دربارۀ «نمیتوانی بگویی دیدم و نخواستم»
در اینترنت ویدیویی منتشر شده از زنی که استدلال میکند «مرد ها اگر زن بیحجابی را ببینند تحریک میشوند، لذا باید قانون جلوی بیحجابی زنان را بگیرد.» منظور ایشان از واژۀ بیحجاب کسیست که پوشش به اصطلاح اسلامی (حداقل مانتوی بلند همراه با شال یا روسری) را رعایت نمیکند. من هم در این متن به همین معنا از واژۀ «بیحجاب» استفاده میکنم.
میتوانم به سادگی ادعا کنم این گزاره که عموم مرد ها به هر زن غریبه یا آشنایی که بیحجاب ببینندش میل جنسی پیدا خواهند کرد غلط است. حتی نمیتوان گفت که عموم مرد ها به هر زنی که کاملا برهنه ببینندش میل جنسی پیدا خواهند کرد. بسیاری از زن ها حتی اگر برهنه هم بشوند برای عموم مرد ها جذابیت جنسی ندارند. به دلایل مختلف. مثلا شاید بدن آن زن حداقل شاخص ها را برای «از نظر جنسی جذاب به نظر رسیدن» نداشته باشد. یا مثلا شاید فرد مقابل مُسِن یا خردسال باشد، یا صرفا خارج از سلیقۀ جنسی فرد باشد، یا شرایطِ آن مواجهه شرایط مناسبی برای بروز میل جنسی نباشد، در آن صورت عموم مرد ها حتی اگر زنی را برهنه ببینند باز هم برایشان چندان برانگیزاننده نیست. البته این برهنگی بود؛ شدیدترین حالت ممکن. آنچه «بیحجابی» دانسته میشود به قدری ضعیف است که بود و نبودش، مگر برای گروه خاصی، تفاوت شایانی در برانگیزانندگی جنسی ایجاد نمیکند.
از سوی دیگر، هیچ قانون و قاعدۀ جهانشمولی دربارۀ این که چه چیزی حتما یا هرگز میل جنسی ایجاد میکند یا نمیکند وجود ندارد. میل جنسی صرفا نوعی واکنش است که این که به ازای چه محمولاتی برانگیخته میشود اندکی متاثر از ویژگی های ژنتیکی و بسیار متاثر از بیوگرافی افراد است. این «بیوگرافی» خود متاثر از عوامل محیطی مانند خانواده، و خاطرات و تجربیات به خصوص آن شخص است. ممکن است یک تجربه یا خاطرۀ بهخصوص در زندگی یک فرد به شکل قابل توجهی محمولات جنسی (ویژگی هایی که برای یک فرد جذابیت جنسی دارند و باعث برانگیختگی میل جنسی میشوند) در افراد را تغییر دهد. لذا نباید خیال کرد که محمولات جنسی به قدری ازپیشتعیینشده و قابل پیشبینی اند که یک قاعدۀ جهانشمول و غیرقابل تغییر درباره اش وجود دارد.
دربارۀ چیزی مثل «حجاب» حتی به طور نسبی هم نمیتوان اسنتباط کرد که افزایش حجاب باعث کاهش برانگیزانندگی جنسی میشود. برای برخی از افراد، پوشیدگی بیشتر از برهنگی از نظر جنسی جذاب است. و برای برخی از افراد، تصورات و تخیلاتشان بیشتر از تصویری که میبیند از نظر جنسی برانگیزاننده اند، و این نه تنها میتواند کاملا مستقل از این باشد که فرد مقابل چه پوشیده، بلکه گاهی در همین حد که «هویت جنسی» ای برای فرد مقابل قائل باشند کفایت میکند. مثلا برخی از نوجوانان (یا، با نسبتی کمتر، برخی بزرگسالان) با فکر به افرادی که در اینترنت با آنها آشنا شده اند و حتی تصویری هم از آنها ندیده اند، صرف آنکه میدانند کسی وجود دارد که ممکن است مطابق معیار های جذابیت جنسی آنها باشد، هم میتوانند از نظر جنسی برانگیخته شوند. آیا این توجیه میکند که افرادی که تصور میکنیم ممکن است کسی با دانش بر وجودشان از نظر جنسی برانگیخته بشوند را محبوس کنیم که کسی نتواند بداند که آنها وجود دارند؟
چند فرض دیگر هم در پس این استدلال وجود دارند. نخست این که «قانون» عنصریست که باید این موارد را با مجازات و جریمه کنترل کند. بر چه اساس؟ بخشی از جامعه ارزشی در ذهن دارند، آن هم ارزشی برخاسته از (یا توجیه شده با) پیشفرض های بیاساس و غلط، و قانون باید جامعه را، به واسطۀ مجازات، مجبور کند که به تئاتر مورد علاقۀ این گروه تبدیل بشود؟ کارکرد قانون در یک جامعه این نیست که هر تز فرهنگی و مدنی، آن هم یکی که در این حد قابل مناقشه و عجیب و غریب است، را به جامعه تحمیل بکند.
دوم این که چرا قانون باید جلوی «بیحجابی زنان» را بگیرد؟ فرض بر آنکه مهملاتی که در پاراگراف های بالاتر ابطال کردیم هم درست میبودند، چرا باید بین این همه عنصر دخیل در این واقعه، «بیحجابی زنان» چیزی باشد که جُرمانگاری میشود؟ نمیشد مثلا بخواهیم مردان را طوری تربیت کنیم که بیحجابی دیگر برایشان محمولِ جنسی نباشد؟ در این صورت میشد تصمیمی گرفت که به سودِ «افزایش آزادی فردی ضمن حفظ همزیستی مسالمتآمیز» باشد.
پینوشت: شکل شدیدتری از این ادعا وجود دارد که مسئولیت تعرض جنسی را به دوشِ فرد بیحجاب میگذارد، که به نظرم بیش از آن احمقانه است که بخواهم به آن بپردازم. فرض را بر این گرفته ام که بر همه روشن است که فاصلۀ فاحشی بین یک مِیل و یک رفتار است، و فرض را بر این گرفته ام که همه میپذیرند در هر صورت، مزاحمت و تعارض جنسی توجیهی ندارد و باید جُدا از همۀ این بحث ها جرمانگاری بشود. به همین خاطر چندان بحثی در این باره نمیکنم.
Noesium ✨
Post #694
258
- ❤ 7
- 👍 1