درباره نشست علمی شهریار در شهر زیبا و خیالانگیزِ تبریز، و اینکه «متحد جانهای شیران خداست»!
در همایش شهریار که دیشب (چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵) در بنیاد شهریار تبریز برگزار شد و بنده هم افتخار حضور داشتم، نکات بسیار درباره شعرهای فارسی و ترکی شهریار آموختم. اگر بخواهم تمام آنچه را دیشب بر بنده گذشت و هنوز از نفحات آن مستم، فقط در یک مصراع بیان کنم تنها میتوانم بگویم: این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم!
معمولاً کمتر پیش میآید که از همایشی اینهمه نکته بیاموزم و بهرهمند شوم. آنچه دکتر معصومی همدانی درباره شیوهٔ غریب تأثیرگذاری نیما بر شهریار گفت بسیار دقیق و تیزهوشانه بود و من را متوجه این نکته ساخت که چقدر بسیاری از دعواهایی که بر سر شعر نیمایی و شعر کلاسیک درگرفته، ناساز و بیهوده بوده است؛ به قول سعدی (کاش میشد تمام غزلش را اینجا بیاورم):
اگر عداوت و جنگ است در میان عرب
میان لیلی و مجنون محبت است و صفاست
امیدوارم هرچه زودتر، صورت چاپ شده این سخنرانی منتشر شود و ان را بهدقت مطالعه کنم.
نیز آنچه دکتر جمشید علیزاده درباره قدرت و یگانگی شعر شهریار در تأسیسِ دو نظام شعری و زبانی جدید و محکم متذکر شد، بُعد جدیدی از شخصیت پیچیده و تاثیرگذار شهریار را بر من آشکار ساخت: یکی غزل جدید فارسی (که به نظر بنده در رقابت بین همه احتمالات موجود و ممکن، عاقبت همهٔ رقبا را کنار زد و خود یکهتاز میدان شد که هنوز هم هست)، و دیگری «حیدربابا» و اشعار ترکی شهریار که بنیانی را برای زبان ترکی آذربایجانی فراهم آورد و دست دیگر مدعیان فرامرزی را از رسیدن به چنین شأن و جایگاهی کوتاه کرد.
انگار روح مهربان شهریار بر تکتک ثانیههای آن همایش و آن شب حاکم بود و باید به دستاندرکاران همایش و گردانندگان آن آفرین و دست مریزاد بگویم.
باری شبی بسیار پربار بود که مخصوصا با مصاحبت جانانه با دکتر معصومی همدانی و نکته آموزیهایم از محضر همواره گرم و پربار وی به پایان رسید. تا باد چنین بادا!
Post #409
1.47K