گلن استراوسن از جمله فیلسوفانی بوده که دورادور بسیار ازش آموختم. جدا از شخصیت ستودنی ای که داره و علاقه ای که به زبان فارسی داره، در بسیاری از مسائل با هم همنظر بودیم. اختلاف نظر نسبتا کمی با هم داریم، مگر دربارۀ استدلال ایشون دربارۀ نفیِ مسئولیتپذیری (basic argument) که من فکر میکنم مفهوم «مسئولیت» رو کاملا خارج از دایرۀ معناییش به کار برده، و دربارۀ مفهوم «خود» هم کمی باهاش اختلاف نظر دارم. اما به کل واقعا فیلسوف استاندارد و حرفهای ایست.
دربارۀ این مقاله هم دربارۀ ادعای شمارۀ 8 و 9 ش کمی احتیاط میکنم، دربارۀ ادعای شمارۀ 1 هم همینطور، اما نه از این حیث که «وجودِ هشیاری» مسئلۀ قابل مناقشه ایست، بلکه «دانستن» صورت های متفاوتی داره که ما در بعضی از اون صورت ها هشیاری رو میشناسیم و در بعضی از صورت ها نه تنها هشیاری رو نمیشناسیم بلکه نخواهیم توانست که بشناسیم. با باقی استدلال هاش موافقم.
Post #691
154
Noesium چرکنویس «معمای هشیاری وجود ندارد، توضیح خواستن در این باره مصادره به مطلوب است» از گلن استراوسن (Gales Strawson) چکیده میگویند «هشیاری یک معماست»، یا «ما هیچ نظری نداریم که هشیاری چیست»، یا «بزرگترین مسئولیت اندیشمندان در زمانۀ ما توضیح هشیاری است». مقالۀ…