🔰برشی از کتاب «اخبار بد از اسرائیل»
گرِگ فیلو و مایک بِری ✍
بخش چهارم
🔰اعلامیهی بالفور و قیمومیت بریتانیا
طی جنگ جهانی اول، فروپاشی امپراتوری عثمانی بسیار انتظار میرفت؛ و قدرتهای متفق شروع به مذاکره حول رقابتشان بر سر جاهطلبیهای سرزمینی کردند. در سال 1916، مذاکرات میان بریتانیا، فرانسه و روسیه (که بعداً شامل ایتالیا هم شد) منجر گردید به توافق محرمانهی سایکس-پیکو که در پی آن بود که «سپهرهای نفوذ» را برای قدرتهای اروپایی در منطقه، ایجاد کند. اما این توافق، واقعیتهای ملیگراییِ در حال ظهور عرب را هم پذیرفت و به رسمیت شناخته شدن «یک دولت عرب مستقل» یا «کنفدراسیونی از دولتهای عرب» در منطقه را هم تصریح کرد. اطمینان دادن بریتانیا در قبال استقلال عربی پس از شکست متحدین را (که به عنوان پاداش حمایت عرب طی جنگ جهانی اول وعده داده شده بود)، میتوان در مکاتبات میان سِر هنری مکماهون ، فرستادهی ارشد بریتانیا در مصر، و شریف حسین، امیر مکه، که به عنوان حافظ مقدسترین مکانهای اسلام شناخته میشد، یافت.
اما این تعهداتی که قدرتهای اروپایی برای بهرسمیتشناختن استقلال عرب داده بودند، با اطمینان خاطرهایی که بریتانیا در آن زمان به رهبران صهیونیست در بریتانیا داده بود، تعارض داشت؛
رهبران صهیونیست پیوندهایی نزدیک با سیاستمداران برجستهی بریتانیایی برقرار کردند که شامل لوید جرج ، آرتور بالفور ، هربرت ساموئل و مارک سایکس میشد. در سال 1915، در یادداشت رسمیای با عنوان «آیندهی فلسطین»، ساموئل پیشنهادی ارائه کرد مبنی بر «تصاحب فلسطین توسط بریتانیا، که در آن میتوانیم سه یا چهار میلیون یهودی اروپایی را جای دهیم». حمایت بریتانیاییها از یک میهن یهود، در اعلامیهی بالفور در نوامبر 1917 تصریح شد:
«دولت اعلیحضرت، با تأسیس وطنی ملی برای مردم یهود در فلسطین اظهار موافقت میکند، و نهایت کوشش خود را مبذول دستیابی به این هدف خواهد نمود؛ با لحاظ آشکار این امر که هیچ کاری نباید انجام شود که احیاناً حقوق مدنی و مذهبی جماعتهای موجودِ غیریهود در فلسطین، یا حقوق و منزلت سیاسی یهودیان در دیگر کشورها را، به مخاطره اندازد.»
این «جماعتهای غیریهود» که 89 درصد جمعیت را تشکیل میدادند و عربهای مسلمان و مسیحی بودند، از این اعلامیه خشمگین شدند.31 آنها متوجه آن بودند که این اعلامیه فقط از «حقوق مدنی و مذهبی» آنها سخن میگفت و هیچ اشارهای به حقوق سیاسی آنها نمیکرد. بهعکس، در میان صهیونیستها این اعلامیه یک پیروزی تلقی میشد. تاریخنگار اسرائیلی، آوی شلایم با خلاصه کردن بیانِ حییم وایزمن، استدلال میکند که این بیانیه «به یهودیان کلیدی طلایی میداد که با آن دروازههای فلسطین را بگشایند و خود را صاحبان کشور کنند». از آن زمان تا کنون، برخی متخصصان، قانونی بودن اعلامیهی بالفور را زیر سؤال بردهاند.
ادامه
@Nviolence2 | اوضاع گردون
@JAAMEbaaz | علوم اجتماعی
▪️بخش اول کتاب
▪️ مربوط
Post #3711
48