🔰برشی از کتاب «اخبار بد از اسرائیل»
نوشتهی گرِگ فیلو و مایک بِری
بخش اول
سید سجاد هاشمی نژاد✍
ریشههای صهیونیسم و اولین موج مهاجرت یهودیان به فلسطین
تاریخنگارِ آمریکایی، هاوارد سَکِر2 پیدایش اندیشهی صهیونیستی در روزگار معاصر را تا دو ربی3 اروپایی، یهودا اَلکَلای4 و زِوی هِرش کالیشر5، ردیابی میکند؛ این دو ربی، از دههی 1830 به بعد بر نیاز به بازگشت یهودیان به «سرزمین مقدس»، به عنوان پیشدرآمدی ضروری برای رستگاری و ظهور دوم مسیح، تأکید میکردند. سَکِر استدلال میکند که این تحریضها فوراً یا وسیعاً در میان یهودیان اروپا ریشهدار نشدند. با این حال، او چنین میگوید که تا دههی 1870، جماعتهایی که عموماً به عنوان «شُوِوِی صهیون» – دلباختگان صهیون – شناخته میشدند، در سرتاسر روسیه شکل گرفته بودند که فلسطین را مکانی برای احیای ملی و پناهگاهی در برابر سامیستیزی6 میدانستند.
در سال 1881، در پی ترور تزار آلکساندر دوم، عدهی کثیری از یهودیان در پوگرومهایی7 در روسیه کشته شدند. تا سال 1914، بالغ بر دو میلیون یهودی برای گریز از آزار دیدن، از روسیه فرار کرده بودند. اکثریت بزرگ این عده، در ایالات متحده پناه جستند، اما 25000 نفر در دو موج مهاجرتی، در سالهای 1882 تا 1884 و سالهای 1890 و 1891، وارد فلسطین شدند. در این زمان، جمعیت یهودیانِ فلسطین، اندک بود. سرشماریِ رسمیِ عثمانی در سال 1878 جمعیت یهودیان را 15011 نفر در میان جمعیت 447454 مسلمان و مسیحی برآورد کرده بود (مککارتی، 1990). روابط میان مهاجران یهودیِ تازهوارد و جمعیت بومی، گوناگون بود. سکونتگاههای8 یهودینشین در زمینهایی ساخته میشدند که از زمینداران افندی9 («آقا») خریداری میشدند که خود در آن منطقه سکونت نداشتند. اغلب اوقات، مردم محلیای که پیشتر بدان زمین میپرداختند و به آن رسیدگی میکردند، با کمکِ پلیس دولت عثمانی از زمین تخلیه میشدند و این امر منجر به کینه و خشونت میشد. برخی صهیونیستها همچون آحاد هعام10 نسبت به نحوهی به دست گرفتن کنترل زمینها توسط سکونتگران11 و رفتار آنها با جمعیت محلی، موضعی بسیار انتقادی داشتند. او در سال 1891 بیان کرد که سکونتگران «با عربها با دشمنی و بیرحمی رفتار میکنند، و با بیپروایی آنها را از حقوقشان بیبهره میکنند، بیدلیل به آنها توهین میکنند و حتی به این قبیل کردارها مباهات میکنند؛ و هیچکدامشان با این گرایش منزجرکننده و خطرناک مقابله نمیکند». همچنین شواهدی وجود داشت مبنی بر اینکه هر دو گروه میتوانستند با یکدیگر کنار بیایند، چرا که سکونتگران به همراه خود منافعی را هم به همراه میآوردند. آنها فرصتهای شغلی و دسترسی به خدمات درمانی ایجاد میکردند، تجهیزات مدرن را اجاره میدادند و خود، بازاری برای فروش تولیدات بودند. سکر گزارش میکند که در دههی 1890، سکونتگاه کشاورزیِ زیخرون یعکوف12 بیش از 1000 عرب را استخدام کرده بود که برای 200 یهودی کار میکردند. دیوید هرست13، گزارشگر سابق حوزهی خاورمیانهی گاردین، استدلال میکند که آغاز قرن بیستم نوعی سکونتگرِ جدید و ستیزهجوتر را به فلسطین آورد؛ سکونتگرانی که ملهم از ایدههای تئودور هرتسل بودند و مصمم بودند که «سرزمین را احیا» و «نیروی کار را تسخیر» کنند. صندوق ملی یهود، که برای مدیریت کردن خرید زمین توسط یهودیان ایجاد شده بود، در سال 1901 حکم کرد که تمام زمینهایی که توسط این صندوق خریداری شده را هرگز نمیتوان دوباره به جنتیلها14 فروخت یا اجاره داد، و سکونتگران نیز شروع کردند به بایکوتِ نیرویِ کار عرب.
ادامه
@Nviolence2 | اوضاع گردون
@JAAMEbaaz | علوم اجتماعی
▪️ مربوط:
t.me/Nviolence2/1070
دیگر بخش ها
t.me/Nviolence2/3700
t.me/Nviolence2/3709
t.me/Nviolence2/3711
t.me/Nviolence2/3714
t.me/Nviolence2/3721
Post #3698
78