تعریفی که مان نقل میکند بسیار گویاست: «تصدیقِ یک انسان فارغ از ارزش او».
این یعنی: اروس نه داوری میکند، نه میسنجد، نه دلیل میخواهد. اروس فقط آری میگوید—به آنچه هست، به همانگونه که هست.
و این دقیقاً کاری است که محافظهکارِ آیرونیک با زندگی میکند: به زندگی آری میگوید، بدون آنکه ارزش عقلانی یا اخلاقی آن را اثبات کند. این آری گفتن، عقلانی نیست، اخلاقی هم نیست—اروتیک است. عشقی است از سوی روح به آنچه روح نیست.
پس وقتی مان میگوید: «اروس همواره آیرونیست بوده و آیرونی، اروتیسم است»، منظورش این است: هر دو حرکتی یکسان دارند—حرکتی که در آن روح خود را به نفع آنچه ورای روح است، کنار میگذارد. هر دو نوعی تسلیم آگاهانهاند.
بنابراین پیوند میان محافظهکاری و آیرونی نزد مان از این قرار است: محافظهکاریِ راستین، موضعی غریزی نیست، بلکه دستاورد روحی است که از خود فراتر میرود.
Post #1123
433
Forwarded from خستو
- 👍 3
- 👎 1