🔰برشی از کتاب «اخبار بد از اسرائیل»
گرِگ فیلو و مایک بِری ✍
بخش سوم
🔰دومین موج مهاجرت یهودیان به فلسطین
سال 1904، شاهد آغاز موج دیگری از مهاجرت یهودیان به فلسطین بود؛ باز هم در واکنش به پوگرومهایی در روسیه. تاریخنگار اسرائیلی، اهرون برِگمن21، تخمین میزند که ]در این موج[ حدود 35هزار نفر وارد شدند، و استدلال میکند که این سکونتگران با مهاجران پیشین تفاوت داشتند؛ چرا که در پی آن بودند که نیروی کار عرب را طرد کنند و «احساس سنگینی از رسالتمندی محرک آنان بود و مصمم بودند که سرزمین را احیا کنند». جامعهشناس اسرائیلی، گرشون شافیر22، استدلال میکند که نزاع بر سر «تسخیر نیروی کار» کارگران یهودی را به «ملیگرایان پیکارجو» بدل کرد که «میخواستند یک جامعهی همگونِ یهودی برپا کنند». برخی صهیونیستها شروع کردند به تأکید بر اهمیت نیروی نظامی در ایجاد یک وطن یهود. اسرائیل سَنگویل23، که شعار «سرزمینی بیمردم، برای مردمی بیسرزمین» را ابداع کرده بود، در نشستی میان صهیونیستها در سال 1905 بیان کرد که «باید آماده باشیم تا یا آن قبایل ]عرب[ که مالکیت یافتهاند را به زورِ شمشیر بیرون کنیم، و یا با مشکل یک جمعیت بزرگِ بیگانه دستوپنجه نرم کنیم».
فلسطینیان، در مقام جمعیتی حکومتشده تحت حاکمیتِ عثمانی، ابتدا در اعتراضاتشان باملاحظه بودند. در دههی 1890، مکرراً افرادی از سران فلسطینی، از فرادستانشان در امپراتوری تقاضا کردند که مهاجرت یهودیان را محدود نمایند؛ این تقاضاها بیفرجام باقی ماند. پایان قرن نوزدهم، دورهای بود که در آن آگاهیِ پانعرب رو به افزایش بود و مشتمل بود بر قسمی نوزایی در ارجشناسیِ ادبیات و فرهنگ عرب. اووندیل24 استدلال میکند که هم امپراتوری عثمانی و هم گسترش صهیونیسم، بهعنوان تهدیدی بر توسعهی عربی تلقی میشدند. او بیان میکند که «بین سالهای 1909 تا 1914» مخالفت ملیگرایانه با صهیونیسم در فلسطین افزایش یافت: هراسی وجود داشت مبنی بر اینکه اگر یهودیان فلسطین را تصاحب کنند، یکپارچگی سرزمینیِ جهان عرب در هم کوفته میشد و آرمان عرب تضعیف میشد». در سال 1914، روشنفکر مسلمان، رشید رضا، استدلال کرد که فلسطینیها با انتخابی مواجهند؛ آنها از یک سو میتوانند به نوعی سازش با صهیونیستها برسند که در قبال پذیرش اعطای بعضی خواستههایشان، بر جاهطلبیهای آنها حدی بگذارد؛ و یا میتوانند بهصورت مسلحانه با آنان مقابله کنند:
«بر رهبران عرب – یعنی بر رهبران جمعیت محلی – واجب آمده است که یکی از این دو کار را صورت دهند: یا باید با رهبران صهیونیست به توافقی برسند که اختلافات میان دو گروه را سامان دهد … یا باید تمامی نیروهایشان را برای مقابله با صهیونیستها به هر طریق، گرد آورند، چنانکه ابتدا اجتماعات و سازمانهایی شکل دهند و سپس دستههایی مسلح شکل دهند که به نیروی زور با آنان مقابله کند.»(رشید رضا)
ادامه
@Nviolence2 | اوضاع گردون
@JAAMEbaaz | علوم اجتماعی
▪️بخش اول کتاب
▪️ مربوط :
t.me/Nviolence2/1070
Post #3709
60