آیا هوش مصنوعی تعریف «هنرمند» را عوض میکند؟
منظور های متفاوتی از «هنر» وجود دارد. در منظور بعضی از مردم، هنر یک کالای تجاری است که تولید میشود و اگر استاندارد های کیفی لازم را داشت به فروش میرسد. البته جای بحث دارد که آیا این محصولات واقعا «اثر هنری» اند یا نه، وقتی صرفا موجوداتِ مصرفیای با کاربرد مشخص (و گاها «یکبارمصرف») هستند که برای اهداف کاملا غیر هنری ساخته و به کار گرفته میشوند. هوش مصنوعی در این مورد، ممکن است بتواند، یا امروز یا در آینده، استاندارد هایی که کسی مد نظر دارد را برآورده کند، و از این جهت که از نظر مالی به صرفه است، میتواند از برخی از جنبه ها، دست بالایی برای رقابت در بازار داشته باشد.
در منظور برخی دیگر از مردم، هنر اثریست که ساخته میشود تا تجربۀ زیباییشناختی انسان را گسترش بدهد. حتی با این تعبیر هم، بسیاری از آثار تولید شده به دست هوش مصنوعی، به شکل غیر قابل بحثی زیبا هستند. اما تولید این آثار بسیار آسان است، اگر نیاز به مهارتی هم داشته باشد، مهارت هایی میطلبد که ارتباط چندانی با مهارت های هنری، مثلا مهارت در نواختن ساز یا اشراف بر نظریات آهنگسازی، یا تکنیک طراحی یک بافت بهخصوص با مدادشمعی، ندارد.
از این سو حتی نمیشود گفت که آن آثار را انسان «ساخته»، چون لفظ «ساختن» برای ما معنای مشخصی دارد. نهایتا میتوان گفت کسی آن ها را «پرامپتنویسی» کرده (پرامپت: متنی که به عنوان ورودی به هوش مصنوعی میدهند)، که البته بسیاری از اوقات حتی خود فرایند «پرامپتنویسی» را هم یک هوش مصنوعیِ کمکی انجام میدهد. به هر حال، چه در زبان پارسی و چه در زبان های دیگر، واژۀ «هنر» (یا art) روزی مترادف با «مهارت» بوده. اما به نظر میرسد که امروز دیگر برای تولید آثار زیبا، مهارت هایی که باید به زحمت اکتساب میکردیم، دیگر هیچ ضرورتی ندارد. کسی بدون هیچ درکی دربارۀ پیچیدگی های آهنگسازی و هیچ سابقهای در نواختن یک ساز، میتواند با نوشتن چند جمله، علت زایش یک اثر موسیقایی زیبا بشود. پس فرق بین یک هنرمند و چنین شخصی دقیقا چیست؟
یک مغالطه در این مدل نتیجه گیری ها وجود دارد. فرض کنید آقای الف که یک پرامپتنویس است، و خانم ب که یک آهنگساز و موزیسین است، آثاری را تولید کرده اند که از نظر ارزش زیباییشناختی با هم برابر اند. آیا نتیجه میشود که آقای الف و خانم ب با هم تفاوتی ندارند؟ آن دو نفر به شکل واضحی، واقعا با هم تفاوت دارند. آقای الف هنوز چیزی نیست بیش از یک پرامپتنویسِ کاملا نادان دربارۀ موسیقی، و خانم ب هنوز یک موسیقیدان ماهر است که در پس تمام صداهایی که آفریده منظور و عاطفهای به خرج داده. هم آقای الف و هم خانم ب، پس از تولید اثر همان اند که پیش از تولید اثر بودند. چه بسا این بهترین بهانه است که به خاطر بیاوریم که «زیباییِ محصول، ماهیت ذاتی عوامل تولید را تغییر نمیدهد!»
از سوی دیگر، پرامپتنویس و آهنگساز، اگرچه هر دو در شکل گیری آن اثر هنری نقش «علتِ زایش» را ایفا میکنند، اما آهنگساز صرفا علتی برای اثر نیست، بلکه «آفرینندۀ» آن اثر است. برخلاف پرامپتنویس، هنرمند با آنچه که خلق میکند ناگهان مواجه نمیشود. اثر پیش از آن که تجسم فیزیکی پیدا کند، یا به مثابۀ مخیلهای ملموس در ذهن او نمایان بوده و این ناشی از مهارت اکتسابی او بوده که توانسته به درستی به آن مخیلات کالبد فیزیکی ببخشد، و یا آنچه در بازی دیالکتیکی بین او و جهان اطراف شکل گرفته. پیش از آن که اثر تولید بشود، هنرمند فرایند «اینچنین شدنِ» اثر را لحظه به لحظه تجربه کرده.
در حالیکه پرامپتنویس پیش از آن که خروجی را ببیند، حتی نمیداند دقیقا چه موجودی تولید شده! رایج است که چندین بار پرامپت های مختلف را امتحان میکند تا بالخره با خروجی ای که به اندازۀ کافی زیبا باشد مواجه، یا بلکه حتی غافلگیر بشود. عمدتا حتی نمیتواند آن را به چشم مخلوق ببیند و از این منظر که «اگر یک آفریدۀ هنری بود، چرا اینگونه خلق میشد» آن را تحلیل کند، چون بلد نیست مانند یک هنرمند به یک اثر نگاه کند. با حذف نقش او در تعیین و ارسال پرامپت، نسبت او با اثر بیشتر شبیه نسبت مخاطب با اثر است تا نسبت آفریننده با اثر.
میتوانم بعدا به طور مجزا از این گزاره دفاع کنم که «بسیاری از آثار تولید شده با هوش مصنوعی واقعا زیبا هستند و مستقل از آنکه آوردۀ هوش مصنوعی اند، ارزش هنری دارند»، اما ابدا «پرامپتنویسی» را به «هنرورزی» نزدیک نمیبینم. هنرمند همان است و پرامپتنویس هم همان. اگر کسی بخواهد صرفا به واسطۀ نوشتن پرامپت های موفقیت آمیز برای تولید آثار زیبا، حتی یک پله خود را به لقب «هنرمند» نزدیکتر بداند، وصفی غیر از شارلاتان، یا دست کم متوهم، برایش سراغ ندارم. نه به این خاطر که «هنرمند» لقب مقدسی است، به این خاطر که کلمات معنا دارند.
#هنر
#هوشمصنوعی
Noesium ✨
Post #679
187
- ❤ 3
- 🔥 1