدیع الزمان فروزانفر دربارۀ احوال و آثار شیخ عطار منتشر کرد و در آن نقد استاد فروزانفر را که اهل بشرویه خراسان بود، به تمسخر و مثلاً به قیاس با «شیخ عطار» و «شیخ سعدی» و مانند آن، «شیخ بشرویه» نامید! این نقد شامل مطالب تمسخر‌آمیزی بود که به گمان استاد ایرج افشار، برآمده از عقده‌های سیاسی نویسنده و سردبیر بی‌سواد مجله بود و هیچ ارزش پاسخ دادن نداشت. همان زمان مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی از فروزانفر اجازه خواست تا پاسخی درخور به داریوش بدهد، اما فروزانفر به ایشان گفت: «خواهش می‌کنم مطلقاً و به هیچ‌وجه با این افراد بی‌سروپا بحث نفرمایید و هرچه گفتند هیچ پاسخی ندهید، که آرزوی آنان هم جز این نیست که از دهان مبارک شما حتی اگر شده مبالغی فحش و فضیحت بشنوند!».
باری استاد ایرج افشار فرمایشش را با این بیت صائب به پایان رساند:
پیش احمق نه ز عجز است مرا خاموشی
طرفِ صحبتِ احمق نشدن، دانایی‌ست

و دکتر علی اشرف صادقی با این بیت حافظ:

جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش
Older posts →

About this channel

How can I read @omidtabibzadeh without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده have?
Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده (@omidtabibzadeh) has 1.87K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does Omid Tabibzadeh/ امید طبیب‌زاده know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →