«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور
تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Post #1102
427
✍🏻
فراپیام
از خبری در یکی از شبکههای اجتماعی نماگرفت(اسکرینشات) گرفتم و برای گروهی از دوستان ارسال کردم. تنها واکنش به خبری که از نظر من عجیب و غمانگیز بود، این بود که «منبع؟». همه خبرگزاریها کار کرده بودند، پس اولین لینک را به عنوان منبع فرستادم، اما بهم برخورد! «منبع؟» بوی بیاعتمادی میداد و طلبکار بود. اگر بجای «منبع؟» خالی نوشته بود «خبر را جایی ندیدم، منبع؟» یا نوشته بود «چه وحشتناک! منبع؟» یا «لطفاً منبع» یا حتی «لطفن منبع» و حتی «منبع (شکلک، هر شکلکی)»؛ آن احساس بیاعتمادی و طلبکاری دست نمیداد.
واضح است چیزی که مرا در آن گفتوگوی کوتاه بیشتر از خودِ کلمه «منبع؟» درگیر کرد، معنایی بود که پشت آن احساس کردم. نویسنده را میشناختم و میدانستم واقعاً منظور خاصی ندارد؛ طفلک فقط «منبع خبر» را خواسته بود!
خیلی وقتها اصل برخوردنها به ما در مراودات مجازی / حقیقی؛ عمومی / خصوصی بیشتر به «فراپیام» مربوط است تا خود «پیام».
پیام درباره کلمات است، فراپیام درباره روابط. ماجرا بیش از اینکه به «چی گفتی» مربوط باشد، به «چطور و بر چه بافت و بستری گفتی» مربوط است. از آن طرف حرف زدن درباره فراپیام دشوار است. خیلی وقتها چیز آشکار و مشخصی وجود ندارد که به آن اشاره کنید.
دمای احوالپرسی را در نظر بگیرید: سردی و گرمی احوالپرسی را نه کلمات، که میتوانند کاملا مشابه باشند، که حالت چهره، برق نگاه، میزان فشردن دست و حتی انتخاب کلمات در تناسب با آدمهای غریبه / آشنایی که اطراف شما حضور دارند تعیین میکند، ضمن اینکه ممکن است دماسنج فرهنگی، خلقی و تربیتی شما و طرف مقابل هماهنگ و همگام نباشد.
خانم دبورا تنن زبانشناس در آثارش مفصل به مفهوم فراپیام (Metamessage) پرداخته و تاثیر آن بر فرهنگ و روابط اجتماعی، روابط عاشقانه، روابط با والدین، روابط با خواهر و برادرها و روابط با همکاران را نشان داده است.
او از قول زبانشناسی نقل میکند برای گفتوگویی که هدفش فقط انتقال اطلاعات باشد، چهار اصل مهم وجود دارد:
- به اندازهی لازم صحبت کن، نه بیشتر.
- حقیقت را بگو.
- مرتبط صحبت کن.
- واضح صحبت کن.
اما از قول زبانشناس دیگری اشاره میکند در گفتوگوی واقعی، این قوانین بهتنهایی کافی نیستند؛ چون ما فقط به انتقال اطلاعات فکر نمیکنیم، بلکه تأثیر حرفمان بر رابطه با دیگران نیز برایمان مهم است. پس سه اصل ادب را هم باید رعایت کرد:
- تحمیل نکن؛ فاصله را حفظ کن.
- حق انتخاب بده؛ اجازه بده طرف مقابل هم نظر داشته باشد.
- صمیمی و دوستانه باش؛ رابطه را حفظ کن.
«ادب» معمولاً ابزارهای مناسبی در اختیار ما قرار میدهد که بقول تمثیل شوپنهاور درباره نیاز آدمها به تنهایی/ تعامل، آن جوجهتیغی باشیم که در سرما نه آنقدر از گله دور شده که یخ بزند و نه آنقدر نزدیک که خارهایش بدن همجواران را زخمی کند.
پ.ن: این روزها که اغلب ما فرسوده و آماده برای سوءتفاهم هستیم بیشتر روشنام شده رعایت ادب به هیچ وجه چیزی تشریفاتی نیست. برخی رواج اهانت و فحاشی را مرهمی بر زخمهایشان میدانند، اما به چشم من، از قضا، در همین شرایط، رعایت ادب و «نزاکت سیاسی» یعنی آدمها و گروهها حواسشان به زخمهای بزرگتری جمع است. انعکاسی است از اهمیت قائل شدن به تأثیر حرفهایمان بر دیگران و رابطهمان با آنها.
@neocritic
فراپیام
از خبری در یکی از شبکههای اجتماعی نماگرفت(اسکرینشات) گرفتم و برای گروهی از دوستان ارسال کردم. تنها واکنش به خبری که از نظر من عجیب و غمانگیز بود، این بود که «منبع؟». همه خبرگزاریها کار کرده بودند، پس اولین لینک را به عنوان منبع فرستادم، اما بهم برخورد! «منبع؟» بوی بیاعتمادی میداد و طلبکار بود. اگر بجای «منبع؟» خالی نوشته بود «خبر را جایی ندیدم، منبع؟» یا نوشته بود «چه وحشتناک! منبع؟» یا «لطفاً منبع» یا حتی «لطفن منبع» و حتی «منبع (شکلک، هر شکلکی)»؛ آن احساس بیاعتمادی و طلبکاری دست نمیداد.
واضح است چیزی که مرا در آن گفتوگوی کوتاه بیشتر از خودِ کلمه «منبع؟» درگیر کرد، معنایی بود که پشت آن احساس کردم. نویسنده را میشناختم و میدانستم واقعاً منظور خاصی ندارد؛ طفلک فقط «منبع خبر» را خواسته بود!
خیلی وقتها اصل برخوردنها به ما در مراودات مجازی / حقیقی؛ عمومی / خصوصی بیشتر به «فراپیام» مربوط است تا خود «پیام».
اطلاعاتی که از مسیر معنای کلمات منتقل میشود پیام است. آنچه درباره رابطه منتقل میشود، یعنی نگرش ما نسبت به یکدیگر، موقعیتی که در آن قرار داریم، و چیزی که در حال گفتنش هستیم، فراپیام است.
پیام درباره کلمات است، فراپیام درباره روابط. ماجرا بیش از اینکه به «چی گفتی» مربوط باشد، به «چطور و بر چه بافت و بستری گفتی» مربوط است. از آن طرف حرف زدن درباره فراپیام دشوار است. خیلی وقتها چیز آشکار و مشخصی وجود ندارد که به آن اشاره کنید.
دمای احوالپرسی را در نظر بگیرید: سردی و گرمی احوالپرسی را نه کلمات، که میتوانند کاملا مشابه باشند، که حالت چهره، برق نگاه، میزان فشردن دست و حتی انتخاب کلمات در تناسب با آدمهای غریبه / آشنایی که اطراف شما حضور دارند تعیین میکند، ضمن اینکه ممکن است دماسنج فرهنگی، خلقی و تربیتی شما و طرف مقابل هماهنگ و همگام نباشد.
خانم دبورا تنن زبانشناس در آثارش مفصل به مفهوم فراپیام (Metamessage) پرداخته و تاثیر آن بر فرهنگ و روابط اجتماعی، روابط عاشقانه، روابط با والدین، روابط با خواهر و برادرها و روابط با همکاران را نشان داده است.
او از قول زبانشناسی نقل میکند برای گفتوگویی که هدفش فقط انتقال اطلاعات باشد، چهار اصل مهم وجود دارد:
- به اندازهی لازم صحبت کن، نه بیشتر.
- حقیقت را بگو.
- مرتبط صحبت کن.
- واضح صحبت کن.
اما از قول زبانشناس دیگری اشاره میکند در گفتوگوی واقعی، این قوانین بهتنهایی کافی نیستند؛ چون ما فقط به انتقال اطلاعات فکر نمیکنیم، بلکه تأثیر حرفمان بر رابطه با دیگران نیز برایمان مهم است. پس سه اصل ادب را هم باید رعایت کرد:
- تحمیل نکن؛ فاصله را حفظ کن.
- حق انتخاب بده؛ اجازه بده طرف مقابل هم نظر داشته باشد.
- صمیمی و دوستانه باش؛ رابطه را حفظ کن.
«ادب» معمولاً ابزارهای مناسبی در اختیار ما قرار میدهد که بقول تمثیل شوپنهاور درباره نیاز آدمها به تنهایی/ تعامل، آن جوجهتیغی باشیم که در سرما نه آنقدر از گله دور شده که یخ بزند و نه آنقدر نزدیک که خارهایش بدن همجواران را زخمی کند.
پ.ن: این روزها که اغلب ما فرسوده و آماده برای سوءتفاهم هستیم بیشتر روشنام شده رعایت ادب به هیچ وجه چیزی تشریفاتی نیست. برخی رواج اهانت و فحاشی را مرهمی بر زخمهایشان میدانند، اما به چشم من، از قضا، در همین شرایط، رعایت ادب و «نزاکت سیاسی» یعنی آدمها و گروهها حواسشان به زخمهای بزرگتری جمع است. انعکاسی است از اهمیت قائل شدن به تأثیر حرفهایمان بر دیگران و رابطهمان با آنها.
@neocritic
- 👍 26






