🔰برشی از کتاب «اخبار بد از اسرائیل»
گرِگ فیلو و مایک بِری ✍
بخش پنجم
🔰اعلامیهی بالفور و قیمومیت بریتانیا
پس از اولین جنگ جهانی، از خلال نظام قیمومیت که تجزیهی امپراتوری عثمانی را مدیریت میکرد، کنترل فلسطین به بریتانیا سپرده شد. در سال 1921، بریتانیاییها منطقه را به دو بخش تقسیم کردند که طی آن بخشی که در شرقِ رود ، فرا اردن نام گرفت و ناحیهی غربِ رود به «قیمومیت فلسطین».
جمعیت بومیِ فلسطینِ تحتِ قیمومیت، در هراس بودند که مهاجرت گستردهی یهودیان، منجر به استعمار هرچه بیشتر کشورشان پس از این انقیاد کنونی شود. برخی سیاستمدارانِ برجستهی بریتانیایی از قبیل لرد کِرزن هم در این دیدگاه شریک بودند؛ او در 29 ژانویهی 1919 به لرد بالفور نوشت:
«من تا حدود زیادی اطمینان دارم که هرچند وایزمن ممکن است چیزی به شما بگوید، و هرچند شما ممکن است از یک وطن ملی منظور معینی داشته باشید، او در پی چیزی یکسر متفاوت باشد. او به یک دولت یهود میاندیشد، یک ملت یهود با یک جمعیت عرب و غیرهی زیردست که توسط یهودیان فرمانروایی میشوند؛ اینکه قاطبهی سرزمینها در مالکیت یهودیان باشد و اجراییات توسط ایشان اداره گردد … او در تلاش است تا این سودا را، در پشت صحنه و تحت لوای تولیت بریتانیا، عملی کند.»
برخی اعضای هیأت حاکمهی بریتانیا معتقد بودند که آنها با حمایت از وطن ملی یهود، مستقیماً شرایط قیمومیت را نقض میکنند. برخی دیگر، بهنظر کمتر دلمشغولِ نظرات جمعیتِ عرب بودند. حییم وایزمن مدعی شد که یکی از مقامات بریتانیا به او گفته که در فلسطین «چندصدهزار کاکاسیا داریم، اما این موضوع حائز اهمیت چندانی نیست».
بین سالهای 1919 و 1926، حضور یهودیان در فلسطین با ورود 90هزار مهاجر دیگر افزایش چشمگیری یافت. در همان حال، جماعت یهودیان مهاجر داشت بهطور فزایندهای نظامیسازی میشد، آن هم با ایجاد چیزی که شلایم آن را همچون «دیواری آهنین» از نیروی نفوذناپذیر مینامد، که برای حفاظت از سکونتگاههای یهودی در برابر حملهی عربها طراحی شده بود. ایدهی «دیوار آهنین» را اولین بار ولادیمار ژابوتینسکی رهبر جنبش ریویزیونیست به کار برده بود. ژابوتینسکی متقاعد شده بود که جمعیت بومی عرب داوطلبانه پروژهی صهیونیستی را نخواهد پذیرفت و ]از این رو[ هوادار ایجاد یک «دیوار آهنین» بود که جمعیت محلی نتوانند در آن رخنه کنند:
«اگر بخواهید سرزمینی را استعمار کنید که مردمانی هماکنون در آن ساکناند، باید پادگانی برای آن سرزمین ایجاد کنید یا بانیای بیابید که به نیابت از شما چنین پادگانی را اداره کند. صهیونیسم یک تکاپوی استعماری است و بنابراین، بنا به مسأله ی نیروی نظامی است که پابرجا میماند یا فرو میافتد.»(ولودیمار ژابوتینسکی)
همچنین، صهیونیستها مالکیتشان بر زمین را هم بهطور چشمگیری افزایش دادند. زمینهای کشاورزی از زمیندارانِ غایبِ عرب خریداری میشد و دهقانانی که زمین را نگهداری میکردند و در آن زندگی میکردند، تخلیه میشدند. کمیسیون آمریکایی کینگکرین 1919، که برای ارزیابی دیدگاه مردم محلی به فلسطین اعزام شده بود، در مباحثاتش با نمایندگان یهودی گزارش داد که «صهیونیستها امیدوارند از طریق انواع گوناگون خرید، بتوانند ساکنینِ غیریهودیِ فعلی فلسطین را عملاً بهطور کامل سلب مالکیت کنند». همچنین، صهیونیستها بهطور فزایندهای نیروی کار عرب را بایکوت میکردند. کمیسیون هوپسیمپسون توافقات کاری صهیونیستیِ کِرِن-هایِسود را بابت تبعیضآمیز بودن مورد انتقاد قرار داده بود و به بند 7 اشاره کرده بود که تصریح میکرد «بدینقرار، سکونتگرِ ]یهودی[ متعهد میشود که هرگاه او ملزم به استخدام نیرویی کمککار گردد، تنها کارگران یهودی را به کار بگیرد»، و نیز به بند 11 که بیان میکرد «سکونتگر متعهد میشود که هیچ نیروی کار خارجیای به غیر از کارگران یهودی را به کار نگیرد». به گزارش کمیسیون، تنشهایی که بابت این انحصارگرایی در نیروی کار ایجاد شد، برسازندهی «منبعِ خطری دائم و فزاینده برای کشور» بود.
ادامه
@Nviolence2 | اوضاع گردون
@JAAMEbaaz | علوم اجتماعی
▪️بخش اول کتاب
▪️ مربوط
Post #3714
35